مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان | سال:1389 | دوره:9 | شماره:4 (پی درپی 37)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

رضاییان محسن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    247
  • صفحه پایان: 

    248
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    28
کلیدواژه: 
چکیده: 

در سخن سردبیری زمستان 1388 مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان که به موضوع «اخلاق انتشار» (Publication Ethics) پرداخته بود، به مواردی از عدم رعایت اخلاق انتشار توسط نویسندگان یک مقاله از جمله «سرقت علمی» (Plagiarism)، «سرقت علمی از خود» (Self- Plagiarism) و «انتشار مجدد» (Duplicate Publication) اشاره شد. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که عدم رعایت اخلاق انتشار تنها محدود به موارد فوق نمی گردد و انواع دیگری از موارد متضاد با اخلاق انتشار نیز ممکن است مشاهده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    249
  • صفحه پایان: 

    262
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    494
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

زمینه و هدف: یکی از اختلالات رایج همراه با آلزایمر، افسردگی است. شناخت درمان های مناسب تر و کم عارضه تر، در این بیماران حایز اهمیت می باشد. این مطالعه به ارزیابی مقایسه ای دو داروی دزیپرامین و سرترالین در درمان افسردگی در بیماران مبتلا به آلزایمر پرداخته است.مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی یک سوکور، 63 بیمار با تشخیص آلزایمر (به طور تصادفی 29 نفر در گروه دزیپرامین و 34 نفر در گروه سرترالین) 12 هفته تحت درمان با 25 میلی گرم سرترالین و یا دزیپرامین قرار گرفتند که در صورت نیاز، به تدریج تا 150 میلی گرم افزایش داده شد. مقیاس وابستگی روانی پیری، آزمون هامیلتون افسردگی و معاینه مختصر وضعیت روانی در هفته های 2، 4، 8، 12 و مقیاس افسردگی در دمانس کرنل در هفته 4 انجام شد و عوارض جانبی داروها نیز بررسی گردید.یافته ها: در گروه سرترالین تغییرات خلقی در تمام هفته ها در مقایسه با ابتدای مطالعه معنی دار بود (p<0.05) اما در گروه دزیپرامین، تنها بین شروع و هفته 12 تفاوت معنی دار وجود داشت .(p<0.05) بهبود افسردگی در گروه سرترالین به طور معنی داری بر اساس مقیاس کرنل بیشتر بود (p=0.02). تغییرات عملکرد در فعالیت های روزمره در گروه دزیپرامین معنی دار بود(p<0.05)  اما در گروه سرترالین تفاوت معنی دار بین دو گروه دیده شد. میزان تغییرات شناختی در هر دو گروه تفاوت معنی داری نداشت و تفاوت بین دو گروه نیز معنی دار نبود.نتیجه گیری: سرترالین در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به آلزایمر موثرتر از دزیپرامین می باشد. هیچکدام از این دو دارو علی رغم اثرات ضد افسردگی، بر عملکرد شناختی بیماران تاثیری نداشتند.

آمار یکساله:  

بازدید 494

دانلود 114 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    263
  • صفحه پایان: 

    272
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    164
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

