بررسی تبادل و تعامل ادبی در میان کشورهای فارسی زبان از موضوعات جالب و شایسته تحقیق است که در این مقاله ابتدا به صورت فشرده و تاریخی تنها به یکی از موضوع های آن یعنی رابطه ادبی ایران و ماوراءالنهر در قرن بیستم پرداخته و سپس تاثیر آن بر شعر نو تاجیکستان سنجیده شده است. با اینکه از زمان ظهور شعر نو، آسیای مرکزی و فارسی زبانان آن منطقه از لحاظ سیاسی، فرهنگی تحت سیطره روس ها و حکومت شوروی سابق قرار گرفته بودند و رابطه سیاسی، فرهنگی و ادبی ایران و ماوراءالنهر به شدت محدود و تنگ تر شده بود؛ اما چند حادثه نادر و تاثیرگذار در رابطه های ادبی ایران و تاجیکستان کافی بود که شعر نو تاجیکستان از شعر نو ایران که از تکامل و غنای بیشتری بهره مند بود؛ تاثیر پذیرد. شاعران نوپرداز تاجیکی همچون فرزانه خجندی، دارانجات، سیاوش، اسکندر ختلانی و ... معیارهای شعر نو ایران را با شعر نو تاجیکستان به صورت هنری و شاعرانه تلفیق کرده اند و سبک ویژه ای را بنیاد نهاده اند که نشانگر رشد و توسعه ادبیات تاجیک و کم شدن فاصله بین ادبیات تاجیک و ادبیات ایران است.