نتایج جستجو

50313

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

5032

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها




گروه تخصصی











متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

LU L. | ZHU L.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2012
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    161-168
تعامل: 
  • استنادات: 

    315
  • بازدید: 

    4507
  • دانلود: 

    9195
کلیدواژه: 
چکیده: 

آمار یکساله:  

بازدید 4507

دانلود 9195 استناد 315 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحات: 

    1-15
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    182
چکیده: 

پیشینه و هدف: پوسته های زیستی خاک مجموعه ای از گلسنگ ها، خزه ها، قارچ ها، سیانوباکتری ها و غیره هستند که بخش از اکوسیستم خاک را تشکیل داده اند. برآورد تراکم و نحوه توزیع پوسته های زیستی خاک در مناطق خشک و نیمه خشک کشور ایران که موضوع فرسایش و هدر رفت خاک از اهم مسائل است، اهمیت بسزایی دارد. روش های مبتنی بر تکنیک سنجش ازدور به لحاظ هزینه و زمان کمتر روش هایی کارآمد برای دستیابی به این هدف مهم می باشند. دشت سگزی یکی از نقاط بحرانی فرسایش بادی در ایران است و شناسایی و تعیین نحوه توزیع پوسته های زیستی خاک به عنوان عامل اصلاح کننده خاک گامی مؤثر در کاهش فرسایش بادی منطقه است. در این تحقیق شاخص BSCI (Biological soil Crust) برای تهیه نقشه پراکنش پوسته های زیستی خاک با غالبیت گلسنگ به کار گرفته شده است. مواد و روش ها: محدوده موردمطالعه بخشی از بیابان سگزی (بیابان های مرکزی ایران) است که در استان اصفهان از کشور ایران واقع شده است. محدوده موردمطالعه با مساحت 199. 5 هکتار بین طول های شرقی"32 ́ 52 ̊ 51 تا "41 ́ 27 ̊ 52 و عرض های شمالی "31 ́ 33 ̊ 32 تا "01 ́ 55 ̊ 32 گسترده شده است. شیب متوسط دشت سگزی 1. 08 درصد و ارتفاع متوسط آن 1680 متر است. بر اساس آمار ایستگاه هواشناسی شرق اصفهان (ایستگاه شهید بهشتی) متوسط بارش سالیانه منطقه 106 میلی متر است. بر اساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن، اقلیم منطقه از نوع خشک و براساس طبقه بندی آمبرژه از نوع خشک سرد است. شاخص BSCI شاخصی ترکیبی از روابط مورداستفاده برای برآورد پوشش گیاهی و سطح خاک لخت است و رابطه ریاضی آن شیب خط خاک لحاظ شده است. برای محاسبه خط خاک در یک منطقه، نخست باید پیکسل هایی که دارای خاک لخت بوده و هیچ پوشش گیاهی ندارند جدا شوند. به منظور محاسبه معادله خط خاک، در چهارفصل سال تصاویر ماهواره Landsat OLI 8 مربوط به سال 1397ز سایت سازمان زمین شناسی آمریکا دانلود شده و تعداد 20 الی 30 پیکسل خالص خاک لخت استخراج و با ترسیم مقادیر بازتاب این پیکسل ها در محدوده باند قرمز و مادون قرمز نزدیک ضرایب خط خاک برای هر یک از فصل های سال در دشت سگزی محاسبه شد. بر اساس این شاخص، شناسایی پوسته های زیستی با غالبیت گلسنگ، با استفاده از انعکاس طیفی حداقل VIS-NIR و شیب بین باند قرمز و سبز در مقایسه با خاک لخت و پوشش گیاهی خشک صورت می گیرد. با استفاده از نرم افزار ENVI نقشه پراکنش پوسته های زیستی با غالبیت گلسنگ در چهارفصل از سال 1397 در دشت سگزی تهیه شدند. سپس نقشه های تهیه شده براساس نقاط زمینی اعتبارسنجی شده و میزان صحت کل و شاخص کاپا در هر چهارفصل محاسبه شدند. نمونه های گلسنگ جمع آوری شده بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی آن ها و با استفاده از استریومیکروسکوپ، میکروسکوپ معمولی و معرف های رنگی متداول از قبیل هیدروکسید پتاسیم (KOH) شناسایی شدند. پس از اعمال شاخص BSCI بر روی تصویر ماهواره لندست 8، با استفاده از نرم افزار ENVI پروفیل طیفی مربوط به 4 نقطه از دشت سگزی در چهارفصل از سال تهیه شد و میزان بازتابش طیفی در چهارفصل از سال در نقاط مختلف بررسی شدند. نتایج و بحث: شیب خط خاک در فصل بارش که هم زمان با رشد گیاهان علفی و یک ساله است در مقایسه با فصل تابستان که حداقل میزان بارش را داشته و همچنین گیاهان یک ساله خشک شده و از بین رفته اند، کمتر است. در اردیبهشت ماه شیب خط خاک حداقل بوده (0. 