ویتگنشتاین در دوران نخست فلسفی خویش به تئوری تصویری معنا قایل بود. مطابق با این آموزه دلالت شناسانه، تنها درباره جهان پیرامون و هر آنچه متعلق به حوزه علوم تجربی است می توان سخنان معنادار گفت. بیرون از این قلمرو که مشتمل بر اخلاق، فلسفه، دین و ریاضیات و ... می باشد نمی توان سخن معناداری بر زبان جاری ساخت؛ چرا که این امور متعلق به حوزه ناگفتنی هاست. بنابر رای او، مساله اصلی فلسفه عبارت است از نشان دادن مرز میان امور گفتنی و ناگفتنی: از آنچه نمی توان درباره اش سخن گفت باید به سکوت گذشت.در این مقاله نظریه در ابتدا تصویری معنا توضیح داده شده است. در ادامه، با مدنظر قراردادن فقره پایانی رساله منطقی - فلسفی، چهار تلقی از مفهوم سکوت که در این فقره مورد بحث قرار گرفته، تحت عناوین سکوت خنثی، سکوت سلبی، سکوت عرفانی و سکوت درمانی مورد بحث واقع شده است.