نتایج جستجو

23891

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

2390

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی











متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    6
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    175
  • دانلود: 

    28
کلیدواژه: 
چکیده: 

لطفا برای مشاهده متن کامل این مقاله اینجا را کلیک کنید.

آمار یکساله:  

بازدید 175

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    35
  • صفحات: 

    37-55
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    76
  • دانلود: 

    89
چکیده: 

متغیرهای اقلیمی و نوسانات آن به طور چشم گیری روی اکوسیستم های خشکی و تغییرات آن ها اثرگذارند. در پژوهش های بسیاری از شاخص های گیاهی برای بررسی ارتباط بین تغییرات اکوسیستم ها و پارامترهای اقلیمی استفاده شده است. در نوشتار پیش رو، از آنالیز مکانی و زمانی سیستم اطلاعات جغرافیایی برای مدل سازی رابطه تغییرات پوشش گیاهی برپایه شاخص پوشش گیاهی بارزسازی شده سنجنده مادیس و پاسخ آن به دمای سطح زمین و بارش در استان مازندران در بازه زمانی 2000 تا 2016 استفاده شد. پارامتر دمای سطح زمین از اطلاعات ماهواره مادیس و پارامتر بارش با استفاده از اطلاعات ایستگاه های هواشناسی منطقه به دست آمد. آنالیزهای همبستگی و رگرسیون خطی برای بررسی رابطه زمانی-مکانی شاخص پوشش گیاهی و دو پارامتر اقلیمی انجام گرفت. نتایج بیانگر آن بود که طی دوره مورد بررسی، متوسط شاخص سبزینگی استان روند افزایشی در طول داشته است؛ درحالی که عرصه های جنگلی استان روند کاهشی را طی دوره مورد پژوهش نشان داده اند. نتایج بررسی های میدانی این تناقض را با افزایش در شالیزارهای منطقه نشان می داد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که همبستگی مکانی معنی داری بین دینامیک پوشش گیاهی با دمای سطح زمین وجود داشته که در ماه های زمستان، این ارتباط معنی دار و مستقیم و در تابستان معکوس بوده است. آنالیز تحلیل انطباقی نشان داد که درطول ماه های زمستان، توزیع مکانی پیکسل های با بیشترین مقدار شاخص پوشش گیاهی با پیکسل های با حداکثر دما (20 تا 27 درجه سانتی گراد) مطابقت داشته، درحالی که در طول ژوین تا سپتامبر، حداکثر مقادیر پوشش گیاهی مربوط به مناطقی بود که دمای کمتر از 25 درجه داشته است؛ اما همبستگی پوشش گیاهی با بارش به صورت فضایی با تاخیری دوماهه در فصل بهار به پیک می رسد.

آمار یکساله:  

بازدید 76

دانلود 89 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    0
  • شماره: 

    16
تعامل: 
  • بازدید: 

    35
  • دانلود: 

    33
کلیدواژه: 
چکیده: 

لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (pdf) مراجعه فرمایید.

آمار یکساله:  

بازدید 35

دانلود 33
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    43-60
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    74
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

