بسیاری از آثار متقدم تفسیری تا کنون شناخته و بررسی نشده اند. از زمرة این آثار باید از تفسیر کهن بحر الموّاج و سراج الوهّاج اثر خامة مولانا شهاب الدین عمر دولت آبادی در نیمة اوّل سدة هشتم قمری یاد کرد که هنوز مورد تصحیح و بررسی قرار نگرفته است. مسئلة اصلی پژوهش در ناشناخته بودن این اثر از جهات مکتب تفسیری، ویژگیهای زبانی، ادبی و ساختاری است. مکتب تفسیری بحر الموّاج به روش تفاسیر اهل سنت و مأثور است. در جای جای متن، به قصص و روایات داستانیِ قرآنی استناد شده است. بارزترین خصوصیت این اثر، جنبة بررسی-های صرفی و نحوی کلام قرآن است که البته به قصد ایضاح بیشتر و رفع ابهام انجام گرفته است. مفسر ذیل هر آیه از ساختار خاصی سود جسته است که سبب شده مطالب در نظم خاصی عرضه شوند. زبان این اثر بسیار کهنه تر از زبان نثر سدة هشتم قمری است و بیشتر به به نثر مرسل غزنوی میماند. جملات کوتاه، تاثیر پذیری از نحو عربی در ترجمة آیات قرآن و گاه سره نویسی از دیگر ویژگیهای زبانی این تفسیر است. مفسر در ترجمة آیات قرآن از شیوة ترجمة تفسیری و آزاد سود جسته است. در ضمن نثر گهگاه اسجاع ساده و اشعار عربی و ابیات فارسی به کار رفته است. نویسنده در این مقاله کوشیده تا از منظر روش تحلیل و توصیف محتوا به شناساندن و بررسی مکتب تفسیری و ویژگیهای زبانی، ادبی و ساختاری بحرالموّاج بپردازد و حتی الامکان پردة زمان و خمول را از چهرة احوال و آثار شهاب الدین عمر دولت آبادی بزداید.