جنگ و پیامدهای آن، بستر را برای اقتدار فرادستانۀ استعمارگری و به حاشیه راندن شهروندان جنگ دیده، به ویژه زنان، فراهم می آورد. جنگ، سوژگی و استقلال ملت ها و هویت فرهنگی، اجتماعی و جنسیتی انسان ها را نشانه می رود. ادبیات و هنرِ برآمده از جنگ، در سراسر جهان، از یک سو، مشحون از تصاویر مردان و زنان مقهور در قبضۀ استیلای استعمارگری است و در دیگر سو، نمایش گر تلاش های استعمارگریز انسان هایی که فرودستی و درحاشیه ماندگی را تاب نمی آورند. رمان هرس، نوشتۀ نسیم مرعشی، داستان زنان جنگ زدۀ جنوب ایران را روایت می کند که – ناخوآگاه و با وجود بستر فرهنگی جامعه-در پی گریز از درحاشیگی و وابستگی به مردان و کسب استقلال و احیای هویت طبیعی خود می کوشند. مسألۀ اصلی این مقاله، خوانش فمینیستی-پسااستعماری، به روش تحلیلی و توصیفی، از رمان هرس برای نشان دادن گزاره های اصلی این نظرگاه، در رمان مذکور بوده است. نتایج تحقیق، بیان گر آن است که زنان در این داستان، برای رهیدن از غیریت و اُبژگی تحمیلی جنگ و فرهنگ مردسالارانه و بازتعریف عاملیت، فاعلیت و سوژگی طبیعی «من» خود، به گونه ای غریزی و برآمده از هویت طبیعیِ انسانی-جنسیتی خود تلاش می کنند. این تلاش، آنان را به درک درست از تفرد و من اصلیشان رهنمون می گردد.