امروزه فناوری های نوظهور، یکی از دغدغه های اصلی جامعه شده است. حکومت ها و جوامع به خوبی دریافته اند که آیندۀ اقتصادی شان و البته بقا در دنیای پر از تغییر امروزی، با فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی گره خورده است. فناوری هوش مصنوعی که به دنبال بهره برداری از هوش انسانی برای تجزیه و تحلیل مسائل مختلف و تقلید از مغز انسان و تصمیم گیری همانند انسان در شرایط و موقعیت های مختلف است، در زمرۀ مقولاتی قرار گرفته است که به شدت مطمح نظر مدیران، کارورزان و سیاست گذاران است. هدف از این مقاله نیز کمک به افراد مذکور در جهت اولویت بندی پیاده سازی فناوری هوش مصنوعی در حوزه های کاربردی، مانند حمل ونقل، بهداشت و سلامت، امنیت، آموزش و پژوهش است. جامعۀ آماری این پژوهش، کارشناسان، استادان و مدیران مدیریت صنعتی، فناوری اطلاعات و نیز متخصصان عرصۀ سیاست گذاری در حوزۀ فناوری های نوظهورند. در این پژوهش، پس از تتبع نسبتاً کامل در پژوهش های حوزۀ هوش مصنوعی، معیارهای اولویت بندی فناوری های نوظهور به روش فریدمن احصا و وزن دهی شد؛ پس از آن نیز حوزه های کاربردی به روش تحلیل مضمون شناسایی و در فرجام به کمک تکنیک تصمیم گیری چندمعیارۀ COPRAS حوزه های کاربردی هوش مصنوعی رتبه بندی شد. با توجه به رتبه بندی صورت گرفته، سه حوزۀ اقتصاد، حمل ونقل و حکمرانی به ترتیب، اولویت بالاتری را برای کاربست فناوری هوش مصنوعی به خود اختصاص دادند؛ بنابراین نوآوری اصلی این مقاله، ارائۀ یک اولویت بندی اتکاشدنی از حوزه های کاربردی، با استفاده از معیارهای علمی و مناسب است.