تحولاتی که ازسال 2011منطقه خاورمیانه رادربرگرفت از کشورتونس آغازشده و سرانجام دیگرکشورهای عربی خاورمیانه را نیز تحت تأثیرقرارداد. علل و عوامل گوناگونی از جمله فقر، فساد موجود در کشورها، حضورحاکمان مستبد در رأس حکومت در بروز این تحولات نقش داشته اند. یکی از عوامل تأثیرگذاردر بروز اعتراضات مردمی مساله ی محرومیت است. آنچه مسلم است اینکه نادیده گرفتن و بی توجهی و نیز سرکوب خواسته ها ونیازهای مردم، محرومیت را در پی خواهد داشت که به مرور این مساله از حالت ذهنی خارج شده و در قالب خشونت و اعتراضات عمومی نمایان می شود. ازجمله ی کشورهایی که با این تحولات واعتراضات مردمی مواجه شد، کشوریمن بود. این نوشتار سعی دارد تا اعتراضات مردمی در یمن را در چارچوب نظریه ی محرومیت نسبی تد رابرت گار مورد بررسی قرار داده و نقش محرومیت در بروز حرکت های مردمی در این کشور دردوران حکومت علی عبداله صالح نشان دهد.