مرزهای بین المللی، عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی- فضایی می باشند که مستقل از دیگر واحدهای مجاور خود هستند. کارکرد اصلی مرزها در تعاملات بین کشورهای پیرامون آن آشکار می شود و در بستر زمان تحول پیدا می کند. مرز مشترک ایران و افغانستان از جمله مرزهای جدیدی است که در فرایند کشورسازی دو قرن اخیر در داخل فلات ایران شکل گرفته و تثبیت شده است. عبور خط مرزی از مسیری که فاقد مرزهای ساختاری طبیعی و انسانی می باشد، کارکرد کنترلی و امنیتی آن را به چالش کشیده است.این مقاله ضمن بررسی وضعیت مرز مشترک ایران و افغانستان، کارکرد آن را طی دو دهه گذشته بررسی می کند و تاثیری را که بر مناسبات دو کشور گذاشته است، مطالعه و تجزیه و تحلیل می کند. در پایان این نتیجه به دست می آید که مرز مزبور در مقام انجام وظایف کنترلی خود توفیق لازم را به دلیل اقدامات یک طرفه و مشکلات ساختاری به دست نیاورده است. شایان ذکر است که رفتار افغانها نسبت به مرز از نوع کنشی و بحران زا است و رفتار ایرانیها نسبت به آن از نوع واکنشی و تقابل با بحران می باشد.