نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    457
  • صفحه پایان: 

    478
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    496
  • دانلود: 

    350
چکیده: 

هدف: این پژوهش به بررسی اثر خودشیفتگی مدیران بر کیفیت گزارشگری مالی می پردازد. به لحاظ نظری، مدیران خودشیفته با شاخصه های رفتاری نظیر خودخواهی، تمایل به استثمار دیگران، بی توجهی به دیگران و پاداش طلبی افراطی، به گزارشگری مالی متقلبانه اقدام می کنند. روش: در پژوهش حاضر، برای اندازه گیری خودشیفتگی از دو معیار اندازه امضای مدیران و نسبت پاداش مدیران بر کل حقوق و دستمزد سالانه کارکنان استفاده شده و کیفیت گزارشگری مالی نیز به کمک سه معیار مدیریت سود، کیفیت سود و محافظه کاری سنجیده شده است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چندمتغیره بهره گرفته می شود. قلمرو زمانی تحقیق سال های 1388 تا 1395 است. یافته ها: بر اساس یافته های تجربی، بین خودشیفتگی مدیران بر اساس اندازه امضا با معیارهای کیفیت گزارشگری مالی، رابطه معناداری وجود ندارد. با این حال، بین خودشیفتگی مدیران بر اساس نسبت پاداش مدیران بر حقوق و دستمزد کارکنان با دو مورد از معیارهای کیفیت گزارشگری مالی (شامل مدیریت سود و کیفیت سود) رابطه معناداری مشاهده شد؛ به این ترتیب که خودشیفتگی مدیران موجب افزایش مدیریت سود و کاهش کیفیت سود می شود. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد در برخی شرایط، خودشیفتگی مدیران بر معیارهای کیفیت گزارشگری مالی اثر می گذارد.

آمار یکساله:  

بازدید 496

دانلود 350 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    479
  • صفحه پایان: 

    496
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    158
  • دانلود: 

    156
چکیده: 

هدف: انتخاب رویه های حسابداری دارایی های نامشهود از سوی مدیریت، شامل به هزینه منظور کردن یا سرمایه ای کردن مخارج توسعه دارایی های نامشهود، تحت تأثیر عواملی است که از آن جمله می توان به ارتباط این تصمیم گیری با طرح پاداش مدیریت اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه عوامل تأثیرگذار بر تصمیم گیری های مدیریت در حوزه سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود با تأکید بر فرضیه پاداش است. روش: برای بررسی تأثیر پاداش مدیریت بر تصمیمات سرمایه گذاری در حوزه دارایی نامشهود، از رویکرد آزمایشگاهی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، مدیران، معاونان و اعضای هیئت مدیره شرکت ها (سهامی عام و سهامی خاص) و افراد دانشگاهی دارای تجربه ی کار هستند و در مجموع 195 نفر در پژوهش مشارکت داشته اند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد تصمیم گیری های مدیریت تحت تأثیر رویه های حسابداری قرار می گیرد و مدیریت رویه خرید دارایی نامشهود که در آن مخارج سرمایه ای محسوب می شود را بر رویه توسعه داخلی دارایی نامشهود و همچنین توسعه داخلی دارایی نامشهود همراه با افشای اضافی که در آنها مخارج به حساب هزینه دوره منظور می شود، ترجیح می دهد. سایر یافته های پژوهش نشان می دهد تصمیم گیری های مدیریت تحت تأثیر پاداش و همچنین هم افزایی میان پاداش و رویه های حسابداری قرار نمی گیرد. نتیجه گیری: ترجیح رویه حسابداری سرمایه گذاری در دارایی نامشهود که به سرمایه ای کردن مخارج منجر می شود، نسبت به رویه هایی که این مخارج را به حساب هزینه دوره منظور می کند، به این معناست که یا پاداش مدیریت تحت تأثیر سود قرار نمی گیرد (به بیان دیگر فضای اجتماعی اجازه نمی دهد که مدیریت درصد مشخصی از سود را به عنوان پاداش دریافت کند)، یا مدیریت منافع آتی را بر پاداش جاری ترجیح می دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 158

دانلود 156 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    497
  • صفحه پایان: 

    518
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    398
  • دانلود: 

    270
چکیده: 