39) و در اواخر تابستان حداکثر مقدار خود را دارد (0. 78). در حقیقت شیب خط خاک از اسفندماه تا اردیبهشت رو به کاهش نهاده و سپس با از بین رفتن پوشش گیاهی یک ساله و افزایش سطح خاک لخت بیشتر شده است. نقشه های پراکنش پوسته های زیستی در هر چهارفصل سال طی بازدیدهای میدانی اعتبار سنجی شدند و سال معلوم شد که بیشترین میزان صحت نقشه مربوط به نقشه تولیدشده از تصویر لندست 8 مربوط به فصل تابستان با میزان صحت کل 94 درصد و شاخص کاپا برابر با 0. 7412 بوده است. تفسیر پروفیل طیفی شاخص BSCI نشان دادن که بازتابش طیف مربوط به زفره و فشارک که بر روی نقاط با پراکنش گلسنگ ها تهیه شده است بسیار نزدیک به هم بوده و همچنین پروفیل طیف مربوط به اواسط پاییز و اوایل بهار کاملاً منطبق بر هم است. درحالی که در فساران که فاقد پوشش پوسته های زیستی بود مقدار بازتابش بیشتر است و اختلافی جزئی بین نمودار بازتابش پاییز و بهار وجود داشت. هرچند مقادیر بازتابش طیفی از اراضی کشاورزی و نقاط پراکنش پوسته های زیستی بسیار نزدیک به هم است لیکن نمودار طیفی هر چهارفصل اختلاف زیادی با یکدیگر دارند. لیکن در همه فصول از سال و در همه نقاط کمترین بازتابش در اول زمستان و بیشترین بازتابش در فصل تابستان اتفاق افتاده است. اقلیم دشت سگزی مدیترانه ای بوده و بارش در فصل سرد سال انجام می شود هم زمان با افزایش بارش ها از اواسط پاییز گیاهان یک ساله و خزه ها در پای بوته ها شروع به رشد نموده و در اوایل زمستان به اوج خود رسیده اند و دوباره در آغاز بهار هم زمان با کاهش بارندگی ها رو تراکم آن ها کاهش یافته است. چنانچه طیف مربوط به زمستان در همه نقاط کمترین بازتابش را داشته است. درحالی که در اواخر فصل تابستان که گیاهان یک ساله و خزه ها خشک شده اند بیشترین بازتابش طیفی را داشته است. در فساران که منطقه ای لم یزرع و محل دپوی زباله هاست، حداکثر میزان بازتابش را نشان داده است. بنابراین شاخص BSCI نسبت به درصد ماده آلی خطای فاحشی در تشخیص پوسته های زیستی خاک دارد و درجایی که ماده آلی بالا باشد ممکن است تشخیص درستی از پوسته های زیستی خاک ارائه ندهد. البته ازآنجاکه شاخص BSCI برای تشخیص ترکیبات گلوگان در بافت های گلسنگ تعریف شده است. میزان خطای در خصوص ماده آلی به حداقل کاهش می یابد. همان طور که مشاهده شده است در نقشه نهایی در فساران پوشش پوسته های زیستی وجود ندارد و تنها در نواحی اطراف فساران در مناطق زراعی پوسته های زیستی خاک مشاهده می شوند. در مناطق زراعی با توجه به دخالت انسان و کشت و زرع میزان گیاهان یک ساله متفاوت با عرصه منابع طبیعی در فصول مختلف سال است و به همین دلیل بااینکه بازتابش طیفی تقریباً نزدیک به زفره و فشارک است لیکن نمودار طیفی پاییز و زمستان کاملاً از یکدیگر تفکیک شده اند. نتیجه گیری: شباهت طیفی مهم ترین پوشش سطحی خاک ازجمله پوشش گیاهی، دخالت عوامل انسانی در افزایش یا کاهش ماده آلی خاک، خاک لخت و غیره میزان کارایی شاخص BSCI را محدود می کند و ازاین رو در بازه زمانی تصاویر ماهواره ای و شرایط منطقه ای تأثیر زیادی در میزان دقت شاخص BSCI دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 182 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

