نتایج جستجو

83

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

9

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی






متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    23
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    246-255
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    69
  • دانلود: 

    15
چکیده: 

تولید بذر در جنس بلوط بین پایه های مختلف و همچنین در سال های مختلف نوسان های زیادی دارد. در این پژوهش نوسان های بین پایه ای و سالانه تولید بذر برودار (Quercus brantii. Lindl) در جنگل پژوهشی داربادام استان کرمانشاه به مدت سه سال (1388 تا 1390) پایش شد. چهل درخت نمونه با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی با مونه بندی انتخاب و متغیرهای کمی آنها اندازه گیری شد. در ابتدای شهریورماه با استفاده از روش شمارش تاجی، شمار بذر آنها مشخص شد و برای انجام مقایسات مربوط به تولید بذر، متغیر تراکم بذر (شمار بذر در یک مترمربع سطح تاج) نیز محاسبه شد. تحلیل آماری داده ها بیانگر نوسان های زیاد تولید بذر بین درختان مختلف و همچنین بین سه سال مورد مطالعه بود. درحالی که در یک سال مشخص برخی درختان اصلا بذری تولید نکرده بودند، برخی پایه ها تراکم بذری بیشتر از 40 داشتند. نامناسبترین شرایط بذردهی مربوط به سال 1388 (میانگین تراکم بذر 1.6) بود. بهترین بذردهی (میانگین تراکم بذر 10.7) نیز در سال 1389 اتفاق افتاد. در سال های 1388 و 1390 از نظر میانگین تراکم بذر بین طبقه های قطری مختلف درختان برودار، اختلاف معنی داری وجود نداشت، اما در سال 1389 اختلاف در سطح اطمینان 95 درصد معنی دار بود. مقایسه میانگین تراکم بذر طبقه های قطری مشابه بین سه سال نیز نشان داد که فقط در طبقه های قطری میانی اختلاف معنی دار در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. درمجموع، نتایج پژوهش پیش رو تاثیرگذاری سرشت ذاتی گونه و همچنین زمان (سال بذردهی) را بر تولید بذر گونه برودار تایید کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 69

دانلود 15 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    22
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    724-735
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    555
  • دانلود: 

    175
چکیده: 

لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید.

آمار یکساله:  

بازدید 555

دانلود 175 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    23
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    516-526
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    583
  • دانلود: 

    170
چکیده: 

بذر درختان بلوط یک منبع مهم برای تغذیه گونه های مختلف جانوری، مصارف سنتی و همچنین استقرار زادآوری طبیعی در جنگل به حساب می آید. در پژوهش پیش رو، برآورد کمی بذر مازودار (Quercus infectoria Oliv.) در جنگل های روستای کانی برد شهرستان بانه، استان کردستان مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا به منظور آگاهی از وضعیت عمومی منطقه، 20 قطعه نمونه 400 متر مربعی (20×20 متر) به روش تصادفی منظم انتخاب و مشخصه های قطر برابر سینه، ارتفاع کل، ارتفاع تنه، ارتفاع تاج، دو قطر بزرگ و کوچک تاج درختان به تفکیک گونه برداشت شد. برای برآورد کمی بذر محدوده ای به مساحت 80 هکتار انتخاب شد و 80 اصله درخت در دو طبقه قطری (کمتر از 25 و بیشتر از 25 سانتی متر) و در چهار جهت جغرافیایی اصلی (در مجموع هشت سطح) گزینش شدند. همه بذرهای روی درخت در آبان 1392 با استفاده از چوب دستی برداشت و جمع آوری شد و وزن آن ها با استفاده از ترازو در عرصه اندازه گیری شد. از هر درخت به طور تصادفی 50 عدد بذر انتخاب شد و طول، عرض و وزن آن ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که جهت های جغرافیایی اثر معنی داری بر مشخصه های کمی درختان و مقدار تولید بذر نداشتند، اما درختان موجود در جهت های شمالی و شرقی بذرهای بزرگتر و سنگین تری نسبت به جهت های جنوبی و غربی تولید می نمایند. قطر درخت نیز اثر معنی دار بر تولید بذر داشت و با افزایش قطر، تولید بذر نیز افزایش می یابد. به طورکلی، میانگین تولید بذر 1.9 کیلوگرم برای هر درخت مازودار بود که مقدار آن از صفر تا 19.87 کیلوگرم و شمار آن از صفر تا 3088 برای هر درخت متغیر بود. نتایج این بررسی نشان از سال بذردهی ضعیف برای توده های مورد بررسی داشت و نتایج به دست آمده می تواند در مدیریت و برنامه ریزی توده های جنگلی غرب و همچنین ارزیابی توان تولید بذر این جنگل ها مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 583

