نتایج جستجو

9790

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

979

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی










متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    184-194
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    125
  • دانلود: 

    54
چکیده: 

عوامل اقلیمی و هیدرولوژیکی مانند بارش به تغییر اقلیم حساس می باشند. لذا، بررسی روند زمانی در چنین متغیرهایی می تواند در تشخیص اثر تغییر اقلیم بر روی منابع آب کمک نماید. تغییر اقلیم می تواند در داده ها به صورت تغییرات پله ای و یا تدریجی (روند) باشد. هر دو این تغییرات در یک سری زمانی می توانند به وسیله روش های ناپارامتریک مورد بررسی قرار داده شوند. در این تحقیق، از آمار 30ساله و هیدرومتری سال های 1349 تا 1380 در حوضه کرخه استفاده شد. آزمون های ویلکاکسن و رتبه ای اسپیرمن به ترتیب برای تعیین تغییرات پله ای و روند در طول سری زمانی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که بارندگی در این منطقه طی دوره آماری مورد بررسی دارای روند کاهشی می باشد و این روند در بالادست حوضه که تحت تاثیر مصارف و فعالیت های انسانی می باشد، شدت بیشتری دارد. ضمن این که فرض وجود تغییرات پله ای نیز در سری داده ها رد شد.

آمار یکساله:  

بازدید 125

دانلود 54 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    366-378
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    186
  • دانلود: 

    64
چکیده: 

برآورد منطقه ای تبخیرتعرق در مدیریت آبیاری، اصلاح الگوی کشت و پیش بینی عملکرد حائز اهمیت است. . مسئله بنیادی در این پژوهش امکان سنجی کاربرد داده های حاصل از مدل GLEAM جهت برآورد تبخیرتعرق, واقعی در شمال حوضه کرخه می باشد. مدل جهانی تبخیرتعرق سطح خشکی آمستردام (GLEAM) اجزای مختلف تبخیرتعرق (شامل تعرق، برگاب، تبخیر از سطح خاک خشک، تصعید برف و تبخیر از سطح آزاد آب) را بر اساس مشاهدات ماهواره ای، تخمین می زند. در این پژوهش، خروجی مدل GLEAM با روش بیلان آب (با فرض آب بند بودن حوضه)، در ایستگاه های منتخب حوضه کرخه مقایسه شده و ضریب همبستگی آن ها بدست آمد. شاخص های آماری R2، RMSE، MAE و RD مابین مقادیر تبخیرتعرق اخذ شده از پایگاه داده هایGLEAM و روش بیلان برای ایستگاه های، آران غرب، پیرسلمان، نظرآباد، پل-چهر، پای پل، پل دختر، تنگ سازبن و پل کشکان تعیین شد. شاخص آماریR2 برای ایستگاه های مذکور، به ترتیب، 66/0، 62/0، 77/0، 84/0، 59/0، 39/0، 56/0 و 66/0 تعیین شد که بهترین همبستگی مربوط به پل چهر است. به همین ترتیب شاخص آماری ریشه مربعات مجذور خطا (RMSE)، به ترتیب 7/0، 62/0، 74/0، 25/0، 45/0، 97/0، 73/0 و 51/0 به دست آمد. متناظرا مقادیرشاخص آماری MAE نیز، 52/0، 43/0، 58/0، 18/0، 30/0، 71/0، 53/0 و36/0 محاسبه شد. همچنین شاخص انحراف نسبی (RD) مقادیر حاصل از روش بیلان آب و داده های مدل GLEAMبه ترتیب: 21-، 73/3-، 96/4-، 19/4-، 61/19-، 39/2-، 64/3-و 18/25-می باشد. در تمامی شاخص های آماری فوق، بهترین تطابق، مربوط به زیرحوضه پل چهر می باشد. یافته های این پژوهش مؤید آن است که خروجی های مدل GLEAM که عمدتاً مبتنی بر داده های ماهواره ای است، برای حوضه کرخه قابل استفاده بوده و می تواند در صورت فقدان یا کمبود داده های مشاهده ای جایگزین برآوردهای حاصل از روش های تجربی و مرسوم گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 186

