نتایج جستجو

5159

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

516

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی









متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
اسکوپوس
دانشگاه غیر انتفاعی مهر اروند
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

TAGHDIRI M.M. | GHOFRANI M. | ABBASI B. | ZAND VAKILI F.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2007
  • دوره: 

    1
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    25-30
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    99367
  • دانلود: 

    38155
چکیده: 

Objective: Infantile spasms (IS) or West syndrome is a convulsive disease characterized by brief, symmetric axial muscle contractions (neck, trunk, and/or extremities). The therapy universally recognized as most effective in the treatment of IS, Is treatment with the adrenocorticotropic hormone (ACTH) or oral corticosteroids. This therapy however has important side effects. Many studies have sought to find alternative therapies with fewer side effects. Nitrazepam, it has been proven, can be as effective as ACTH in controlling infantile spasms. The aim of this study was to evaluate and compare the efficacy of Nitrazepam and ACTH on the treatment of infantile spasms. Materials & Methods: This randomized controlled clinical trial, enrolled sixty patients with newly diagnosed and previously untreated IS; diagnosis was made based on the criteria of the lnternational Classification of Epilepsies of the International League against Epilepsy (ILAE). Prior to treatment, all patients underwent Electro encephalo graphs (EEGs) and CT scans. Patients were randomized to receive 0.5-1 mg/kg Nitrazpam (NZP) in three daily doses or 40 IU Depot ACTH in a single morning dose. Complete cessation of spasms was considered to be as optimal response. Results: Of the sixty patients studied, 24 (40%) were girls and 36 (60%) were boys. All patients in the both groups were matched for age and sex. There were no differences between the both groups regarding age and sex (non-significant). Following treatments, at the end of the 6-week duration therapy, optimal response (Cessation of spasms) was obtained in 19 (63%) patients of NZP group and 9 (30%) patients of ACTH group, (P<0.05). ACTH side effects were more pronounced than those of NZP; most patients in ACTH group, developed cushingoid features (moon face 93%, weight gain 100%) (P<0.05); a few patients, all from the ACTH group, developed hypertension (P<0.05). The side effects of nitrazepam were drowsiness 33%, hypotonia 10%, infection 20%, and hypersalivation 93%. EEG anomalies had disappeared in 47% of NZP patients and in 30% of ACTH patients (P>0.05).Conclusion: This study supports the belief that NZP offers an effective and possibly safer therapy than ACTH, for the management of IS and that the therapeutic response, if imminent, can be detected within 4-6 weeks of treatment. Clinicians should consider using NZP as a first-line therapy for IS.

آمار یکساله:  

بازدید 99367

دانلود 38155 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    5
  • صفحات: 

    355-361
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    779
  • دانلود: 

    231
چکیده: 

مقدمه: به منظور انجام عمل جراحی، القاء بیهوشی عمومی و حفظ راه هوایی و تامین تهویه، لارینگوسکوپی و لوله گذاری تراشه امری ضروری می باشد. اما لارینگوسکوپی و لوله گذاری تراشه می تواند موجب واکنش همودینامیک به شکل افزایش فشارخون، ضربان قلب، اختلال ریتم قلب و ایسکمی میوکارد و در نهایت انفارکتوس میوکارد و سکته مغزی گردد. مطالعه حاضر به منظور مقایسه اثرات دو داروی مخدر سریع الاثر رمی فنتانیل و آلفنتانیل بر پاسخ های همودینامیک متعاقب لارینگوسکوپی و لوله گذاری تراشه به انجام رسید.روش کار: پژوهش حاضر به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 80 بیمار 50-20 ساله با ASA (II و I) که کاندید عمل جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی ساده در دو گروه چهل نفری تقسیم شدند. در هر دو گروه از روش بیهوشی یکسان استفاده گردید. در گروه یک رمی فنتانیل با دوز 1 mcg/kg و در گروه دو آلفنتانیل با دوز 15 mcg/kg یک دقیقه قبل از القای بیهوشی تجویز گردید. پاسخ های همودینامیک در زمان ورود بیمار، بعد از القاء بیهوشی، پس از لوله گذاری تراشه و دقایق سوم و پنجم پس از لوله گذاری تراشه به روش غیر تهاجمی اندازه گیری و ثبت گردید. داده ها به کمک نرم افزار آماری SPSS 19 و با استفاده از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج: بلافاصله پس از تزریق داروی مخدر و داروی القاء، فشارخون سیستول، دیاستول و متوسط شریانی در هر دو گروه کاهش معنی داری پیدا کرد (P<0.05)، اما ضربان قلب افزایش یافت که آزمون آماری اختلاف معنی داری بین دو گروه نشان نداد. پس از لوله گذاری تراشه بجز ضربان قلب سایر پارامترهای مورد ارزیابی در سطح پایه دچار افزایش شدند و از دقیقه سوم مجددا کاهش یافته و در دقیقه پنجم تمام متغیرها به سطح زمان قبل از لوله گذاری تراشه برگشتند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، هر دو داروی رمی فنتانیل و آلفنتانیل، تغییرات همودینامیک ناشی از لارینگوسکوپی و لوله گذاری تراشه را کاهش می دهند و می توان به منظور کنترل پاسخ های فشاری متعاقب لوله گذاری تراشه با اطمینان از این دو دارو استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 779

