در میان رمان هایی که با اسامی زنانه نامگذاری شده اند، نانون، اثر ژرژ ساند (1871)، از جهت انتخاب عنوان، درخور توجه است. نویسنده با این انتخاب، درحقیقت هویت جدیدی را برای زن تعریف می کند که قرن نوزده فرانسه آن را چندان به رسمیت نشناخته است؛ هویتی مستقل از جنسیت و طبقه اجتماعی و ثمره محترم شمردن فردیت انسان. اما سوالی که در راستای این تعریف هویتی مطرح می شود این است که آیا عنوان اثر، در کنار نام مستعار نویسنده، به یگانگی قهرمان داستان و نویسنده آن می انجامد و یا بالعکس، مرز جدایی میان این دو را رقم می زند؟ و هر یک از اینها-دوگانگی و یا یگانگی نویسنده و قهرمان-چه معنایی را در افق انتظار خواننده شکل می دهند؟ خواننده ای که در تمامی فرایند خوانش، با دوگانگی هویتی قهرمان و نویسنده روبروست، چگونه در انتها موفق می شود این دو را با هم سازش دهد؟ این مقاله ابتدا تحلیلی در حیطه نام شناسی ارایه می دهد وپس از بررسی طبقه اجتماعی که نویسنده در آن زندگی کرده می کوشد تصویر معکوسی را بازنمایی کند که وی از خود در ذهن مخاطب برجای می گذارد.