نتایج جستجو

16158

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

1616

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی











متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

NAWIDI MUHAMMED ALI

نشریه: 

KHERADNAME-YE SADRA

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2008
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    3 (51)
  • صفحات: 

    35-40
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    11109
  • دانلود: 

    9195
چکیده: 

Most of the people who are involved with research on the Transcendent Philosophy have dealt with Mulla Sadra’s specific anthropologymerely within the framework of the book “Soul” of al-Asfar al-arba’ a (4th book, 4th journey). They have, in fact, limited themselves to his explanations in that book and their relation with early philosophers’ discussions of the soul. Mulla Sadra himself has referred to them all through al-Aslar’ s book of Soul, which is itself a kind of translation rather than a research book and source of reference for the issue of absence of effect. Neither is it an independent work or research reference on the anthropologyof the Transcendent Philosophy.In this paper, based on a comprehensive and general study of the Transcendent Philosophy and Mulla Sadra’s philosophical method, as well as through resorting to his particular works and methodology, the writer has tried to explore his anthropology.The main purpose of this inquiry is, firstly to develop a deeper and more thorough understanding of philosophical anthropology in the Transcendent Philosophy, secondly, to explain the relations between Mulla Sadra’s philosophical anthropology and the other parts of his philosophy; thirdly, to infer and derive the related philosophical terminology, concepts, and meanings and, in other words, the ontological realities of anthropology in order to use them for man’s perfection at present and in future, and, fourthly, to propound a number of principles and laws that can be useful in learning about the fundamental features and elements of Mulla Sadra’s philosophical anthropology.

آمار یکساله:  

بازدید 11109

دانلود 9195 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

علوی سیدمحمدکاظم

نشریه: 

اندیشه دینی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    29
  • صفحات: 

    3-20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2005
  • دانلود: 

    236
چکیده: 

شناخت نظام های فلسفی و مقایسه آن ها با یک دیگر، پژوهشی پرثمر است. این پژوهش با بیان تفاوت ها و شباهت های سامانه ای، به بررسی نظام های فلسفی می پردازد و به بازشناسی آن ها از یک دیگر همت می گمارد. بر این اساس، در باب اصلی که نظام فلسفی مدنظر با آن سامان یافته و مبادی و مبانی اش بر اساس آن باید توجیه شود، تحقیق انجام می گیرد. این تحقیق در سه نظام فلسفی ارسطو، ابن سینا و ملاصدرا صورت می پذیرد و درصدد پاسخ به این پرسش است که تمایز بنیادین این سه نظام فلسفی در چیست؟ به عبارتی دیگر، اصول بنیادینی که این سه سنت را از هم متمایز می کند چیست؟ این اصول، اصول تمایز سه گانه ای هستند که در هر سه سنت فلسفی به گونه ای متفاوت بیان شده اند. اصل نخست، اصل تمایز ماده و صورت در نظام فلسفی ارسطو است. اصل دوم، اصل تمایز وجود و ماهیت در نظام فلسفی ابن سینا و اصل سوم، اصل تمایز حقیقت وجود و مفهوم وجود در فلسفه ملاصدرا است. با بیان این سه اصل، می توان به درک سامان مند از سنت های فلسفی ارسطویی، سینوی و صدرایی دست یافت. این سه اصل دارای تطور تاریخی نیز هستند و به ترتیب بیان شده تکامل فلسفی از یونان تا آخرین مکتب فلسفه اسلامی را بیان می دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 2005

دانلود 236 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    263-286
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    286
  • دانلود: 

    141
چکیده: 

نقض حقوق اجتماعی و مختل کردن نظم اجتماعی باعث می شود که جامعه واکنش خود را نسبت به شخص منحرف نمایان سازد. این واکنش از دیر باز و در اغلب نظام های کیفری به صورت اعمال کیفر بوده است. همانطور که میدانیم در اجرای کیفرها هدف خاصی دنبال میگردد و آن تربیت و اصلاح مجرمین و باز اجتماعی شدن آنان است و بر اساس تجربه ثابت شده است که نظام عدالت کیفری به تنهایی نمی تواند این هدف را محقق نماید. درنتیجه سیاستگذاران کیفری برای تحقق این هدف، طیفی از ابزارهای سیاست جنایی (از تخفیف تا حذف یا اعمال متناوب کیفر و یک اقدام غیر کیفری در قبال پدیده مجرمانه) را تحت عنوان کیفر زدایی به رسمیت شناخته اند. اگر تاکنون نظریه ها و مبانی حقوق کیفری در تلاش برای توجیه مداخله کیفری، جرم انگاری و کیفرگذاری بوده اند، اینک نیازمند نظریه ها و مبانی دیگری جهت توجیه عدم مداخله کیفری هستیم چرا که در حال حاضر سیر تکامل حقوق جزا به سمت حذف کیفر، ملایم نمودن کیفرها و توزیع آن میان نظام های حقوقی متمایل است تا بدینوسیله از یک سو حقوق و آزادی های اساسی شهروندان مورد حمایت قرارگرفته و از سوی دیگر هدف غایی مجازات ها تحصیل گردد. در این مقاله سعی شده است تا با اشاره به مبانی کیفرزدایی از جمله مبانی فلسفی، جرم شناختی و مبانی اقتصادی توجیهاتی مبنی بر لزوم گسترش این فرایند ارائه گردد و بر این موضوع تاکید شود که پاسخ های کیفری لزوما بهترین شیوه پاسخگویی به جرایم نیست و برای رسیدن به آرمان اصلی در مجازات ها که اصلاح و بازپروری مجرمین میباشد میتوان از نهادهای جایگزین کیفر و فرایندهای کیفرزدایانه استفاده نمود