زمینه و هدف: اختلالات تیروئیدی از شایع ترین بیماری های غدد درون ریز می باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه آنتی تیروئید آنتی بادی ها و ید مصرفی در افراد هیپوتیروئید با افراد سالم، طراحی و اجرا گردید.مواد و روش ها: طی یک مطالعه مقطعی، به روش نمونه گیری غیراحتمالی آسان مبتنی بر هدف تعداد 75 نفر (28 مرد و 47 زن) با سن بین 20 تا 75 سال با تشخیص هیپوتیروئید (TSH>5mIU/L،T4<60nmol/l ، T3RUP=30 - 40%) به عنوان گروه مورد و 75 نفر که از نظر سن و جنس با گروه مورد یکسان بودند ولی TSH و T4 طبیعی داشتند، به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. میزان ید ادراری، آنتی تیروپراکسیداز (Anti-TPO) وآنتی تیروگلوبولین (Anti-Tg) در دو گروه مقایسه شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و آزمون های آماری Fisher’s Exact Test و t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و p<0.05 معنی دار تلقی گردید.یافته ها: در بیماران هیپوتیروئیدی به صورت معنی داری میزان ید ادراری کمتر (p<0.0001) و غلظت سرمی Anti-TPO و Anti-Tg از گروه کنترل بیشتر )به ترتیب p<0.0001 وp<0.0001 ) بود. در گروه مورد،  %50افراد سنین بالاتر از 60 سال دارای کمبود ید ادراری بودند.نتیجه گیری: یکی از دلایل اصلی هیپوتیروئیدی در نمونه های مورد مطالعه، بیماری های خودایمنی تیروئید بود و به نظر می رسد علت خودایمنی افزایش مصرف ید نباشد. به علاوه در افراد سالخورده مورد بررسی، مشکل کمبود ید همچنان باقی است و لازم است با توجه به شرایط خاص این افراد، از طرق دیگری اقدام به جبران کمبود ید در آنها نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 164

دانلود 80 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    273
  • صفحه پایان: 

    280
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    387
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

زمینه و هدف: سیستم عصبی مرکزی، یکی از اولین هدف های آسیب در سوء مصرف مواد مخدر می باشد. مواد اپیوئیدی شایع ترین داروهایی هستند که مورد سوء مصرف قرار می گیرند، ولی اطلاعات کمی درباره اثرات جانبی آنها بر روی ساختارهای مغز وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی تغییرات پاتولوژیک وابسته به مورفین؛ در موش های صحرایی انجام شده است.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی 48 موش صحرایی نر از نژاد ویستار به 6 گروه یکسان تقسیم گردیدند. گروه های وابسته (3 گروه)  0.4میلی گرم در میلی لیتر مورفین در آب آشامیدنی برای 7، 28 و 56 روز دریافت کردند، گروه های کنترل (3 گروه) محلول ساکاروز در آب آشامیدنی برای مدت مشابه دریافت نمودند. مطالعات هیستوپاتولوژیک از نظر معیار های آسیب مغزی روی نمونه های سیستم عصبی مرکزی نواحی کورتکس پیشانه ای، آهیانه و هیپوکامپ انجام شد. تعداد نورون ها و معیارهای بافت شناسی آسیب مغزی مورد ارزیابی قرار گرفتند.یافته ها: کاهش قابل توجه نورون ها در لوب های مغزی پیشانی و آهیانه ای و ناحیه هیپوکامپ که حساس ترین نواحی مغزی در مواجه با آسیب می باشند، دیده شد. همچنین مطالعه حاضر یک ارتباط چشمگیر بین مدت زمان مصرف مورفین و کاهش تعداد نورون ها را نشان داد.نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مواد اپیوئیدی می توانند بعد از مصرف طولانی مدت، آسیب نورونی به شکل کاهش تعداد نورون ها و آتروفی بافت مغزی ایجاد کنند. این تغییرات در سوء مصرف مزمن شدیدتر است. از آن جایی که آتروفی مغزی شایع ترین نمای پاتولوژی در دمانس است، بررسی های بیشتر برای یافتن رابطه احتمالی بین دمانس و اعتیاد به مواد اپیوئیدی پیشنهاد می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 387

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    281
  • صفحه پایان: 

    292
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    241
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