دانلود 231 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

MIRI R. | DEHPOUR A.R. | AZIMI M. | SHAFIEI A.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2001
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    3-4
  • صفحات: 

    40-45
تعامل: 
  • استنادات: 

    614
  • بازدید: 

    119370
  • دانلود: 

    84173
چکیده: 

The discovery that 1,4-dihydropyridine (DHP) class of calcium channel antagonist inhibits the Ca+2 influx represented a major therapeutic advance in the treatment of cardiovascular diseases such as hypertension, angina pectoris and other spastic smooth muscle disorders. A novel class of calcium channel antagonist of flunarizine containing arylpiperazinyl moiety has recently been reported. It was therefore of interest to determine the effect that selected C-3 substituents contained amino alkyl and arylpiperazine, in conjunction with a C-4 1-methyl-5-nitro-2-imidazolyl substituents on calcium channel antagonist activity. The unsymmetrical analogues were prepared by a procedure reported by Meyer in which 1-methyl-5-nitro-imidazol-2-carboxaldehyde was reacted with acetoacetic esters and alkyl 3-aminocrotonate. In vitro calcium channel antagonist activities were determined by the use of high K+ contraction of guinea pig ileal longitudinal smooth muscle. All compounds exhibited comparable calcium channel antagonist activity (IC-950=10 to 10 -11M) against reference drug nifedipine (IC50= 2.75±0.36x 10-10 M).

آمار یکساله:  

بازدید 119370

دانلود 84173 استناد 614 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    59-69
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    958
  • دانلود: 

    226
چکیده: 

مقدمه: وجود اختلال در متابولیسم کربوهیدرات در بیماران مبتلا به سیروز کبدی کاملا شایع است . این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کبدی و همچنین تعیین عوامل احتمالی مرتبط با بروز دیابت در این بیماران انجام شد.روشها: در فاصله زمانی مهر 1381 تا فروردین  1382کلیه بیماران مبتلا به بیماری مزمن کبدی که به "مرکز هپاتیت تهران" مراجعه داشتند و شرایط خروج را نداشتند (185 بیمار) برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. غلظت گلوکز ناشتای سرم و غلظت گلوکز سرم دو ساعت بعد از مصرف 75 گرم گلوکز برای تمام بیماران اندازه گیری شد. تشخیص دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز براساس آخرین معیارهای اعلام شده توسط انجمن دیابت آمریکا (ADA) بود.یافته ها: بیماران شامل 42 حامل غیر فعال هپاتیتB ، 102بیمارمبتلا به هپاتیت مزمن B یا C و 41 بیمار سیروزی بودند. میانگین سنی 0/12±8/43 سال در محدوده 22 تا 84 سال بود. دیابت در 40 بیمار (6/21%) و اختلال تحمل گلوکز در 21 بیمار (4/11%) وجود داشت. آنالیز تک متغیره نشان داد که سن(P=0.000)  وضعیت بیماری کبدی (P=0.000)، سابقه پرفشاری خون(P=0.007)  سابقه فامیلی دیابت (P=0.000) و شاخص توده بدن(P=0.009)(BMI)  با شیوع دیابت رابطه معنی دار دارند. پس از انجام آنالیز چند متغیره، سن (P=0.01)، سابقه فامیلی دیابت (P=0.001)، هپاتیت مزمن (P=0.0004) و سیروز (P=0.0004) ارتباط مستقل و معنی داری با شیوع دیابت داشتند. اطلاعات بیماران مبتلا به سیروز و هپاتیت مزمن در قالب گروههای جداگانه نیز آنالیز شد. در نتیجه مشخص شد که شیوع دیابت در گروه سیروز در بیماران با درجه Child - Pugh بالاتر(P=0.04)  و در گروه هپاتیت مزمن در بیماران با سن بالاتر (P=0.04) و در گروه هپاتیت مزمن در بیماران با سن بالاتر (P=0.04)، درجه فیبروز کبدی بالاتر  (P=0.04)و BMI بالاتر (P=0.003) به طور معنی داری بیشتر است.نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد که بیماران دچار سیروز و هپاتیت مزمن در خطر ابتلا به دیابت قندی هستند. سن بالا، شدت بیماری کبدی و چاقی از عواملی هستند که با پیدایش دیابت در این بیماران ارتباط دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 958

