نتایج جستجو

737

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

74

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی







متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحات: 

    68-74
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1035
  • دانلود: 

    204
چکیده: 

سابقه و هدف: لیدوکائین از داروهای بی حس کننده موضعی متوسط الاثر است که به کرات در بی حسی اپی دورال مصرف می شود و خطر مسمومیت قلبی یا سیستم اعصاب مرکزی کم تری نسبت به بوپیواکائین دارد. این مطالعه طول مدت اثر مهار حسی و حرکتی لیدوکائین را با اضافه نمودن اپی نفرین، فنتانیل یا شبه دارو (سالین نرمال) در بی حسی اپی دورال با هم مقایسه نموده است.مواد و روش ها: در این مطالعه دو سو ناآگاه 60 بیمار IASA و II نامزد جراحی انتخابی ارتوپدی به صورت تصادفی بلوکی به سه گروه N (لیدوکائین + سالین)، E (لیدوکائین + اپی نفرین) و F (لیدوکائین + فنتانیل) تقسیم شدند. بی حسی اپی دورال با استفاده از 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 1 میلی لیتر سالین نرمال در گروهN  ، 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 100 میکروگرم (1 میلی لیتر از محلول 1.10000) اپی نفرین در گروه E و 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 50 میکروگرم فنتانیل در گروه F انجام شد. زمان شروع مهار حسی و طول مدت مهار حسی و حرکتی در بیماران ثبت شد. یافته ها با نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس و مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. P<0.05 معنی دار تلقی شد.یافته ها: زمان متوسط شروع اثر مهار حسی در سه گروه E (8.35+/-0.85 دقیقه) ، F (8.15+/-0.75 دقیقه) و N (8.75+/-0.8 دقیقه) مشابه بود و و سه گروه از این لحاظ اختلاف معنی داری با هم نداشتند. طول مدت مهار حرکتی کامل در گروه های E (46.5+/-27.5 دقیقه) و F (45.3 +/-26.8 دقیقه) به طور معنی داری بیش تر از گروه N (22.5+/-18.3 دقیقه) بود. طول مدت مهار حسی در گروه E (117+/-15.8 دقیقه) بیش تر از دو گروه N (102+/-22.9 دقیقه) وF (102+/-18.3 دقیقه) بود. (p<0.05) افت فشارخون در 40 درصد، 50 درصد و 60 درصد موارد و کاهش تعداد نبض در 10 درصد، 25 درصد و 30 درصد بیماران گروه هایN و E و F به ترتیب روی داد.استنتاج: نتایج این مطالعه نشان داد که اضافه نمودن اپی نفرین یا فنتانیل به لیدوکائین برروی شروع اثر مهار حسی در بی حسی اپی دورال تاثیر ندارد. اپی نفرین و فنتانیل هر دو طول مدت مهار حرکتی را افزایش می دهند و اپی نفرین طول مدت مهار حسی با لیدوکائین را نیز افزایش می دهد. پیشنهاد می شود که در صورت نیاز به شلی و مهار حرکتی کامل در بی حسی اپی دورال اپی نفرین یا فنتانیل به لیدوکائین مصرفی افزوده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 1035

دانلود 204 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    1 (پی در پی 64)
  • صفحات: 

    7-12
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    736
  • دانلود: 

    238
چکیده: 

سابقه و هدف: بی حسی منطقه ای داخل وریدی یک روش ساده و قابل اعتماد برای ترمیم جراحات اندام فوقانی می باشد. جهت بهبود کیفیت بلوک حسی، کاهش درد تورنیکه و بی دردی بعد از عمل ترکیبات متفاوتی به داروهای بی حس کننده موضعی در بی حسی منطقه ای داخل وریدی اضافه می شوند. این مطالعه به منظور بررسی اثر نیتروگلیسیرین بر روی شدت درد حین عمل، درد تورنیکه و بی دردی بعد از عمل در بیماران کاندید بی حسی منطقه ای داخل وریدی با لیدوکائین انجام شده است.مواد و روش ها: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 50 بیمار با جراحات اندام فوقانی کاندید بی حسی منطقه ای داخل وریدی که بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، انجام گردید. دو گروه از نظر سن و جنس همسان سازی گردیدند. پس از بستن تورنیکه در گروه شاهد 200 میلی گرم لیدوکائین و در گروه آزمون 200 میلی گرم لیدوکائین و 200 میکروگرم نیتروگلیسیرین تزریق شد. در هر دو گروه حجم دارو با نرمال سالین تا 40 سی سی رقیق شد. کیفیت بلوک حسی، زمان شروع درد تورنیکه، نیاز به مخدر در حین عمل، زمان شروع درد و اولین دوز تزریق مسکن بعد از تخلیه تورنیکه ثبت و مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: کیفیت بی دردی در دو گروه تفاوتی را نشان نداد و نیاز به فنتانیل برای کنترل درد در دو گروه برابر بود. درد تورنیکه در گروه لیدوکائین 21.12±3.33 دقیقه و در گروه نیتروگلیسیرین 21.96±3.87 دقیقه بعد از پرکردن تورنیکه شروع شد (p=0.41) درد در گروه شاهد 54.4±9.95 دقیقه و در گروه آزمون 60.40±10.17 دقیقه بعد از پایان جراحی شروع شد (p=0.625).نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن نیتروگلیسیرین به لیدوکائین کیفیت بلوک منطقه ای داخل وریدی، زمان درد تورنیکه، بی دردی بعد از عمل و نیاز به مسکن را در بیماران تحت عمل جراحی تغییر نمی دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 736