هدف: تئوری بازی ها تلاش می کند که رفتار ریاضی حاکم بر یک موقعیت استراتژیک را مدل سازی کند. این موقعیت زمانی پدید می آید که موفقیت یک طرف بازی، به راهبردهایی بستگی دارد که طرف دیگر انتخاب می کند. هدف پژوهش حاضر، یافتن راهبرد بهینه در بازی استراتژیک بین حسابرس و مدیر شرکت در فرایند حسابرسی است. روش: در پژوهش حاضر، مدیران و حسابرسان به منظور حداکثرسازی منافع، به ترتیب از استراتژی های مدیریت سود و افزایش کیفیت حسابرسی (کاهش خطر عدم کشف برآوردی) استفاده می کنند. جامعه آماری پژوهش از نوع جامعه آماری در دسترس است که کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را در سال های 1391 تا 1395 با اعمال محدودیت هایی دربرمی گیرد. فرضیه ها برای داده های ترکیبی 116 شرکت (575 شرکت سال)، با استفاده تابع بهترین پاسخ بازیگر و آزمون من ویتنی آزمون شدند. یافته ها: یافته های پژوهش مبین وجود تعادل نش در استراتژی کیفیت حسابرسی بالا و مدیریت سود شدید برای طرفین بازی است، یعنی در این استراتژی، نه حسابرس و نه مدیر، انگیزه تغییر استراتژی را ندارد؛ زیرا با تغییر استراتژی منافع آنها کمتر خواهد شد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش، گویای اهمیت توجه به حسابرسی به عنوان نوعی محیط استراتژیک است. همچنین یافته ها می تواند به حسابرسان در خصوص تحلیل تضاد با صاحبکار و انتخاب استراتژی بهینه در فرایند حسابرسی کمک کند.

آمار یکساله:  

بازدید 398

دانلود 270 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    519
  • صفحه پایان: 

    536
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    162
  • دانلود: 

    117
چکیده: 

هدف: با توجه به سند چشم انداز بازار سرمایه ایران، این بازار می تواند به مرکز مالی اسلامی در خاورمیانه مبدل شود. این امر به حمایت از حقوق سرمایه گذاران از طریق ساماندهی، حفظ و توسعه بازاری شفاف، منصفانه و کارا برای انواع اوراق بهادار نیاز دارد. شفافیت و کاهش عدم تقارن، موجب کاهش ریسک در بازار سرمایه شده و امکان جذب بیشتر سرمایه گذار را فراهم می کند. به همین منظور، پژوهش حاضر به بررسی عدم تقارن اطلاعات ناشی از نگه داشت اخبار بد توسط شرکت ها و نقش آن بر رضایتمندی سهامداران می پردازد. روش: در این پژوهش از میزان بازده غیرعادی سهام قبل و بعد از تاریخ مجمع عمومی در راستای بررسی عدم تقارن اطلاعاتی استفاده شده است. برای اندازه گیری رضایتمندی سهامداران نیز از دو شاخص ارزش معاملات و نسبت روزهای باز معاملاتی استفاده شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1396 انتخاب شده و با استفاده از رویکرد داده های ترکیبی، فرضیه های پژوهش آزمایش شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین استراتژی ناشی از نگه داشت اخبار بد و ارزش معاملات رابطه معنا داری وجود ندارد، اما بین استراتژی ناشی از نگه داشت اخبار بد و نسبت روزهای باز معاملاتی رابطه منفی معنا داری وجود دارد. نتیجه گیری: پیش بینی می شود به واسطه استفاده از استراتژی نگهداری اخبار بد از سوی شرکت ها، میزان رضایتمندی سهامداران کاهش یافته و در بلندمدت به منافع همه گروه های درگیر آسیب جدی وارد شود.