دانلود 64 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    74
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    207-221
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    90
  • دانلود: 

    51
چکیده: 

تغییرات اقلیمی و کاربری اراضی می تواند باعث تغییر در روند آبدهی فصلی و سالانه رودخانه شود. تغییرات آبدهی سالانه و فصلی رودخانه بایستی در مدیریت و برنامه ریزی منابع آب در حوزه آبخیز مد نظر قرار گیرد. برای این منظور در این تحقیق حوضه کرخه مورد بررسی قرار گرفت. در تحلیل روند آبدهی این حوزه، سری های زمانی روزانه 15 زیر حوزه منتخب در دوره زمانی 48-1347 الی 91-1390 استفاده گردید. پس از بازسازی سری های زمانی زیر حوزه های منتخب، 5 شاخص آبدهی شامل دبی با احتمال 5، 95 و 50 درصد (Q5, Q10, Q50, Q90, Q95) فصلی و سالانه برای مراحل بعدی پژوهش آماده شد. روند آبدهی فصلی و سالانه با استفاده از روش تایل-سن محاسبه و سپس درصد تغییرات آبدهی در دوره زمانی 48-1347 الی 91-1390 برای زیر حوزه های منتخب تعیین و نقشه آبدهی سالانه و فصلی برای هر شاخص تهیه شد. نتایج نشان داد که آبدهی فصلی و سالانه در اغلب زیر حوزه های منتخب، روند کاهشی و منفی داشت. زیر حوزه های منتخب جنوب شرق حوزه دارای روند کاهشی کمتری نسبت به دیگر زیر حوزه ها را دارا بود. دبی کم آبی (Q90, Q95) نسبت به دبی پرآبی (Q5, Q10) روند کاهشی شدیدتری را نشان داد. شاخص پرآبی فصل بهار در زیر حوضه کاکارضا و آفرینه روند افزایشی داشتند. این دو زیر حوزه مستقل بوده و تحت تاثیر رواناب زیرحوزه های دیگر نمی باشد. افزایش روند شاخص پرآبی در این دو زیر حوزه را می توان به افزایش دمای ناشی از تغییر اقلیم و ذوب زود هنگام برف نسبت داد.

آمار یکساله:  

بازدید 90

دانلود 51 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    1
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    39-52
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    110
  • دانلود: 

    71
چکیده: 

این پژوهش با هدف ارزیابی نقش بارش در طی دوره های ترسالی و خشک سالی هواشناسی در بهبود خشک سالی های جریان رودخانه در حوضه کرخه در سال های اخیر انجام شده است. برای این منظور، از مدل جفت شده آب شناسی-سطح زمین ALSIS-HBV استفاده شد. کاربست مدل مذکور در دوره های دست کاری نشده (دوره ای که سامانه فقط از عوامل طبیعی تأثیر می گیرد) و دست کاری شده (سیستم از هر دو عامل انسانی و طبیعی تأثیر می گیرد) امکان دستیابی به هدف تعریف شده را فراهم خواهد نمود. برای پایش خشک سالی هواشناسی و آب شناسی از روش سطح آستانه متغیّر استفاده شد. یافته ها نشان می دهد تأخیر زمانی بین خشک سالی هواشناسی و جریان رودخانه در زیرحوضه های مختلف بین 15 تا 90 روز است. هرچه خشک سالی هواشناسی شدیدتر باشد و تداوم بیشتری داشته باشد، مدت زمان لازم برای بهبود خشک سالی جریان رودخانه بیشتر می شود. در دوره دست کاری نشده، پاسخ جریان رودخانه به بی هنجاری-های بارش سریع است و خشک سالی جریان رودخانه با تأخیر زمانی 1 تا 3 ماهه بهبود پیدا می کند. روند بهبود جریان رودخانه در دوره دست کاری شده کند است و به ویژه در دهه اخیر این روند خیلی کندتر شده است. مقایسه نسبت های P/Qobs (بارش به مقادیر مشاهداتی جریان رودخانه) و P/Qsim (بارش به مقادیر شبیه سازی شده جریان رودخانه) نشان می دهد با توجه به تغییرات جزئی P/Qsim، مدل جفت شده پاسخ جریان رودخانه به افت وخیزهای بارش را به خوبی شبیه-سازی کرده ولی در شرایط واقعی حوضه، به علت دخالت بشر در طبیعت این نسبت در دوره های دست کاری شده بیشتر شده است. نتایج بررسی بهبود خشک سالی جریان رودخانه برای دوره خشک شاخص 2013-2008 با سناریوهای مختلف افزایش بارش نشان می دهد در زیرحوضه های گاماسیاب، قره سو و کل حوضه کرخه برای بهبود خشک سالی جریان رودخانه در جریان های بیشینه باید بارش بیشتر از میانگین بلند مدت رخ دهد و نیاز به بارش های حدی می باشد. افزایش میانگین دما و تبخیر از آب های سطحی می تواند عامل موثری در بهبود نیافتن خشک سالی جریان های بیشینه در سال های مورد بررسی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 110