زمینه و هدف: قرارگیری در معرض دود سیگار محیطی، یک مشکل بهداشتی مهم در دنیا است. مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین استنشاق غیرمستقیم دود سیگار و اثرات آن بر سر انجام حاملگی پرداخته اند و نتایج آشکاری ارایه نشده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استنشاق دود سیگار محیطی در دوران بارداری و پیامدهای مادری و نوزادی آن، طراحی گردید.مواد و روش ها: دراین مطالعه مقطعی، از 641 زن باردار غیرسیگاری که در طی سال 1387 برای انجام زایمان جنین تک قلو به زایشگاه نیک نفس رفسنجان مراجعه کرده بودند، حداقل دو ساعت بعد از زایمان، مصاحبه ساختار یافته ای با استفاده از پرسش نامه پژوهشگر ساخته به عمل آمد. نمونه ها بر اساس قرارگیری در معرض دود سیگار محیطی در دو گروه قرارگرفته و پیامدهای مادری و نوزادی مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: از افراد مورد مطالعه، 161 نفر ((%25 در طول بارداری دود سیگار محیطی را استنشاق کرده بودند. این افراد دارای تحصیلات کمتر، سن بالاتر، سابقه دریافت مراقبت های دوران بارداری نامنظم، چندزا، غیرشاغل، روستانشین و در مجموع دارای وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پایین تری بودند. این افراد بیشتر به روش طبیعی زایمان کرده  (p=0.02)و کم خونی (p=0.048) و زایمان زودرس (p=0.002) در آنها شیوع بالاتری داشت. رابطه معنی داری بین سیگاری بودن غیرفعال مادر با وزن موقع تولد، نمره آپگار، جنسیت نوزاد، ناهنجاری، وقوع مسمومیت بارداری و نحوه شروع درد های زایمانی یافت نشد.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که استنشاق دود سیگار محیطی در دوران بارداری احتمال خطر تولد زودرس نوزاد را افزایش داده و با وقوع بالای کم خونی مادر همراه است.

آمار یکساله:  

بازدید 241

دانلود 102 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

احمدی زهرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    293
  • صفحه پایان: 

    304
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    370
  • دانلود: 

    122
چکیده: 

زمینه و هدف: شیوع فراوان درد شدید زایمان و عوارض نامطلوب آن بر مادر و جنین، لزوم شناسایی روش های موثر در کاهش درد را ایجاب می کند. یکی از روش های غیر دارویی تسکین درد زایمان، حمایت مداوم مامایی می باشد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر حمایت مداوم مامایی در طی لیبر و زایمان بر شدت درد زایمان انجام گرفت.مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی، تعداد 100 نفر از خانم های اول زا در بخش زایمان بیمارستان امام حسین (ع) شهر زنجان در سال 1386 به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و بطور تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش، افراد گروه آزمون تحت حمایت مداوم ماما (بر اساس دستورالعمل حمایت زایمان طبیعی) شامل حمایت های عاطفی، اطلاعاتی و جسمانی قرار گرفتند و افراد گروه کنترل، فقط مراقبت های معمول بخش زایمان را دریافت نمودند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه و چک لیست بود. داده ها با استفاده از آزمون های من ویتنی،T  و مجذور کای، تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: میزان شدت درد لیبر و درد مرحله دوم زایمان در گروه حمایت شده، کمتر از گروه حمایت نشده بود (به ترتیب p=0.002،(p=0.009  همچنین طول مدت لیبر  (p=0.005)و مرحله دوم زایمان (p=0.001) در گروه آزمون پایین تر از گروه کنترل بود. بین شدت درد و مشخصات دموگرافیک نظیر سن، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال و وضعیت اقتصادی ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت.نتیجه گیری: حمایت مداوم ماما همراه با رعایت اصول زایمان طبیعی، به میزان قابل توجهی از شدت درد لیبر و زایمان می کاهد.

