پژوهشگران در سال های اخیر، میان دو چیز، یک چیز را پذیرفته و چیز دیگر را از بنیاد برانداخته اند.آن دو چیز این هاست: یکی این که آیا سعدی در سرگذشت ها و یادواره هایی که به خود نسبت می دهد، صادق است یا نه؟ دوم این که آیا تاریخ ولادتی را که ما (پژوهشگران) با شاید و باید و حدس و گمان برایش در نظر گرفته ایم، درست همین است یا نه؟ (معمولا میان سال های 606 تا 615 قمری).پژوهشگران، چون حدس و گمان خود را بپذیرفته اند، آن دیگر را یعنی ادعاهای سعدی را درباره خودش، به حکایات ناباورانه و خیال پردازی های شاعرانه، نسبت داده اند. در حقیقت پایه و شالوده بنایی را از بن بر کنده اند، تا سقف ایوان آن را نقش و نگار کنند.در این گفتار کوشش بر آن است که با تعیین تاریخی منطقی برای ولادت سعدی، گوشه هایی از زندگانی و راه و رسم و رفتار او، چنان که بوده و خود مدعی آن است، روشن شود، با این باور که آنچه را او درباره خود می گوید و می نویسد، راست و سخنش صدق است. در نتیجه، این مقدمه ای خواهد شد برای زندگینامه و شرح احوال تازه ای از سعدی بزرگ.