دانلود 226 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    3 (پی در پی 55)
  • صفحات: 

    32-38
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1028
  • دانلود: 

    249
چکیده: 

زمینه و هدف: مطالعات مختلف اثرات استنشاقی گیاه اسطوخودوس (Lavandula angustifolia L.) را بر کاهش پرفشاری خون تایید می کند. با این وجود اثرات سیستمیک و مکانیسم اثر روغن فرار اسطوخودوس بر فشارخون روشن نیست. این مطالعه به منظور مقایسه اثر تزریق داخل وریدی با داخل صفاقی روغن فرار اسطوخودوس بر فشارخون طبیعی موش های صحرایی نر انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه تجربی 70 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به 10 گروه 7 تایی تقسیم شدند. پس از بیهوشی حیوانات توسط تیوپنتال سدیم، شریان و ورید رانی به ترتیب برای ثبت فشارخون و تزریق اسطوخودوس کانول گذاری شد. روغن فرار اسطوخودوس (25، 50 و 100 mg/kg/bw) یا حلال آن (پروپیلن گلیکول) به طور داخل وریدی یا به طور داخل صفاقی (500 mg/kg/bw) تزریق شد. در گروه های بررسی مکانیسم قبل از تجویز وریدی روغن فرار اسطوخودوس (50 mg/kg/bw)، L-NAME (4 mg/kg/bw)، آتروپین (1 mg/kg/bw)، ایندومتاسین (5 mg/kg/bw) یا سالین (حلال) به طور داخل صفاقی تزریق شد.یافته ها: تجویز داخل وریدی روغن فرار اسطوخودوس با دوزهای 25 mg/kg/bw و 50 موجب کاهش فشار متوسط شریانی نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05) و اثر دوز 50 mg/kg/bw به طور معنی داری بیش از دوز 25 mg/kg/bw بود (P<0.05). دوز 100 mg/kg/bw اسطوخودوس موجب کاهش شدید فشارخون و مرگ حیوان گردید. تجویز داخل صفاقی روغن فرار اسطوخودوس با دوز 500 mg/kg/bw موجب کاهش طولانی تر فشارخون متوسط شریانی نسبت به روش داخل وریدی شد (P<0.05). تجویز داخل صفاقیL-NAME ، آتروپین و ایندومتاسین اثری بر فشارخون پایه و کاهش فشارخون ناشی از اسطوخودوس نداشت.نتیجه گیری: تزریق داخل وریدی روغن فرار اسطوخودوس با دوز 25 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، موجب کاهش فشارخون شریانی در موش صحرایی می شود، اما تزریق داخل صفاقی با دوز 500 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، باعث طولانی شدن کاهش فشارخون شریانی در موش های صحرایی می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 1028

دانلود 249 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    49
  • صفحات: 

    31-34
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2577
  • دانلود: 

    505
چکیده: 