دانلود 238 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    3 (پی در پی 23)
  • صفحات: 

    12-16
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    127
  • دانلود: 

    28
چکیده: 

سابقه و هدف: کنترل درد بعد از عمل که یکی از اهداف اصلی بی هوشی می باشد موجب رضایت بیشتر بیمار، کاهش هزینه و مدت بستری در بیمارستان می شود. در مراکز مختلف، بی دردی بعد از بی حسی نخاعی با تزریق داروهای گوناگون داخل نخاعی انجام می گیرد. این مطالعه به منظور مقایسه طول بی دردی پس از عمل جراحی با لیدوکایین + بوپرنورفین و لیدوکایین تنها در روش داخل نخاعی (اسپاینال) انجام شده است. مواد و روشها: این مطالعه به روش تجربی بر روی 100 بیمار کلاس I انجمن بیهوشی متخصصین آمریکا بین80 ـ17 ساله انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه 50 نفری تقسیم شدند. در گروه یک 100-75 mg  لیدوکایین 5% به همراه 0.5 ml آب مقطر و در گروه دوم 100-75 mg لیدوکایین به همراه 50 میکروگرم بوپرنورفین با حجم مساوی به صورت داخل نخاعی تزریق شد. بیماران به مدت 24 ساعت از نظر علایم حیاتی، شدت درد و تعداد تنفس مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس با هم مقایسه شدند.یافته‏ها: نتایج این تحقیق نشان داد که متوسط طول بی دردی و نیاز به مسکن در گروه شاهد 2.07 ساعت و در گروه مورد 22.7 ساعت بوده است (P=0.000). دامنه تغییرات همودینامیک در دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود. در هیچ موردی تضعیف تنفسی مشاهده نشد.نتیجه‏گیری: در این مطالعه متوسط بی دردی بعد از عمل به روش داخل نخاعی با لیدوکایین + بوپرنورفین بسیار طولانی تر از بی دردی ناشی از لیدوکایین تنها بود و تغییرات همودینامیک در دو گروه تفاوتی نداشت.

آمار یکساله:  

بازدید 127

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    4 (مسلسل 36)
  • صفحات: 

    271-274
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    136
  • دانلود: 

    52
چکیده: 

