نتایج جستجو

107

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

11

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها


گروه تخصصی








متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

قدوسی فر سیدهادی

نشریه: 

نقش مایه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    9
  • صفحات: 

    35-40
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2805
  • دانلود: 

    1175
چکیده: 

هنرها، به عنوان یکی از مقولات مرتبط با انسان از دوره باستان تا امروز دستخوش تحولاتی بوده اند که این تحولات مسبب ایجاد سبک ها و جنبش های مختلف هنری گردیده است. در این میان، هنر مدرن یکی از مهمترین دوران هاست که در آن تحولات چشم گیری در عرصه های مختلف هنر اتفاق افتاده است که از مهمترین آنها (به تعبیر کومارا سوآمی) می توان به جدا شدن هنرها از بستر زندگی، توجه به قالب های دیداری و شنیداری (فرم) به جای معنی و تحدید هنرها در مقوله ای به نام هنرهای زیبا اشاره کرد.هنر مدرن، واکنش معنوی هنرمندان پیشتاز جامعه غرب در برابر دگرگونی های ناشی از انقلاب صنعتی بود. این انقلاب رهاورد ورود دانش از قلمرو اندیشه به گستره عمل و بازدهی بود و در طی بیش از یک قرن در سراسر دنیا گسترش یافت و در هر مرحله امکانات تازه ای به وجود آورد و راه پیشرفت های بعدی را همراه ساخت. این تحولات در حوزه هنرهای مختلف، گاه دارای اثرات متشابه و گاه متفاوت بوده است و رویکردهای متفاوتی را نسبت به دوره های پیشین به وجود آورده است. هنر مجسمه سازی نیز در این دوره با کنار گذاردن برخی از ویژگی های پیشین خود در قالب عناصر بنیادین هنرهای بصری، ویژگی های خاصی به خود پذیرفته که از آن جمله می توان به خارج شدن مجسمه سازی از قالب دیرینه پیکره انسان (فیگوراتیو)، روی آوردن به هنر انتزاعی، از بین رفتن تسلط حجم بر مجسمه سازی، اهمیت یافتن مفهوم فضا در مجسمه سازی و نظایر آن اشاره کرد.اهمیت یافتن فضا در مجسمه سازی، در دوره معاصر که واکنشی نسبت به تسلط حجم در این هنر در طول تاریخ آن به شمار می رود، رویکردی نبود که به یکباره در مضمون مجسمه ها تجلی یابد، بلکه شکل گیری و اهمیت یافتن آن در قالب تحولات تدریجی ای بود که از ابتدای قرن بیستم آغاز گردید و در سه مرحله طبقه بندی می گردد. این پژوهش بر اساس روش توصیفی - تحلیلی سعی کرده تا به بررسی چگونگی اهمیت یافتن فضا به عنوان عنصر اصلی و سیر تحول استفاده از آن در مجسمه سازی معاصر بپردازیم.

آمار یکساله:  

بازدید 2805

دانلود 1175 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1395
  • دوره: 

    21
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    75-86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    489
  • دانلود: 

    166
چکیده: 

هدف از این پژوهش، تبیین ویژگی های فرمی مجسمه سازی مدرن است. دوران مدرن، دوران پرتلاطمی برای دنیای هنر بوده است. این مقاله، مدرنیسم را در محدوده جنبش های هنرهای تجسمی، طی سال های 1890 تا 1950 بررسی می کند. برای شناخت هر چه بیشتر ویژگی های مجسمه سازی مدرن، آثار هنرمندان برجسته این دوران بررسی شده و ویژگی های زیباشناختی آنها، شناسایی شده است. بر اساس این ویژگی ها، معیارهای تجزیه و تحلیل فرمی تعریف شده اند که به روش افتراق معنایی در سه گروه دوقطبی (انتزاعی- بازنمایانه؛ هندسی- ارگانیک؛ و انسانی- غیرانسانی) قرار گرفته اند. بررسی مجسمه های دوران مدرن نشان می دهد که مجسمه سازی از اواخر قرن نوزدهم از فرم بازنمایانه- ارگانیک فاصله گرفت و در دهه سی قرن بیستم این فاصله به اوج رسید و بار دیگر در دهه های چهل و پنجاه، دوباره به فرم بازنمایانه- ارگانیک، روی آورد. فرم های هندسی- انتزاعی در دهه های سی و چهل به اوج رسید و در دهه های بعد نیز تعداد کمی از آثار را به خود اختصاص داد. به طورکلی در این دوران بیشترین سهم متعلق به آثاری است که از فرم های بازنمایانه، ارگانیک و انسانی تشکیل شده اند و کمترین تعداد متعلق به آثاری است که از فرم های ارگانیک، انتزاعی و غیرانسانی شکل گرفته اند. بیشتر مجسمه های این دوران، پیکر انسان را با فرم های ارگانیک و بازنمایانه تصویر کرده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 489

