نتایج جستجو

296

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

30

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی






متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    9-10
  • صفحات: 

    19-32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2061
  • دانلود: 

    551
چکیده: 

شیخ اشراق را نخستین نظریه پرداز عالم مثال در تمدن اسلامی می دانند. دیدگاه مهم او در حکمه الاشراق و دیگر آثارش در اثبات عالمی میان عالم انوار و جهان ماده به عنوان برزخ وسیط میان عالم حاضر و آخرت (یا همان عالم المثال و جهان قائم بالذات صور و اشباح ما بین عالم ملکوت و جهان مادی مشهود)، تاثیر مهم و بسزایی در بیان مراتب عالم در حکمت اسلامی گذاشت که تاثیر بر حضرات خمس ابن عربی از آن جمله است.در شرح و تبیین عالم مثال، کارکرد خیال و تخیل که فارابی آن را به عنوان عاملی برای تبیین و توجیه وحی و نبوت به کار گرفته و ابن سینا در الشفا آن را کاملا تحلیل کرده بود، در حکمت اشراقی گسترده تر شد و به عنوان قوه ای از قوای باطنی نفس، مظهر و آیینه انعکاس صور خیالیه قلمرو برزخی خیال گردید. بدین ترتیب و با استناد به آیاتی چون «فتمثل لها بشرا سویا» و تمثل جبرئیل به صورت دحیه بر پیامبر اکرم، عالم مثال مخزن صور مثالیه ای شد که در قوه خیال انسان ظاهر می شدند؛ به ویژه با توجه به نکته ظریف شیخ اشراق در تبیین قاعده «کن» که سالک را حتی در ایجاد این صور قادر می دانست.این مقاله پس از ارائه شرحی از قوه خیال و کارکرد آن به عنوان ساحت معرفت شناختی خیال (خیال متصل) و بررسی وجه هستی شناختی خیال که در حکمت اسلامی به عالم خیال یا حضرت مثال (خیال منفصل) مشهور است، به نقش این دو خیال در پایه ریزی نخستین و مهمترین آراء حکمی در ساحت هنر، ادب و معماری اسلامی به خصوص مسجد می پردازد.

آمار یکساله:  

بازدید 2061

دانلود 551 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    37-49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    644
  • دانلود: 

    229
چکیده: 

یعتبر شیخ الإشراق أول من أدلی برأی حول عالم المثال فی الحضارة الإسلامیة. فقد أثر موقفه المهم فی کتابه حکمة الإشراق وسائر أعماله تأثیرا بالغا فی درجات العالم فی الحکمة الإسلامیة خاصة فی «الحضرات الخمس» لإبن عربی وما هذا الموقف إلا إثبات عالم وسیط بین عالم الأنوار وعالم المادة کبرزخ بین الدنیا والآخرة (أو کبرزخ بین عالم المثال وعالم المادة أو بین الصور والأشباح والموجودات المادیة المشهودة) توسعت وظیفة الخیال فی الحکمة الإشراقیة عند شرح عالم المثال الذی اعتبره فارابی کعامل لتبیین الوحی والنبوة وشرحه ابن سینا فی الشفا شرحا وافیا واعتبر رمزا لإنعکاس الصور الخیالیة فی الساحة البرزخیة کقوة من قوی النفس الباطنیة. انطلاقا من هذا واستنادا إلی الآیات القرآنیة کهذه الآیة: «فتمثل لها بشرا سویا» وما جری فی تمثل جبرئیل لدحیة الکلبی علی النبی الأکرم (ص)، صار عالم المثال کخزینة للصور المثالیة التی تظهر لخیال الإنسان، خاصة بالنظر إلی النقطة الدقیقة التی أشار إلیها شیخ الإشراق فی تفسیر أصل «کن» حیث یری السالک قادرا علی خلق هذه الصور. یتناول هذا المقال قوة الخیال ووظیفتها، معتبرا إیاها بعدا معرفیا للخیال، أدی إلی ظهور مصطلحات کالخیال المنفصل والخیال المتصل، ثم یتناول عالم الخیال (عالم المثال) ودور هذه الآراء فی تبنی أول الآراء الحکمیة وأهمها فی مجال الفن والمعماری الإسلامی.

