انتقاد به جایگاه زنان در جامعه یکی از مشخصه های رمان های رضا براهنی، داستان نویس مطرح معاصر است. مقاله ی حاضرکوششی جهت تحلیل و بررسی این دیدگاه انتقادی وی در رمان های روزگار دوزخی آقای ایاز، آواز کشتگان، رازهای سرزمین من و آزاده خانم و نویسنده اش است. به دلیل بازتاب دیدگاه انتقادی براهنی در بستر رمان و تطابق با دیدگاه زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت نسبت به این که هنر و ادبیات باید با رویکرد سلبی و مخالف خوان به مبارزه با شرایط موجود برای رسیدن به شرایط مطلوب برآیند، رمان های مذکور براساس این نظریه تحلیل و بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد وی در رمان های نام برده شده به هدف آگاه کردن جامعه و بهبود جایگاه زنان، با دیدگاه مخالف خوان و سلبی، به انتقاد از وضعیت آنان در جامعه پرداخته است. براهنی در رمان روزگار دوزخی آقای ایاز با توصیفات تلخ و گاه گزنده ریشه ی منفعل بودن زنان را حاکمیت تاریخِ مذکر و مردسالار می داند. در آواز کشتگان و رازهای سرزمین من علاوه بر انتقاد از مردسالاری حاکم و نگاه جنسیتی به زن، نشان می دهد حوادث اجتماعیِ منجر به انقلاب اسلامی، باعث ظهور توانمندی های بالقوه ی زنان و تأثیر پررنگشان در جامعه شده است. وی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش زن را روح عشق و شور زندگی می داند؛ اما به دلیل ناشناخته بودن و ناآگاهی جامعه باز هم تاریخ مردسالاری غالب، مانع بروز استعدادهای او می شود.