»غرایب الاسرار« نوشته غیاث الدین خواندمیر نواده دختری میرخواند صاحب کتاب »روضه الصفا« از مورخان و نویسندگان قرن دهم هجری، یعنی اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی است، در بیان شگفتی های ربع مسکون، غرایب بلاد و بحار و انهار و جزایر و مبنی است بر عجایب اشکال و اطوار بعضی از آدمیان که نویسنده در آن حکایاتی را بشیوه روایی با رویکردی استنادی نوشته و در اغلب حکایات، مطلب را با ذکر سند روایت کرده است؛ اگرچه متن اصلی غرایب الاسرار بشیوه ساده و مرسل به نگارش درآمده، اما وجود بیش از حد واژگان، ترکیبها و عبارتهای عربی و نیز پیروی از ساختهای زبان عربی در جمله سازیها در مقدمه و برخی موارد، سبک نگارش را مصنوع میکند. این ویژگی، درواقع ویژگی سبکی غالب بسیاری از آثار تاریخی و علمی قرنهای دهم هجری است. در این مقاله کوشیده شده ویژگیهای سبکی خواندمیر در غرایب الاسرار به لحاظ زبانی صرفی و نحوی، ادبی و فکری و محتوایی بررسی شود؛ نثر کتاب-جز در مقدمه که به آرایه های ادبی آمیخته و همراه با شعر است-نثری نسبتا ساده است که نویسنده در آن قصد هنروری ندارد، اما در کل کتاب چه مقدمه و چه متن استفاده از واژه ها و عبارات و ترکیبات عربی بوفور دیده میشود.