هدف: شایع ترین نوع سوء استفاده در کودکان و مشکل ترین نوع از نظر تشخیص و مداخله درمانی سوء استفاده هیجانی است. نوعی از آزار که به نظر می رسد گرچه نسبت به سایر موارد سوء رفتار ارتباط قوی تری با عملکرد روانی فرد در دراز مدت داشته باشد، اما مورد غفلت از طرف متخصصین بالینی قرار گرفته است.
معرفی مورد: مورد کودک 8 ساله ای است که با شکایت آزار جنسی توسط همسایه ها، بوسیله مادر به درمانگاه روانپزشکی کودک ارجاع شده بود. معاینه و مصاحبه با کودک و مادر و اخذ اطلاعات از پدر نشان داد که مادر مبتلا به اختلال اسکیزوافکتیو با هذیان گزند و آسیب با محتوی آزار جنسی کودک می باشد، کودک هیچ علامتی را به نفع آزار جنسی نشان نمی داد بلکه مشکل اصلی او محدودیت ارتباطی شدید اعمال شده از سوی مادر بود.
نتایج: مادر با تشخیص اختلال اسکیزوافکتیو تحت درمان با پیموزاید و کاربامازپین قرار گرفت. همچنین مداخله در خانواده با تمرکز بر افزایش ارتباط کودک با پدر و همشیره ها و کاهش میزان مراقبت و مخافظت شدید اعمال شده از سوی مادر صورت گرفت. پس از سه ماه بهبودی نسبی در مادر بخصوص در بینش نسبت به بیماری، اجازه ارتباط گروهی بیشتر به کودک و کاهش سرزنش و شماتت او مشهود گشت.
بحث: گرچه بسیاری از این بیماران از نظر آسیب احتمالی جسمی به فرزند خود مورد ارزیابی قرار می گیرند ولی آزار هیجانی به کودکان معمولاً مخفی باقی می ماند. نگارندگان توجه ویژه روانپزشکان را به چنین ارتباطات احتمالی و جستجوی سوء استفاده هیجانی در کودک به منزله نوعی پیشگیری اولیه جلب می نمایند.