سابقه و هدف: اصلی ترین و شناخته شده ترین عارضه بلوک وریدی، مسمومیت سیستمیک ناشی از بی حس کننده موضعی است که متعاقب باز شدن اتفاقی تورنیکه بلافاصله بعد از تزریق دارو ایجاد می شود. مطالعه حاضر جهت بررسی امکان استفاده از دوز کمتر (غیر سمی) لیدوکایین انجام شد بدین منظور از ترکیب آن با کتامین با هدف تقویت اثرات بلوک حسی و حرکتی لیدوکایین و کاهش عوارض جانبی بهره گرفته شد.مواد و روش ها: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی با کد اخلاق 3057 می باشد. 40 بیمار 15 تا 50 ساله با کلاس ASA، 1 یا 2 کاندید عمل جراحی الکتیو اندام فوقانی در ناحیه زیر آرنج در بیمارستان شهید رجایی شهر قزوین بررسی شدند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. بعد از بانداژ اسمارچ و تخلیه خون اندام، تورنیکه دوبل در پروگزیمال اندام بسته شد و از طریق راه وریدی پشت دست در گروه شاهد 200 میلی گرم لیدوکایین 0.5% و در گروه مداخله 100 میلی گرم لیدوکایین 0.25% به همراه 40 میلی گرم کتامین 0.1% تزریق شد. بلوک حسی با استفاده از سوزن کند و بلوک حرکتی با ارزیابی توانایی بیمار در حرکت انگشتان دست ارزیابی شدند. جهت ارزیابی داده های کمی از آزمون آماری T-Student و داده های کیفی از Chi-Square استفاده شد.یافته ها: میانگین بلوک حسی و بلوک حرکتی در گروه شاهد به ترتیب 0.63±4.25 و 0.2±7.65 دقیقه و در گروه مداخله به ترتیب 0.62±4.35 و 0.67±8.35 دقیقه بود. زمان آغاز بلوک حرکتی در گروه لیدوکایین و کتامین به طور معنی داری بیش تر از گروه لیدوکایین بود (p=0.003).بحث و نتیجه گیری: استفاده از کتامین در دوزهای کمتر بیهوشی به همراه لیدوکایین جهت بلوک وریدی، بلوک حسی و حرکتی قابل قبولی نسبت به روش معمول بلوک وریدی با لیدوکایین تنها ایجاد می کند و باعث به حداقل رسیدن خطر عارضه مسمومیت سیستمیک با بی حس کننده موضعی می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 136

دانلود 52 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    1 (مسلسل 67)
  • صفحات: 

    25-33
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    653
  • دانلود: 

    181
چکیده: 

زمینه و هدف: بی حسی منطقه ای داخل وریدی (IVRA) یک روش ساده و قابل اعتماد برای ترمیم جراحات اندام فوقانی محسوب می شود. برای بهبود کیفیت بلوک، کاهش درد تورنیکه و بی دردی بعد از عمل ترکیبات متفاوتی به داروهای بی حس کننده موضعی اضافه می شوند. هدف اصلی از انجام این مطالعه تعیین اثر نیتروگلسیرین در بهبود کیفیت بلوک داخل وریدی منطقه ای با لیدوکائین - مپریدین می باشد.مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی 50 بیمار با جراحات اندام فوقانی برای بی حسی منطقه ای داخل وریدی به صورت تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. پس از بستن تورنیکه در گروه شاهد 200 میلی گرم لیدوکائین و 20 میلی گرم مپریدین و در گروه آزمون 200 میلی گرم لیدوکائین، 20 میلی گرم مپریدین و 200 میکروگرم نیتروگلسیرین تزریق شد. در هر دو گروه حجم دارو با نرمال سالین تا 40 سی سی رقیق شد. شروع بلوک حسی، کیفیت بلوک، نیاز به مخدر، زمان شروع درد و اولین دوز تزریق مسکن بعد از تخلیه تورنیکه ثبت شد.یافته ها: شروع بلوک حسی در گروه نیتروگلسیرین (3.7±1.1 دقیقه( نسبت به گروه مپریدین (5.1±1.3 دقیقه) کوتاه تر بوده است (P=0.004). کیفیت بی دردی دو گروه تفاوتی را نشان نداد و نیاز به فنتانیل برای کنترل درد در دو گروه برابر بود. درد در گروه مپریدین 52.28 (35.07 – 73.448) دقیقه و در گروه نیتروگلسیرین 78.79 (61.28 – 92.23) دقیقه بعد از تخلیه تورنیکه شروع شد. (P= 0.29) زمان نیاز به مخدر در گروه لیدوکائین - مپریدین 60.78 (40.39 – 81.18) دقیقه و در گروه لیدوکائین- مپریدین – نیتروگلیسرین 87.68 (69.30 – 106.06) دقیقه بود (P= 0.064).نتیجه گیری: بررسی این مطالعه نشان داد که افزودن نیتروگلسیرین به لیدوکائین و مپریدین زمان شروع بلوک حسی را کوتاه می کند؛ اما کیفیت بلوک منطقه ای داخل وریدی، بی دردی بعد از عمل و نیاز به مخدر را در بیماران تحت عمل جراحی دست تغییر نمی دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 653

دانلود 181 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4 (پیاپی 16)
  • صفحات: 

    251-258
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    711
  • دانلود: 

    255
چکیده: 