سابقه و هدف: پایین بودن قندخون در نوزادان مساله مهم و شایعی است که به دلیل عوارض مغزی نیاز به توجه جدی دارد. با توجه به این که در برخی مراکز قبل از تغذیه با شیر مادر مبادرت به انجام آزمایش قندخون می شود و بر اساس آن اقدامات درمانی صورت می گیرد که موجب خطرات ناشی از باز کردن رگ، بستری کردن نوزاد در بیمارستان و همچنین تحمیل هزینه اضافی به خانواده می شود، در این مطالعه تاثیر تغذیه با شیر مادر بر میزان قندخون نوزادان با وزن بالا مورد بررسی قرار می گیرد.مواد و روش ها: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی قبل و بعد (before and after) بوده و جمعیت مورد مطالعه نوزادان با وزن بالا (بیش تر از 3800 گرم) متولد شده در مراکز آموزشی درمانی امام (ره) و رازی قایم شهر می باشد. شاهد هر نوزاد خود او و مداخله، تغذیه با شیر مادر بود. روش نمونه گیری به شیوه نمونه های در دسترس و معیار خروج از مطالعه شامل؛ نوزادان با قندخون پایین علامت دار، قندخون کم تر از 30 میلی گرم در دسی لیتر و عدم تغذیه با شیر مادر در عرض 2 ساعت پس از تولد بود. پس از اندازه گیری قندخون، تغذیه با شیر مادر انجام شد، سپس قندخون نیم ساعت و 2 ساعت پس از تغذیه شیر مادر اندازه گیری و با قندخون قبل از تغذیه با شیر مادر مقایسه شد. داده ها با روش های آماری Paired test, Anova تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: 94 نوزاد مورد بررسی قرار گرفتند، میانگین وزن نوزادان 4120±234 گرم و میانگین و سن حاملگی 39.6±1 هفته بود. اکثر نوزادان نتیجه حاملگی های 1 و 2 (38.2 و 40.4 درصد) و حاصل سزارین (63.8 درصد) بودند. سابقه فشار خون، در 7.2 درصد و دیابت حاملگی در 6.4 درصد وجود داشت. قندخون بدو تولد 52.25±10.5 میلی گرم/دسی لیتر، قندخون نیم ساعت پس از تغذیه با شیر مادر 56.89±14.45 میلی گرم/دسی لیتر و قندخون دو ساعت پس از تغذیه با شیر مادر 68±14.5 میلی گرم بود. تفاوت قندخون نیم و دو ساعت پس از تغذیه با شیر مادر با قندخون بدو تولد معنادار بود. از عواملی که به طور معناداری در قندخون نوزادان موثر بودند، وزن نوزاد و زمان شروع تغذیه با شیر مادر بود.استنتاج: تغذیه با شیر مادر به طور معناداری سبب افزایش قندخون نوزادان با وزن بالا و کاهش شیوع نوزادان با قندخون پایین می شود. که با شروع زودرس تغذیه با شیر مادر و افزایش طول زمان پس از تغذیه با شیر مادر این اثر بیش تر می باشد. بنابراین توصیه می شود در نوزادان با وزن بالای بدون علایم بالینی، ملاک بررسی قندخون و قرار دادن نوزاد در گروه کاهش قندخون، مقدار قندخون پس از تغذیه با شیر مادر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 2577

دانلود 505 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    11
  • صفحات: 

    71-80
تعامل: 
  • استنادات: 

    616
  • بازدید: 

    1693
  • دانلود: 

    320
چکیده: 