آمار یکساله:  

بازدید 286

دانلود 141 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    855-884
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    164
  • دانلود: 

    36
چکیده: 

در زمینه روش فلسفه صدرالمتالهین تاکنون نظریات مختلفی از سوی صدراپژوهان بیان شده که هر یک یا ناظر به بخشی از روش فلسفی صدراست یا آنکه به کلی مسیری را طی کرده که با روش صدرا و تقریرات شارحان حکمت متعالیه، متفاوت و حتی گاهی مخالف است. در این نوشتار با تحلیل نگرش صدرا به منابع معرفتی مختلف و بررسی ابعاد مختلف مواجهه صدرا با مسائل فلسفی، چهار اصل روش شناختی وی یعنی تلفیق هدفمند سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان در یک ایستار، استفاده از منابع معرفتی فوق در مقام گردآوری و داوری، استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آرای اندیشمندان سلف و استفاده نظام مند از سه مبنای نظر قوم، وحدت تشکیکی وجود و وحدت شخصی وجود، تدقیق و بررسی شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 164

دانلود 36 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

ساداتی سیدارسلان

نشریه: 

ادبیات عرفانی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    23
  • صفحات: 

    141-182
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    27
  • دانلود: 

    33
چکیده: 

این پژوهش به واکاوی و تحلیل تعامل ها و تقابل های سازنده ی عطار با مبانی عرفان فلسفی می پردازد و تأثیر این تعامل و تقابل سازنده را در تحول عرفان تک بعدی خانقاهی به عرفان پویای گفتمانی و استدلالی آشکار می سازد. مسئله ی پژوهش بررسی این موضوع است که عطار در تشکیل ساختار و محتوای رمزی تمثیلی سه مثنویِ عرفانیِ خود کدام بخش از رویکرد ها، روش ها و ابزارهای عرفان فلسفی ابن سینا را اقتباس کرده و چه تعامل یا تقابلی با مبانی عرفان فلسفی داشته است؟ روش پژوهش تحلیلی استدلالی و براساس مطالعه ی دقیق مفاهیم عقلی و عرفانی متون موردنظر و استدلال و استنتاجِ مُبتنی بر تحلیل منطقی است. هدف پژوهش شناسایی رویکرد های دوگانه ی عطار به مبانی و محتوای رسالةالطیر ابن سینا و نظریه ی فیض و عقل-به عنوان مبانی عرفان فلسفی-و تفکیک جنبه های مفید و مضر از آن ها و شناسایی روش عطار در تعامل با جنبه های مضر و بهینه سازی و اصلاح آن موارد برای کاهش آسیب هاست. ضرورت و اهمیت پژوهش نقد عملکرد عطار در استفاده ی بهینه از اصول عرفان فلسفی و روش ها و ابزارهای آن برای رشد و توسعه و توجیه سطوح مطلوب رفتار عرفانی خود است. یافته های این پژوهش می تواند به درک بهتر رویکرد عطار به عرفان و تأثیر مثنوی های وی در اعتلای روش ها و ابزارهای شناخت عرفانی کمک کند.

