هدف ما در این مقاله بررسی اندیشه ها و تعالیم گنوسی در محور نجات شناسی است. برای این منظور از کهن ترین و معتبرترین آثار گنوسی- کتابخانه نجع حمادی- بهره برده ایم. باور به ثنویت ماده و روح که منشا نگاه بدبینانه گنوسی به جهان بوده به آموزه نجات انجامیده است. روح گوهری الهی از عالم برین است که به سبب جهل یا خطا از موطن اصلی خود جدا شده و در جهان پست مادی فرو افتاده و به اسارت آن در آمده است. در این حال از خود بیگانه شده است و در جهل به سر می برد. نجات و آزادی روح از طریق معرفت امکان پذیر است: معرفت درباره خداوند و درباره خود. معرفتی که سبب صعود روح می شود نه از سنخ علوم ظاهری بلکه حکمتی اشراقی است که به واسطه منجی ای الهی، یعنی پیامبری از جهان روشنی، کسب می شود. روح به این ترتیب عروج می کند و به خدای متعال در ورای جهان می رسد و با اصل خود بار دیگر به وحدت دست می یابد.