چند دهه است که نقد ادبی بر پایة نظریه های نقد ادبی غربی، در مملکت ما رواج یافته و کلّ محتوای مجلات ادبی را در بر گرفته و به مهمترین طریقة ارائة پژوهش های دانشگاهی رشتة ادبیات فارسی تبدیل شده است. با وجود این، هیچ خبری از نقد اصول و روش خود این نظریه-ها نیست. ما در اینجا مبانی و اصول نظریة روانکاوی فروید را، به روش توصیفی-تحلیلی، مورد بررسی قرار داده و نشان داده ایم که برخلاف نظر فروید: چیزی به نام «ناخودآگاه» وجود ندارد. رؤیا امری ماوراء طبیعی است و در آینده تحقق می پذیرد و هیچ ربطی به خواست و آرزوی فرد ندارد. تقسیم ساختار ذهن به سه قسمتِ «نهاد (اید)»، «خود (ایگو)» و «فراخود (سوپر ایگو)» اگر چه شباهتی با واقعیت دارد و تقریباً بر «نفس امّاره»، «نفس لوّامه» و «نفس ناطقه» قابل تطبیق است، فروید ماهیت و خواص آنها را درست نشناخته است. مراحل رشد شخصیت کودک به ترتیبی که فروید می گوید، از اساس مهمل است و «عقدة ادیپ» فرویدی یکی از سخافت های عقل اوست. بنابراین، فروید، نه یک فیلسوف و نه یک روانشناس بزرگ بلکه یک بیمار روان نژند بوده که تنش ها و توهمّات بیمارگونة خود را گستاخانه به نام علم انتشار داده است.