آمار یکساله:  

بازدید 370

دانلود 122 استناد 3 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    305
  • صفحه پایان: 

    314
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    239
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

ز مینه و هدف: داروهای مخدر از جمله مهم ترین داروهای ضددرد هستند که به طور وسیعی برای کنترل دردهای شدید به کار می روند. یکی از مشکلات استفاده از این داروها، بروز وابستگی جسمی می باشد. مطالعات بسیار کمی به بررسی دخالت نوروپپتید کوله سیستوکینین (Cholecystokinin, CCK) در بروز علایم وابستگی به مخدرها پرداخته اند. به همین منظور در این مطالعه اثر CCK و آنتاگونیست آن بر تعداد پرش های ناشی از وابستگی به مورفین بررسی شد.مواد و روش ها: در مطالعه تجربی حاضر، به 64 موش سوری سفید نژاد balb/c سه روز متوالی و با فواصل سه ساعته به ترتیب مقادیر 50، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم مورفین به صورت زیرجلدی تزریق شد. روز چهارم نیز 50 میلی گرم بر کیلوگرم مورفین به تمام موش ها تزریق گردید. تزریق نالوکسان (5 میلی گرم بر کیلوگرم) در روز چهارم باعث بروز علایم سندرم محرومیت از جمله پرش های متعدد شد. به گروه های مورد آزمایش مقادیر 0.1، 0.3 و 0.6 میلی گرم بر کیلوگرم از CCK-8 و مقادیر 0.01، 0.5 و 1 میلی گرم بر کیلوگرم از LY225910 به همراه مورفین به صورت داخل صفاقی تزریق شد.یافته ها: تزریق CCK-8 باعث کاهش معنی دار پرش های ناشی از تزریق نالوکسان گردید  (p<0.05)در حالی که تزریق LY225910 هیچ اثر معنی داری بر این پرش ها نداشت.نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که کوله سیستوکینین توانست پرش های ناشی از سندرم محرومیت مورفین را در موش های سوری کاهش دهد و آنتاگونیست اختصاصی گیرنده های CCK2 تاثیر معنی داری بر این پرش ها نداشت. بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می رسد که تحریک گیرنده های CCK1 در بروز وابستگی به مورفین نقش دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 239

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    315
  • صفحه پایان: 

    324
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    318
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

زمینه و هدف: (IGF-1) Insulin-like Growth Factor-1 نوعی پروتئین پلی پپتیدی است که %90 در کبد ساخته می شود. سیروز کبدی وضعیتی همراه با کاهش IGF-1 است و با پیشرفت بیماری احتمالا سطح IGF-1 کاهش بیشتری می یابد هدف این مطالعه تعیین میزان همبستگی بین IGF-1 و شدت بیماری کبدی بر اساس معیارهای Child-Pugh و (Model for End Stage Liver Disease) MELD-Score بوده است.مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 100 بیمار مبتلا به سیروز کبدی که در سال های 1386 و 1387 به درمانگاه گوارش بیمارستان امام خمینی تهران مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بیماران آزمایشات IGF-1، شمارش سلول های خونی، آنزیم های کبدی، آلکالین فسفاتاز، آلبومین سرم، کراتینین خون و بیلی روبین توتال و مستقیم سرم انجام شد. همچنین سونوگرافی کبد و طحال و آندوسکوپی برای واریس، آسیت و آنسفالوپاتی انجام گردید. سپس بر اساس معیارهای Child-Pughو MELD شدت آسیب کبدی و همبستگی IGF-1 با معیارهای Child- Pugh و MELD مشخص گردید.یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان در این مطالعه 15±44.4 سال و میانگین IGF-1 برابر با 91.51± 92.95 نانوگرم در دسی لیتر بود. 14 بیمار (14%) دارای IGF-1 در حد طبیعی و 86 بیمار (86%) دارای IGF-1 غیرطبیعی بودند. در تمام بیماران ضریب همبستگی میان IGF-1 و MELD برابر با (p=0.001) - 0.317 و ضریب همبستگی میان IGF-1 و Child- Pugh برابر با (p<0.001) - 0.478 بوده است.نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که IGF-1 یک شاخص برای نشان دادن شدت بیماری سیروز کبدی است و می توان از این شاخص برای تعیین شدت بیماری در بیمارانی که امکان نمونه برداری وجود ندارد، استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 318

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    325
  • صفحه پایان: 

