نتایج جستجو

288

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

29

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی








متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نشریه: 

علوم زمین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    26
  • شماره: 

    103
  • صفحات: 

    157-168
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1483
  • دانلود: 

    217
چکیده: 

سازند شهبازان در طی زمان ائوسن میانی تا پسین در حوضه پیش بوم لرستان و بخش های شمال خاوری فرورفتگی دزفول انباشته شده است. به منظور مطالعه چینه نگاری این سازند چهار برش سطحی (یال شمال خاوری تاقدیس لنگر، یال جنوب خاوری تاقدیس چناره، یال شمال خاوری تاقدیس ماله کوه و یال جنوب باختری تاقدیس پشت جنگل) انتخاب شد. در یال شمال خاوری تاقدیس لنگر و تاقدیس چناره، سازند شهبازان از سنگ آهک و میان لایه های دولومیتی تشکیل شده است. در بقیه مناطق لرستان مانند تاقدیس ماله کوه و پشت جنگل، این سازند متشکل از لایه های دولومیتی با میان لایه های نازک سنگ آهکی است. دراین مناطق سازند های شهبازان و آسماری ویژگی ریخت شناسی مشابهی دارند و چون تفکیک آنها مشکل است؛ با نام شهبازان- آسماری نامیده می شوند. بر پایه روزن بران کف زی شناسایی شده در تاقدیس چناره و لنگر، دو زیست زون به سن ائوسن میانی تا پسین (بارتونین- پریابونین) شناسایی شد. در تاقدیس ماله کوه، بخش پایینی سازندهای شهبازان- آسماری دولومیتی است؛ ولی بخش های بالایی دارای سنگ آهک های دارای روزن برانی به سن میوسن پیشین (آکیتانین- بوردیگالین) هستند. در تاقدیس پشت جنگل، بخش های پایینی و میانی سازند های شهبازان- آسماری دولومیتی ولی در بخش بالایی دارای ریزفسیل های بسیار کمی است که تا کنون از لایه های چاتین تا بوردیگالین سازند آسماری گزارش شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 1483

دانلود 217 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

دارابی حجت

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    16
  • صفحات: 

    27-42
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1157
  • دانلود: 

    389
چکیده: 

علی کش یکی از محوطه های مهم و شناخته شده ی نوسنگی در سراسر خاور نزدیک به شمار می رود. باوجود این که اطلاعات بسیار مهمی را به ویژه از حیث شروع یکجانشینی و کشاورزی در مناطق پست جنوب غرب ایران در دسترس قرار داده، اما تاریخ استقرار در آن با ابهامات جدی روبه رو بوده است. فرانک هول قبلاً هرچند گاهنگاری های متغیری را برای بازه ی زمانی استقرار در علی کش معرفی نموده، اما به طور کلی آن را دربازه ی زمانی 6000-7500 ق. م. قرار داده است. این در حالی ست که تاریخ گذاری های جدیدتر توسط ملیندا زدر، یک بازه ی بسیار کوتاه پانصد ساله را در نیمه ی دوم هزاره ی هشتم ق. م. برای تمام فازهای این محوطه پیشنهاد نموده است. بنابراین، نظر به اهمیت بنیادین گاهنگاری در باستان شناسی و نیز بازبینی فاصله ی زمانی فازهای علی کش، یک لایه نگاری مجدد در بهار 1396 در این محوطه با هدف بازنگری گاهنگاری آن صورت گرفت. نتایج لایه نگاری نشان از 18 فاز استقراری به صورت متوالی دارد که براساس تاریخ گذاری های انجام شده در یک بازه ی زمانی هزار ساله (6500-7500 ق. م. ) شکل گرفته اند. البته سه وقفه ی استقراری نیز بین لایه های باسفال و بی سفال و هم چنین حد فاصل فازهای موسوم به علی کش و بزمرده و نیز بین دو زیرفاز بزمرده شناسایی شده است. هر دو فاز بی سفال بزمرده و علی کش مربوط به نیمه ی دوم هزاره ی هشتم ق. م. بوده و فاز باسفال محمدجعفر نیمه ی اول هزاره ی هفتم ق. م. را دربر می گیرد. به نظر می رسد یک وقفه ی کوتاه بین دوره ی بی سفال و باسفال نیز به وجود آمده است. این موضوع با ظهور ناگهانی سفال در محوطه نیز مطابقت دارد. به هر روی، زمان شروع سفال در محوطه حدود 500 سال به عقب برده شده که از این حیث با زمان شروع سفال در مناطق دیگر خاور نزدیک نیز مطابقت دارد. به طور کلی، نتایج جدید به دست آمده از این لایه نگاری گاهنگاری قبلی و مرسوم علی کش را بازنگری و اصلاح نموده و از نظر زمان شروع استقرار در مناطق پست نیز اهمیت دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 1157