آمار یکساله:  

بازدید 27

دانلود 33 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    24
  • شماره: 

    4 (پیاپی 96)
  • صفحات: 

    13-30
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    164
  • دانلود: 

    48
چکیده: 

اثبات معاد جسمانی بعنوان یکی از مسائل فلسفی، همواره در بین فیلسوفان اسلامی مورد توجه بوده است. ملاصدرا در نظام فلسفی خود با بکار گرفتن اصول معادشناختی، به اثبات جسمانیت معاد و نیز تبیین حالات بعد از معاد پرداخته است. کشف انسجام بین اصول معادشناختی و همچنین انسجام بین نتایج آنها، به تبیین بهتر نظریه معاد جسمانی ملاصدرا می انجامد. این پژوهش، با تمرکز بر اصول معادشناختی و استخراج مبانی آنها، به بررسی انسجام درونی و بیرونی این اصول و نتایج آنها پرداخته و اثبات میکند که اصول معادشناختی با یکدیگر و نیز برخی از نتایج نسبت به هم، انسجامی قوی (رابطه ایجادی) دارند، گرچه برخی دیگر از نتایج نسبت به یکدیگر دارای انسجامی ضعیفند. همچنین برخی از مبانی که در مسیر اثبات معاد جسمانی نقشی بنیادین دارند مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانی هالحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و بساطت وجود بصراحت جزو اصول اثباتی معاد ذکر نشده اند. عدم تفکیک اصول هستی شناختی و انسان شناختی و عدم رعایت تقدم و تاخر در چینش اصول نیز میتواند از کاستی های مسیر اثباتی این نظریه مهم فلسفی، از سوی ملاصدرا بشمار آید.

آمار یکساله:  

بازدید 164

دانلود 48 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1395
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    18
  • صفحات: 

    3-31
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    132
  • دانلود: 

    21
چکیده: 

چکیده فارسی:صدرالمتالهین شیرازی در تبیین فلسفی پدیده وحی، از مبادی و پیش فرض های متعددی بهره می گیرد. نگارنده در این مقال کوشیده است تا این مبادی و پیش فرض ها را از متن آثار ملاصدرا استخراج کند و ارتباط هر کدام از آن ها با وحی را توضیح دهد. مبادی فلسفی وحی شناسی ملاصدرا عبارت اند از: «پذیرش خداوند و انتساب برخی از صفات خاص به او»، «ترکیب انسان از نفس و بدن»، «وجود قوای مدرک معارف وحیانی در انسان»، «نظام طولی عالم و سعه وجودی نبی»، «عقل فعال یا واهب الصور»، «نفوس فلکی و علم آن ها به جزئیات عالم طبیعت»، «اتصال نفس نبی به عالم مثال یا خیال متصل» و «هم سنخی وحی و رویا». در مقاله پیش رو، هر کدام از مبادی فوق به تفصیل واکاوی شده و نقش هر کدام از آن ها در نظام وحی شناسی این فیلسوف متاله به بحث گذاشته شده است. چکیده عربی:من المعلوم أنّ ملّا صدرا فی التبیین والتحلیل الفلسفیّ لظاهرة الوحی یستفید من مبادئ ومفروضات کثیرة. لقد حاول باحث هذه الدراسة أن یعالج ویناقش هذه المبادئ والمفروضات بانیًا علی نصّ آثار ومٶلّفات ملّا صدرا وأن یوضّح ویبیّن صلة کلّ منهما مع الوحی. المبادئ الفلسفیّة لمعرفة الوحی فی فکرة ملّا صدرا کما تلی: «تسلیم وجود اللّٰه سبحانه وانتساب عدد من الصفات إلیه»، «ترکیب الإنسان من النفس والبدن»، «وجود القوّة المدرکة للمعارف الوحیانیّة فی الإنسان»، «النظام الطولیّ للعالم وسعة النبیّ الوجودیّة»، «العقل الفعّال أو واهب الصور»، «النفوس الفلکیّة وعلمها بجزئیّات عالم الطبیعة»، «اتّصال نفس النبیّ إلی عالم المثال أو الخیال المتّصل» و«مسانخة الوحی والرٶیا». فی الدراسة الراهنة، لقد نوقشت کلّ من المبادئ المذکورة أعلاها وعولجت وبیّنت دور کلّ منها فی نظام معرفة الوحی فی فکرة هذا الفیلسوف المتألّه.

آمار یکساله:  

بازدید 132

دانلود 21 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

محمدی صیفار مهدی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    3 (پیاپی 15)
  • صفحات: 

    93-114
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2150
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