دانلود 166 استناد 0 مرجع 2
نویسندگان: 

طلایی مینا | حاتم غلامعلی

نشریه: 

نقش مایه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    9
  • صفحات: 

    15-26
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2386
  • دانلود: 

    985
چکیده: 

پس از انقلاب اسلامی ایران، مجسمه سازی با قریب به یک دهه وقفه مواجه گردید. بررسی علل سکون و پیگیری مجدد فعالیت مجسمه سازی - به عنوان یکی از شاخه های اصلی هنرهای تجسمی با فعالیتی در حال گسترش - می تواند در درک جایگاه و ویژگی های کنونی آن راهگشا باشد. بر این اساس مقاله حاضر از طریق مقایسه وضعیت این رسانه با روند آن پیش از انقلاب، با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی این مهم می پردازد. نتایج به دست آمده، حاکی از آن است که مجسمه سازی پس از انقلاب به سبب کاربرد مکرر آن توسط نظام شاهنشاهی، التزام به اسلام و تحریم شرعی مجسمه سازی، غرب ستیزی و طرد مدرنیسم بعنوان پدیده ای غربی، با چنین وقفه ای مواجه می شود و سپس کاریرد آن به سبب فعالیت، همراستا با ارزش ها و اهداف انقلاب اسلامی موجه می گردد. جریان مجسمه سازی ایران، پیش و پس از انقلاب اسلامی در رویکردهای کلی خود دارای مشابهت هایی است که موفقیت جریان سقاخانه پس از انقلاب را می توان به مثابه یکی از این موارد تلقی نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 2386

دانلود 985 استناد 0 مرجع 10
گارگاه ها آموزشی
نویسندگان: 

حیدری بردیا

نشریه: 

کیمیای هنر

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    34
  • صفحات: 

    57-67
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    64
  • دانلود: 

    30
چکیده: 

هدفِ اصلی این مقاله دستیابی به تبیینی نو از چیستی هنرِ مجسمه و جایگاهِ آن در میانِ هنرها از راهِ بازیابی و بررسی اهمیتِ کمابیش مغفول مانده حسِ لمس در تجربه این هنر است. این موضوع نزدِ یوهان گوتفریت هردر، فیلسوفِ آلمانی سده هجدهمِ میلادی، با تمرکز بر ادعای کانونی او در رساله مجسمه: دریافتهایی درباره فرم و ریخت از رؤیای صورتبخشِ پیگمالیون پی گرفته میشود؛ در آن رساله هردر پای میفشارد که مجسمه اولاً و اساساً هنری است لمسی و درست از همین رو از اهمیتی ممتاز در میانِ هنرها برخوردار است. در پژوهشِ حاضر پس از ارائه گزارشی کوتاه از پیشینه بحث درباره سنجشِ هنرها نسبت به هم در سده هجدهمِ میلادی و کاوشِ موضعِ هردر در نسبت با این پیشینه، چنین تبیین میگردد که او با پیش نهادنِ مفهومِ نیرو به منزله معیارِ اصلی سنجشِ هنرها و همخوان دانستنِ حسِ لمسِ ما با نیروی مبهمِ هستی، مجسمه را هنری برخوردار از توانِ بنیادین برای به چنگ آوردنِ این نیرو قلمداد میکند.