هدف: حدود نیمی از ژنوم انسان توسط توالی های تکراری پوشش داده شده است. این توالی ها در ژنوم پستانداران دیگر نیز دارای سهم بسزایی بوده و از این رو مطالعه این بخش ازژنوم می-تواند اطلاعات ارزشمندی را در زمینه تکامل در اختیار محققین قرار دهد. این تحقیق با هدف توالی یابی و گردآوری کل ژنوم شتر های دوکوهانه ایرانی برای شناسایی عناصر متحرک و مطالعه میزان پراکنش آنها در ژنوم این گونه، طراحی و اجرا شد. همچنین نتایج مربوط به شترهای دوکوهانه ایرانی، با شترهای دوکوهانه غیرایرانی و شترهای تک کوهانه مورد مقایسه قرار گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه ژنوم 6 نفر شتر دو کوهانه ایرانی برای شناسایی عناصر متحرک توالی یابی شد. توالی یابی کل ژنوم شترهای دو کوهانه با استفاده از پلتفرم Illumina HiSeq 2000 و به صورت دو انتها انجام گرفت. برای کنترل کیفیت و پالایش خوانش های خام از به ترتیب از نرم افزارهای FastQC و Trimmomatic استفاده شد. با استفاده از برنامه CLC Genomics Workbench گردآوری دنوو شترهای دوکوهانه انجام گرفت. جهت شناسایی عناصر متحرک کل ژنوم نیز از روش شناسایی مبتنی بر همولوژی در برنامه RepeatMasker استفاده شد. نتایج: نتایج گردآوری ژنوم های توالی یابی شده نشان داد که اندازه ژنوم در این نمونه ها در محدوده 9/1 تا Gb 97/1 قرار دارد. در پژوهش حاضر، درصد عناصر متحرک در ژنوم شش شتر دو کوهانه مورد مطالعه، به طور میانگین 89/29 از کل ژنوم گزارش شد. در بین عناصر متحرک شناسایی شده، درصد توالی های LINE برای شترهای دو کوهانه به طور میانگین 58/17 برآورد شد. بطوریکه این توالی ها، بزرگ ترین گروه توالی های تکراری در شترهای دو کوهانه در مطالعه حاضر بودند. توالی های تکراری SINE نسبت به LINE ها مقدار کمتری داشتند بطوریکه که فقط 45/3 درصد از کل ژنوم شترهای مورد مطالعه را به خود اختصاص دادند. مطابق با نتایج شترهای تک کوهانه ایرانی، هیچ عنصر Alu در ژنوم شترهای دوکوهانه ایرانی نیز شناسایی نشد. نتیجه گیری: کمبود اطلاعات ژنومیکی و زیستی در مورد شترها، یکی از عوامل بازدارنده در پیشبرد اهداف و برنامه های اصلاح نژادی در این گونه به حساب می آید. هرچند این مطالعه به تنهایی کافی نیست اما می تواند گامی برای شروع تولید داده های ژنومیکی برای شترها باشد. ادامه این نوع مطالعات و تجمیع اطلاعات زیستی و ژنومیکی در واقع زمینه را برای شروع اصلاح نژاد نوین در شترهای ایرانی فراهم خواهد کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 74

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    41-48
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1254
  • دانلود: 

    271
چکیده: 

گونه Gymnocarpus decander یکی از گونه های مهم در مراتع استان هرمزگان می باشد، که در سطح وسیعی از رویشگاههای طبیعی به عنوان یکی از عناصر تیپ ساز ظاهر می گردد و از نظر حفاظت خاک و تولید علوفه دامی نقش بسزایی در مراتع استان هرمزگان دارد .عدم ریزش های جوی مناسب، خشکسالی و چرای بی رویه و سنگین فشار مضاعفی را بر این گونه گیاهی وارد نموده بطوریکه آثار تخریب و نابودی این گونه گیاهی را می توان در مناطق مختلف استان بخوبی مشاهده نمود. به منظور بررسی وضعیت پراکنش گونه گروج، عناصر اقلیمی شامل دما، بارش، رطوبت، تبخیر، پدیده باد، ساعت آفتابی و همچنین عناصر گیاهی از قبیل میزان تراکم بوته و تاج پوشش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد به لحاظ آماری میان عناصر تحقیق ارتباط معنی داری وجود دارد بنابراین با استفاده از رگرسیون چندگانه عمل کاهش متغیرهای مستقل اقلیمی به متغیرهایی که به نوعی تاثیر بیشتری بر روی متغیرهای وابسته گیاهی دارند صورت پذیرفت. بطور کلی عنصر اقلیمی میانگین حداکثر دمای سالانه با اختصاص 34.5 درصد از کل تغییرات متغیر وابسته دارای بیشترین تاثیر در پراکنش گونه مورد نظراست.

آمار یکساله:  

بازدید 1254

دانلود 271 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    121-142
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    67
  • دانلود: 

    16
چکیده: 

