عارفان شاعر و شاعران عارف، چنانکه از آثار بازمانده آنها می توان دریافت، چندان که باید و شاید خود را وابسته و در قید و بند شعر و شاعری محض نمی دانند و اگر شعری نیز برزبان رانده و یا اثری منظوم خلق کرده اند، بیشتر از باب تعلیم، روشنگری و تشریح مسائل غیرمادی و روحانی به مخاطبان بوده است.با اینکه عطار در جای جای آثارش خود را شاعر نمی داند و نمی خواهد با نام شاعر او را بشناسند و بر اساس آنچه در مکتب عرفان آموخته در اوج تواضع است، در این مقاله کوشیده ایم تا به وی با توجه به مفاخرات شاعرانه اش درپاره ای از ابیات از منظر یک شاعر نگاه کنیم و مفاخرات شاعرانه اش را بازکاوی نموده با تکیه بر ابیاتی در آثارش نشان دهیم که عطار در اوج تواضع عارفانه اش، در میدان تفاخر شاعرانه نیز کم نظیر ظاهر شده است.