آمار یکساله:  

بازدید 64

دانلود 30 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

روستایی سیچانی الهه

نشریه: 

نقش مایه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    16
  • صفحات: 

    53-62
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    182
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

در دوران پست مدرنیسم شاهد بروز خلاقیت و نوآوری در عرصه های هنری می باشیم که ورود تکنولوژی و فناوری سبب این تحولات گردید. در دوران کثرت گرای پست مدرن و با گستره بی پایان امکانات، شیوه های بسیاری در زمینه های هنری دیده می شود که این امر در هنر مجسمه سازی موجب استفاده از تولیدات صنعتی و فرآورده های کارخانه ای به جای مواد سنتی و دست ساخت ها شده است. نقش و اهمیت نور در رشته های مختلف هنری و با گرایش های گوناگون بر کسی پوشیده نیست. مجسمه سازان با آگاهی از نقش نور در ایجاد تناسب و هماهنگی در آثارشان همواره بدان توجه کرده اند. چگونگی استفاده از نور در ساختار اثر می تواند در خوانش مخاطب تاثیر گذار باشد. در نیمه قرن بیستم به بعد شاهد چشم اندازی نوین در آثار برخی از هنرمندان می باشیم که ابزار الکترونیکی نور را به مثابه ماده کار، مضمون و حتی رویکرد زیبایی شناسانه آثارشان به کار بردند. نوع تحقیق توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات مبتنی بر روش کتابخانه ای صورت گرفته است. این مقاله بر آن است تا با نگاهی بر عنصر نور در هنرهای پست مدرنیستی، جایگاه نور را به عنوان پدیده ای تاثیر گذار و مستقل در بعضی از آثار مجسمه سازی این دوران مورد مطالعه قرار دهد. در پایان مقاله چنین برداشت می شود که هنرمند پست مدرنیسم توانسته با غلبه بر دنیای تکنولوژیک و ابزار آلات آن، در زمینه مجسمه سازی، عنصر نور را که شالوده ای غیر مادی دارد به عنصری مستقل و قابل کنترل درآورده و به صورت ملموس در چهارچوب پیکره ای به نمایش گذارد.

آمار یکساله:  

بازدید 182

دانلود 85 استناد 0 مرجع 1
نویسندگان: 

خسروی فر شهلا

نشریه: 

نقش مایه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    10
  • صفحات: 

    83-94
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    289
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

تاریخ هنر از آغاز تا کنون شاهد حضور فیگور انسان در عرصه های مختلف؛ از هنرهای کاربردی گرفته تا نقاشی و به خصوص در مجسمه سازی بوده است. در بسیاری از دوره های تاریخی این تصویر گرایش به واقع گرایی دارد؛ تا اینکه در اوایل قرن بیستم هنرمندان از این نوع نمایش واقع گرایانه بر می تابند و به انتزاع روی می آورند، اما این روند نیز در هنر این دوره دیری نمی پاید و در اواسط این قرن جای خود را به شیوه دیگری می دهد. لذا گرایش به انتزاع، فرم گرایی، نخبه گرایی، وحدت گرایی که از مولفه های اصلی مدرنیسم بودند، در دهه های پایانی این قرن یعنی حدودا از دهه 1960 جای خود را به پست مدرنیسم ضد فرم، مردمی و کثرت گرا می دهند. این فراز و فرودها در نحوه به تصویر کشیدن فیگور به خصوص در مجسمه سازی به خوبی قابل بررسی است. این مقاله سعی دارد نحوه به تصویر کشیدن پیکر انسان را در مجسمه سازی دوره مدرن و پس از آن، پست مدرن و تحولات مبانی زیبایی شناختی ناشی از این گذار از دوره ای به دوره دیگر را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا ابتدا در این مقاله سعی می شود به گزیده ای از دیدگاه ها، مولفه ها و نظریات مطرح در این دو دوره از دیدگاه برخی متفکران و صاحب نظران آن پرداخته شود، سپس با معرفی تعدادی از تاثیرگذارترین هنرمندان مجسمه ساز از هر دو دوره که پرداختن به فیگور انسان را جوهره اصلی کار خود قرار دادند؛ به معرفی و بررسی تغییر مولفه های زیبایی شناختی در نحوه به نمایش در آمدن فیگور در آثار آن ها به شیوه نظری بپردازد.

