در شعر بیدل، ویژگی های شعر هندی به حالت افراطی و اغراق آمیز درآمده است. به طور طبیعی اسلوب هندی، نتیجه گریز از ابتذالی است که در عصر تیموری بر شعر فارسی حاکم بوده است و این گریز از ابتذال در ادای معانی و تصاویر ذهنی شاعران در شعر صائب و کلیم به نسبت روزگارشان، از روشنی و اعتدالی برخوردار است و با اندکی فاصله زمانی در شعر بیدل به گونه ای درآمده است که خواننده آگاه را نیز دچار شگفتی می کند. بیدل دهلوی در میان شاعران معروف به پیچیده گویی و دشواری کلام است. تمثیل، آرایه ای است که شاعران با بهره گیری از آن، می توانند مفاهیم فکری خود را در کوتاهترینکلام ثبت و ملموس سازند. در سبک هندی شاعران از این شگرد استفاده بسیار کرده اند. اهل منطق تمثیل را اثبات یک حکم واحد در سک قضیه جزئی به واسطه ثبوت آن در جزئی دیگر که با اولی معنی مشترکی دارد و فقها این را قیاس می خوانند و جزئی اول را فرع، جزئی دوم را اصل و معنی مشترک بین این دو را علت و جامع می گویند. در مقاله حاضر به بررسی تمثیل در غزل های بیدل دهلوی که از شاعران طراز اول سبک هندی می باشد، پرداخته شده است.