مقدمه و اهداف: با شناخت الگوی استفاده از زمان مادران کودکان نابینا می توان به بهبود سطح سلامت و کیفیت زندگی این مادران کمک کرد. حضور کودک نابینا در خانواده، فشارهای زیادی بر مراقبین، به ویژه مادر وارد می کند. از این رو، شرایط روحی و روانی مادر تحت تاثیر قرار می گیرد و تعادل او را در استفاده از زمان بر هم می زند. در مطالعه حاضر به بررسی الگوی استفاده از زمان مادران کودکان نابینا در مقایسه با مادران کودکان بهنجار پرداخته شده است. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی است. 90 نفر از مادران کودکان 6 تا 14 ساله شهر تهران باتوجه به شرایط ورود به مطالعه، در این پژوهش شرکت کردند. انتخاب مادران از مدارس استثنایی شهید محبی، نرجس، خزاعیلی و مدارس عادی غرب تهران به صورت نمونه گیری دردسترس انجام شد. داده های لازم با استفاده از پرسش نامه »استفاده از زمان مادران» جمع آوری شد. برای مقایسه متغیرها از آزمون های تی مستقل و من ویتنی در سطح خطای 5 درصد و از نرم افزار SPSS نسخه 21 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: مادران کودکان نابینا نسبت به مادران کودکان بهنجار زمان بیشتری از روز را صرف امور منزل و کودکان می کنند و زمان کمتری را به خواب/استراحت اختصاص می دادند. این عدم توازن کاری ازنظر آماری معنادار بود (0/05≥, P). نتیجه گیری: وجود کودک نابینا در خانواده، توازن در مقدار زمان و جنبه های کیفی زمان صرف شده در فعالیت های روزمره را تحت تاثیر قرار می دهد. این نتایج، لزوم توجه به تعادل در استفاده از زمان را به عنوان متغیری از سلامت و کیفیت زندگی در مادران کودکان نابینا و بهنجار نشان می دهد.