آمار یکساله:  

بازدید 289

دانلود 102 استناد 0 مرجع 0
strs
نویسندگان: 

موسویان سمیه

نشریه: 

باغ نظر

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    34
  • صفحات: 

    59-68
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    797
  • دانلود: 

    833
چکیده: 

در دوره پست مدرنیسم، هنر دچار کارکردهای متغیری شده و مدام در حال تغییر ماهیت و هویت است. این مسایل در ارتباط مستقیم با مجسمه سازی امروز است زیرا این گوناگونی حیرت آور در هیچ زمینه ای به اندازه جهان مجسمه سازی آشکار نیست. حال این سوال مطرح می شود که چه تحولاتی در دوره مدرن منجر به ظهور مجسمه سازی پست مدرن شد؟ چنین فرض می شود که توجه به محتواگرایی و مفهومی بودن مجسمه برخلاف فرم گرایی حاکم در دوره مدرن باعث شد که رویکردهای غالب در مجسمه سازی تغییر کرده و مجسمه سازی پست مدرن با صورت های بیانی جدیدش ظهور پیدا کند. این مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی به تحولات و دگرگونی های ایجاد شده در عرصه مجسمه سازی از 1960 تا 1980 پرداخته است. نظر به اینکه زمینه های تحول و پیدایش مجسمه سازی پست مدرن به لحاظ تاثیرگذاری بر مجسمه سازی از دهه 1980 به این سو هنوز ساماندهی آکادمیک نشده است، ضرورت این اقدام احساس می شود که در این پژوهش به آن پرداخته شود. در پایان این نتیجه حاصل شد که تحولاتی چون تغییر مفهوم گالری جهت نمایش مجسمه، تغییر شکل اشیاء بازتولیدشده صنعتی در شکل اثر هنری و نقش موثر زمان و مکان در ایجاد و نمایش آثار مجسمه سازی از جمله دگرگونی های بنیادینی بود که تعریف مجسمه سازی مدرن، به عنوان یک شیء فرمی تجردگرا را زیر سوال برد و هویت آن را تغییر داد. این دگرگونی ها موجب شد درک و دریافتی نو در قالبی جدید جهت بیان «محتوا و معنایی خاص» از طریق مجسمه ظهور پیدا کند.

آمار یکساله:  

بازدید 797

دانلود 833 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

شفیعی سمیه

نشریه: 

نقش مایه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    6
  • صفحات: 

    69-86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    708
  • دانلود: 

    344
چکیده: 

بررسی و مشاهده سیر مجسمه سازی در کشور هند از دیرباز تا عصر حاضر، گویای این واقعیت است که هنرمندان هندی، در گذر از هنر سنتی و گام نهادن در عرصه گسترده هنر مدرن و پس از آن، عناصر فرهنگی سرزمین هندوستان را به کار گرفته اند و با استفاده از زبان بین المللی هنر، در جهت ارائه این فرهنگ در سطحی جهانی، به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند.در واقع هنرمند معاصر هندی نیز چونان هنرمندان گذشته، سعی در ایجاد ارتباطی عمیق با اصل جغرافیایی و هویت خویش ولی با گزینش زبانی قابل فهم برای جهانیان، از طریق خلق اثر هنری دارد. مقاله حاضر می کوشد که با معرفی و بررسی وجوه اشتراک و افتراق موجود در میان رویکردهای مجسمه سازی تعدادی از هنرمندان معاصر هند به جستجوی مصادیق این مهم و چگونگی آن بپردازد.

آمار یکساله:  

بازدید 708

دانلود 344 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

نگره

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    41
  • صفحات: 

    54-65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    403
  • دانلود: 

    298
چکیده: 