پرفشارخونی یکی از مهم ترین عوامل توسعه بیماری های قلبی- عروقی در افراد چاق یا دارای اضافه وزن می باشد. بنابراین، در پژوهش حاضر، اثر شدت و حجم فعالیت مقاومتی بر فشارخون و هزینه اکسیژن میوکارد متعاقب فعالیت در دختران چاق مورد بررسی قرار گرفت. 24 دانشجوی دختر چاق با BMI بالاتر از 30 و فشارخون طبیعی (سن 20.62±1.43 سال؛ وزن 78.12±11.08 کیلوگرم؛ قد 160±5.06 و 30.09±3.09 BMI کیلوگرم بر مترمربع) به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها در یک طرح متقاطع و به صورت تصادفی چهار جلسه فعالیت مقاومتی شامل پرس سینه، پرس پا و پشت ران را انجام دادند. پروتکل تمرینی شامل دو جلسه با حجم پایین (3 ست) و شدت های30 (LVLI)  و70 (LVHI)  درصد یک تکرار بیشینه و دو جلسه با حجم بالا (7 ست) و شدت های30 (HVLI)  و70 (HVHI)  درصد یک تکرار بیشینه بود. تعداد تکرارها برای شدت %30 1RM برابر با 20 تکرار و برای شدت %70 1RM برابر با 10 تکرار در هر حرکت بود. فشار خون، ضربان قلب و هزینه اکسیژن میوکارد (حاصلضرب فشار سیستولی و ضربان قلب) در قبل از فعالیت، بلافاصله بعد و هر 10 دقیقه یکبار تا 60 دقیقه پس از هر جلسه فعالیت اندازه گیری گردید. فعالیت مقاومتی با شدت %70 1RM و حجم 7 دوره ای فشار خون سیستولی را در 30 و 50 دقیقه بعد از فعالیت به طور معنی داری نسبت به فعالیت مقاومتی با شدت %70 1RM و حجم سه دوره ای و فعالیت مقاومتی با شدت%30 1RM  و حجم های 3 و 7 دوره ای کاهش داده است (p<0.05). فشارخون دیاستولی در زمان های 20، 40، 50 و 60 دقیقه پس از فعالیت مقاومتی با شدت %70 1RM و حجم 7 دوره ای نسبت به دیگر پروتکل های فعالیت مقاومتی پایین تر بود. همچنین، هزینه اکسیژن میوکارد در 30 و 60 دقیقه پس از فعالیت مقاومتی HVHI نسبت به فعالیت مقاومتی LVLI در دختران چاق پایین تر بود (p<0.05). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان فعالیت مقاومتی را به عنوان یک روش غیردارویی جهت کاهش فشار خون و هزینه اکسیژن میوکارد به افراد چاق توصیه کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 1693

دانلود 320 استناد 616 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2008
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    1 (SERIAL NO. 29)
  • صفحات: 

    14-19
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    117516
  • دانلود: 

    51912
چکیده: 

Introduction: Although left ventricular(LV) function parameters measured by gated myocardial perfusion SPECT (GSPECT) have been validated, experimental data have revealed that the calculated the LV function parameters using GSPECT are affected by patient populations as well as particular acquisition and processing conditions. We tried to determine the normal values of GSPECT in an Iranian population.Methods: We studied 3500 Iranian patients who underwent GSPECT in an outpatient setting. To develop normal limits of LV functional indices using GSPECT, 148 patients with a low (<5%) likelihood of coronary disease and normal tomograms were selected.  No one of 148 patients had known coronary artery disease, typical angina, history of hypertension, diabetes mellitus, and smoking, any abnormality in echocardiography or hyperlipidemia. They were not taking any medication known to affect LV function at least 2 days before the study.  End diastolic volume (EDV), end systolic volume (ESV) and LV ejection fraction (LVEF) were calculated in rest GSPECT using iterative reconstruction and QGS (quantitative gated SPECT) software. Results: Mean EDV, ESV and LVEF were 53.8±20.2, 14.3±10.8 and 75.0%±9.6% respectively. These data showed a Gaussian distribution, so mean±2SD would show the upper or lower limits of normal for LV functional parameters. There were the marked sex differences in mean LVVs and LVEF measurements. BMI index had not effect on the measurement of the LV functional parameters. We noticed that 85.4% of our subjects had ESV<25 ml while most of them were women (112/123, 91%). Conclusion: From a clinical viewpoint, each institute should use a standard protocol for the specific patient population and for the mode of SPECT acquisition and reconstruction. Normal thresholds using GSPECT, OSEM reconstruction and QGS algorithm in men and women were EDV>130, ESV>55 & LVEF<52% and EDV>77, ESV> 26 and LVEF<62% respectively.

