نتایج جستجو

19757

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

1976

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی











متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

FALLAH A.R. | KHAVARZI K.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2002
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    7
  • صفحات: 

    115-127
تعامل: 
  • استنادات: 

    315
  • بازدید: 

    6631
  • دانلود: 

    9195
کلیدواژه: 
چکیده: 

آمار یکساله:  

بازدید 6631

دانلود 9195 استناد 315 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    11-21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    7
  • دانلود: 

    59
چکیده: 

رشد بیابان در ایران معضلی بزرگ به شمار می رود. بخش وسیعی از اراضی کشور را محیط های آسیب پذیر به خطر بیابانی شدن احاطه کرده اند، به طوریکه حدود 75 درصد از اکوسیستم های مناطق خشک و نیمه خشک کشور، با آثار و پیامدهای بیابانی شدن روبرو هستند. آثاری چون خشک شدن دریاچه های داخلی، طوفان های ماسه، گرد و غبار و تشدید فرسایش بادی، جلوه بارزی از نرخ رو به رشد بیابانی شدن در سال های اخیر در کشور است. در اکوسیستم های خشک و نیمه خشک به دلیل کمبود رطوبت و سایر شرایط نامناسب اقلیمی، پوشش گیاهی اندکی وجود دارد. در نتیجه خاک ها بیشتر در معرض تخریب هستند، ولی در برخی از این مناطق با وجود کمبود رطوبت خاک، دمای بالا و سایر شرایط نامناسب اکولوژیک، فواصل بین گیاهان اغلب توسط جامعه ای از موجودات گیاهی ذره بینی پوشانده شده است و این جوامع به نام پوسته های زیستی خاک شناخته می شود. پوسته-های زیستی خاک، مشارکت ذرات معدنی خاک همراه با سیانوباکتری ها، جلبک ها، قارچ ها، گلسنگ ها یا بریوفیت ها بوده و پوشش رایج در فضاهای باز اطراف گیاهان آوندی در مناطق خشک و نیمه خشک هستند. پوسته های زیستی به طور قابل توجه فرآیندهای زیست بوم های اولیه را تحت تاثیر قرار می دهند و به عنوان مهندسین زیست بوم در مناطق خشک توصیف شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 7

دانلود 59 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1 (پیاپی 45)
  • صفحات: 

    123-138
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    890
  • دانلود: 

    374
چکیده: 

به منظور بررسی امکان کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژنه با استفاده از کود زیستی بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا چشم بلبلی، در سال 1391 در منطقه دره شهر انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل، در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، با 3 تکرار اجرا گردید. فاکتور اول شامل کود نیتروژنه، از منبع اوره در 3 سطح شامل صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار و فاکتور دوم شامل کود زیستی نیتروکسین، در 3 سطح عدم کاربرد، تلقیح به میزان 1 لیتر به ازای 60 کیلوگرم بذر و محلول پاشی به میزان 3 لیتر به ازای یک هکتار بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که پروتئین دانه با تلقیح بذر با کود زیستی نیتروکسین به میزان 24.96 درصد به دست آمد که نسبت به تیمار عدم کاربرد 1% افزایش داشت. همچنین، مقدار پروتئین به دست آمده در حالت محلول پاشی نیز بیشتر از تیمار عدم کاربرد و اختلاف بین آنها نیز معنی دار بود. در مورد اثر متقابل کود اوره و کود زیستی نیز بیشترین و کمترین عملکرد دانه به ترتیب در تیمار تلقیح بذر با کود نیتروکسین + مصرف 50 کیلوگرم کود اوره و عدم کاربرد کود زیستی +عدم مصرف کود اوره به مقدار 2046 و 1336 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. در تمامی سطوح مصرف نیتروژن بیشترین و کمترین عملکرد دانه در حالت عدم تلقیح و عدم کاربرد به دست آمد. به طورکلی، نتایج نشان داد با کاربرد کود زیستی می توان بخشی از عناصر غذایی مورد نیاز گیاه لوبیا را تامین کرد. همچنین، اگر کود زیستی نیتروکسین همراه با مقادیر پایین تر کود اوره مصرف شود، می تواند در بهبود و افزایش عملکرد نقش موثری داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 890

