نیومارک (1988:140) معتقد است که نوواژگان از بزرگ ترین چالش های فراروی مترجمان حرفه ای و همچنین مترجمان متون غیرادبی است. مقاله حاضر بر آن است تا ترجمه فارسی برخی نمایشنامه های شکسپیر و فصل هفده اولیس، اثر جمیز جویس، را بررسی کند تا از آن طریق ماهیت نوواژگان این آثار همراه با روش های ترجمه به کار گرفته شده را مشخص نماید و در نهایت پیدایی مترجم در این ترجمه ها را تعیین کند و ملزومات ترجمه آثار چنین نویسندگانی را، که از نوواژگان استفاده کرده اند، تعیین سازد. در پایان از مطالعه حاضر چنین برمی آید که ترجمه نوواژگان و پیدایی مترجم ازجمله مسایلی هستند که کاملا وابسته به روش ها و رویکردهای اتخاذ شده از طرف مترجم بوده و نوواژگان به عنوان جزیی از سبک نویسنده دقت عمل بیشتری در انتخاب برابر نهاده می طلبد.