دانلود 71 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

حیدری نادر

نشریه: 

مدیریت اراضی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    211-222
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    15
  • دانلود: 

    12
چکیده: 

اصطلاح کارایی مصرف آب (WUE) (به واحد کیلوگرم محصول تولید شده به متر مکعب آب تعرق شده) برای اولین بار توسط "د-ویت" (1958) ارائه گردید. بعد از آن واژه وسیع تر بهره وری آب (WP) توسط مولدن (1997) مطرح شد. هدف از ارائه این مفهوم جدید آن بود که بتوان توسط آن نتایج آزمایش های مزرعه ای مرتبط با آب و تمهیدات مدیریت آبیاری و همچنین فرصت ها برای صرفه جویی در مصرف آب و بهبود بهره وری آب، به همراه پشتیبانی فرایند های تصمییم سازی برای تخصیص آب، را مشخص و ارائه نمود. دراین تحقیق تعریف و تشریح کاملی از بحث بهره وری آب و چالش های استفاده از این شاخص در بحث صرفه جویی واقعی آب به منظور حل بحران آب کشور به عمل آمده است. برای حل بحران آب کشور ارزیابی های صرفا مبتنی بر شاخص بهره وری آب که در مخرج کسر آن آب کاربردی و یا به اصطلاح آب برداشت شده از منبع (Withdrawal) قرار گرفته باشد (WPAW) تا حدی گمراه کننده بوده و مبین صرفه جویی واقعی و یا استفاده موثر از آب به خصوص در ارزیابی سیستم های آبیاری معروف به سیستم های آبیاری صرفه جو (نظیر آبیاری های تحت فشار) نمی باشد. لذا پیشنهاد می نماید که برای رفع این نقیصه بهره وری آب مبتنی بر تبخیر تعرق (WPET) ملاک عمل قرار گیرد. به دنبال تبیین تئوری بهره وری آب، تحقیق برای محاسبه WPETمتدولوژی محاسباتی ساده و مبتنی بر داده های موجود و کم هزینه نیاز آبی و عملکرد محصولات کشاورزی در کشور (یعنی به ترتیب داده ها و اطلاعات موجود در سند ملی آب و آمار عملکرد موجود در آمار نامه های کشاورزی) را ارائه می نماید. به عنوان مثال موردی از این روش و با استفاده از داده های موجود، WPETمحصولات عمده حوزه آبخیز کرخه یعنی گندم، جو، یونجه، سیب زمینی، ذرت علوفه ای، شبدر، ذرت دانه ای، چغندرقند، پیاز، گوجه فرنگی، خیار و هندوانه، به ترتیب برابر32/1، 49/1، 22/1، 74/5، 93/7، 73/1، 37/1، 17/6، 61/6، 24/8، 07/5، 94/6، و سپس مقدار آن برای کل حوزه آبخیز برابر 05/2 کیلوگرم بر متر مکعب محاسبه گردید. به منظور یافتن ارتباط ریاضی لازم بین WPETو WPAW، با استفاده از آمار و ارقام بهره وری آب، اندازه گیری شده به روش های معمول مزرعه (یعنیWPAW) برای محصولات مذکور در حوزه آبخیز کرخه و حتی کشور و ارائه شده در منابع علمی مختلف، رابطه رگرسیونی با برازش مناسبی (R2=0. 96) یافت شد و با استفاده از این رابطه مقدار WPAWحوزه آبخیز کرخه برابر 20/1 کیلوگرم بر متر مکعب محاسبه گردید که با مقادیر ذکر شده در منابع علمی مختلف همخوانی مناسبی دارد. این تحقیق پیشنهاد می نماید که این روش محاسباتی ساده که برای مقاصد کاربردی ضمن هزینه کم آن به دلیل استفاده از بانک داده های موجود در کشور، از دقت مناسبی نیز برای مقاصد کاربردی برخوردار است، در کنار سایر روش های اندازه گیری مستقیم مزرعه ای بهره وری آب (که صرفا مقادیر WPAWرا ارائه می نمایند) به عنوان روشی برای محاسبه WPET و به دنبال آن WPAW (با روشی بسیار کم هزینه تر) به کار برده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 15