دانلود 389 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    3 (پیاپی 34)
  • صفحات: 

    39-50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    85
  • دانلود: 

    48
چکیده: 

هدف از این پژوهش، مدل سازی کمی آبخوان بجنورد با تأکید بر لایه بندی آن است. در این مطالعه، مدل سه بعدی لیتولوژی آبخوان با استفاده از تکنیک های مدل سازی سه بعدی در نرم افزار Rockworks، با اطلاعاتی مانند لاگ چاه های بهره برداری و مطالعات ژئوفیزیک به دست آمده است. مدل لیتولوژی به دست آمده آبخوان که شامل چهار گروه بافت خاک درشت دانه، متوسط دانه، ریزدانه و خیلی ریزدانه است؛ به صورت چهار لایه با ضخامت 30 متر به نرم افزار GMS وارد و در شرایط ماندگار اجرا شد و مجذور میانگین مربعات خطا بعد از کالیبراسیون به مقدار 794/0 متر رسید؛ به گونه ای که مجذور میانگین مربعات خطا، نسبت به مدل تک لایه که دارای مقدار 852/0 است، بهبود یافت. مقاطع عرضی به دست آمده بیانگر وجود عدسی ها و ناهمگنی شدید رسوبات آبرفتی آبخوان بجنورد می باشد که در صحت تخمین مقادیر هدایت هیدرولیکی بسیار تأثیرگذار است. مقادیر هدایت هیدرولیکی در شرایط ناهمگنی آبخوان به صورت موضعی و با توجه به جنس های مختلف موجود با مقادیر 1/8، 7/6، 9/1 و 4/0 متر بر روز به ترتیب برای بافت خاک درشت دانه، متوسط دانه، ریزدانه و خیلی ریزدانه برآورد شد.

آمار یکساله:  

بازدید 85

دانلود 48 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
نشریه: 

علوم زمین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    63
  • صفحات: 

    78-85
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    841
  • دانلود: 

    213
چکیده: 

نهشته های سازند جیرود در برش کلاریز با توالی نسبتا ستبری از ماسه سنگ، شیل و سیلتستون سرخ، سفید و قهوه ای رنگ آغاز می شود و در ادامه به لایه های دولومیتی زرد رنگ، آهک، آهکهای شیلی و مارنی فسیل دار تبدیل می گردد. این سازند با ناپیوستگی فرسایشی بر روی سازند میلا واقع شده و به طور پیوسته با آهکهای سازند مبارک پوشیده می شود. در این توالی، فسیلهای فراوان و متنوعی از کنودونتها و بازوپایان شناسایی شد. بر اساس بخش و پراکندگی بازوپایان دو زیست زون تجمعی، و بر مبنای کنودونتها چهار زیست زون تجمعی با سن فامنین و استرونین تعیین شد. ضمن اینکه زیست زونهای محلی بازوپایان با زیست زونهای محلی کنودونتی تطابق داده شده است. زیست زون شماره 1 بازوپادار معادل زیست زونهای کنودونتی Older than crepida zone and romboidea to late tracyhytera zone با سن فامنین زیرین است. زیست زون شماره 2 بازوپادار معادل زیست زونهای کنودونتی postera to late expansa zone and praesulcata zone با سن فامنین بالایی است.