مقدمه: گرایش به سمت افزایش استفاده از بی حسی رژیونال به جای بی هوشی عمومی، احتمالا مهم ترین عامل کاهش مشکلات بی هوشی (مشکلات انتوباسیون، آسپیراسیون ترشحات معده و مسایل مربوط به مصرف داروهای بی هوشی) در زایمان ها بوده است. کیفیت آنستزی رژیونال با افزودن اپی نفرین، مورفین، فنتانیل یا سوفنتانیل بهبود می یابد. اثرات اپی نفرین وابسته به دوز است. در دوزهای کم، اثرات تحریکی بر رسپتورهای بتا 1 و بتا 2 دارد. با دوز متوسط و بالاتر اثر آلفا آدرنرژیک آن غالب می شود. اپی نفرین با تحریک رسپتور بتا 2 مقاومت عروق محیطی را کم خواهد کرد.هدف: هدف در این مطالعه، بررسی اثرات افزودن اپی نفرین به داروی بی حسی تزریق شده در فضای داخل نخاعی و بررسی تغییرات همودینامیکی است که در بیماران کاندید سزارین تحت بی حسی اسپاینال ایجاد می کند.مواد و روش ها: این تحقیق یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 100 خانم بارداری که کاندید عمل سزارین بوده، به بیمارستان 22 بهمن مشهد در سال 1387 مراجعه نمودند و در کلاس I, II ASA قرار داشتند، انجام شد. بیماران بر اساس جدول اعداد تصادفی به 2 گروه: 80 میلی گرم لیدوکایین 5%+2 میکروگرم سوفنتانیل، 80 میلی گرم لیدوکایین 5% +2 میکروگرم سوفنتانیل +0.2 میلی گرم (سی سی) اپی نفرین تقسیم گردیدند. علایم حیاتی بیمار (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن شریانی) قبل از آنستزی و هر 5 دقیقه تا انتهای عمل ثبت گردیدند. این اندازه گیری ها در ریکاوری و تا زمان خروج بیمار از ریکاوری نیز ادامه یافت. عوارض جانبی و داروهای مورد نیاز برای آن ها نیز ثبت شدند.نتایج:دو گروه بیماران، از نظر سنی، وزنی، میزان تحصیلات، وضعیتASA ، زمان ناشتا بودن، تعداد و نوع عمل های قبلی تفاوت معنی داری با هم نداشتند. فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در دو گروه اختلاف معنی داری با هم نداشت، اگرچه افت فشاری را در گروه با آدرنالین مشاهده کردیم. میزان ضربان قلب بیماران نیز در دو گروه اختلاف معنی داری با هم نداشت. در میزان اشباع اکسیژن شریانی و عوارض دارویی هم چون تهوع و استفراغ، اختلال بلع، لرز و دیسترس تنفسی، نیز اختلاف معنی داری بین دو گروه دیده نشد.نتیجه گیری: افزودن 0.2 میلی گرم اپی نفرین به لیدوکایین 5 درصد که با هدف افزایش طول مدت بی حسی اسپاینال در حین عمل های جراحی صورت می گیرد، در وضعیت همودینامیک بیماران و عوارض جانبی آن ها تفاوت بارزی ایجاد نمی کند. البته باید توجه نمود که با کاهش مختصری که در فشار خون و ضربان قلب، در ابتدای برقراری بی حسی در گروه آدرنالینه مشاهده می شود، بهتر است در این دسته از بیماران، مراقبت بیشتری نسبت به حفظ فشار خون و ضربان قلب آن ها صورت داد.

آمار یکساله:  

بازدید 711

دانلود 255 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    24
  • شماره: 

    43
  • صفحات: 

    57-65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    987
  • دانلود: 

    160
چکیده: 