دانلود 170 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
نشریه: 

محیط شناسی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    33
  • شماره: 

    41
  • صفحات: 

    5-10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1092
  • دانلود: 

    376
چکیده: 

تحقیق حاضر به منظور بررسی نقش عصاره تانن دار (جوهر میوه بلوط) در حذف کروم از پساب چرم سازی به کمک دو کنترل کننده pH (آهک و سود) صورت گرفته است. به این منظور گونه ای از درختان بلوط به نام Quercus branti که میوه آن بیشترین درصد تانن را در بین گونه های موجود در کشور داراست انتخاب و از جنگل های استان کهگیلویه و بویراحمد جمع آوری گردید. پس از خشک کردن، پودر کردن و عصاره گیری نمونه ها، میانگین درصد تانن عصاره استخراج شده 10.5 درصد اندازه گیری شد. سپس به منظور بررسی تاثیر عصاره تانن دار میوه بلوط بر کاهش غلظت یون کروم از محلول استاندارد کروم دار (25 میلی گرم در لیتر کروم (+3) و 25 میلی گرم در لیتر کروم (+6) معادل 50 میلی گرم در لیتر کروم کل با (pH=3.5 و پساب چرم سازی حاوی کروم (پساب غلیظ حاوی 3200 میلی گرم در لیتر کروم با pH=3.98 پساب رقیق شده حاوی 160 میلی گرم در لیتر کروم با (pH=4.38 در حضور و بدون حضور عوامل افزاینده pH آزمایش هایی در مقیاس آزمایشگاهی و در دمای اتاق (20 تا 25 درجه سلسیوس) صورت گرفت که خلاصه نتایج آن به قرار زیر است: افزودن عصاره تانن دار میوه بلوط به میزان 70 میلی گرم در لیتر به محلول استاندارد حاوی کروم، موجب کاهش کروم به میزان 20 درصد گردید که این میزان با اضافه نمودن 70 میلی گرم در لیتر آهک و افزایش غلظت عصاره تانن دار به 100 میلی گرم در لیتر موجب افزایش بازده حذف کروم به میزان 58 درصد در pH=4.11 شد. از سوی دیگر افزودن عصاره تانن دار میوه بلوط به محلول استاندارد حاوی کروم که غلظت کروم باقیمانده آن توسط آهک و سود به 18.52 میلی گرم در لیتر کاهش یافته بود، موجب کاهش pH از 6.99 به 6.76 و کاهش بازده حذف کروم از 63 درصد به 55 درصد گردید. این در حالی است که افزودن عصاره تانن دار میوه بلوط در غلظت های 10 تا 100 میلی گرم در لیتر در محدوده غلظتی 50 تا 1000 میلی گرم در لیتر به پساب چرم سازی که غلظت کروم باقیمانده آن توسط آهک و سود در pH=9.25 از 160 به 7 میلی گرم در لیتر رسیده بود موجب کاهش pH به 7.93 و کاهش بازده حذف کروم از 95.62 درصد به 80 درصد شد. بنابراین در محدوده قلیایی که pH نقش تعیین کننده در حذف و جداسازی کروم دارد، افزودن عصاره تانن دار میوه بلوط موجب کاهش pH محیط و جدا شدن کروم رسوب یافته از فاز رسوب به فاز محلول می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 1092

دانلود 376 استناد 0 مرجع 1
نویسندگان: 

شادنوش غلامرضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    87-96
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    141
  • دانلود: 

    20
چکیده: 