دانلود 12 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    241-249
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    212
  • دانلود: 

    125
چکیده: 

رابطه بین مساحت و دبی پیک حوضه همواره به منظور تعیین دبی در مناطق فاقد آمار مورد استفاده قرار گرفته است. در یک منطقه با پاسخ هیدرواوژیک مشابه این رابطه در حوضه های مختلف با نسبت برابر تغییر می کند. در این حالت به این نسبت مقیاس ساده گفته می شود. اگر تغییرات این نسبت ثابت نباشد رابطه چند مقیاسی بین دبی و مساحت وجود دارد و مساحت به تنهایی نمی تواند برای برآورد دبی سیل در مناطق بدون آمار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین لازم است در توسعه مدل های منطقه ای سیل ابتدا این مسیله مورد آزمون قرار گیرد. این مطالعه به بررسی روش آماری مقیاس مکانی در دو حوضه ی آبخیز دریای خزر و رودخانه ی کرخه می پردازد و سپس نتایج حاصل را با یکدیگر مقایسه می کند. بدین منظور دبی حداکثر لحظه ای 46 ایستگاه هیدرومتری در حوضه دریای خزر و 24 ایستگاه در حوضه کرخه انتخاب شده است. این ایستگاه ها دارای رفتار هیدرولوژیک مشابه در بین ایستگاه های موجود در حوضه خود هستند. . روش آماری مقیاس مکانی در این ایستگاه ها با استفاده از گشتاورهای وزنی احتمال دبی حداکثر لحظه ای و مساحت تحت پوشش هر ایستگاه انجام گرفت. نتایج نشان داد که در حوضه ی دریای خزر پارامتر مقیاس مکانی حالت ساده و در حوضه ی کرخه حالت چند مقیاس مکانی می باشد بنابراین می توان گفت که برای تخمین دبی در مناطق فاقد آمار حوضه ی کرخه نمی توان از روش شاخص سیلاب و رابطه توانی دبی-مساحت استفاده نمود در حالیکه در حوضه دریای خزر این عمل امکان پذیر می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 212

دانلود 125 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    298-317
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    351
  • دانلود: 

    240
چکیده: 