اثر کورتیکواسترویید در افزایش طول مدت اثر بی حس کننده های موضعی در اعصاب محیطی تاکنون مورد مطالعه قرارگرفته است. تزریق ساب آراکنویید لیدوکایین %5 لیدوکایین   %5و اپی نفرین، و لیدوکایین %5 و انجام گرفته است.90 مرد 20 تا45 ساله با وضعیت فیزیکی کلاس 1 و 2 ASA ،مراجعه کننده به بیمارستان دکتر علی شریعتی در زمستان 1381 که جهت انجام اعمال جراحی انتخابی تحت بیهوشی اسپاینال قرارگرفته و همگی آنها نیاز به بی حسی کمتر از 60 دقیقه و سطح حداکثر تا T6 داشتند، به یک کارآزمایی بالینی دو سوکور وارد شدند. بیماران به صورت تصادفی در یکی از سه گروه لیدوکایین (75 میلی گرم، لیدوکایین اینتراتکال%5  همراه با 2 میلی لیتر نرمال سالین)، لیدوکایین-اپی نفرین (75 میلی گرم لیدوکایین اینتراتکال 5% همراه با 0.2 میلی گرم اپی نفرین و 2 میلی لیتر نرمال سالین) و لیدوکایین – دگزامتازون ( 75 میلی گرم لیدوکایین اینتراتکال 5% همراه با 8 میلی گرم دگزامتازون) قرار می گرفتند. پایین آمدن سطح بی حسی به اندازه 4 سطح، پایان بلوک حسی در نظر گرفته شد. طول مدت بلوک حسی و حرکتی، هیپوتانسیون، برادیکاردی و تهوع و استفراغ و وقوع عوارض عصبی بررسی شدند.میانگین سن، وزن ASA همچنین زمان لازم برای شروع بلوک حسی و حرکاتی و زمان لازم برای رسیدن به بالاترین سطح بلوک حسی و حرکتی تفاوت معنی داری نداشتند. طول مدت بلوک حسی و حرکتی بین سه گروه اختلاف معنی داری داشت و در گروه های لیدوکایین - اپی نفرین و لیدوکایین- دگزامتازون (به ترتیب 82.1 و 85.7 دقیقه در مقابل 55.9 دقیقه برای بلوک حسی و 112.8 و 118.9 دقیقه در مقابل 79.2 دقیقه برای بلوک حرکتی،p<0.001). میزان بروز تهوع و استفراق و تجویز ضد تهوع، موارد هیپوتانسیون و برادیکاری که نیاز به درمان داشتند، بین سه گروه اختلاف معنی داری نداشت .(p>0.05) هیچ موردی از عوارضی مانند عوارض عصبی یا سایر عوارض در هیچ یک از بیماران گزارش نشد.اضافه کردن دگزامتازون به لیدوکایین اینتریکال، بدون آنکه میزان بروز عوارض را افزایش دهد، موجب افزایش طول مدت بلوک حسی و حرکتی می شود.    

آمار یکساله:  

بازدید 987

دانلود 160 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

GHADIRIAN SAFOURA | VESAL NASSER

نشریه: 

VETERINARY RESEARCH FORUM

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2013
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    161-167
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    13245
  • دانلود: 

    8373
چکیده: 

This blinded, randomized experimental study was designed to evaluate the analgesic effects of adding epinephrine or xylazine to lidocaine solution for brachial plexus block (BPB) in sheep. Nine healthy, fat-tailed female lambs (26.6±1.5 kg) were randomly allocated into three groups: lidocaine 2%, 5 mg kg-1 (LID, n=6), lidocaine (5 mg kg-1) with epinephrine 5 mg mL-1 (LIDEP, n=6) or lidocaine (5 mg kg-1) with xylazine 0.05 mg kg-1 (LIDXY, n=6). Each animal was tested twice. The sheep received a total volume of 0.25 mL kg-1 for BPB. A nerve stimulator was used to locate the nerves of the brachial plexus. Onset and duration of analgesia of the forelimb were evaluated using superficial and deep pin prick and pinching of skin with a hemostat clamp. Heart and respiratory rates, and rectal temperature were recorded before and at predetermined intervals following the completion of the block. Brachial administration of LID, LIDEP or LIDXY produced forelimb analgesia within 11.3, 11.0 and 7.0 minutes, respectively. The mean duration of analgesia was 100.0 min in LID and 133.2 min in LIDEP group. The mean duration of analgesia in LIDXY group (186.8 min) was significantly longer compared with LID group. In LIDEP group a significant increase in heart rate occurred 5 min after drug administration. Heart rate decreased from 35 to 80 min in sheep received LIDXY. In conclusion, the addition of xylazine to lidocaine solution for BBP provided a prolonged duration of action without any adverse effects in fat-tailed sheep.

آمار یکساله:  

بازدید 13245

دانلود 8373 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2018
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    32-37
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    24173
  • دانلود: 

    11799
چکیده: 