دانلود 374 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحات: 

    1-15
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    182
چکیده: 

پیشینه و هدف: پوسته های زیستی خاک مجموعه ای از گلسنگ ها، خزه ها، قارچ ها، سیانوباکتری ها و غیره هستند که بخش از اکوسیستم خاک را تشکیل داده اند. برآورد تراکم و نحوه توزیع پوسته های زیستی خاک در مناطق خشک و نیمه خشک کشور ایران که موضوع فرسایش و هدر رفت خاک از اهم مسائل است، اهمیت بسزایی دارد. روش های مبتنی بر تکنیک سنجش ازدور به لحاظ هزینه و زمان کمتر روش هایی کارآمد برای دستیابی به این هدف مهم می باشند. دشت سگزی یکی از نقاط بحرانی فرسایش بادی در ایران است و شناسایی و تعیین نحوه توزیع پوسته های زیستی خاک به عنوان عامل اصلاح کننده خاک گامی مؤثر در کاهش فرسایش بادی منطقه است. در این تحقیق شاخص BSCI (biological Soil Crust) برای تهیه نقشه پراکنش پوسته های زیستی خاک با غالبیت گلسنگ به کار گرفته شده است. مواد و روش ها: محدوده موردمطالعه بخشی از بیابان سگزی (بیابان های مرکزی ایران) است که در استان اصفهان از کشور ایران واقع شده است. محدوده موردمطالعه با مساحت 199. 5 هکتار بین طول های شرقی"32 ́ 52 ̊ 51 تا "41 ́ 27 ̊ 52 و عرض های شمالی "31 ́ 33 ̊ 32 تا "01 ́ 55 ̊ 32 گسترده شده است. شیب متوسط دشت سگزی 1. 08 درصد و ارتفاع متوسط آن 1680 متر است. بر اساس آمار ایستگاه هواشناسی شرق اصفهان (ایستگاه شهید بهشتی) متوسط بارش سالیانه منطقه 106 میلی متر است. بر اساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن، اقلیم منطقه از نوع خشک و براساس طبقه بندی آمبرژه از نوع خشک سرد است. شاخص BSCI شاخصی ترکیبی از روابط مورداستفاده برای برآورد پوشش گیاهی و سطح خاک لخت است و رابطه ریاضی آن شیب خط خاک لحاظ شده است. برای محاسبه خط خاک در یک منطقه، نخست باید پیکسل هایی که دارای خاک لخت بوده و هیچ پوشش گیاهی ندارند جدا شوند. به منظور محاسبه معادله خط خاک، در چهارفصل سال تصاویر ماهواره Landsat OLI 8 مربوط به سال 1397ز سایت سازمان زمین شناسی آمریکا دانلود شده و تعداد 20 الی 30 پیکسل خالص خاک لخت استخراج و با ترسیم مقادیر بازتاب این پیکسل ها در محدوده باند قرمز و مادون قرمز نزدیک ضرایب خط خاک برای هر یک از فصل های سال در دشت سگزی محاسبه شد. بر اساس این شاخص، شناسایی پوسته های زیستی با غالبیت گلسنگ، با استفاده از انعکاس طیفی حداقل VIS-NIR و شیب بین باند قرمز و سبز در مقایسه با خاک لخت و پوشش گیاهی خشک صورت می گیرد. با استفاده از نرم افزار ENVI نقشه پراکنش پوسته های زیستی با غالبیت گلسنگ در چهارفصل از سال 1397 در دشت سگزی تهیه شدند. سپس نقشه های تهیه شده براساس نقاط زمینی اعتبارسنجی شده و میزان صحت کل و شاخص کاپا در هر چهارفصل محاسبه شدند. نمونه های گلسنگ جمع آوری شده بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی آن ها و با استفاده از استریومیکروسکوپ، میکروسکوپ معمولی و معرف های رنگی متداول از قبیل هیدروکسید پتاسیم (KOH) شناسایی شدند. پس از اعمال شاخص BSCI بر روی تصویر ماهواره لندست 8، با استفاده از نرم افزار ENVI پروفیل طیفی مربوط به 4 نقطه از دشت سگزی در چهارفصل از سال تهیه شد و میزان بازتابش طیفی در چهارفصل از سال در نقاط مختلف بررسی شدند. نتایج و بحث: شیب خط خاک در فصل بارش که هم زمان با رشد گیاهان علفی و یک ساله است در مقایسه با فصل تابستان که حداقل میزان بارش را داشته و همچنین گیاهان یک ساله خشک شده و از بین رفته اند، کمتر است. در اردیبهشت ماه شیب خط خاک حداقل بوده (0. 