خردپیر ندا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1395
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    91-96
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    626
  • دانلود: 

    133
چکیده: 

کنه های خاکزی به عنوان شاخص سلامت محیط خاکی معرفی می شوند. این بررسی طی سال 1392 در مزارع محصولات مختلف شامل انار، بادمجان، خیار، گندم، کاهو و یونجه مستقر در بخش های مختلف منطقه ورامین شامل محمدآباد، عسگرآباد، محمودآباد، پوئینک، جلیل آباد، قلعه سین و کمربندی پیشوا بسته به اهمیت هر محصول در هر منطقه انجام شد. در مجموع تعداد شش گونه کنه خاکزی از ایستگاه های مورد مطالعه جمع آوری گردید که عبارت بودند از: Tyrophagus putrescentiae Shrank، Asperolaelaps rotundus Womersley، Nenteria stylifera Berlese، Hypoaspis aculeifer Canestrini، Scheloribates sp. و Epilohmannia cylindrica cylindrica Berlese. بررسی ارتباط میان گونه های خاکزی و پروفایل خاک مناطق مورد نمونه برداری نشان دهنده عدم وجود همبستگی معنی دار میان حضور گونه های مختلف کنه ها با عناصر تشکیل دهنده خاک بود. در عین حال آنالیز آماری با روش همبستگی پیرسون نشان داد که تنها عامل موثر مثبت بر جمعیت و حضور کنه های خاکزی درصد ازت بوده و غلظت سایر عناصر با تنوع گونه ای کنه ها رابطه معکوس دارند. مطالعات جمعیت شناسی می تواند نتایج حاصل از این تحقیق را تایید نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 626

دانلود 133 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    33
  • شماره: 

    6
  • صفحات: 

    823-832
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    64
  • دانلود: 

    18
چکیده: 