Background: Intravenous regional anesthesia is a simple and reliable method for upper extremity surgery. In order to increase the quality of blocks and reduce the amount of pain, many drugs are used with lidocaine. In this study, the effect of ketorolac-lidocaine in intravenous regional anesthesia was investigated. Methods: 40 patients undergoing elective upper limb with America Society of Anesthesiologists class I and II were selected and randomly divided into two groups. The first group of 20 patients received 200 mg of lidocaine, and the second group, 200 mg of lidocaine with 20 mg of ketorolac. In both groups, the drug was diluted to 40 ml. In both groups, the onset of sensory block, onset of tourniquet pain, the onset of pain after opening the tourniquet, score of postoperative pain and analgesic prescription in the first 24 hours, during 1, 6, 12 and 24 hours were studied. A measure of the quality of analgesia was evaluated by VAS. Results: The mean onset of tourniquet pain in the two groups was not significantly different (P=0. 443). In the ketorolac group, the onset of pain after opening the tourniquet was significantly longer than lidocaine group (p<0. 001). The mean postoperative pain score during the first 24 hours after surgery in the ketorolac group was significantly lower than lidocaine group (p<0. 001). The average number of analgesia prescription during the 24 hours after operation was significantly lower in ketorolac group than lidocaine group (p<0. 001). Conclusions: Adding ketorolac to lidocaine for regional anesthesia can reduce the postoperative pain for up to 24 hours after opening the tourniquet.

آمار یکساله:  

بازدید 24173

دانلود 11799 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    18
  • شماره: 

    4 (مسلسل 71)
  • صفحات: 

    127-133
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    127
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

زمینه و هدف: برای ب وک علب از داروهای مخت فی استفاده می شود. تفاوت میان این داروها از نظر اثربخشی و تداوم بی دردی مورد بحث و مطالعه است. در مطالعة حاضر اثربخشی و تداوم اثر ضددردی در ب وک علب آگزیلاری در بیماران مقایسه شد. » لیدوکائین وگرانیسترون « با مخ وط » لیدوکائین « نیازمند به جراحی آرنج به پایین، کاربرد » دو سو کور « بود که به صورت )Randomized Clinical Trail( روش انجام کار: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تلادفی انجام شد. افراد تحت مطالعه، بیماران کاندید عمل جراحی آرنج و زیر آرنج بودند که جهت ب وک علب آگزیلاری در نظر و با استفاده از نمای )linear transducer( گرفته شدند. ب وک علب آگزیلاری به کمک اولتراسونوگرافی با مبدل خطی )supine( انجام شد. بیمار در وضعیت طاقباز )in-plane( و کاربرد تکنیک درون صفحه ای )short-axis( محوری کوتاه درحالی که بازوی او دور از بدن و به سمت خارج چرخیده بود قرار گرفت. تلویر اولتراسوند بایستی شریان و وریدهای آگزیلاری شاخه های انتهایی شبکة بازویی، تاندون متلل، عضلات دو سر و سه سر و کوراکوبراکیالیس را نشان می داد. از 5mg/kg داروی لیدوکائین در گروه اول و از ترکیب داروی لیدوکائین و گرانیسترون در گروه دوم استفاده شد. ابتدا مقدار 0% تا 00 سی سی رقیق شد. در گروه اول پس از آغشته کردن سرنگ به اپی نفرین / 0% همراه با نرمال سالین 9 / لیدوکائین 5 00 سی سی از مح ول لیدوکائین تزریق شد. در گروه دوم علاوه بر مح ول لیدوکائین مقدار 2 می ی گرم گرانیسترون نیز همزمان به بیماران تزریق شد.-30 سال بود ) 54 /04 ± 9/ یافته ها: 90 بیمار در دو گروه 05 نفری وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران مورد مطالعه 00 32 %( زن بودند. زمان شروع ب وک حسی و حرکتی در گروه / 11 %( مرد و 29 نفر ) 2 / 74 سال(. از مجموع بیماران 17 نفر ) 4. )p>0/ دوم )دریافت کنندة لیدوکائین و گرانیسترون( به میزان معنی داری از گروه اول )لیدوکائین به تنهایی( کمتر بود ) 007 همچنین زمان تداوم ب وک حسی و حرکتی در گروه دوم )دریافت کنندة لیدوکائین و گرانیسترون( به میزان معنی داری از زمان اولین نیاز به مسکن )دقیقه( در گروه دریافت کننده لیدوکائین. )p>0/ گروه اول )لیدوکائین به تنهایی( بیشتر بود ) 007. )p>0/ به میزان معنی داری از گروه لیدوکائین و گرانیسترون کمتر بود ) 007 نتیجه گیری: در نهایت یافته های به دست آمده از مطالعه نشان داد که افزودن گرانیسترون به لیدوکائین می تواند باعث بهبود تمام شاخص های بی دردی در بیماران شود. همچنین، این ترکیب باعث ب وک حسی و حرکتی در زمان کمتری شده بود و ب وک ایجاد شده تداوم بیشتری داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 127

دانلود 96 استناد 0 مرجع 2
litScript