39) و در اواخر تابستان حداکثر مقدار خود را دارد (0. 78). در حقیقت شیب خط خاک از اسفندماه تا اردیبهشت رو به کاهش نهاده و سپس با از بین رفتن پوشش گیاهی یک ساله و افزایش سطح خاک لخت بیشتر شده است. نقشه های پراکنش پوسته های زیستی در هر چهارفصل سال طی بازدیدهای میدانی اعتبار سنجی شدند و سال معلوم شد که بیشترین میزان صحت نقشه مربوط به نقشه تولیدشده از تصویر لندست 8 مربوط به فصل تابستان با میزان صحت کل 94 درصد و شاخص کاپا برابر با 0. 7412 بوده است. تفسیر پروفیل طیفی شاخص BSCI نشان دادن که بازتابش طیف مربوط به زفره و فشارک که بر روی نقاط با پراکنش گلسنگ ها تهیه شده است بسیار نزدیک به هم بوده و همچنین پروفیل طیف مربوط به اواسط پاییز و اوایل بهار کاملاً منطبق بر هم است. درحالی که در فساران که فاقد پوشش پوسته های زیستی بود مقدار بازتابش بیشتر است و اختلافی جزئی بین نمودار بازتابش پاییز و بهار وجود داشت. هرچند مقادیر بازتابش طیفی از اراضی کشاورزی و نقاط پراکنش پوسته های زیستی بسیار نزدیک به هم است لیکن نمودار طیفی هر چهارفصل اختلاف زیادی با یکدیگر دارند. لیکن در همه فصول از سال و در همه نقاط کمترین بازتابش در اول زمستان و بیشترین بازتابش در فصل تابستان اتفاق افتاده است. اقلیم دشت سگزی مدیترانه ای بوده و بارش در فصل سرد سال انجام می شود هم زمان با افزایش بارش ها از اواسط پاییز گیاهان یک ساله و خزه ها در پای بوته ها شروع به رشد نموده و در اوایل زمستان به اوج خود رسیده اند و دوباره در آغاز بهار هم زمان با کاهش بارندگی ها رو تراکم آن ها کاهش یافته است. چنانچه طیف مربوط به زمستان در همه نقاط کمترین بازتابش را داشته است. درحالی که در اواخر فصل تابستان که گیاهان یک ساله و خزه ها خشک شده اند بیشترین بازتابش طیفی را داشته است. در فساران که منطقه ای لم یزرع و محل دپوی زباله هاست، حداکثر میزان بازتابش را نشان داده است. بنابراین شاخص BSCI نسبت به درصد ماده آلی خطای فاحشی در تشخیص پوسته های زیستی خاک دارد و درجایی که ماده آلی بالا باشد ممکن است تشخیص درستی از پوسته های زیستی خاک ارائه ندهد. البته ازآنجاکه شاخص BSCI برای تشخیص ترکیبات گلوگان در بافت های گلسنگ تعریف شده است. میزان خطای در خصوص ماده آلی به حداقل کاهش می یابد. همان طور که مشاهده شده است در نقشه نهایی در فساران پوشش پوسته های زیستی وجود ندارد و تنها در نواحی اطراف فساران در مناطق زراعی پوسته های زیستی خاک مشاهده می شوند. در مناطق زراعی با توجه به دخالت انسان و کشت و زرع میزان گیاهان یک ساله متفاوت با عرصه منابع طبیعی در فصول مختلف سال است و به همین دلیل بااینکه بازتابش طیفی تقریباً نزدیک به زفره و فشارک است لیکن نمودار طیفی پاییز و زمستان کاملاً از یکدیگر تفکیک شده اند. نتیجه گیری: شباهت طیفی مهم ترین پوشش سطحی خاک ازجمله پوشش گیاهی، دخالت عوامل انسانی در افزایش یا کاهش ماده آلی خاک، خاک لخت و غیره میزان کارایی شاخص BSCI را محدود می کند و ازاین رو در بازه زمانی تصاویر ماهواره ای و شرایط منطقه ای تأثیر زیادی در میزان دقت شاخص BSCI دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 182 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2014
  • دوره: 