آمار یکساله:  

بازدید 162

دانلود 117 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    537
  • صفحه پایان: 

    554
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    233
  • دانلود: 

    207
چکیده: 

هدف: هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثر تعدیل کنندگی عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین سیاست تقسیم سود نقدی و ریسک سقوط آتی قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. پس از بررسی ارتباطات مشخص شد، پرداخت سود سهام، زمینه کاهش سقوط قیمت سهام را فراهم می کند. انتظار می رود در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی، ارتباط تقسیم سود و سقوط قیمت سهام دچار تغییراتی شوند. روش: به منظور اجرای این پژوهش، 155 شرکت در دوره زمانی 1388 تا 1394 برای نمونه انتخاب شدند. اطلاعات لازم برای پردازش فرضیه ها، از نرم افزار ره آورد نوین و بررسی صورت های مالی شرکت ها با مراجعه به سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران به دست آمد و فرضیه ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی چند متغیره، رویکرد داده های ترکیبی و روش حداقل مربعات، آزمون شدند. یافته ها: نتایج نشان داد ارتباطی معناداری بین سیاست تقسیم سود و ریسک سقوط آتی قیمت سهام شرکت ها برقرار است و از طرفی، عدم تقارن اطلاعاتی نمی تواند این ارتباط را تحت تأثیر قرار دهد. نتیجه گیری: پرداخت سود سهام موجب کاهش جریان وجه نقد آزاد شده و به تأمین مالی خارجی منجر می شود. جذب جریان های نقد خارجی، نظارت تأمین کنندگان خارجی بر عملکرد مدیران و شرکت را به همراه دارد و موجب کاهش خطر سقوط قیمت سهام می شود. با وجود ارتباطات معنادار بین عدم تقارن اطلاعاتی با هر یک از متغیرها، فرض عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر تعدیل کننده در این رابطه تأیید نشد.

آمار یکساله:  

بازدید 233

دانلود 207 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    555
  • صفحه پایان: 

    570
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    236
  • دانلود: 

    146
چکیده: 

هدف: هدف این پژوهش بررسی ویژگی های فردی و سازمانی بر پذیرش کمتر از واقع گزارش کردن زمان از جانب حسابرس است که می تواند بر مذاکرات دستمزد حسابرسان با مشتریان، تحریف زمان بودجه، ارزیابی اثربخش بودن حسابرسی و سرانجام، کیفیت حسابرسی تأثیر منفی داشته باشد. روش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی است و در دسته پژوهش های پیمایشی توصیفی قرار می گیرد. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه تکمیل شده به وسیله 269 نفر از کارکنان مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد بین سبک رهبری ملاحظات، سبک رهبری ساختار، منبع کنترل درونی و تجربه حسابرس با پذیرش کمتر از واقع گزارش کردن زمان، رابطه منفی و معناداری برقرار است و بین منبع کنترل بیرونی و حسابرسان غیرعضو جامعه حسابداران رسمی ایران با پذیرش کمتر از واقع گزارش کردن زمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین میزان تحصیلات با پذیرش کمتر از واقع گزارش کردن زمان رابطه ای مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، به مؤسسه های حسابرسی پیشنهاد می شود که سبک رهبری ملاحظات و ساختار را در مؤسسه اجرا کنند و بر کار حسابرسانی که باوری به کنترل رویدادها ندارند، موفقیت را به عوامل بیرونی مانند شانس نسبت می دهند و از تجربه کمتری برخوردارند، نظارت بیشتری داشته باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 236

دانلود 146 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    571
  • صفحه پایان: 

    594
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    226
  • دانلود: 

    455
چکیده: 

هدف: ارائه مدل قابل اتکا برای اندازه گیری ارزش برند و تلاش برای راه یابی آن به عنوان دارایی ترازنامه شرکت ها. روش: تکنیک قدرتمند معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی. ال. اس. و رویه بوت استراپ با استفاده از داده های سری زمانی سالانه مربوط به 190 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1386 تا 1396. یافته ها: مدلی جدید برای حسابداری برند که همه متغیرهای آن مالی است و دارای ابعاد ارزش بازار، ارزش محصول و بهای تمام شده مخارج برند بوده و شرکت ها و استفاده کنندگان می توانند آن را به راحتی محاسبه کنند. نتیجه گیری: به کارگیری این ایده جدید برای مدل سازی و برآورد ارزش ویژه برند شرکت ها، می تواند در فرایند بهبود مدیریت برند، فراهم شدن بستر لازم در راستای ورود ارزش ویژه برند به اقلام دارایی ترازنامه، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و سهامداران و در نهایت، بهبود کارایی بازار سرمایه نقش مؤثری ایفا کند.

آمار یکساله:  

بازدید 226

دانلود 455 استناد 0 مرجع 0