آمار یکساله:  

بازدید 841

دانلود 213 استناد 3 مرجع 0
نویسندگان: 

گاراژیان عمران

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    10
  • صفحات: 

    1-18
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1231
  • دانلود: 

    555
چکیده: 

لایه نگاری از روش های پایه در باستان شناسی میدانی است. هدف عمده از لایه نگاری گردآوری اطلاعات برای گاهنگاری نسبی و پیشنهاد توالی است. در این مقاله اطلاعات لایه نگاری در گمانه یک تپه برج نیشابور که در منطقه ای از نظر مطالعات پیش از تاریخی ناشناخته واقع شده، ارائه شده است. همراه این اطلاعات و با رویکردی نظری، دو واقعیت در ارتباط با لایه نگاری طرح و بحث شده اند. واقعیت نخست: لایه سطحی و سطحی بودن لایه ها است. در این بحث گردآوری اطلاعات در مورد امکان تاثیر پذیرفتن هریک از لایه ها طی ساخت و ساز لایه های رویشان مورد بحث قرار گرفته و نمود مادی چنین تاثیری ارزیابی شده است. واقعیت دوم: عامل اصلی سازمان دهنده به بقایا، ساختارها و نهشته های هر لایه است. عامل اصلی سازمان دهنده به لایه، تفسیر باستان شناس بر اساس بافتار لایه، در هنگام لایه نگاری است. بر مبنای واقعیت دوم چارچوبی برای ارزیابی اصالت هر لایه و اطلاعات آن متناسب با هدف لایه نگاری و پژوهش میدانی پیشنهاد می شود. در نظر داشتن واقعیت های یاد شده در فرآیند لایه نگاری امکان واقع نمایی گاهنگاری و توالی را فراهم کرده و زمینه گردآوری اطلاعات پایه برای تحلیل فرآیند شکل گیری لایه ها و بر اساس آن فرآیند شکل گیری استقرار بر مبنای لایه ها و گمانه ها را مهیا می کند. اطلاعات گمانه یک لایه نگاری در استقرار برج نیشابور نشان می دهد که موقعیت گمانه طی اواخر دوره مس- سنگی و اوایل دوره مفرغ مورد استفاده قرار گرفته است. رویکرد تفسیری و دو واقعیت طرح شده در بافتار نظری زمینه ارائه تفاسیری در مورد موقعیت گمانه یک را فراهم کرده است. وجود نهشته های آبرفتی در لایه های پایینی، وجود دو برآمدگی استقرار دوره اوایل مس- سنگی در محدوده گمانه و حاشیه ای بودن موقعیت گمانه نسبت به استقرار دراکثر دوره ها از جمله تفاسیر ارائه شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 1231

دانلود 555 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    38
  • صفحات: 

    2711-2735
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1504
  • دانلود: 

    87
کلیدواژه: 
چکیده: 

منطقه مورد مطالعه در بخش مرکزی سلسله جبال البرز و در شمال شرق تهران قرار دارد. البرز مرکزی از شمال به فرورفتگی خزر و از جنوب به فلات ایران مرکزی محدود می گردد.پس از دوره خشکی زایی پرمین بالایی، ناحیه مورد مطالعه در تریاس آغازی توسط دریای کم عمق پوشیده شد و آهک های مارنی و دولومیتی رسوبگذاری نمودند که مهمترین فسیل های آثار حیاتی در آنها آثار فعالیت کرم ها و رخساره آن تحت عنوان آهک های ورمیکوله معروف بوده و معرف بخش زیرین سازند الیکا می باشند.در تریاس میانی شرایط محیطی کماکان مشابه تریاس زیرین بوده ولی به دلیل تغییرات درجه شوری آب تنوع موجودات کمتر شده و در رخساره های دولومیتی این زمان فسیل هایی از گاستروپودا، پلسی پودا و استراکودا که قادر به زندگی در این شرایط بوده اند به طور نسبتا کمیاب مشاهده می شوند. همچنین آثار جلبک های سبز و آبی نیز موید پهنه های جزر و مدی است.در تریاس بالایی، ضخامت قابل توجهی از تناوب رسوبات تبخیری (گچ، نمک و دولومیت به همراه مارن و رس) و رسوبات آهکی دریایی کم عمق معرف شرایط کولابی - دریایی حاصل از حالت فرو نشینی و نشانه پسروی و پیشروی های متناوب دریا می باشد. در رخساره های آهکی آرژیلی فسیلهای ژیروگونیت، دوکفه ای و میکروگاستروپودا مشاهده می شود که نشانه محیط حاشیه حوضه رسوبی بوده و رخساره های تبخیری موید آب و هوای گرم و خشک است.رخساره هایی نظیر مادستون به همراه آهک های از نوع وکستون تا پکستون حاوی میکرو فسیل های فراوان از جمله فرامینیفر می باشد که احتمالا به لادی نین بالایی - کارنین نسبت داده می شود.در البرز مرکزی، خصوصا در نواحی ورسک تا شش رودبار، مطالعه چینه شناسی تریاس معرف وجود محیط رسوبی دریایی کم عمق با شرایط سوپراتایدال تا ساب تایدال یعنی محیط های سبخایی shelf-Lagoon، محیطshoal  وoffshore  می باشد.آهک های بالایی تریاس (بخش ورسک)، دارای صفات دریایی بیشتر و حاوی فرامینیفرهایی است که از نواحی دیگر البرز گزارش نشده است. این آهک ها با ناپیوستگی فرسایشی توسط کنگلومرا و برش های قرمز رنگ قاعده سازند شمشک که احتمالا موید فاز خشکی زا مربوط به سیمرین آغازی و عقب نشینی دریا است پوشیده می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 1504

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
strs
نشریه: 

علوم زمین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    63
  • صفحات: 

    98-109
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    927
  • دانلود: 

    246
چکیده: 

مطالعه مقاطع مختلف چینه شناسی از سنگهای پرمین در شمال باختری ایران نشان می دهد که این توالی در بخش جنوبی از سازندهای دورود، روته، نسن و در برشهای زال و ایلانلو از سازندهای دورود، سورمق، جلفا و الی باشی تشکیل یافته است. از تحلیل جامعه فسیلی روزن داران در توالیهای کربناتی پرمین این ناحیه و مقایسه آن با تجمعات میکروفسیلی دیگر بخشهای ایران و کشورهای همجوار قلمرو تنیس، سن واحدهای آهکی در مقاطع چینه شناسی زال و ایلانلو، کوبرگاندین تا دوراشامین و در برشهای دیگر کوبرگاندین تا جلفین است. نبود اشکوبهای یاختاشین، بلورین در تمام پهنه آذربایجان گسترش دارد.بررسیهای صحرایی، مطالعات سنگ شناسی و رخساره های میکروسکوپی بیانگر چندین فاز پیشروی و خروج از آب در این توالیهاست.مقایسه برشهای چینه ای مورد مطالعه از نظر محتوا و ترکیب فسیلی، رخساره های سنگی و ستبرای واحدهای سنگی بیانگر حاکم بودن شرایط متفاوت زمین شناسی در قسمتهای شمالی و جنوبی این بخش در طی دوره پرمین بوده است.

آمار یکساله:  

بازدید 927

دانلود 246 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    18
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    75-90
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1350
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

نهشته های کرتاسه در نواحی مختلف زون سنندج، آباده، اقلید و بوانات رخنمون دارد. به منظور مطالعه چینه شناسی نهشته های کرتاسه در این زون سه برش زمین شناسی، مطالعه و اندازه گیری شده است. این برشها از جنوب شرق به شمال غرب به ترتیب در جنوب بوانات (شمال روستای سیمکان) جنوب اقلید (تنگ محمد خانی) و شمال اقلید (شمال مزرعه قزقونک) قرار دارند.بررسیهای چینه شناسی نشان می دهد که نهشته های کرتاسه در این برشها عمدتا متعلق به اشکوبهای بارمین - آپسین هستند. سنگهای رسوبی شمال اقیلد دارای رخساره اورگونین (Urgonian facies) شبیه به ایران مرکزی و بخش جنوبی ناحیه و بوانات دارای رخساره مشابه جنوب غربی ایران (زاگراس) می باشند.نهشته های کرتاسه زون سنندج - سیرجان حاصل رسوبگذاری بر روی یک پلانفرم کربناته است، این حوضه رسوبی از چهار زیر حوضه : دریای باز، سد حاشیه ای، لاگون و پهنه جزر و مدی تشکیل می شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 1350

دانلود 87 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    6
  • صفحات: 

    45-52
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    251
  • دانلود: 

    33
چکیده: 