افزایش گازهای گلخانه ای ضمن تاثیر بر روی عناصر آب و هوایی، سامانه های متاثر از این متغیرها، نظیر منابع آب، کشاورزی، محیط زیست، بهداشت و اقتصاد را نیز دگرگون می سازد. تغییر آب و هوا، با ایجاد تغییرات در چرخه هیدرولوژی باعث اثرات معنی-داری در منابع آب می شود. برای بررسی تغییرات آب و هوا در آینده، روش های مختلفی وجود دارد که مهمترین آن ها مدل های اقلیمی هستند. مدل های گردش کلی جفت شده (AOGCM) متغیرهای اقلیمی را در وسعت چند ده هزار کیلومتر مربع شبیه سازی می کنند، اما قادر به شبیه سازی فرایندهای منطقه ای و کوچک مقیاس آب و هوا نیستند. برای رسیدن به این مهم، از روش های ریز مقیاس نمایی استفاده می شود که یکی از مهمترین آن ها روش های دینامیکی می باشد. این روش، مبتنی بر بالا بردن قدرت تفکیک و تجزیه هرچه بیشتر مدل های گردش کلی هستند. در این مطالعه، به بررسی اثرات تغییر آب و هوا بر جریان کمینه حوضه کرخه، به عنوان یکی از مهمترین حوضه های کشور از لحاظ آورد آبی و کشاورزی، پرداخته شده است. برای این منظور، از مدل ریز مقیاس نمایی دینامیکی PRECIS برای برآورد بارش و دما در دوره 2070 تا 2100 و تحت دو سناریوی A2 و B2 استفاده شده است. برای برآورد دبی روزانه در سال های آتی نیز از مدل هیدرولوژیکی SWAT (که یک مدل جامع و پیوسته در مقیاس حوضه ای می باشد) استفاده شده است. بدین صورت که مقادیر بارش و دمای خروجی مدل PRECIS تحت سناریو های مختلف به مدل وارد و مقدار دبی روزانه برای زیرحوضه ها برآورد شد. سپس، شاخص های جریان کمینه (سه شاخص Q 75، Q90 و Q95) از منحنی های تداوم و سری جریان های کمینه 10 و 30 روزه در هر یک از زیرحوضه ها محاسبه شد. بررسی شاخص های جریان کمینه طی دوره آینده نشان می-دهد که تحت سناریوی A2، جریان کمینه حدود 70 درصد افزایش خواهد داشت و این افزایش دبی کمینه در قسمت های شمالی حوضه بیشتر است. این در حالی است که تحت سناریوی B2، شاخص ها نشان از کاهش 50 درصدی جریان کمینه در افق 2080 دارند. اما توزیع مکانی جریان کمینه نسبت به دوره پایه تغییری نخواهد داشت. لذا، مناطق مرکزی و تا حدودی شمالی حوضه تحت این سناریو، خشکسالی های شدیدی را تجربه خواهد کرد. از این رو، با توجه به اثرات متفاوت تغییر اقلیم بر جریان کمینه تحت سناریوهای مختلف، در طرح های مدیریتی باید عدم قطعیت سناریو ها و همچنین، وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه در آینده مد نظر قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 351

دانلود 240 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    66
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    493-508
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    792
  • دانلود: 

    211
چکیده: 

خشک سالی پدیده ای است که برای پیش بینی آن نمی توان از مدل مشخصی استفاده کرد. بر این اساس، محققان تلاش می کنند با استفاده از مدل های پیشرفته دقت پیش بینی ها را افزایش دهند. در این زمینه، مدل های استوکاستیک خطی، شبکه عصبی مصنوعی، و مدل های هیبرید می توانند در دقت پیش بینی مفید باشند. تحقیق حاضر به بررسی کارایی مدل های اتورگرسیو میانگین متحرک تجمعی (ARIMA)، شبکه عصبی مصنوعی مستقیم (DMSNN)، شبکه عصبی مصنوعی چندگامی بازگشتی (RMSNN)، مدل هیبرید آریما- شبکه عصبی مصنوعی چندگامی مستقیم (HSNNDM)، و مدل هیبرید آریما- شبکه عصبی مصنوعی چندگامی بازگشتی (HSNNRA) در پیش بینی خشک سالی هیدرولوژی در دو مقیاس زمانی ماهانه و فصلی می پردازد. شاخص استاندارد شده جریان (SDI) به عنوان نمایه جریان و شاخص پیش بینی شونده در حوزه آبخیز کرخه انتخاب شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدل هیبرید شبکه عصبی مستقیم- آریما (HSNNDA) نسبت به سایر مدل ها دارای عملکرد بهتری در پیش بینی SDI است و همچنین کارایی مدل در پیش بینی ماهانه بهتر از مقیاس فصلی است.