گردوغبار به عنوان یکی از مخاطرات محیطی مناطق خشک و ازجمله ایران مرکزی باعث ایجاد معضلات زیست محیطی بسیار شده است که لزوم مطالعه و مدیریت بحران آن را در مجامع علمی و اجرایی تایید می کند. پژوهش حاضر سعی دارد تاثیرسنجی عناصر اقلیمی دما، بارش، رطوبت نسبی، تبخیروتعرق و همچنین پوشش گیاهی را بر فراوانی وقوع گردوغبارهای استان یزد در دوره 5 ساله (2009 تا 2014) ارزیابی کند. لذا پس از تعیین ایستگاه های سینوپتیک، اقدام به استخراج داده های گردوغبار براساس کد پدیده های هوای حاضر و مقادیر عناصر اقلیمی نمود و در گام بعد مبادرت به پهنه بندی فضایی آنها ازطریق روش های زمین آمار کرد. سپس داده های نمایه EVI از تصاویر MODIS با رعایت اصل تطابق زمانی استخراج گردید. نهایتا جهت تخمین احتمال وقوع گردوغبار، انواع روش های رگرسیون ساده و چندگانه برازش داده شد و مناسبترین روابط با ارزش رجحانی بالاتر گزارش گردید. نتایج نشان داد بیشترین رابطه معنی دار بین فراوانی کل گردوغبار با تبخیروتعرق و رطوبت نسبی با ضریب تبیین 973/0 و 614/0 و انحراف برآورد 104/24 و 477/92 در سطح 99 و 95 درصد وجود دارد. همچنین حداکثر رابطه معنی دار گردوغبارهای خارجی با تبخیروتعرق و رطوبت نسبی با ضریب تبیین 968/0 و 621/0 و خطای برآورد 173/0 و 427/75 در سطح 99 و 95 مشاهده شد. گردوغبارهای داخلی با تبخیروتعرق و حداکثر دما با ضریب تبیین 770/0 و 371/0 و خطای برآورد 751/15 و 642/0 در سطح 95 درصد رابطه معنی دار دارد. نتایج رابطه سنجی گردوغبارهای کل، خارج و داخلی با عناصر اقلیمی و پوشش گیاهی براساس روش اینتر حاکی از ارتباط معنی دار آنها به ترتیب با ضریب تبیین 994/0، 985/0 و 956/0 و خطای برآورد 13713/18، 55551/24 و 49989/10 در سطح 99 و 95 درصد می باشد که نشان از عملکرد سیستماتیک عناصر اقلیمی و پوشش گیاهی در وقوع گردوغبار است.

آمار یکساله:  

بازدید 67

دانلود 16 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    24
  • شماره: 

    4 (پیاپی 69)
  • صفحات: 

    778-790
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1342
  • دانلود: 

    690
چکیده: 

پایش تغییرات پوشش گیاهی نقش اساسی در برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست دارد. روش های متعددی برای آشکارسازی تغییرات یک منطقه با استفاده از تصاویر ماهواره ای وجود دارد که هر کدام دارای مزایا و محدودیت هایی هستند. یکی از روش های مطالعه تغییرات استفاده از شاخص های پوشش گیاهی است. در این حالت استفاده از داده های ماهوارهای امکان مطالعه گسترده پوشش گیاهی را فراهم می سازد. هدف از این تحقیق ارزیابی 4 شاخص گیاهی NDVI، SAVI، RVI و WAVI می باشد. این مطالعه در جزیره قشم در سال های 1380(2001) و 1393 (2014) انجام گرفت. در این تحقیق از داده های سنجده ETM+ و OLI که دارای تطابق هندسی مناسبی بودند استفاده شده است. پس از محاسبه هر یک از شاخص ها به منظور ارزیابی دقت شاخص ها، بر اساس اطلاعات حاصل از بازدید صحرایی از منطقه و تصاویر و به کمک تفسیر چشمی تصویر کاذب، نقاط تعلیمی تهیه شده و به محیط نرم افزار ENVI. 5 وارد شدند. بدین ترتیب با در اختیار داشتن 100 نمونه تعلیمی و در نظر گرفتن چهار کلاس اراضی بایر، جنگل حرا، کشاورزی و آب از روش پیشنهادی دلاپیان و اسمیت صحت تولید کننده و صحت کاربر هر نقشه جهت بررسی صحت طبقه بندی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد شاخص SAVI با بیشترین ضریب کاپا 93/0 درصد در سال 1393 و 0. 83 درصد در سال 1380 بهترین عملکرد و شاخصWAVI با کمترین ضریب کاپا 81/0 در سال 1380 و 43/0 در سال 1393 ضعیفترین نتایج را از بین شاخص ها داشت. برای ارزیابی تغییرات از روش جدول متعامد (crosstab) استفاده شد و نتایج نشان داد در طی 13 سال 21 درصد به مساحت جنگل های حرا و 60 درصد به اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی طبیعی داخل جزیره افزوده شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 1342