    330
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    148
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

زمینه و هدف: حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغل های پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه، موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی تاثیر فشار روانی مسابقه، بر غلظت کورتیزول و ضربان قلب مربیان برنده و بازنده لیگ برتر فوتبال بوده است.مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی، نمونه های بزاقی در روز مسابقه در پنج مرحله جمع آوری شد. بدین منظور 16 نفر از مربیان حرفه ای لیگ برتر فوتبال فصل مسابقات 1384-1383 آزمودنی های این تحقیق را تشکیل دادند. غلظت کورتیزول بزاقی با استفاده از روش رادیوایمنواسی اندازه گیری شد. ضربان قلب مربیان در زمان استراحت و در جریان مسابقه با استفاده از دستگاهTeam - Polar ثبت گردید. به جهت اینکه مربیان در شرایط استرس روانی مسابقه قرار نداشته باشند، تعیین غلظت کورتیزول و ضربان قلب استراحت آزمودنی ها، یک هفته پس از پایان مسابقات انجام شد. از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVA) استفاده شد.یافته ها: بیشترین مقدار کورتیزول در بین دو نیمه مسابقه مشاهده شد که در مربیان بازنده این افزایش بیشتر بود. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان برنده و بازنده در مراحل مختلف نمونه گیری وجود نداشت. تغییرات ضربان قلب در مربیان برنده و بازنده در جریان بازی اختلاف معنی داری نداشت.نتیجه گیری: استرس های روانی مسابقه در مربیان با افزایش معنی داری در سطوح کورتیزول بزاقی همراه بود. در نتیجه فشار های روانی ناشی از مسابقه می تواند برای مربیان استرس زا و مضر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 148

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (پی درپی 37)
  • صفحه شروع: 

    331
  • صفحه پایان: 

    336
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    208
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

زمینه و هدف: فتق های مغبنی بین 75 تا 85% از کل فتق های دیواره شکم را شامل می شوند و اغلب به دو گروه غیرمستقیم و مستقیم تقسیم می گردند. کیسه فتق می تواند شامل روده ها، مثانه، کولون، تخمدان و آپاندیس باشد. پیچ خوردگی چادرینه بزرگ همراه با فتق یکطرفه یا دو طرفه آن در کانال مغبنی، از نادرترین مواردی است که گزارش شده است. در مطالعه حاضر یک نمونه نادر و متفاوت فتق مغبنی معرفی می گردد.معرفی مورد: در سالن تشریح دانشکده پزشکی رفسنجان بر روی کیسه بیضه راست یک جسد مرد حدود 50 ساله برآمدگی غیرطبیعی مشاهده گردید که با توجه به سن تقریبی وی، فتق مغبنی مستقیم تشخیص داده شد. تشریح جسد نشان داد که چادرینه بزرگ دارای وضعیت طبیعی و بدون پیچ خوردگی بوده، اما بخشی از چادرینه در داخل کانال مغبنی راست قرار داشت. این قسمت از چادرینه از طریق سوراخ عمقی وارد کانال مغبنی شده و پس از طی کانال مربوطه به سوراخ سطحی کانال رسیده و در نهایت با قرار گرفتن در کیسه بیضه باعث تورم آن و آتروفی بیضه شده بود. با تشریح کامل جسد واریاسیون هایی در سایر مناطق بدن نیز مشاهده گردید.نتیجه گیری: فتق مغبنی حادث شده توسط چادرینه بزرگ از موارد نادر بود زیرا اولا بیضه سمت درگیر آتروفی شده بود، ثانیا هیچ پیچ خوردگی در چادرینه وجود نداشت و در نهایت با توجه به بیضه آتروفی شده، فتق به زمان جنینی و باقی ماندن زائده واژینال برمی گردد. تشخیص این نوع فتق برای جراحان به خصوص در حالتی که بدون علایم بالینی و درد باشد، مشکل خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 208

دانلود 114 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID