امروزه نویسندگان رمان برای افزایش جذابیت اثر ادبی و جلب نظر ویژه مخاطب به آن از شیوه های مختلفی استفاده می کنند. در همین راستا به کار گیری شگرد های مختلف در روایت داستان، می تواند بخش بزرگی از این وظیفۀ مهم را انجام دهد. شگرد های روایی علاوه بر کمک به پیش برد داستان، سبب می شوند تا روایت نیز تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد و مخاطب را برای پیگیری داستان به خود مشغول کند. رمان خبزٌ علی طاولة الخال میلاد، نوشتۀ محمد النعّاس، برندۀ جائزۀ بوکر عربی 2022م، داستانی است که با استفاده از شگرد های متنوع روایی (زمانی و سینمایی) موفق شده است در جذابیت و انسجام روایت به جایگاه والا و چشمگیری دست یابد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی کارکرد شگرد-های روایی در رمان مذکور پرداخته تا با شناخت نحوۀ به کار گیری آن ها در این رمان، نقش هر یک را در روایت داستان تبیین نماید. نتایج نشان می دهند که شگرد هایی از قبیل پس نگاه، خطاب مستقیم روایت گیر، خواب دیدن و ... غالبا در راستای ارائۀ اطلاعات بیشتر از ماجراها، کشیدن مخاطب به عمق داستان، ترغیب کردن و همراه نمودن او برای پیگیری ماجرا و جلب توجه و هشیاری او به کار رفته است.