    0
  • شماره: 

    3
تعامل: 
  • بازدید: 

    1260
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

MEDICINAL PLANTS ARE RICH SOURCES OF SECONDARY METABOLITES WHICH MEANS THEY ARE REPOSITORY OF ACTIVE INGREDIENTS FOR MANY OF THE DRUGS. HOWEVER THE BIOSYNTHESIS OF SECONDARY METABOLITES IS CONTROLLED GENETICALLY, BUT THEIR CONSTRUCTION ARE STRONGLY INFLUENCED BY ENVIRONMENTAL FACTORS.

آمار یکساله:  

بازدید 1260

دانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    3 (پیاپی 47)
  • صفحات: 

    445-460
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    372
  • دانلود: 

    189
چکیده: 

به منظور بررسی امکان افزایش عملکرد کمّی و کیفی برنج رقم طارم هاشمی با کاربرد کودهای آلی و بیولوژیک همراه با کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژنی، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با 8 تیمار و سه تکرار در سال زراعی 94-1393 در مزرعه ای واقع در شهرستان آمل اجرا گردید. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: T1: شاهد یا عدم مصرف کود، T2: مصرف کود نیتروژن به میزان 46 کیلوگرم در هکتار، T3: مصرف کمپوست آزولا به میزان 10 تن در هکتار، T4: مصرف ورمی کمپوست به میزان 10 تن در هکتار، T5: مصرف کود نیتروژن به میزان 23 کیلوگرم در هکتار + کمپوست آزولا به میزان 5 تن در هکتار، T6: مصرف کود نیتروژن به میزان 23 کیلوگرم در هکتار + ورمی کمپوست به میزان 5 تن در هکتار، T7: مصرف کمپوست آزولا به میزان 5 تن در هکتار + ورمی کمپوست به میزان 5 تن در هکتار و T8: مصرف کود نیتروژن به میزان 12 کیلوگرم در هکتار + کمپوست آزولا به میزان 5 تن در هکتار + ورمی کمپوست به میزان 5 تن در هکتار. نتایج نشان داد که با عدم مصرف کود، درصد گلچه عقیم در خوشه (95/13 درصد) افزایش یافت. بیشترین طول خوشه (47/25 سانتی متر)، تعداد پنجه بارور در کپه (30/18 عدد) و تعداد دانه پر در خوشه (1/136 عدد) به تیمار T8 تعلق داشتند. حداکثر میزان وزن هزار دانه متعلق به تیمارهای T3 و T4 بود. بیشترین میزان عملکرد دانه (5295 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد توأم کود نیتروژن، کمپوست آزولا و ورمی کمپوست حاصل گردید که به دلیل افزایش طول خوشه و اجزای عملکردی نظیر تعداد پنجه بارور در کپه و تعداد دانه پر در خوشه بوده است. میزان آمیلوز تحت تیمارهای ترکیبی کاهش یافت. دامنه مطلوب درجه حرارت ژلاتینه شدن (محدوده بین 3 تا 5) فقط در تیمارهای حاوی کود شیمیایی نیتروژن مشاهده گردید. با توجه به نتایج این تحقیق، تیمار T8 به دلیل کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژن و اثرات کمتر زیست محیطی آن، تیمار مناسب تری برای افزایش عملکرد دانه برنج بود، اگرچه کاربرد ترکیبی نیتروژن با هر یک از کودهای بیولوژیک یا آلی به خصوص آزولا اثر معنی داری در بهبود عملکرد دانه داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 372

دانلود 189 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    104
  • صفحات: 

    87-95
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    103
  • دانلود: 

    62
چکیده: 

لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید.