برای بررسی چینه نگاری سکانسی، رخساره ها و محیط رسوبی سازند بهرام (دونین) یک برش چینه شناسی به ضخامت 368 متر در کوه شوراب واقع در جنوب دامغان انتخاب گردید. سنگ های این سازند عمدتا آهکی و دولومیتی هستند. مطالعات میکروسکوپی بر روی سازند بهرام منجر به شناسایی 4 کمربند رخساره ای وابسته به زیر محیط های پهنه ساحلی، پهنه جزرو مدی و تالاب و محیط سدی شده است. کمربند رخساره ای پهنه ساحلی شامل سه میکروفاسیس 1- ساب لیتارنایت، 2-کوارتزآرنایت، 3-کلکلیتایت، است. کمربند رخساره ای پهنه جزر و مدی شامل 1- باندستون استروماتولیتی 2- مادستون آهکی است. کمربند رخساره ای تالاب شامل 1-وکستون بایوکلاستی 2- بایوکلاست گرینستون پلوئیددار 3- بایوکلاست پکستون پلوئیددار 4- پکستون آمبلا-استراکد است. و کمربند رخساره ای سد شامل میکروفاسیس پکستون/گرینستون بایوکلاستی است. نهشته های این سازند در پلاتفرم کربناته نوع رمپ پدید آمده اند. در ادامه مطالعات، بررسی های چینه نگاری سکانسی بر مبنای تغییرات عمودی میکروفاسیس ها و منحنی مقایسه آنها با منحنی تغییرات سطح آب دریا، سبب تفکیک سه سکانس رسوبی بزرگ مقیاس پیشرونده شده است. سکانس اول شامل دو پاراسکانس TST و HST است. مرز بالایی این سکانس از نوع SB2 بوده است. سکانس دوم با تناوب آهک نازک لایه مربوط به پهنه جزر و مدی بخش (TST) آغاز شده و به سمت بالا به دولومیت و آهک ضخیم لایه بخش (HST) پایان می پذیرد. سطح MFS در رخساره گرین استون بایوکلاستی است. سکانس سوم هم دربرگیرنده دسته رخساره ای TST و HST است و مرز بالایی آن ناپیوستگی نوع  (SB2)است.

آمار یکساله:  

بازدید 251

دانلود 33 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

پژوهش نفت

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    24
  • شماره: 

    77
  • صفحات: 

    26-33
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1857
  • دانلود: 

    505
چکیده: 

توالی های آلبین تا کامپانین (سازندهای کژدمی، سروک، سورگاه و ایلام) در زاگرس با عنوان گروه بنگستان معرفی شده است. سازند کژدمی به سن آلبین در این حوضه به دلیل دارا بودن پتانسیل هیدروکربورزایی در اکثر میادین نفتی ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. در این تحقیق مقاطع نازک خرده های حفاری و نیز نمودارهای چاه پیمایی چاه های شماره 20 و 21 میدان نفتی آزادگان در شمال فروافتادگی دزفول مورد مطالعه قرار گرفته است. شناسایی چهار رخساره کربناته مادستون، وکستون- پکستون بیوکلاستی، وکستون- پکستون حاوی الیگوستژنید و مادستون حاوی فرامنیفرهای پلاژیک به همراه دو رخساره آواری (ماسه سنگ و شیل) و انطباق آنها با تغییرات پرتوی گاما نشان می دهد که رسوبات سازند کژدمی در میدان نفتی آزادگان در یک رمپ کربناته و در سه زیرمحیط پهنه جزرومدی، لاگون و دریای باز نهشته شده است. آنالیز چینه نگاری سکانسی این رسوبات نیز نشان می دهد که سازند کژدمی در ناحیه مورد مطالعه از یک سکانس رسوبی تشکیل شده است. این سکانس رسوبی در بردارنده دسته رخساره های HST، TST و LST است. مرز زیرین این توالی ناپیوستگی فرسایشی و مرز بالایی آن از نوع تدریجی است. مقایسه منحنی تغییرات سطح آب دریا در ناحیه مورد مطالعه با منحنی های جهانی تقریبا با یکدیگر قابل انطباق هستند.

آمار یکساله:  

بازدید 1857

دانلود 505 استناد 0 مرجع 1
litScript