مطالبه گری به عنوان یکی از مهم ترین کنش های بشر در عصر مدرن به منظور تحقق حقوق، به ویژه حقوق شهروندی، محسوب می شود. ولی این مهم اغلب برای شهروندان ناآشنا به نظر می رسد و در مقام عمل نیز مطالبه گری به ویژه از نوع اثربخش در پرانتز قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناخت شرایط دفع کنشگری مطالبه گرانه در شهر یزد انجام شده است. به منظور نیل به این هدف، از رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیق از 13 زن یزدی گردآوری و همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. فرایند گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. طی سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی، 20 مقولۀ اصلی برساخت شد. یافته ها، پدیدۀ مرکزی «ارزش زدایی از مطالبه گری» را به معنای بی فایده دانستن مطالبه گری در تحقق مطالبات نشان دادند. براساس نتایج می توان گفت مجموعه ای از شرایط و عوامل فردی، ساختاری و مبتنی بر تجربیات منفی مستقیم و غیرمستقیم از مطالبه گری/پاسخگویی، منجر به ارزش زدایی از مطالبه گری شده است. در مواجهه با پدیدۀ مرکزی، اغلب سه راهبرد اصلی شامل مطالبه گری محتاطانه-بازاندیشانه، تحریم مطالبه گری و تکاپو برای مطالبه گری، از سوی کنش گران استفاده شده است. درنهایت پیامدهای چنین راهبردهایی، عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و روانی را دربرگرفته و به بازتولید ناکامی در مطالبه گری اثربخش و کاهش مطالبه گری دامن زده است.