آمار یکساله:  

بازدید 644

دانلود 229 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    45
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    11-25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1552
  • دانلود: 

    492
چکیده: 

اهمیت اندیشه های سهروردی در سیر شکل گیری بحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و این که بسیاری از مباحث فلسفی حکمت متعالیه در اثبات اصالت وجود ناظر به نقد ادله و سخنان سهروردی می باشد بر کسی پوشیده نیست. به دلیل عدم جامع نگری فلسفی در این بحث و عدم توجه به سیر تاریخی آن و همچنین عدم رعایت مباحث روش شناسانه، ما با چهار تلقی و دیدگاه درباره فلسفه اشراق رو به رو هستیم: 1- سهروردی قائل به اصالت ماهیت، 2- سهروردی قائل به اصالت وجود، 3- سهروردی قائل به اصالت نور یا اصالت انوار، (این سه دیدگاه تحت سیطره فلسفه ملاصدرا شکل گرفته است.) 4- سهروردی اشراقی که قائل به هیچ کدام از سه تلقی بالا نبوده است. سهروردی اشراقی دغدغه تاسیس یک نظام مستقل از فلسفه مشاء را داشته و بر این اساس مباحث نور و احکام آن را بدون توجه به روابط نور، ماهیت، حقیقت وجود، و اصالت آن ها مطرح می کند. ما چگونگی شکل گیری سهروردی های صدرایی را تحت سیطره اندیشه ملاصدرا بیان، و سپس آن را با سهروردی اشراقی نقد می کنیم.

آمار یکساله:  

بازدید 1552

دانلود 492 استناد 0 مرجع 6
گارگاه ها آموزشی
نویسندگان: 

ایمان پور منصور

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    3 (35)
  • صفحات: 

    3-17
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2427
  • دانلود: 

    439
چکیده: 

علم خدا یکی از مباحث کلیدی در فلسفه اسلامی محسوب می شود و آرای متنوعی را فلاسفه و اهل نظر در این خصوص مطرح کرده اند. یکی از این آرای کثیر، نظر شیخ اشراق در این زمینه است. او از یک سو واجب تعالی را عین نور و ظهور بی نهایت معرفی می کند و علم را همان ظهور می داند و از سوی دیگر حقیقت واجب تعالی را «صرف الوجود» و «کل الوجود» و «غنی مطلق» و «بی نهایت» و «معطی همه اشیا و واجد حقایق آنها» می داند. بنابراین می توان گفت که او نیز مطابق نظام فلسفی خویش به علم مطلق و پیشین واجب تعالی معتقد بوده و بر مبنای مکتب فلسفی خویش به اثبات آن نیز همت گماشته است. پس اشکالی تحت عنوان نفی علم پیشین و تفصیلی خداوند به اشیا، متوجه او و نظام فلسفی اش نمی شود.مضاف بر آن، شیخ اشراق علم خدا را به وجودهای عینی همه اشیا اعم از مجردات و مادیات علم حضوری مبتنی بر قهر و تسلط اشراقی می داند و هیچ موجود و ذره ای را از این علم و بصر خداوند، پنهان و مستور نمی داند. بنابراین همه موجودات ممکن پس از ایجاد نیز مشمول علم حضوری و بصر فراگیر حق تعالی هستند.تشریح نظر شیخ اشراق در ساحتهای فوق و گزارش اشکالات متاخرین بر نظر او و نقد آن اشکالات بر پایه نظام فلسفی حکمه الاشراق، وظیفه ای است که این مقاله عهده دار انجامش است.

آمار یکساله:  

بازدید 2427

دانلود 439 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

کلباسی اشتری حسین

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پیاپی 18)
  • صفحات: 

    79-96
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    852
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

تمامی مورخان و پژوهشگران حوزه فلسفه اسلامی اذعان دارند که قرن یازده ه.ق. (دوره صفوی) دوره شکوفایی فلسفه شیعی ایران و ظهور شخصیت هایی چون میرداماد، شیخ بهایی، ملاصدرا، و میرفندرسکی بود. در میان آنها، ابوالقاسم میرفندرسکی کمتر از بقیه شناخته شده است و جنبه های علمی و عملی زندگی او به تفضیل مورد بررسی قرار نگرفته اند. از همه مهمتر، مکتب مورد علاقه اوست که با توجه به ابعاد معنوی و فکری او ،و همچنین با توجه به سبک زندگی صوفیانه اش، نمی توان آن را در مکاتب فلسفی، شهودی و عارفانه رایج در آن زمان دسته بندی کرد.او از سویی کتاب های قانون و شفای ابن سینا را تدریس می کرد و از سوی دیگر بسیار به زندگی دراویش و حتی سبک زندگی مرتاضان هندی علاقه مند بود. به علاوه، اشعار به جا مانده از او تحت عنوان «قصیده های یایی» (قصیده هایی که به حرف یاء ختم می شوند) عمدتا دلالت دارند بر اینکه او گرایش هایی عارفانه، اشراقی- افلاطونی و نوافلاطونی داشت. این اشعار موجب شدند که درباره آراء و مکتب فکری مورد علاقه او ماجراهای مختلف و حتی متناقضی نقل گردد. از این رو، تشخیص گرایش فکری و سبک عملی او دشوار و حتی ناممکن به نظر می رسد. در یکی از تحلیل هایی که در این زمینه صورت گرفته است، آراء و رویکرد میرالتقاطی و خودش نقطه تلاقی نگرش های نظری و عملی مختلف و حتی متناقض توصیف شده است. در این مقاله، نگارنده کوشیده است با صرف نظر از «قصیده های یایی» و تفاسیر مربوط به آن، گرایش های فکری میرفندرسکی، و شاید هم نظام فلسفی او را بر مبنای سه نمونه از آثار وی توصیف و تحلیل نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 852