دانلود 690 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    73
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    649-661
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    62
  • دانلود: 

    37
چکیده: 

آتش سوزی یکی از ابزارهای مدیریتی در اصلاح ترکیب پوشش گیاهی علفزارها و مراتع اکوسیستم های مختلف است. هدف این تحقیق بررسی تغییرات پوشش سطحی و خصوصیات خاک در مراتع کوهستانی شهرستان دلفان تحت تأثیر آتش سوزی بود. آتش سوزی در خرداد سال 1385 صورت گرفت و ویژگی های پوشش گیاهی بعد از آتش سوزی به مدت 4 سال (از سال 1386 تا سال 1389) و هرسال در اوایل تیرماه پایش و اندازه گیری شد. در نزدیک محل آتش سوزی، منطقه ی شاهد (بدون آتش سوزی) تعیین گردید. نمونه برداری پوشش گیاهی به روش تصادفی-سیستماتیک، اندازة پلات به روش سطح حداقل (دو متر مربع) و تعداد پلات به روش آماری (25 پلات برای هر سایت) تعیین شد. در مجموع داده های مربوط به 8 سایت (4 سایت آتش سوزی و 4 سایت شاهد) مورد بررسی قرار گرفت. در هر سایت 4 ترانسکت 50 متری مستقر گردید و سپس در امتداد هر ترانسکت 5 پلات مستقر شد. نمونه های خاک از ابتدا، وسط و انتهای هر ترانسکت از عمق 30-0 سانتی متر برداشت شد (در مجموع 96 نمونه). برای مقایسة میانگین عوامل مورد بررسی در دو منطقه ی شاهد و آتش سوزی، از آزمون تی مستقل و برای مقایسه ی سال های مختلف، از تجزیة واریانس یک طرفه و آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد، در پایان سال چهارم، مقدار تولید علوفه در منطقه ی آتش سوزی به 334 کیلوگرم علوفه ی خشک در هکتار افزایش یافت که دارای اختلاف معنی داری در سطح احتمال 99 درصد با منطقه ی شاهد می باشد (01/0P <). همچنین درصد پوشش و تراکم گراس های چند ساله و فورب ها در منطقه ی دچار آتش سوزی نسبت به منطقه ی شاهد افزایش یافت و دارای اختلاف معنی داری می باشند (01/0P <). درصد پوشش بوته ای ها از 16 درصد در منطقه ی شاهد به 11 درصد در منطقه ی آتش سوزی کاهش یافت (01/0P <) و پوشش خاک لخت در منطقه ی آتش سوزی به 10 درصد کاهش یافت که دارای اختلاف معنی داری در سطح احتمال 99 درصد با منطقه ی شاهد می باشد (01/0P <). آتش سوزی باعث افزایش ماده ی آلی، هدایت الکتریکی، نیتروژن، پتاسیم، فسفر و درشت شدن بافت خاک گردید (01/0P <). بر اساس نتایج این تحقیق، آتش سوزی در دراز مدت با کاهش گیاهان بوته ای و افزایش گندمیان چندساله و فورب ها، افزایش تولید علوفه و در نتیجه تغییرات عناصر غذایی خاک تأثیر مثبتی در اکوسیستم مرتع داشته است.

آمار یکساله:  

بازدید 62

دانلود 37 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    7
  • صفحات: 

    42-56
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    902
  • دانلود: 

    197
چکیده: 

