پیشینه و اهداف: خلاقیت یا آفرینندگی موضوعی بحث بر انگیز در حوزه های مختلف علمی، به ویژه علوم تربیتی و روانشناسی می باشد. اگر طراحی را به منزله ی آفرینش ابتکاری اشکال ممکن از پیش تعیین شده، برای دستیابی به اهداف مختلف انسانی، درنظربگیریم، در این فرایند خلاقیت به عنوان مفهومی چندسطحی، خود ناظر بر فرایندی است که اگرچه در ذهن انسانها شکل می گیرد، اما در الگو ها، شیوه ها و طرح های معماری نیز نمود عینی پیدا می کند. در دهه های اخیر بررسی مفهوم خلاقیت، چگونگی عملکرد آن، میزان تاثیرگذاری بر یادگیری و شیوه های آموزش دهی آن، از اهمیت بسیاری برخوردار شده است. هدف از این پژوهش ارزیابی سطوح خلاقیت پایه و تغییر یافته واحد درسی طراحی معماری 3 در میان دانشجویان کارشناسی معماری بر اساس چهار مولفه ی اصلی آزمون تفکر خلاق تورنس (سیالیت، انعطاف پذیری، ابتکار و بسط) و تکنیک اسکمپر است. روش ها: داده های مورد نیاز این پژوهش، با استفاده از روش پژوهش آزمایشی، در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون، از طریق دو شیوه ی پرسشنامه تستی تورنس و اسکیس ترسیمی، در بین دانشجویان معماری دانشگاه آزاد اردبیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 2017-2018 جمع آوری گردیده است. نمونه پژوهش 40 دانشجو را شامل می شود که در دو گروه با اساتید مجزا دسته بندی شده اند. در گام اول با استفاده از پیش آزمون، سطح خلاقیت دانشجویان در هر چهار بعد مورد سنجش قرار گرفت. سپس جهت تعیین خلاقیت تغییریافته، گروه اول با آموزش رایج مصوب آموزش عالی و گروه دوم با مداخله آزمایشی-از طریق اجرای برنامه آموزش خلاقیت محور (آموزش تکنیک یورش فکری)، در طی 6 جلسه و انجام تمرین های مربوطه، مورد آموزش و ارزیابی قرار گرفتند. در گام دوم با استفاده از تکنیک اسکمپر، آزمون اسکیس ترسیمی از هر دو گروه اخذ شد. یافته ها: داده های آماری با دو روش واریانس چندمتغییری و یک راهه در SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از اجرای روش آزمایشی نشان دهنده آن است که تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی و گروه کنترل (شیوه ی آموزشی رایج و مصوب شده) در سطوح مولفه های تفکر خلاق تورنس وجود دارد و از بین چهار مولفه تفکر خلاق تورنس، در هردو آزمون تستی و طراحی، بعد سیالیت بیش از سایر مولفه ها توسط تکنیک های آموزش خلاقیت بهبود یافته است. در واقع می توان چنین استنباط نمود که دانشجویان بعد از یادگیری تکنیک های خلاقیت در مرحله پس آزمون توانستند تعداد ایده های بیشتری را مرتبط با موضوع طراحی ترسیم نمایند که نشان از افزایش سطح سیالی خلاقیت این گروه بود. هم چنین بر مبنای تحلیل داده ها، بعد ابتکار، نسبت به سایر مولفه ها در سطح پایین تر قرار گرفته است. نتیجه گیری: درحالی که آموزش مبتنی بر خلاقیت، مهارت های طراحی معماری را افزایش می دهد و بر مولفه های خلاقیت (سیالیت، انعطاف پذیری، ابتکار و بسط) تاثیر می گذارد، شیوه فعلی آموزش می تواند اصالت دانش آموزان را تضعیف کرده و روند طراحی را به تقلید سوق دهد. افزون بر این، در بعد ابتکار به علت تاثیرپذیری آن از عواملی مانند زمان و مکان، تجربه دانشجوها، تمرین کافی و تعامل گروهی، در نظر داشتن هریک از این مولفه ها در تکنیک های ارزیابی پیشنهاد می شود.