به منظور بررسی امکان استفاده از مغز میوه بلوط در جیره غذایی قزل آلای رنگین کمان جهت بهره وری بهینه از برخی از پتانسیل های بالقوه در استان چهار محال و بختیاری، آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی با 4 تیمار 1، 2، 3 و 4 به ترتیب برای بررسی سطوح 0، 2، 4 و 6 درصد میوه بلوط در جیره غذایی و هر تیمار در 4 تکرار انجام شد. در این آزمایش از 1600 عدد بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزن اولیه 74 گرم برای مدت 135 روز پس از انجام عملیات بهداشتی و ضد عفونی در 16 حوضچه پلی اتیلنی به ابعاد 1.8×1.4×0.9 متر بترتیب طول، عرض و ارتفاع در محل ایستگاه بلداجی واقع در استان چهار محال و بختیاری استفاده شد. جیره های مورد استفاده در این آزمایش با در نظر گرفتن میزان مواد مغذی مورد نیاز با بهره گیری از مواد مرسوم و موجود در محل با استفاده از نرم افزار جیره نویسی UFFDA و نیازهای غذایی ماهیان قزل آلای رنگین کمان و با توجه به جداول NRC اساس سطوح مختلف 0، 2، 4 و 6 درصد میوه بلوط در جیره طوری فرموله گردید که مواد مغذی جیره ها یکسان بود. میزان غذای مورد نیاز در مراحل مختلف رشد و نمو بر اساس بیوماس هر حوضچه و دمای آب، بطور روزانه توزین و در سه نوبت در اختیار ماهیان حوضچه ها قرار گرفت. در طول دوره آزمایش به منظور بررسی خصوصیات رشد و نمو هر دو هفته یک بار پس از بیهوشی، 50 درصد از ماهیان هر حوضچه مورد سنجش وزن و طول قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که افزایش وزن نهایی در تیمار شماره 4 بطور معنی داری بیشتر از سایر تیمار ها بود. همچنین بیشترین میزان افزایش طول در تیمار شماره 4 مشاهده گردید که با تیمار شماره 1 دارای اختلاف آماری معنی دار بود (P<0.05). از نظر میزان غذای مصرفی بین تیمارها اختلاف آماری معنی دار وجود نداشت، اگرچه بیشترین میزان غذا را تیمار 4 مصرف کرده بود (P<0.05). برای ضریب تبدیل غذا بین تیمار 1 و 4 اختلاف آماری معنی دار وجود داشت، بطوریکه بیشترین مقدار ضریب تبدیل غذا در تیمار 1 و بهترین آن در تیمار شماره 4 مشاهده گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که با رعایت شرایط این آزمایش می توان از مغز میوه بلوط بعنوان ماده مغذی در جیره غذایی ماهی قزل آلای رنگین کمان بدلیل بهبود خصوصیات و عملکرد پروار بدون ایجاد عوارض فیزیولوژیک استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 141

دانلود 20 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    28
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    1-10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    73
  • دانلود: 

    30
چکیده: 

زمینه ی مطالعاتی: مغز میوه ی بلوط دارای درصد بالایی نشاسته است که می تواند به عنوان یک منبع انرژی در جیره ی جانوران پرورشی به کار رود، ولی دارای درصد بالای تانن است که می تواند پیامد های زیانباری برای جانوران پرورشی داشته باشد. هدف: پژوهش کنونی برای بررسی کارایی باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم برای کاهش تانن مغز میوه ی بلوط انجام گرفت. روش کار: آزمایش در یک طرح کاملاً تصادفی با 7 تیمار و 3 تکرار انجام گرفت. گروه های آزمایشی دربرگیرنده ی یک گروه بدون فرآوری به عنوان گروه شاهد و تیمار های با باکتری یا بدون باکتری، شرایط هوازی یا بی هوازی ودوره ی فرآوری 5 یا 10 روز بودند. به ازای هر گرم از نمونه های آزمایشی، CFU 107 باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم افزوده شد و در دمای 37 درجه ی سانتیگراد در انکوباتور گذاشته شدند. در این آزمایش ترکیبات فنلی و تاننی، pH، قند محلول و اسیدهای چرب فرار (اسید استیک، پروپیونیک و بوتیریک) اندازه گیری و محاسبه شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهند که بیشترین کاهش در میزان فنل کل، فنل غیرتاننی، تانن کل، تانن متراکم و تانن هیدرولیزشونده (به ترتیب به میزان 39، 24، 49، 5/49 و 59 درصد) بعد ازپنچ روز فرآوری مشاهده شد و میان روز پنج و ده فرآوری تفاوت معنی داری دیده نشده است. پس از فرآوری، درصد اسیدهای چرب استات، پروپیونات و بوتیرات افزایش ولی درصد قند محلول کاهش یافتند 01/0 < P. نتیجه گیری نهایی: یافته های این پژوهش نشان داده است که باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم برای کاهش تانن میوه ی بلوط به روش فرآوری زیستی کارایی بالایی دارد. اسید چرب فرار، بلوط، تانن، فرآوری زیستی، فنل، قند محلول، لاکتوباسیلوس پلانتارروم

آمار یکساله:  

بازدید 73

دانلود 30 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1395
  • دوره: 

    23
  • شماره: 