آمار یکساله:  

بازدید 103

دانلود 62 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    1-14
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    331
  • دانلود: 

    31
چکیده: 

سابقه و هدف: ارزن یکی از غلات سنتی در نواحی خشک و نیمه خشک مناطق گرمسیری محسوب می شود که از تحمل بالایی نسبت به تنش خشکی و شوری برخوردار است. شوری یکی از مهمترین تنش های غیر زنده است، کاهش اثرات محدود کننده تنش شوری، تاثیر مثبتی بر تولید محصولات کشاورزی دارد. مواد هیومیکی به عنوان مهم ترین و پایدارترین بخش ماده آلی به طور مستقیم روی رها سازی عناصر غذایی، ظرفیت تبادل کاتیونی، آزاد سازی فسفر و مهار فلزات سنگین و سمی نقش اساسی دارند ورمی کمپوست نوعی کمپوست تولید شده به کمک کرم های خاکی است که در نتیجه تغییر و تحول و هضم بازمانده های آلی، ضمن عبور از دستگاه گوارشی این جانوران بوجود می آید هدف از اجرای این تحقیق عبارتند از مقایسه تاثیر کود هیومیک گرانوله و ورمی کمپوست در افزایش عملکرد ارزن پروسو در شرایط شوری و بررسی تاثیرکاربرد کود اسید هیومیک گرانوله و ورمی کمپوست در کاهش اثرات شوری خاک بود. مواد و روش: به منظور بررسی اثر کاربرد کود های آلی از قبیل کودهای هیومیکی و ورمی کمپوست در بهبود شرایط خاک و اصلاح خاک های شور و همچنین کاهش یا حذف تدیجی مصرف کود های شیمیایی، آزمایش گلدانی در شهر یزد صورت گرفت. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی و در 4 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل فاکتور اول شامل شوری با دو سطح (1 و 10دسی زیمنس بر متر)، فاکتور دوم شامل سه سطح (صفر، 2 و 4 درصد وزنی)کود اسید هیومیک و فاکتور سوم شامل سه سطح (صفر، 5 و 10 درصد وزنی) کود ورمی کمپوست بودند که بر روی گیاه ارزن پرسو اعمال گردید یافته ها: نتایج نشان داد وزن خشک بوته تحت تاثیر درصد اسید هیومیک و ورمی کمپوست قرار گرفت. بر طبق نتایج بدست آمده کلروفیل تنها تحت تاثیر اسید هیومیک قرار گرفت و سطح برگ تنها تحت تاثیر ورمی کمپوست قرار گرفت. در این آزمایش اثرات متقابل ارتفاع بوته، عملکرد دانه، با ورمی کمپوست، شوری و اسید هیومیک معنی دار شد. طبق نتایج بدست آمده مصرف ورمی کمپوست باعث افزایش وزن خشک بوته شد و بیشترین وزن خشک بوته با مصرف 2 درصد اسید هیومیک بدست آمد. بنابراین به نظر میرسد با کاربرد کودهای آلی میتوان اثرات سوء ناشی از تنش شوری را تعدیل نموده و گیاهان نسبتا مقاوم به شوری را بدون کاهش معنی دار عملکرد کشت نمود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این تحقیق، اسید هیومیک و ورمی کمپوست باعث افزایش برخی از ویژگی های رشدی در ارزن شد. اثر متقابل اسید هیومیک و ورمی کمپوست برعدد اسپد، وزن خشک بوته و عملکرد دانه، اثر معنی دار داشت. همچنین با اعمال تیمار شوری کمترین میزان عملکرد دانه بدست آمد که این امر تاثیر منفی شوری را بر گیاه نشان میدهد. هم زمان با کاربرد تیمار شوری در داخل خاک یون سدیم، فاز تبادلی برخی از کاتیون ها را اشغال کرده و غلظت آنها را در محلول خاک افزایش داد! که منجر به دسترسی آسان تر و جذب بیشتر آنها توسط گیاه گردید. بنابراین می توان از کودهای بیولوژیک به منظور کاهش اثرات ناشی از تنش شوری استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 331

