چکیده فارسی: دریافت شیربها توسط زوج، یکی از مصدا قهای مغایرت عرف با قوانین خانواده در جامعه ایران است که مشکلات مالی و مسایل حقوقی زیادی برای خانواده ها در برداشته است. از این رو، دو ضرورت ایجاب م یکند که مسئله شیربها به لحاظ فقهی بررسی شود: ضرورت اول، تبیین وظیفه مکلفان در برابر اعطاء و اخذ آن؛ ضرورت دوم، قانونمند شدن این امر به صورت دقیق تر با توجه به مبانی فقهی آن. بنابراین، هدف مقاله حاضر، تحلیل ماهیت، بیان صور و احکام شیربها از منظر فقه و حقوق موضوعه است. از طرفی، در مقاله برخی جهات بااهمیت مثل ادله جواز رجوع که مورد غفلت واقع شده، تبیین گردیده است. یافت ه ها نشان می دهد که شیربها موضوعی عرفی و از نظر ماهیت، شاید بتوان آن را جزء هدایای قبل از ازدواج تلقی کرد؛ هر چند که منحصر در این امر نیست و صور دیگری برای آن قابل فرض است. دیدگاه فقها بر آن است که به حسب عناوین ماخوذه در شیربها احکام آن نیز متفاوت است. در برخی از این صور، اخذ آن حرام و قابل استرداد و در برخی دیگر، اخذ آن جایز و قابل استرداد و در بعضی دیگر، اخذ آن جایز و غیر قابل استرداد است. البته ادله جواز رجوع در موارد مربوطه با هم اختلاف دارد که مورد توجه واقع شده است. قانون مدنی درباره ماهیت و جواز شیربها سکوت کرده است؛ اما از دیدگاه حقو قدانان، اگر شوهر تعهد به دادن آن نمود، قطعا قابلیت مطالبه دارد. چکیده عربی: إنّ أخذ ثمن الرضاعة من قِبل عائلة الزوجة هو من مصادیق مغایرة العرف لقوانین الأسرة فی المجتمع الإیرانی التی أدّت إلى,خلق الکثیر من المشاکل المالیة والدعاوى,القانونیة للأسر. وعلیه، فإنّ ضرورتین تقتضیان دراسة مسألة ثمن الرضاعة من الناحیة الفقهیّة: الضرورة الأولى,هی تبیین واجب المکلّفین إزاء إعطاء الثمن وأخذه، والضرورة الثانیة هی إضفاؤه صبغة قانونیة أکثر دقّة بالنظر إلى,المبانی الفقهیّة. ولذلک تهدف المقالة التی بین یدی القارئ الکریم إلى,تحلیل ماهیة ثمن الرضاعة، وإلقاء الضوء على,صوره وأحکامه من منظار الفقه والحقوق الموضوعة. هذا ومن جانب آخر قام الباحثان فی المقالة بتبیین بعض الجوانب المغفولة لهذه المسألة التی تحظى,بأهمّة بالغة مثل أدلّة جواز الرجوع. تدلّ نتائج الدراسة على,أنّ ثمن الرضاعة هو موضوع عرفیّ وقد یمکن أن نعتبره من هدایا الخطوبة قبل الزواج، وإن لا ینحصر فی هذا الأمر ویمکن أن نفترض بعض الصور الأخرى,له. ویرى,الفقهاء أنّ أحکام ثمن الرضاعة تختلف بحسب العناوین المأخوذة فیه. وفی بعض هذه الصور یحرم أخذ ثمنها ویمکن استرداده، وفی بعض الصور الأخرى,یجوز أخذه ویمکن استرداده، وأمّا فی البعض الأخرى,فیجوز أخذه ولکن لا یمکن استرداده. وتختلف أدلّة جواز الرجوع بطبیعة الحال فی الحالات المذکوره آنفاً، حیث أخذت هذه الاختلافات بعین الاعتبار. وأخیراً، فإنّ القانون المدنی یسکت عن ماهیة ثمن الرضاعة وجوازه؛ ولکن إذا تعهّد الزوج بدفعه فلا شکّ فی إمکان مطالبته.