    ویژه نامه 2
  • صفحات: 

    23-41
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    112
  • دانلود: 

    34
چکیده: 

سابقه و هدف: در اغلب گونه ها و به ویژه بلوط، موفقیت نسل بعدی گیاه بستگی به پراکنش بذور و استقرار آنها در مکان هائی دارد که در آنجا قادر به جوانه زنی و تولید گیاهچه های قوی باشند. پراکنش بذر مهم ترین فرآیندی است که ارتباط الگوهای مکانی گیاهان مادری و نسل های بعد آنها را مرتبط می کند. با توجه به نقش و اهمیت پراکنش بذور در موفقیت تجدید حیات و با توجه به تخریب-های ایجاد شده در جنگل های زاگرس در نتیجه فعالیت های انسانی وعوامل طبیعی، هدف از این پژوهش، بررسی الگوی توزیع و پراکنش بذور بلوط ایرانی در موقعیت های مختلف نسبت به جست گروه بلوط در توده های جنگلی جست زاد تخریب یافته آن و تعیین ارتباط بین موقعیت توزیع بذور (زیرتاج درخت، حاشیه تاج، فواصل بین جست گروه ها و اراضی کشاورزی رها شده) و استعداد آنها به ابتلا به عوامل بیماری زا می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر در جنگل های حوزه آبخیز رودخانه کاکارضا در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان خرم آباد به اجرا درآمد، پوشش درختی غالب جنگل های این منطقه را بلوط ایرانی تشکیل می دهد. پس از تعیین منطقه مناسب جهت انجام پژوهش، ترانسکتی به طول هزار متر در حد واسط بین اراضی کشاورزی رها شده و جنگل مستقر شد و در فواصل 25 متری بر روی ترانسکت عمودهائی به طول تصادفی در هر دو منطقه بر این ترانسکت اخراج گردید. بذور پراکنش یافته در نزدیک ترین جست گروه به منتهی الیه عمودهای استخراج شده، در قطعات نمونه ای در زیر تاج پوشش، حاشیه تاج پوشش و فواصل بین جست گروه های جست زاد جمع-آوری و ثبت گردیدند. در منطقه کشاورزی رها شده نیز در انتهای عمودها قطعات نمونه پیاده گردید. بذور جمع آوری شده در سه گروه بذور سالم، نارس و بیمار طبقه بندی شدند و بذور بیمار جهت شناسایی عامل بیماری به آزمایشگاه انتقال داده شد.یافته ها: بر اساس نتایج در اراضی کشاورزی رها شده بذر قابل ملاحظه ای یافت نشد، اما 85% بذور سالم جمع آوری شده در منطقه جنگلی دارای قوه نامیه بودند. بررسی آزمایشگاهی بذور بیمار نشان داد که مهمترین قارچ های عامل بیماری بذور به جنس های Alternaria، Rhizopus، Penicilium و Trichoderma تعلق داشتند. بذور جمع آوری شده در نواحی زیر تاج پوشش، حاشیه تاج پوشش و فواصل بین جست گروه ها از نظر وزن، طول و قطر فاقد اختلاف معنی داری بودند، اما به لحاظ فراوانی بذور سالم و نارس بین سه موقعیت مورد بررسی اختلاف معنی داری مشاهده شد. به طوریکه در نواحی زیر تاج پوشش و حاشیه جست گروه ها نسبت به فواصل بین جست گروه ها بذور بیشتر و سالم تری مشاهده گردید، اما به لحاظ تراکم بذور بیمار، مناطق فوق اختلاف معنی داری را نشان ندادند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان بیان داشت تخریب های رخ داده در جنگل بر حضور و الگوی توزیع مصرف کنندگان و پراکنده کنندگان بذر آنها تاثیرگذار بوده و موجودات پراکنده کننده بذر در این جنگل ها، فعالیت محدودی دارند و بذور را تا فواصل کمتری از درختان مادری انتقال می دهند، در صورت کاهش جمعیت این موجودات و کمتر شدن فعالیت آنها، با توجه به سنگین بودن بذور بلوط، کاهش دامنه انتشار بذور بلوط قابل انتظار است. به طور کلی نتایج این پژوهش ما آشکار می کنند که تخریب و دخالت شدید در جنگل به دلیل تغییر شرایط محیطی و کاهش ثبات، مهم ترین عامل تاثیر گذار بر موقعیت پراکنش بذور بلوط می باشد. بنابراین می توان گفت که در جنگل های جست زاد زاگرس، با افزایش فاصله از مرکز جست گروه، در نتیجه کاهش توزیع بذور سالم، احتمال ایجاد زادآوری کاهش می یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 112

