مصرف برنامه های تلویزیونی به طور عام و ماهواره ای به طور خاص، عملی است که در متنی از متغیرهای مختلف به نحوی چندجانبه تعیین می شود. این متغیرها که بسته به فضاهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مختلف می تواند متفاوت باشد؛ در متن زندگی روزمره مردم به هنگام رمزگشایی ها، به خدمت گرفته می شوند تا عمل دریافت پیام صورت گیرد. دسترسی به مدلی برای توضیح مصرف ماهواره در ایران، موضوع بررسی نظری این تحقیق بوده و این تلاش نظری مبتنی بر مفاهیم و نظریاتی از جمله مفاهیم «تخصیص فرهنگی» و «تاکتیک های تخصیصی» روگرز، مفهوم «میان زمینه ای بودن» آپادورای، نظریه لکلائو و موفه و مدل مصرف و سبک زندگی بوردیو شکل گرفته است. با توجه به نتایج تحقیق، می توان مناسبات نابرابر در فضای رسانه ای جهانی، نظام فرهنگی ارشادی دولت محور، نظام رسانه ای دولتی (یک دستی رسانه ای) و مطالبات متکثر و متعارض در زندگی روزمره ایرانی را از مهم ترین متغیرهای کلان موثر بر نوع تخصیص فرهنگی در ایران دانست. همچنین، سرمایه های فردی مانند سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و از همه مهم تر در شرایط ایران، سرمایه مذهبی و سرمایه سیاسی بخشی از شرایط وجودی اند که کردار مصرفی فرد را سامان می دهد. بنابراین، تحقیقاتی که ناظر بر مصرف ماهواره در ایران هستند باید با تکیه بر این مفاهیم، داده های تجربی لازم را فراهم سازند.