آمار یکساله:  

بازدید 792

دانلود 211 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    19
  • شماره: 

    72
  • صفحات: 

    69-86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    157
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

در چند دهه ی اخیر، الگوریتم های فراکاوشی نقش مؤثری در مسائل مختلف مهندسی از جمله بهره برداری بهینه از مخازن داشته اند. به دلیل پیچیدگی مسائل مدیریت منابع آب و در نتیجه نیاز روزافزون به توسعه و رواج روش های مزبور، در پژوهش حاضر با استفاده از روشی مبتنی بر الگوریتم جستجوی موجودات همزیست، به مدل سازی بهره برداری بهینه از سیستم های پیچیده چند مخزنی پرداخته شده است. در گام اول، عملکرد موفقیت آمیز روش با استفاده از تعدادی تابع محک استاندارد ارزیابی شد. پس از آن به منظور بهره برداری ماهانه، از مخازن تنگ معشوره، سازبن و کرخه، واقع در حوزه ی آبخیز کرخه استفاده شد. تخصیص بهینه برای تأمین نیاز آبی چهار منطقه ی کشاورزی، با اولویت تأمین نیاز آبی زیست محیطی برای دوره ی 5 ساله (سال آبی 60-59 تا 64-63) در نظر گرفته شد. نتایج به دست آمده از الگوریتم جستجوی موجودات همزیست، با نتایج به دست آمده از الگوریتم های تکاملی توسعه یافته ی دیگر، ازجمله الگوریتم های ژنتیک و ازدحام ذرات، مقایسه شد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که در مقایسه با سیاست های حاصل از اعمال الگوریتم های ژنتیک و ازدحام ذرات، سیاست بهینه شده توسط الگوریتم جستجوی موجودات همزیست با شاخص پایداری 99/99، 11/99، 92/82 و 47/79، عملکرد مناسب تری در بهره برداری بهینه از سیستم های چند مخزنی دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 157

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    51
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    257-270
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    117
  • دانلود: 

    55
چکیده: 

در این مطالعه با هدف بهبود شبیه­ سازی جریان رودخانه، تاثیر جفت­ سازی طرحواره برهمکنش جو-سطح خشکی ALSISبا مدل آب شناسی HBVدر کل حوضه کرخه و زیرحوضه­ های آنبدون در نظر گرفتن حوضه کرخه جنوبیبررسی شد. قبل از جفت­ سازی، مقایسه بین رطوبت خاک مدل HBV و طرحواره ALSIS صورت گرفت و صحت نتایج رطوبت خاک هر دو مدل با داده­ های مشاهداتی بررسیشد. برای مقایسه نتایج مدل و داده های مشاهده ای از سنجه های آماری NSE، RMSE، BIAS و RSR استفاده شد. مقایسه نتایج رطوبت خاک شبیه سازی شده به وسیلهALSISو HBV با داده­ های مشاهداتی نشان داد در همه زیرحوضه­ ها همخوانی بهتری بین رطوبت خاک ALSIS و داده­ های مشاهده ای (در مقایسه با HBV) وجود دارد. طرحواره ALSIS در فصول مرطوب و مقادیر زیاد رطوبت و مدل HBV در فصول خشک و مقادیر کم رطوبت شبیه سازی بهتر نشان داده­ اند. مدل جفت­ شده ALSIS-HBVدر همه زیرحوضه­ های کرخه و کل حوضه عملکرد بهتری نسبت به HBV، به­ ویژه در جریان­ های بیشینه، داشته است. بهترین نتایج شبیه سازی جریان در زیرحوضه قره­ سو مقادیرNSE 76/0 تا 88/0، RMSE 7/7 تا 5/4 میلی­ متر در ماه و RSR 49/0 تا 34/0به­ دست آمد. بیشترین مقدار کاهش خطای BIAS مربوط به زیرحوضه کشکان است که از 24/0 به 03/0 رسید.

آمار یکساله:  

بازدید 117

دانلود 55 استناد 0 مرجع 0
litScript