دانلود 34 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    35-48
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    208
  • دانلود: 

    117
چکیده: 

سابقه و هدف: نشاسته پر کاربردترین پلی ساکارید طبیعی در صنعت غذا است که نقش بسزایی در ایجاد قوام، بافت و ارزش غذایی محصولات غذایی ایفا می کند. اگرچه نشاسته طبیعی گرفته شده از منابع مختلف گیاهی دارای خواص منحصر به فرد هست، اما با پیشرفت صنایع تبدیلی مواد غذایی و ابداع روش های جدید فرایند غذا، ساختار نشاسته دچار تغییر و تحولاتی می گردد که می تواند منجر به از دست رفتن بعضی خواص مطلوب آن در غذاها گردد. به منظور بهبود خواص عملکردی نشاسته می توان ساختار آن را از طریق تعدیل شیمیایی یا فیزیکی تغییر داد. هدف از این مطالعه بررسی اثر استیله کردن و اتصال عرضی بر خصوصیات عملکردی نشاسته بلوط و مقایسه خصوصیات آن با نشاسته تجاری گندم بود. مواد و روش ها: در این تحقیق میوه بلوط درختان باغملک واقع در استان خوزستان جمع آوری، نشاسته آن استخراج گردید. برای مقایسه با یک نشاسته پرمصرف، نشاسته گندم تجاری تهیه شد. ترکیبات شیمیایی نشاسته های طبیعی گندم و بلوط با روش های استاندارد AACC اندازه گیری گردید، آمیلوز بر اساس تشکیل کمپلکس آبی رنگ با معرف ید و خوانش جذب در طول موج 615 نانومتر سنجیده شد. تعدیل نشاسته ها به روش های اتصال عرضی در سطح %1/0 و درصد استیلاسیون و درجه جانشینی با استیک انهیدرید 6% با استفاده از روش تیتراسیون به صورت دقیق سنجیده و همچنین فاکتور تورم تعیین شد. میزان آب اندازی نشاسته طی روزهای 1، 2، 3، 4 و 7 اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با کمک نرم افزار SPSS و مقایسه میانگین ها توسط آزمون دانکن در سطح احتمال 5% انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشانگر اختلاف معنی دار در میزان آمیلوز نشاسته طبیعی گندم و بلوط بود. چربی، رطوبت و پروتئین دو نشاسته اختلاف معناداری نشان داد ولی در خاکستر اختلافی دیده نشد. میزان پروتئین و رطوبت نشاسته بلوط بیشتر و چربی آن کمتر از گندم بود. درصد استیل و درجه جانشینی برای نشاسته بلوط در مقایسه با نشاسته گندم اختلاف معنی داری نشان داد. اتصال عرضی باعث کاهش قدرت تورم و استیله کردن باعث افزایش تورم در دو نشاسته مورد بررسی گردید. بیشترین تورم در نشاسته گندم استیله و کمترین تورم در نشاسته دارای اتصال عرضی بلوط مشاهده شد. میزان آب اندازی در نشاسته های اتصال عرضی بیشترین و در نشاسته استیله شده کمترین میزان را داشت. بیشترین میزان آب اندازی در نشاسته گندم دارای اتصال عرضی و کمترین میزان آب اندازی در نشاسته گندم استیله شده مشاهده گردید. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد اتصال عرضی می تواند باعث کاهش و افزایش به ترتیب فاکتورتورم و میزان آب اندازی در نشاسته تعدیل شده در مقایسه با نشاسته طبیعی در هر دو نوع نشاسته مطالعه شده گردد. از طرف دیگر استیله کردن نشاسته باعث کاهش و افزایش به ترتیب میزان آب اندازی و فاکتور تورم در نشاسته تعدیل شده نشاسته گندم و بلوط گردید. بنابراین سطح ایجاد اتصال عرضی عامل مهمی در ایجاد خصوصیات مورد نظر است. از نشاسته اتصال عرضی بلوط در محصولات غذایی می توان جهت بهبود تردی کراکر ها و بیسکوییت ها استفاده کرد. همچنین از نشاسته استیله شده می-توان به عنوان بافت دهنده و قوام دهنده در سوپ ها، سس ها، خورش ها، محصولات نانوایی، فراورده های لبنی و غذای کودک استفاده نمود. همچنین با توجه به درصد آمیلوز کمتر نشاسته بلوط و خصوصیات عملکردی مطلوب، پیشنهاد می شود استفاده از نشاسته بلوط به عنوان نشاسته جایگزین در صنعت غذا در مطالعات بعدی مورد بررسی قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 208

