قرار گرفتن اجزا طبیعت در کارآمدترین وضعیت در طول زندگی پر تلاطم بشری، سبب شده تا انسان خلاق در آفرینش خود فرمول نظم را دخالت دهد و واژه استاندارد وارد زندگی روزمره او گردد. نگاهی به شاخص های توسعه یافتگی در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با کشورهای در حال توسعه، نشان می دهد که رعایت استاندارد در همه جوانب زندگی و وجود عزم ملی برای پیاده سازی آنها، روند پیشرفت و توسعه بیشتر را در همه جنبه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در این گروه از کشورها فراهم آورده است و بستری مناسب برای تعامل با روند جهانی شدن پیش روی کارگزاران ایجاد کرده است. حال اگر به عوامل عدم توسعه یافتگی در کشورهای جهان سوم و به تعبیر بهتر در حال توسعه نگاهی افکنیم، متوجه این مهم می شویم که علی رغم پتانسیل های بالقوه موجود در این کشورها، دلیل اصلی و اساسی این موضوع، عدم رعایت استانداردها در اسلوبی نظام مند در همه جوانب اداره کشورست. بنابراین، نظام مند کردن هر پدیده ای در جهان هستی، باعث می شود تا آن پدیده در راستا و مسیر تعالی قرار گیرد و استانداردها که دستاورد آخرین یافته های علمی و تجربی می باشند، چراغ راه و فرایند اجرایی این مهم محسوب خواهند شد. از طرفی، امروزه با تبدیل دنیا به یک دهکده جهانی و بوجود آمدن یک بازار رقابتی کامل و با توجه به تنوع کالاهای موجود در پیشرفت روزافزون تکنولوژی و اشباع بازار، آنچه نمود بارزی یافته است، مشتری مداری و توجه به خواست مصرف کنندگان است. در این گونه بازارها رقابت در تعامل مستقیم با کیفیت، قیمت و انجام به موقع تعهدات است که هر کدام از این عوامل می توانند موجب پایداری و یا از بین رفتن هر گونه فعالیت تولیدی و یا خدماتی باشد. در چنین شرایطی است که استانداردها که به نوعی نتایج تحقیقات محسوب می شوند، به عنوان یک عامل تعیین کننده و سرنوشت ساز می توانند نقش مهم و اساسی خود را جهت حضور و بقا در بازارهای بزرگ جهانی ایفا کنند.این مقاله، ضمن اشاره ای به تعریف استاندارد و جهانی شدن، ضرورت استانداردسازی و رعایت آن، سازمان تجارت جهانی و نقش استاندارد در تجارت جهانی را مورد بررسی قرار داده و در انتها، پیشنهادهایی را برای ایفای موثر این نقش، ارایه خواهد داد.