شناخت الگوهای مکانی در ارتباط با تغییرات عناصر غذایی و منابع تغییر دهنده و یا کنترل کننده آنها در خاک و پوشش گیاهی، می تواند ما را در مدیریت بهینه حوزه های آبخیز کمک نماید. تحقیق حاضر به بررسی روابط عناصر غذایی کم مصرف و پرمصرف خاک با گونه های شاخص در حوزه آبخیز لار پرداخته است. به این منظور ابتدا از روی نقشه های توپوگرافی و با رویهم اندازی نقشه های شیب، جهت، ارتفاع و زمین شناسی، نقشه واحدهای کاری در هر منطقه تهیه گردید. پس از بررسی های میدانی، نمونه برداری در هر یک از واحدهای تعیین شده به صورت سیستماتیک صورت گرفت. تعداد 100 پلات دو مترمربعی براساس روش سطح حداقل و روش آماری تعیین گردید. تعیین نوع گونه ها جهت نمونه برداری با آنالیز خوشه ای TWINSPAN صورت گرفته و درصد پوشش و حضور گونه ها در هر پلات با استفاده از مقیاس کریجینا ثبت گردید. همراه با نمونه برداری گیاهی، نمونه های خاک از محدوده اطراف ریشه گونه ها جمع آوری گردیده و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و عناصر غذایی هر نمونه در آزمایشگاه با استفاده از دستگاه ICP تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آنالیز واریانس، مقایسه میانگین ها، ضرایب همبستگی و رگرسیونی در محیط نرم افزار SAS 9.1 صورت گرفت. سپس با استفاده از آنالیزهای چندمتغیره DCA و CCA در محیط نرم افزار Canoco for Win4.0 روابط عناصر غذایی خاک و گونه های گیاهی تعیین گردید. نتایج نشان داد که میزان عناصر غذایی قابل جذب در گیاهان بیشتر از خاک می باشد. این میزان در مورد عناصر کم مصرف در اندام های زیرزمینی بیشتر از اندام های هوایی گیاهان بوده در حالی که در عناصر پرمصرف عکس این حالت وجود داشته است. همچنین رابطه گونه های گیاهی مختلف با عناصر قابل جذب خاک ثابت نبوده و با توجه به تاثیر شرایط رویشگاهی شامل رطوبت، pH، آهک، ماده آلی و بافت خاک و نیز اثر سایر گونه ها و عناصر موجود در خاک بر تحرک پذیری عناصر، نسبت جذب آن ها متغیر بوده است.

آمار یکساله:  

بازدید 902

دانلود 197 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پی آیند 55) در منابع طبیعی
  • صفحات: 

    54-63
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    1109
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

این مطالعه با مقایسه جوامع طبیعی و تیپهای مجاور آنها که توسط چرای دام و دخالتهای انسانی دستخوش تغییرات قرار گرفته بودند. مورد بررسی قرار گرفته است. محدوده مورد مطالعه به مساحت 2500 هکتار از جنگلهای حوزه آبخیز چلاو آمل انتخاب گردید که در حوزه های شماره 52 و 53 جنگلهای شمال واقع می باشد. این جنگلها در گستره ارتفاعی 800 تا 1900 متر از سطح دریا قرار دارند و تاکنون اجرای طرحهای جنگل داری قرار نگرفته اند و از دیرباز تاکنون، دامداری سنتی در آن رواج داشته است. جهت تشخیص جوامع گیاهی جنگلهای طبیعی از مکتب زوریخ - مونپلیه یا روش براون بلانکه استفاده شده است. تعداد 65 قطعه نمونه (Releve) بر اساس ریختارهای گیاهی موجود و شیبهای اصلی منطقه به طور منظم - انتخابی برداشت گردید. با تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس جداول براون بلانکه، تعداد 6 جامعه و 2 زیرجامعه و یک واریانت در جنگلهای طبیعی بدست آمد. تیپها و عناصر موجود در اطراف مناطق تخریب یافته وگاوسراها نیز مورد شناسائی قرار گرفتند. با مقایسه جوامع طبیعی و تیپهای دستخورده و مقایسه آنها با دیگر جنگلهای خزری و همچنین با اطلاعات بدست آمده مشخص گردید که تغییرات زیادی در جوامع طبیعی بوجود آمده است و حضور گونه های مهاجمی مانند ولیک Crataegus ambigua ، ازگیل Mespilus germanica  و آلوی جنگلی Prunus avium زیاد شده و حضور گونه های اصلی و کلیماکس کم شده، در عوض تعداد گونه های پیشاهنگ نیز زیاد شده است به نحوی که ترکیب اصلی جوامع کاملا از حالت طبیعی درآمده و به صورت تیپ های تخریب یافته تغییر نموده است. با مقایسه شاخص های تنوع رویشگاههای موجود در چلاو، مشخص گردید که برخلاف انتظار، رویشگاههای دستخورده و تخریب یافته به دلیل ظهور گونه های نورپسند و مهاجم و همچنین توزیع یکنواخت تر افراد در بین این گونه ها از تنوع گونه های چوبی بیشتری نسبت به جوامع اصلی برخوردار می گردند.

آمار یکساله:  

بازدید 1109

دانلود 87 استناد 1 مرجع 2
litScript