مردم جوامع مختلف به ارزشها و باورهای خود سخت پایبند بوده و به سادگی پذیرای تغییر آن نمی باشند. اما، توسعه فراگرد تغییر ارزشهای حاکم بر جامعه است. چه بسا تجربه کشورهای توسعه یافته ای مانند ژاپن، مؤید این نکته می باشد. آشنایی با شیوه های تولیدی جدید، موجب ایجاد تغییر در نحوه تفکر و زندگی افراد می شود، بدین طریق ارزشهای اجتماعی نیز تغییر می نماید؛ چراکه اساس ارزشها در اندیشه و باورهای انسان است. هر فرهنگی، الگوهایی از انسان ارائه می دهد که فعالیت ها، موفقیت ها و وظایف اجتماعی افراد را مشخص می کند. افراد جامعه در قالب این الگوها و ارزشها، طرح زندگی خود را می ریزند. اما، در فراگرد توسعه، زمانی فرا می رسد که افراد باید درباره این الگوها، تأمل و تجدید نظر نمایند. زیرا در روند توسعه، روحیه تعقیل نیز افزایش می یابد و ارزشهای خانوادگی، طبقاتی، نژادی و سنت های ناروای اجتماعی؛ اعتبار و استحکام خود را از دست می دهد و زنان حضور بیشتری در تمامی عرصه های اجتماعی پیدا می کنند. مقاومت و عدم تغییر ارزشها و باورهای عمومی، مسائل تازه ای بر سر راه توسعه بوجود می آورد و آن را با موانع جدی روبرو می سازد. از این رو، شناخت، ترویج، تقویت، انتقال یا تضعیف و تغییر ارزشهای اجتماعی، اهمیت خاصی دارد که در بررسی های توسعه باید مورد توجه قرار گیرد. از جمله ارزشهای مثبت و مؤثر در توسعه می توان به افزایش سواد آموزی، کسب مهارت و تخصص، نوگرایی و نوآوری اشاره کرد. بنابراین می توان گفت که تغییر ارزشها، اولین و سخت ترین گام در راه توسعه است که بیشترین تأثیر دا در پیشبرد اهداف توسعه دارد. اما، باید با احتیاط در این راه گام گذاشت تا با مقاومت و واکنش منفی جامعه مواجه نگشت.