دانلود 117 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

AALEMZADEH I. | VOSOUGHI M. | MAGHSOUDI V.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2000
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    225-228
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    23702
  • دانلود: 

    13923
چکیده: 

Different layers of acorn (Quercus infectoria), hull, seed coat and seed kernel were analyzed for determination of chemical composition. The results of the preliminary analysis showed that acorn contained more than 65% carbohydrates, 8% lipid and 10% tannin among other constituents. The fatty acid composition of the seed oil was determined using thin layer chromatography and comparing with standards. The results showed the presence of both saturated and unsaturated fatty acids. Saturated fatty acid: are C14:0, C16:0, C18:0, and C20:0. Unsaturated fatty acid: C18: 1 and C18: 2. Total saturated fatty acids represented 20% and unsaturated fatty acids contributed 80% to acorn fat content.

آمار یکساله:  

بازدید 23702

دانلود 13923 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    4 (پی آیند 77) در منابع طبیعی
  • صفحات: 

    93-103
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1307
  • دانلود: 

    329
چکیده: 

بررسی صفات مورفولوژیک در میوه گونه بلوط دارمازو (Quercus infectoria Oliv.) در مناطق جنگلی استان کردستان، با هدف دستیابی به دامنه تغییرات صفات کمی و یافتن حالات مختلف بروز صفات کیفی در اندام میوه این گونه که یکی از عناصر اصلی جنگلهای بلوط استان می باشد، انجام گردید. بدین منظور از 26 کانون جنگلی در شهرستانهای بانه (16 کانون) و مریوان (10 کانون)، تعداد 390 نمونه گیاهی دارای میوه جمع آوری و سپس تعداد 17 صفت مورفولوژیک خاص موجود در میوه، شامل 11 صفت از دسته صفات کمی و 6 صفت از دسته صفات کیفی، اندازه گیری و ثبت شد. در نهایت داده های بدست آمده در قالب طرح آماری آشیانه ای و مدل کاملا تصادفی توسط نرم افزارهای Mstatc، Minitab و Genstat مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده از بررسی تعداد 11 صفت کمی مشخص گردید که در صفات مربوط به دانه (4 صفت) متغیرترین صفت متعلق به طول خامه دانه (کوچکترین خامه به طول 0.5 میلی متر و بلندترین آن 3 میلی متر) با ضریب تغییر 34% بوده و کم تغییرترین صفت، طول دانه (کوچکترین دانه به طول 2.6 سانتی متر و بلندترین آن 6 سانتی متر) با ضریب تغییر 13% می باشد. در گروه صفات کمی مربوط به کاسه میوه (7 صفت) نیز صفت طول دم میوه از سایر صفات متغیرتر بوده (کوتاهترین دم میوه 0.1 سانتی متر و بلندترین آن 3.4 سانتی متر) و ضریب 61% داشته و صفت تعداد مارپیچ فلسها (کمترین 5 مارپیچ و بیشترین 10 مارپیچ فلسی) با ضریب تغییرات 12%، کم تغییرترین صفت در این گروه بوده است. همچنین نتایج حاصل از بررسی تعداد 6 صفت کیفی در میوه نشانگر آن است که در گروه صفات مربوط به دانه (2 صفت)، صفت شکل دانه متغیرترین صفت بوده و سه حالت مختلف (بیضی، استوانه ای، تخم مرغی) دارد که 49.5 درصد دانه ها استوانه ای شکل می باشند. در صفت ناف دانه ها نیز 63.8 درصد دانه ها دارای ناف صاف هستند. گروه صفات کیفی کاسه میوه (4 صفت) نیز نسبت به صفات دانه از تنوع کمتری برخوردار بوده و هر یک از صفات دو حالت دارند و 89 درصد کاسه ها استوانه ای شکل و 11 درصد گرد هستند و 50.5 درصد کاسه ها دارای قاعده گرد و 49.5 درصد در قاعده گوه ای شکل می باشند. در خصوص فلسهای جدار کاسه نیز 80.8 درصد دارای فلسهای نامشخص و 19.2 درصد فلس مشخص هستند. همچنین 36.9 درصد فلسها دارای نوک مشخص و 63.1 درصد نوک نامشخص دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 1307

دانلود 329 استناد 0 مرجع 0
litScript