با اعمال مدیریت صحیح آب در مزرعه می توان از منابع آب، خاک و کود استفاده بهینه نمود و تولید محصولاتی با کمیت و کیفیت بالا را امکان پذیر ساخت. در این راستا و به منظور مدیریت آبیاری گیاه آفتابگردان با استفاده از تنظیم پتانسیل آب خاک، سه سطح مکش (40=1I، 55=2I و 70=3I سانتی بار جهت شروع آبیاری) و دو سیستم آبیاری قطره ای (سطحی =1S و زیرسطحی =2S) به ترتیب به عنوان عوامل اصلی و فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. این آزمایش در قالب طرح کرت های نواری یک بار خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی، با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی شهرستان جیرفت در سال زراعی 1396 اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که صرفه جویی 6/153 میلی متری آب (5/21 درصد) بین نقاط مکش 55 و 40 سانتی بار، باعث کاهش 5/12 درصد عملکرد دانه، 8/12 درصد تعداد دانه در طبق و 11 درصد ارتفاع بوته شد که افزایش 3/10 درصد در بهره وری آب را درپی داشت. این در حالی بود که اعمال سطح مکش 70 سانتی بار در مقایسه با سطح مکش 55 سانتی بار باعث کاهش 4/33 درصد عملکرد دانه، 9/22 درصد تعداد دانه در طبق و 5/22 درصد ارتفاع بوته شد و تنها افزایش 7/4 درصدی بهره وری آب را به دنبال داشت. از طرف دیگر، عملکرد دانه در آبیاری زیرسطحی به مقدار 499 کیلوگرم در هکتار بیشتر از آبیاری سطحی بود. این در حالی بود که با وجود صرفه جویی 10 درصدی مصرف آب در آبیاری زیرسطحی نسبت به آبیاری سطحی، بهره وری آب در این سیستم 5/21 درصد بیشتر بود. صفات ارتفاع بوته و تعداد دانه در طبق در آبیاری قطره ای زیرسطحی به ترتیب 2/8 و 7/8 درصد نسبت به آبیاری سطحی بیشتر بود. لذا انجام آبیاری قطره ای زیرسطحی در سطح مکش 55 سانتی بار برای کشت گیاه آفتابگردان در شهرستان جیرفت می تواند راهکاری مناسب برای صرفه جویی در مصرف و افزایش بهره وری آب در دوره های خشکسالی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 64

دانلود 18 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    27
  • شماره: 

    5
  • صفحات: 

    167-184
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    35
  • دانلود: 

    14
چکیده: 

سابقه و هدف: حفاظت از منابع آب و خاک می تواند نقش مهمی در سلامت محصولات کشاورزی داشته باشد. استفاده از آب های نامتعارف و وجود فلزات سنگین در این آب ها و همچنین آلودگی منابع خاک به واسطه ورود فلزات سنگین می تواند مشکلات زیادی برای کمیت و کیفیت محصولات زراعی به همراه داشته باشد. ماندگاری بالای فلزات سنگین در محیط باعث انتقال به گیاه و زنجیره مواد غذایی شده و صدمات جبران ناپذیری را به انسان، رشد گیاه، خاک و محیط زیست وارد کنند. این پژوهش به منظور بررسی شیب تغییرات آلودگی فلز سنگین کادمیم در آب آبیاری و خاک بر شیب رشد و تجمع آن در اندام های ذرت دانه ای رقم 201 در مزرعه دانشگاه شهرکرد انجام شد. مواد و روش ها: برای این منظور آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سه تکرار به صورت کشت گلدانی در یک خاک با بافت لوم سیلتی اجرا شد. عامل اول غلظت کادمیم در آب آبیاری از منبع نمک نیترات کادمیم در پنج سطح (شاهد (صفر)، 01/0، 05/0، یک و دو میلی گرم بر لیتر) و عامل دوم مقدار کادمیم کل خاک ازمنبع نمک نیترات کادمیم با سه سطح (شاهد (صفر)، 10 و 50 میلی گرم در کیلوگرم خاک) در نظر گرفته شد. پس از اعمال تیمارهای کادمیم در خاک، ذرت رقم201 کشت شد و در طول دوره رشد با آب دارای سطوح مختلف کادمیمی آبیاری گردید. در پایان دوره رشد، غلظت کادمیم در اجزای مختلف گیاه (ساقه، برگ و دانه)، خاک و همچنین عملکرد نسبی ذرت تعیین شد. همچنین در زمان آزمایش مقدار تبخیر و تعرق و نیاز آبی ثبت گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که آلودگی آب و خاک به کادمیم، اثری معنی دار (در سطح یک درصد) بر اجزای عملکرد شامل عملکرد دانه در واحد بوته، تعداد ردیف در بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن خشک برگ و وزن خشک ساقه گیاه ذرت داشت، اما اثر متقابل آلودگی آب و خاک به کادمیم بر اجزای عملکرد معنی دار نشد. سطوح بالای کادمیم در آب و خاک، بیش ترین و تیمار شاهد کم ترین کاهش عملکرد را داشتند. نتایج نشان داد که ساقه بیش ترین (283/2میلی گرم در کیلوگرم) و دانه (غیرقابل تشخیص) کم ترین غلظت کادمیم را داشتند. در این پژوهش بیش ترین و کم ترین کاهش عملکرد اجزای گیاه ذرت ناشی از کاربرد سطوح مختلف کادمیم درخاک در عملکرد دانه و تعداد ردیف در بلال به ترتیب به مقدار 46/11، 51/15 و 47/2، 81/3 درصد به دست آمد. آلودگی آب و خاک به کادمیم اثری معنی داری در سطح یک درصد بر کارآیی مصرف آب در گیاه ذرت داشت. کارآیی مصرف آب ناشی از کاربرد سطوح بالای آلودگی آب و خاک، به ترتیب به میزان 45/15 و 21/17 درصد کاهش یافت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر چند که میزان کادمیوم در دسترس در انتهای آزمایش در تیمارهای آلودگی های مختلف خاک تفاوت معنی داری نداشته است اما افزایش غلظت کادمیوم محلول در آب آبیاری باعث کاهش شیب رشد محصول شده است و در نتیجه کاهش عملکرد محصول نهایی شده است. به علاوه غلظت کادمیوم در ساقه و برگ نیز افزایش داشته است. بنابراین در خاک های با آلودگی بالاتر از سطح مجاز نیز باید آلودگی منابع دیگر مانند آب مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 35