هنرمندان مجسمه ساز طراحی را اساس موفقیت در شکل دهی به یک اثر هنری می دانند و به تجربه جایگاه خاص آن را یافته اند، اما در خصوص فرایند شکل گیری آن میل کمتری به سخن داشته اند. با این توصیف، رفتار هنرمندان مجسمه ساز در قبال طراحی نوعی رفتار پژوهشی محسوب می شود؛ آنها توجهی خاص به منابع تصویری دارند، در تصاویر کنکاش عمیق می کنند، به یاداش تبرداری تصویری علاقه مندند، و در نهایت برای طراحی یک مجسمه از آن بهره می گیرند. توجه به این رفتار پژوهشی و تحلیل آن به عنوان یک فرایند سنتی در طراحی و رابطة آن با راهبرد حل مسئله ب هشیوة استدلال قیاسی مبتنی بر شباهت م یتواند در تأثیرگذار باشد. این مقاله ضمن توجه به مباحث نظری « طر حواره « توضیح خلاقانه ترین مرحلة طراحی، یعنی تفکر قیاسی، به سنجش فرایند حل مسئلة قیاسی در رابطه با شکل گیری طر حواره به عنوان هدف پژوهش پرداختها ست. به همین منظور، در یک آزمون، به کاربست استدلال قیاسی در شکل گیری طر حواره باستفاده از روش شبه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه گواه و آزمون پرداخته است. داد ههای تحقیق باستفاده از روش سنجش عملکردی و از طریق تعیین رتب هبند یهای نتایج طر حوار ههای دانشجویان توسط هیئت داوران مجرب گردآوری شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهبرد قیاس تصویری موجب تفاوت سطح یادگیری و همچنین ارتقاء سطح توانایی شکل دهی به طر حوار ه ها را در دانشجویان مجسمه سازی می شود و خلاقیت (ارز شهای ابداعی) طر حوار ه ها را در دانشجویان بهبود می بخشد.

آمار یکساله:  

بازدید 403

دانلود 298 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

پژوهش هنر

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    20
  • صفحات: 

    1-11
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    58
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

اصطلاح هنر عمومی، به آثاری اطلاق می شود که برای دسترسی عموم مردم و مخاطبین در فضایی عمومی به نمایش گذاشته شده است و تمایل به مشارکت، درک و برقراری ارتباط با مخاطب عام را به عنوان هدف اصلی خود در نظر می گیرد. هنر عمومی به دلیل ارتباط با مخاطب به صورت مستقیم و در سطح شهر، پیامدهای مثبتی را برای مخاطبین به دنبال خواهد داشت. یکی از زیرشاخه های هنر عمومی را می توان مجسمه های شهری دانست که در فضای عمومی، در محل پر تردد و در ارتباط با مخاطبین عام نصب شده؛ این آثار به دلیل حضور در سطح عموم جامعه، در واقع به سازه های اجتماعی بدل می شوند. مقاله حاضر با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات با مراجعه به اسناد کتابخانه ای، قصد دارد چگونگی ارتباط میان مجسمه های شهری به عنوان عاملی جهت آموزش خلاقیت به مخاطبین عام را با توجه به تجربه مستقیم مخاطب بررسی کند و به این پرسش پاسخ دهد؛ ارتباط انتقال و آموزش خلاقیت به مخاطبین عام با توجه به تجربه ای که در تقابل با هنر عمومی صورت می گیرد چگونه است؟ با این پیش زمینه که ارتباط بین مخاطب و اثر هنری خواهد توانست موجب بالا بردن درک و آگاهی مخاطب و همچنین، ارتقای سطح خلاقیت در وی شود؛ خلاقیتی که امروزه آن را جوهره اساسی و بنیادین همه فرآیندهای اجتماعی می دانند. در این راستا، از نظریه تجربه در آموزش مفاهیم که توسط جان دیویی نظریه پرداز و فیلسوف آمریکایی ارایه شده، استفاده شده است. یافته ها و نتایج حاصل از پژوهش ثابت می کنند که اگر تجربه، حس کنجکاوی را برانگیزد، ابتکار را در مخاطب تقویت کرده و نیروی محرکی در او ایجاد می کند که می تواند سبب بروز و یادگیری خلاقیت در وی شود؛ این امر، موجب گسترش وسعت تخیل در مخاطب خواهد شد. مطالعه موردی مد نظر، مجسمه هایی است که در شهر پدیده شاندیز نصب شده و خود به عنوان عنصری خلاقانه در فضای عمومی و در ارتباط با مخاطب عام خودنمایی می کنند.

آمار یکساله:  

بازدید 58

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
litScript