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

سیدعرب حسن

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    3 (پیاپی 19)
  • صفحات: 

    49-58
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1500
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

شهاب الدین سهروردی (549-587 ق) نماینده اندیشه های افلاطون (437-427 ق.م) در فلسفه اسلامی است. او در حکمت اشراق، مقام و اهمیت ارسطو را در فلسفه مشا دارد. سهروردی در نوشته های خود از افلاطون با عنوان «افلاطون الالهی» و «امام الحکما» و تعبیراتی شبیه به این دو استفاده کرده است. او خود را افلاطونی می داند. در گزارش وی ز آراء مبتنی بر شهود او نقل شده و گاه که از آراء هستی شناسانه او سخن می گوید انتهای کلام را به شهود افلاطون از حقایق هستی متصل می کند. به نظر سهروردی، افلاطون ذوات ملکوتی را شهود کرده است. وی قائل به مقامی درخور حکیم متاله برای افلاطون است. سهروردی جمع میان افلاطون و زرتشت کرده است. لذا تصریح او به جمع افلاطون و زرتشت بدون مدد وی از دین مبین اسلام ممکن نیست. نقش اساسی دین اسلام در این جمع، به مثابه کمالی است که قابلیت نظری این جمع را در سهروردی به وجود آورده است.

آمار یکساله:  

بازدید 1500

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    82/1
  • صفحات: 

    173-193
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    145
  • دانلود: 

    112
چکیده: 

امروزه نظرورزی ضروری ترین وجه مباحث هنر محسوب می شود، اما، این مهم در فرهنگ ما سابقه ای درخور ندارد. هنر ما از اواخر صفویه رو به افول نهاده است، این افول دلایل متعددی دارد که قسمی از آن ها با هنر مناسبت درونی دارند و قسمی بیرونی، و عدم خلاقیت مهم ترین دلیل درونی است. پس، نظرورزی در خصوص خلاقیت نه تنها شایسته بلکه حتی بایسته می نماید. این نوشتار که در پی همین بود، اسطوره کاوی ژیلبر دوران را روش خود برگزید و آثار سهروردی را پیکره ی خود. و از اسطوره کاوی در رساله های رمزی سهروردی، بدین نتیجه رسید که منشاء خلاقیت حقیقت است؛ هنرمند در مراتب ادراکی چندان فراز می گیرد که به ادراک عقلی و فهم حقیقت امور نایل می شود و به لطف این قادر به خلاقیت، و زیبایی شکوه حقیقت است، چه به زعم سهروردی جمال و کمال اصلا یکی است، و خلاقیت که ماحصل کمال است اگر آن گونه که باید به فعلیت رسد ثمره ی آن ذاتا زیبا خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 145

دانلود 112 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

دیباجی سیدمحمدعلی

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4 (پیاپی 16)
  • صفحات: 

    115-132
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1449
  • دانلود: 

    555
چکیده: 

یکی از مسایلی که جزء بنیادین حکمت محسوب می شود چگونگی فهم مابعدالطبیعه است. مساله این است که چگونه و با چه وسیله ای می توان به فهم مابعد الطبیعه نایل شد؟ ارسطو و فیلسوفان مشائی روش برهانی و عقل را راه  حل مساله  می دانند. اما سهروردی در کنار برهان، از کشف و تأله سخن به میان می آورد و از همین جا روش شناسی او متفاوت از روش شناسی فیلسوفان متقدم وی می شود. تأله و کشف راه مشاهده عالم غیرجسمانی است که می تواند با لباس برهان و استدلال به میدان مفاهمه آورده شود.مابعدالطبیعه سهروردی مابعدالطبیعه ای است که مفاهیم و تصورات حسی، خیالی و عقلی به کار رفته در آن ابتدا با انواع تأله و کشفی که وی می گوید به دست می آید و سپس به صورت مبرهن در گزاره های فلسفی و حکمی به کار می رود. این متافیزیک پژوهی سهروردی در فلسفه او مستلزم روش شناسی خاصی است که در این مقاله بدان پرداخته می شود؛ روش شناسی ای که در آن سخن از تأله و کشف است به عنوان طریقی جدید برای فهم مابعدالطبیعه و به ویژه بخشی از آن که ماوراالطبیعه نامیده می شود. این روش شناسی همچنین بهره مند از زبان رمزی و نمادینی است که ظرفیت معانی فلسفی را دوچندان می کند و نشان می دهد که زبان رسمی فلسفی در نشان دادن ماهیت اشیاء، فهم مابعدالطبیعه و ... ناتوان است.

