این مقاله به ترجمه و شرح و تحلیل قصیده ای از شاعر نامدار عرب، ابوالطیب متنبی پرداخته است.قصیده موردنظر از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول، شاعر به مضمون عشق و اشک و نفی ملامتگر بی درد، پرداخته می گوید سزاوارتر این است که سرزنشگر به غمخواری و همدردی با عاشق پردازد تا اینکه با سرزنش و نکوهش دل او را ریش سازد، چرا که وی طاقت ترک عشق ندارد و مدام از دیدگان سیل سرشک بارد و اگر ملامتگر خود نرد عشق بازد، ملامت را رها سازد.سپس شاعر گریزی زده به بخش دوم قصیده وارد می شود که همانا مدح سیف الدوله (ممدوح) و غلو در ستایش از وی است به گونه ای که برای او همال و امثال نمی شناسد!