فرقه مرجیه از جمله گروه های سیاسی-فکری بود که در نخستین سده ی اسلامی با پرهیز از قضاوت در خصوص عقاید و مواضع جناح های فعال در میدان سیاست و اجتماع، پا به عرصه وجود در جامعه پرتلاطم مسلمانی گذاشت. چنین به نظر می رسد که عملکرد دوگانه مرجیه در تاریخ-سازش و مقابله با حکومت-و به تبع آن داوری دو سویه درباره ایشان، به دوگانگی موجود در اندیشه آنان و به تعبیر بهتر ماهیت دو پهلوی کلمه ارجاء و تعریف خاص آن از ایمان، یعنی دو رکن اصلی تفکر مرجیه باز می گردد. از همین جهت اصطلاح مرجیه برای طیفی از جریان های گوناگون فکری و سیاسی و گاه متضاد و حتی در مورد خوارج و شیعه به کار رفته است. مسئله محوری پژوهش حاضر این است که نوع مواجهه و واکنش فرق مرجیه در سازش و مقابله با امویان چگونه بوده است؟ هدف پژوهش پیش روی آن است که نشان دهد که امویان از این رویکرد دوگانه مرجیه چگونه در جهت مشروعیت یابی خود بهره برداری کردند. این پژوهش با رویکردی انتقادی به پژوهش های پیشین و با نگاه توصیفی-تحلیلی سامان یافته است.