دانلود 31 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    25
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    43-60
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    220
  • دانلود: 

    49
چکیده: 

به منظور بررسی تاثیر سیستم های مختلف حاصلخیزی بر روی برخی شاخص های رشدی دو رقم ذرت دانه ای (Zea mays)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با دوازده تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان در سال زراعی 1390 اجرا شد. فاکتور اول شامل سطوح کود در شش سطح (T1)، کود شیمیایی نیتروژن و فسفر به صورت صد درصد (300 و 150 کیلوگرم در هکتار)،(T2) کود بیولوژیک فسفات بارور 2 (100 گرم در هکتار) و نیتروکسین (1 لیتر در هکتار)،(T3) کود مرغی به صورت صد درصد (15 تن در هکتار)، (T4) 50 درصد کود مرغی + کود بیولوژیک،(T5) 50 درصد کود شیمیایی + کود بیولوژیک + 50 درصد کود مرغی، (T6) شاهد، و فاکتور دوم شامل رقم در دو سطح (A1) سینگل کراس 704 و (A2) دابل کراس 370 بود. نتایج نشان داد که ترکیب تیماری A1T5 وزن خشک کل، شاخص سطح برگ، سرعت رشد گیاه، سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص را در مقایسه با شاهد افزایش داد. در رقم DC370 بیشترین وزن خشک کل، سرعت رشد محصول، شاخص سطح برگ و سرعت جذب خالص مربوط به T1 بود. بیشترین سرعت رشد نسبی درهر دو رقم، 21 روز پس از کاشت از سطح کودی T5 بدست آمد. در سطوح کودی مختلف رقم دیررس SC704 از عملکرد دانه بیشتری نسبت به رقم DC370 برخوردار بود. کاربرد تلفیقی کودهای شیمیایی با کود بیولوژیک و آلی باعث حصول بیشترین عملکرد نسبت به مصرف تنهایی هر کدام از آنها می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 220

دانلود 49 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    11
  • صفحات: 

    1-13
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    48
چکیده: 

جهت بررسی کارایی مصرف کود بیولوژیک حاوی میکوریزا در زراعت برنج آزمایشی در سال زراعی 1389-90 به صورت آزمایش فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا در آمد. عامل قارچ گونه (Glomus mosseae) در دو سطح تلقیح و عدم تلقیح و چهار رقم برنج (بی نام، علی کاظمی، حسن سرایی و طارم هاشمی) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس اختلاف بسیار معنی داری را برای صفات عملکرد، تعداد دانه سالم، ارتفاع و طول خوشه اصلی نشان داد. در مورد صفات وزن ریشه و شاخص برداشت تلقیح با قارچ تاثیر زیادی بر رقم در مقایسه با عدم تلقیح نشان نداد. صفت ارتفاع گیاه در تلقیح با قارچ موجب کاهش ارتفاع گیاه نسبت به تیمار عدم تلقیح شد، به طوری که کمترین ارتفاع در تلقیح با قارچ در رقم هاشمی به میزان 138.13 سانتیمتر مشاهده شده است. بیشترین عملکرد مربوط به ترکیب تیماری رقم بی نام و قارچ مایکوریزا بوده که عملکردی بالغ بر 6.08 تن در هکتار داشت. به طوری کلی نتایج این آزمایش حاکی از آن بود که به کارگیری کودهای بیولوژیک موجب بهبود تغذیه گیاه برنج و در نتیجه بهبود عملکرد و صفات زراعی این گیاه گردیده است.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 48 استناد 0 مرجع 0
litScript