آمار یکساله:  

بازدید 117516

دانلود 51912 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

KIANPOUR M. | NEMATBAKHSH M. | AHMADY M.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2012
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    SUPPLEMENT 1
  • صفحات: 

    43-43
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    50937
  • دانلود: 

    32250
چکیده: 

Background: Endometriosis is a common gynecological syndrom. Its etiology is still not fully understand.A great number of studies reported increase NO concentration, with altered peritoneal immune defence reaction, was involved in pathogenesis of endometriosis. Asymmetric Dimethyl arginine is an endogenous competitive inhibitor of NO synthase. Elevated ADMA level is associated with reduced systemic NO production. This study was design to compare NO and ADMA concentration in serum and peritoneal fluid of patients with and without endometriosis. Previosly, we reported this result in 9th congress of the european society of Gyn in Denmark with 89 subject. This result according sample size, 189 patients is ready.Materials and Methods: This study was approved by Ethical Committee of Isfahan University of Medical Sciences.Women who were subject to laparoscopy for the evaluation of infertility or pelvic pain at the Isfahan Fertility and Infertility Center were considered. The patients with hypertension, coronary arterial diseases, diabetes, renal diseases, active pelvic inflammatory disease or polycystic ovarian syndrome were excluded. After laparoscopy.In a case - control study 88 women were allocated to two groups, according to their laparoscopic results.The first group, women with (n=90) and the second group, without (n=89) endometriosis. The venous blood samples were obtained from all patients before induction of anesthesia. The samples were centrifuged and the serums were stored at -20oC until measurement. The peritoneal fluid samples were collected from pelvis before any manipulation. The bloody fluids were excluded.The peritoneal fluid samples also were centrifuged and the supernatant were stored at -20oC until measurement.The serum and peritoneal levels of nitrite (stable NO metabolite) were measured using a colorimetric assay kit that involves the Griess reaction (promega corporation USA). The serum and peritoneal fluid levels of ADMA were measured using enzyme immunoassay kit (DLD Dignostica Gmbh Germany). Then, absorbance was measured by a microreader in 540 nm wavelength.The samples nitrite concentration was determined by comparison to nitrite standard reference curve. Data are expressed as mean±SEM. Unpaired t tests was applied to compare the parameters between the groups. Value of p<0.05 was considered.Results: There is significant difference in pf level of No between two groups. There is no significant difference in pf level of ADMA between two groups.Conclusion: The elevated level of No in PF but not in serum implaying a possible role of NO in the pathogenesis of endometriosis. This results support that pelvic inflammation is a consequence of endometriosis.

آمار یکساله:  

بازدید 50937

دانلود 32250 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2015
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    1230
  • بازدید: 

    103433
  • دانلود: 

    40957
چکیده: 

Background: Cardiovascular disease is the main reason for mortality in men and women. Clinical epidemiology of myocardial infarction (MI) in men and women has not been yet studied in Iran, one of the largest Middle East countries in South‑Western Asia. This study was conducted to determine the clinical epidemiology of MI in men and women in Iran.Methods: This hospital-based, cross‑sectional study used the data of 20,750 MI patients in Iran in 2012 (the codes I22, I21, I24, and I25.2). Univariate comparisons used Chi‑square test for categorical variables and t‑test for continuous variables. P<0.05 was considered as significant.Results: Totally, 20,750 MI patients (15,033 men and 5,717 women) with age range of 13– 106 (mean; 61.2±13.4) years were enrolled. Only 9 (0.04%) patients (8 men and 1 woman) were£18 years (mean age: 14.8±1.9), out of whom only two men were diabetic. 22.2% (18% men and 33.4% women) of the patients had diabetes, 26.2% (28.5% men and 20.1% women) were smoker and 35.5% (28.6% men and 53.7% women) had hypertension. ST‑segment elevation MI incidence was 2.8 times higher in men than women. Left bundle branch block was significantly more prevalent in men than women. Men used percutaneous coronary intervention more frequently than women did. No difference in coronary artery bypass graft was noted between men and women. Mortality incidence was approximately twice higher in men than women. The prevalence of chest pain was higher in women than men.Conclusions: The MI incidence pattern, mortality from MI, and risk factors prevalence are significantly different between men and women in Iran. More emphasis on these issues in training people and healthcare professionals seems to contribute partially to patients’ timely referring to health care centers and preventing MI‑associated mortalities.

آمار یکساله:  

بازدید 103433

دانلود 40957 استناد 1230 مرجع 0
litScript