پاسخ ایمنی همورال به واکسیناسیون علیه ویروس مولد بیماری نیوکاسل (NDV) و بورس عفونی (IBD) و تاثیر تزریق لیپوپلی ساکارید (LPS) سالمونلاتیفی موریوم بر ترکیب اسیدهای چرب کبدی در جوجه های گوشتی سویه 2000 و 1957 تحت رژیم غذایی آزاد و یا محدود، مورد مطالعه قرار گرفت. دویست و هفتاد و پنج قطعه جوجه گوشتی سویه 2000 (160 قطعه) و 1957 (115 قطعه) در یک روزگی، بطور تصادفی بین 64 قفس تقسیم شدند، بطوریکه نیمی از هر سویه از روز چهارم تحت محدودیت غذایی قرار گرفت (فاکتوریل 2´2 ) و در هفته های 1 تا 4 به ترتیب 80, 70, 76 و 90 درصد از میزان مصرف خوراک محاسبه شده در اختیار آنها گذاشته شد. به منظور تعیین تیتر آنتی بادی، دو جوجه از هر قفس بطور تصادفی انتخاب و در روزهای 21 و 35 علیه IBD , NDV واکسینه و در روزهای 35, 21 و 42 از آنها خونگیری بعمل آمد. برای سنجش ترکیب اسیدهای چرب کبدی تعداد 6 قطعه جوجه از هر سویه و رژیم غذایی (n=24) در روزهای 14, 7, 0 و 28 از قفسهای گروهی جدا و به قفسهای انفرادی با همان رژیم غذایی انتقال یافتند. تزریق LPS به 3 جوجه در هر گروه یکروز پیش از اتمام هر دوره آزمایش (روزهای 27, 13, 6 و 41 ) انجام گردید و 24 ساعت بعد از هر تزریق جوجه ها کشته و نمونه های کبدی جمع آوری شدند. تیتر آنتی بادی علیه نیوکاسل در پاسخ ایمنی اولیه و ثانویه در سویه 1957 بیشتر از سویه 2000 بود (P=0.0001) ، ولی تیتر آنتی بادی علیه بورس عفونی تحت تاثیر سویه قرار نگرفت (P>0.05). رژیم های غذایی تاثیری بر پاسخ ایمنی همورال نداشتند (P>0.05). ترکیب اسیدهای چرب کبدی تحت تاثیر سویه، رژیم غذایی، تزریق LPS ، سن و اثرات متقابل آنها قرار گرفت (P<0.05). نتایج این مطالعه ضمن تاکید بر تاثیر منفی بهگزینی برای افزایش وزن بدن در جوجه های گوشتی بر پاسخ ایمنی همورال نشان داد که پیش سازهای التهاب زا (اسیدهای چرب گروه n-6) که با کاهش راندمان تولید همراه هستند در سویه 2000 در مقایسه با سویه 1957 به میزان بیشتری بکار گرفته شده است. بعلاوه، چنین روندی در جوجه های دریافت کننده خوراک بصورت آزاد هم دیده شد که نمایانگر تاثیر محدودیت غذایی بر کاهش تولید واسطه های التهاب زا با خواص نامطلوب بر رشد می باشد.