در تمامی رشته های علوم اجتماعی از جمله رشته مدیریت، انسان به عنوان یکی از موضوعات اساسی، مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد. آنچه بین تمامی این علوم مشترک است، انسان و ابعاد وجود اوست. هر کدام از این علوم به ابعادی از وجود انسان می-پردازد. علم مدیریت نیز با وام گیری از علومی مانند روان شناسی، و جامعه شناسی از نتایج پژوهشی این علوم در زمینه انسان-شناسی به شکل کاربردی استفاده می نماید و بر آن اساس نظریه های مدیریتی و سازمانی خود را هدایت می کنند (گایینی، 1397؛ گایینی، 1392). طی چند دهه پژوهش در عرصه سازمان و مدیریت، تعداد انبوهی از تئوری های مدیریت ایجاد شده که پدیده-های سازمانی را تئوریزه کرده اند اما همیشه فاصله بین تئوری و عمل یا شکاف دانش تئوریک سازمانی و تجربه کارگزاران سازمانی، چالش برانگیز بوده است (دانایی فرد، 1387). از یک سو چالش مذکور، و از سوی دیگر گستردگی سازمان موجب پدیدار شدن حوزه های تخصصی نظیر مدیریت کیفیت در عرصه سازمان و مدیریت شده است.