آمار یکساله:  

بازدید 1449

دانلود 555 استناد 0 مرجع 1
نویسندگان: 

جان محمدی محمدتقی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    65/1
  • صفحات: 

    9-39
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1878
  • دانلود: 

    347
چکیده: 

«حکمت» اصیل نزد سهروردی آن است که بر دریافت های شهودی و ذوقی مبتنی باشد. ولی دریافت های شهودی، دفعی، بسیط، بیان ناپذیر و غیرگزاره ای اند، حال آنکه مخاطب حکمت اشراق با نظامی فلسفی مواجه است که از تالیف مفاهیم و گزاره ها پدید آمده است و دو ویژگی مهم آن تدریجی الحصول و تفصیلی بودن است. با این اوصاف چگونه ممکن است معرفتی که فی نفسه بیان ناپذیر است، مبنای معرفتی شود که فی حد ذاته با مفاهیم و گزاره ها تقویم می شود؟ نگارنده در این مقاله با نگاهی روش شناختی به حکمت اشراق سهروردی نشان می دهد که حکمت بحثی اشراق که توسط او به رشته تحریر درآمده است، چیزی متمایز از معارف شهودی اش بوده و دلالتش بر شهودات نیز به نحو مجازی و یا اعتباری است. در حکمت اشراق، عقل در کشف حقیقت ناتوان، ولی در نظام سازی مبتنی بر شهودات باطنی، خلاق و اصیل است. وظیفه عقل در این مقام نقادی، مفهوم سازی و نهایتا انسجام بخشی به نظام معرفتی گزاره ای است؛ امری که نمی توان آن را از شهود انتظار داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 1878

دانلود 347 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    3 (دوره جدید)
  • شماره: 

    9
  • صفحات: 

    15-30
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    155
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

از دیرباز و از نخستین ادوار رشد تدریجی و بلوغ فکری بشر؛ انسان همواره در جستجوی مبانی و منابع بعضی از علوم در حوزه های گوناگون، به ویژه در حوزه علوم انسانی بوده است. و در همین فرایند چه بسا در اندیشه کشف رمز و رازهای مرتبط با همگرایی این علوم نیز بوده باشد. بی گمان خاستگاه اغلب علوم انسانی از وجوه مشترک برخوردارند، ولیکن در ادامه به جهت گسترش دامنه آن ها، این گونه به نظر می رسد که سرچشمه های تکوین و شکل گیری آن ها باید متفاوت باشد.لذا مقوله هایی مانند اسطوره و عرفان، اگرچه دارای رویکردهای به ظاهر متفاوت هستند، اما همگرایی این دو در مواضع متعدد به ویژه در بعد تاویل پذیری، نمادین بودن زبان، مبانی شناخت، تقدس و کیفی بودن زمان و مکان، دین گرایی و سنت شکنی بر کسی پوشیده نیست.وجوه اشتراک در این همگرایی اگر چه هر یک دارای برجستگی های ویژه ای است که در تقریب این دو مفهوم نیز تاثیرگذارند، اما میزان و کمیت اثربخشی تمامی وجوه یکسان نمی نماید. در این میان وجوهی مانند: تاویل پذیری، نمادین و استعاری بودن زبان در دو مفهوم اسطوره و عرفان و نیز مبانی شناخت و معرفت شناسی و کیفی بودن زمان و مکان در قیاس با سایر وجوه دیگر، از جایگاه برتر برخوردار می باشند. به نظر می رسد که مقوله های از جمله: دین گرایی، هنر گرایی، روایت گری، سنت شکنی و تاثیر متقابل معنایی؛ هر یک در جایگاه خود، در تعمیق این همگرایی بی تاثیر نباشند. البته با اندکی تامل بیشتر شاید بتوان به وجوه دیگری در این همگرایی دست یافت، که نگارنده به جهت پرهیز از اطناب در کلام، به همین اندازه بسنده می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 155

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
litScript