دانلود 14 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    4 (پیاپی 41)
  • صفحات: 

    518-526
تعامل: 
  • استنادات: 

    455
  • بازدید: 

    106
  • دانلود: 

    30
چکیده: 

شدت های مختلف چرای دام باعث تغییر خصوصیات شیمیایی و فیزیکی خاک و همچنین ترکیب گیاهی مراتع می گردد. بر همین اساس با استفاده از مولفه های چندمتغیره میزان تاثیر شدت های چرای دام بر خصوصیات خاک و پوشش گیاهی، در جنوب شرقی شهر هشتگرد مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی (PCA) یک روش آماری برای تعریف متغیرهای جدید بر حسب ترکیب خطی از متغیرهای اولیه است. جهت بررسی اثر شدت های چرای دام، سه قطعه 5 هکتاری در منطقه مورد مطالعه تحت تیمارهای بدون چرا، چرای سبک و چرای سنگین و مداوم تعیین گردید. سپس پوشش گیاهی، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تاثیرگذار و مهم از جمله رطوبت، وزن مخصوص، خلل و فرج، نفوذپذیری، مقاومت مکانیکی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، pH، EC، بافت خاک و مواد آلی در سه تیمار چرایی به مدت دو سال (1383 و 1384) مورد بررسی قرار گرفت. به نحوی که میزان تغییرپذیری هر یک از عامل های مورد مطالعه متفاوت بود. بدین ترتیب از میان آنها رطوبت، اسیدیته، هدایتالکتریکی، نفوذپذیری، ترکیب گیاهی گندمیان، مقاومت مکانیکی و پتاسیم به عنوان عامل تغییرپذیر تعیین گردیدند. نتایج نشان داد که شدت چرا باعث افزایش گیاهان پهن برگ علفی و کاهش گندمیان و بوته ایها گردیده است. به طوری که نفوذپذیری با افزایش شدت چرا کاهش یافت، به نحوی که نفوذپذیری و ترکیب گیاهی گندمیان با شدت چرا رابطه معکوس و مقاومت مکانیکی، اسیدیته، هدایت الکتریکی و پتاسیم با افزایش چرا بیشترین رابطه را داشتند.