چکیده فارسی:مکتب «فرانکفورت» (نظریه «انتقادی» به عنوان مبنای اصلی آن) بخشی از یک جنبش فکری، موسوم به «مارکسیسم غربی» و برآمده از شرایط خاصی است که در پی تفاسیر مجدد از نظریه مارکس درباره جوامع سرمایه داری و انتقاد از جامعه نوین و نظام های گوناگون معرفتی مانند اثبات گرایی است. در این نوشته، تلاش بر آن است که ضمن معرفی نظریه «انتقادی» و زمینه های اجتماعی و نظری (معرفتی) شکل گیری آن، به مبانی نظری (فلسفی) این نظریه با توجه به نسل اول نظریه پردازان مشهور آن (همچون هورکهایمر، آدورنو، مارکوزه و فروم) بپردازد و ضمن توضیح هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و روش شناسی آن، به بررسی و ارزیابی مبانی آن همت گمارد.   چکیده عربی:مدرسة فرانکفورت التی تتخذ من النظریة الانتقادیة کأصل أساسی لها هی جانب من نهضة فکریة یطلق علیها «المارکسیة الغربیة» وهی نابعة من ظروف خاصة تبحث عن تفاسیر جدیدة لنظریة مارکس حول المجتمعات الرأسمالیة وانتقاد المجتمع الحدیث والأنظمة المعرفیة المتنوعة کمدارس الفلسفة الوضعیة. قام الباحث فی هذه المقالة بالتعریف بالنظریة الانتقادیة ووضح خلفیات نشأتها الاجتماعیة والنظریة (المعرفیة) وتطرق إلی تحلیل المبادئ الفلسفیة لها فی الجیل الأول لمنظریها المشهورین من أمثال هورکهایمر وأدورنو ومارکوزیه وفروم، ومن خلال توضیح الوجودیة والمعرفیة والإنسانیة والمنهجیة لهذه النظریة قام بدراسة وتقییم مبادئها.

آمار یکساله:  

بازدید 2150

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    2 (پیاپی 98)
  • صفحات: 

    37-50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    111
  • دانلود: 

    44
چکیده: 

معاد جسمانی از دیرباز در میان متکلمان و فیلسوفان اسلامی جزو مسائل بحث برانگیز بوده است. متکلمان بر اساس مبانی و نوع نگاه خود به حقیقت انسان، معادی متفاوت با معاد فیلسوفان را به اثبات رسانده اند. در بین فیلسوفان، حکمای مشاء، مبانی هستی شناختی و انسان شناختی خاصی را در جهت تبیین معاد روحانی بکار برده و حکمای اشراق با توجه به آن مبانی، معاد مثالی را نتیجه گرفته اند. ملاصدرا با استفاده از اصول معاد شناختی خاصی در نظام فلسفی خود، معاد جسمانی روحانی را تبیین میکند. این پژوهش نقش اصول معاد شناختی را در بازسازی نظریه معاد جسمانی بررسی کرده و به این نتیجه میرسد که عدم توفیق متکلمان و حکمای مشاء و اشراق در اثبات معاد جسمانی روحانی، ناشی از عدم دستیابی آنها به برخی از اصول معاد شناختی بوده و بهمین دلیل بود که معاد اثبات شده آنها، از سوی ملاصدرا پذیرفته نشد. متکلمان با عدم دستیابی به اصولی مانند «تشکیک وجود»، «نفس، عامل شیئیت انسان و بدن» و «تجرد نفس و قوه خیال»، معاد انسان و لذات و آلام او را در معاد، مادی دانسته اند. ابن سینا و شیخ اشراق نیز با عدم دستیابی به اصولی مانند «تجرد قوه خیال»، «آثار خارجی داشتن تصورات، خلقیات و ملکات» و «ماهیت ابصار، اختراع صورتهای مجرد مشابه با صورتهای خارجی توسط نفس» در اثبات معاد جسمانی با مشکل مواجه شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 111

دانلود 44 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

مشکاتی محمدمهدی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1-2 (45-46)
  • صفحات: 

    183-202
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    1499
  • دانلود: 

    492
چکیده: 

مساله معاد از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. آرزوی دیرینه فلسفه، تبیین عقلانی معاد جسمانی بوده و هست. ابن سینا راه اثبات معاد جسمانی را منحصر در شرع می دانست و آن را خارج از توان عقل بشر قلمداد می کرد. در حالی که دست عقل را در اثبات معاد روحانی باز می گذاشت و شرع را در این زمینه، موید عقل می دانست.در این مقاله، پس از ذکر دیدگاه های ابن سینا در خصوص معاد، با توجه به آثار مختلف وی، مبانی فلسفی او را در انکار معاد جسمانی تبیین کرده و نشان می دهیم وی با قبول این مبانی، نمی تواند معاد جسمانی را تبیین فلسفی کند و لذا تعبدا آن را می پذیرد. در انتها نیز اصول معاد روحانی ابن سینا را بررسی می کنیم؛ یعنی آنچه که او را ملزم به قبول وجود سعادت و شقاوت برای نفس ناطقه صرف نظر از تعلق آن به جسم می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 1499

دانلود 492 استناد 1 مرجع 0
litScript