آمار یکساله:  

بازدید 106

دانلود 30 استناد 455 مرجع 2
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    1033-1043
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    200
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

آگاهی از بافت به دلیل تأثیر مستقیم آن بر دیگر ویژگی های خاک برای مطالعات کشاورزی، منابع طبیعی، هیدرولوژی و غیره از اهمیت زیادی برخوردار است. تعیین بافت خاک در پهنه های گسترده مستلزم صرف وقت و هزینه های زیاد است. به همین دلیل، پژوهشگران به دنبال راه هایی برای تعیین این ویژگی مهم خاک در مقیاس های وسیع هستند. یکی از این روش ها، استفاده از بازتاب طیفی خاک سطحی است. در این روش، انتخاب روش واسنجی، دقت اندازه گیری ویژگی های خاک را به شدت از خود متأثر می سازد. در این پژوهش، عملکرد دو روش رگرسیونی کمینه مربعات جزئی (PLSR) و رگرسیون مؤلفه های اصلی (PCR) برای شناسایی روش مناسب برای ارزیابی شن، سیلت و رس خاک مقایسه شد. به همین منظور، 50 نمونه خاک از استان تهران گردآوری و به عنوان مجموعه داده برای روش واسنجی و اعتبارسنجی مورد استفاده قرار گرفت. نمونه ها با پنج سطح رطوبتی صفر، پنج، 10، 15 و 20 درصد وزنی و با استفاده از اسپکترورادیومتر زمینی با محدوده اندازه گیری 2500-350 نانومتر اسکن شدند. طیف ها نیز با استفاده از سه روش پیش پردازش SG، FD-SG و Normal+SG تصحیح شد. نتایج ضریب تبیین (R2) حاصل از ارزیابی متقابل نشان داد که مدل PLSR عملکردی بهتر از PCR دارد. روش پیش پردازش Normal+ SG برای بافت لوم رسی و روش SG برای بافت لوم رس شنی برآورد بهتری از خصوصیات مورد اندازه گیری نشان داد. مقدار R2 برای رس 0. 74، 0. 81، 0. 97 و 0. 87 به ترتیب در رطوبت های صفر، پنج، 15 و 20 درصد در بافت لوم رسی و 0. 95 و 0. 61 در سطوح صفر و پنج درصد در بافت لوم رس شنی به دست آمد. سیلت با مقدار R2 0. 67 در رطوبت پنج درصد در بافت لوم رسی و 0. 97 در رطوبت 20 درصد در بافت لوم رس شنی برآورد بهتری داشت. شن نیز با R2 برابر با 0. 86 و 0. 72 به ترتیب در رطوبت های پنج و 10 درصد در بافت لوم رسی برآورد شد.

آمار یکساله:  

بازدید 200

دانلود 72 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

SEMHI K. | CHAUDHURI S. | CLAUER N. | BOEGLIN J.L.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2008
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    4 (20)
  • صفحات: 

    431-444
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    20919
  • دانلود: 

    34084
چکیده: 

An investigation on varied types of termite mounds relative to the nearby soils that are not inhabited by the termites in different places of Cameroon show that the activity of the termites is increasing the contents of most major and some trace elements in the termite mounds, except for Si and sometimes Fe, Mn, Na and K. These released elements are relocated into newly formed mineral phases that are dissolved by either H2O or dilute HCl leachings. The Ca and Mn released by the termite activity testify for crystallization of Ca-Mg carbonates and phosphates as well as of Fe oxy-hydroxides and/or Mn hydroxides. Termite activity also induces an increase in the lanthanide contents, the mound materials being especially enriched in light lanthanides relative to the corresponding soils without termite activity. The shapes of the patterns support precipitation of Mn-Fe oxy-hydroxides and Ca carbonates-phosphates. The increased amounts of Eu and Ce linked to termite activity seem to relate to the occurrence of reducing agents that are released by the termites, modifying Eu+3 into Eu+2 and Ce+4 into Ce+3, favoring in turn selective incorporation of Eu+2 and Ce3+ in the new phases of the termite mounds. Another consequence of the termite activity is the precipitation of H2O and HCl extractable phases having low Sr/Ca ratios. Even if the K/Rb values of the termite mounds are typical for common soil-forming silicate minerals, their relocation by an inorganic process alone does not explain an abnormally high ratio in the H2O leachable mineral phases. It was also shown that the main source for K and Rb of the dissolved phases is not only the interlayer site of clay particles, but also nutrients immobilized in and by the termites.

آمار یکساله:  

بازدید 20919

دانلود 34084 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    2 (پیاپی 14)
  • صفحات: 

    117-129
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    71
  • دانلود: 

    22
چکیده: 

لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (pdf) مراجعه فرمایید.

آمار یکساله:  

بازدید 71

دانلود 22 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    27
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    237-244
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    86
  • دانلود: 

    28
چکیده: 

سابقه و هدف: عنصر پتاسیم یکی از عناصر تشکیل دهنده ی خاک و گیاه است. بعضی از گیاهان قادر ند پتاسیم موجود در خاک را تا حدود هشت درصد وزن خشک خود جذب نمایند. درجه کم دانه بندی و سطح ویژه زیاد خاک (لایه دوگانه پخشیده الکتریکی) مانع پخشیدگی سریع پتاسیم به سمت ریشه می شود. هدف از این مطالعه تأثیر پلیمر سوپرجاذب 200 Aو کود پتاسیم بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم دیم در یک خاک لسی بود. مواد و روش ها: در این پژوهش، تأثیر کود پتاسیم و پلیمر سوپرجاذب A200 بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم و جذب عناصر غذایی توسط گیاه گندم ارزیابی شد. تحلیل آماری پژوهش در قالب طرح اسپلیت بود. پلات های اصلی کود سولفات پتاسیم در دو سطح با مصرف پتاسیم (200 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم معادل 83 کیلوگرم در هکتار) و عدم مصرف آن بودند و پلات های فرعی با چهار سطح سوپرجاذب 200 A (0 و 500 و 1000 و 2000کیلو گرم در هکتار) طی سال زراعی 93-92 در مزرعه شماره 1 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان (واقع در سید میران) اجرا شدند مقدار کود مصرفی براساس نتایج آزمون خاک و نتایج گزارش شده توسط محقق دیگر به صورت پخش سطحی قبل از کشت به خاک اضافه و مخلوط شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSAS و مقایسه میانگین ها با روش LSD انجام شد. یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که با افزایش مصرف پتاسیم، عملکرد دانه و کاه، تعداد پنجه بارور و تعداد خوشه در متر و وزن هزار دانه، تعداد پنجه بارور، تعداد خوشه در مترمربع، تعداد دانه در خوشه، تعداد سنبلچه در خوشه، طول ساقه و طول خوشه افزایش یافت. همچنین مصرف سوپرجاذب 200A به میزان 2000 کیلو گرم در هکتار بیشترین عملکرد را با میانگین 74/4489 کیلوگرم در هکتار داشت و بیشترین عملکرد دانه در کرت با پتاسیم میزان عملکرد بیشتری نسبت به کرت بدون پتاسیم داشت یعنی اثر متقابل مصرف پتاسیم توأم با پلیمر معنی دار شد. بیشترین کود پتاسیم و پلیمر سوپر جاذب، مؤثر در افزایش عملکرد و اجزای عملکرد گندم به دست آمد. با افزایش جذب پتاسیم، جذب ازت و کارایی مصرف آن افزایش می یابد و همچنین همبستگی بین برداشت پتاسیم توسط دانه و کاه با عملکرد دانه و کاه نیز بالا بوده است که مقدار همبستگی با عملکرد دانه و کاه به ترتیب 83/0 و 73/0 است. نتیجه گیری: افزایش رطوبت خاک موجب پخشیدگی بیشتر پتاسیم به سمت ریشه ها شد و همچنین با افزایش دادن فعالیت میکروبی و تجزیه مواد آلی ممکن است موجب افزایش غلظت پتاسیم و ازت خاک و افزایش عملکرد شود.

آمار یکساله:  

بازدید 86

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0
litScript