نتایج جستجو

1805

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

181

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی









متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    38
  • صفحات: 

    43-47
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    487
  • دانلود: 

    156
چکیده: 

سابقه و هدف: تشخیص آلودگیهای انگلی با روش مناسب، ارزان، بی خطر و با قدرت تشخیص خوب همیشه مورد توجه متخصصین امر بوده است. در این بررسی توانایی روش های Wet mount، formalin acetone و formalin ether در تشخیص عفونت های انگلی روده ای مطالعه شد.روش کار: از نمونه مدفوع فاقد آلودگی به انگل، با فرمالین %10 سوسپانسیونی تهیه و پس از خوب مخلوط کردن به شش قسمت مساوی در شش ظرف جداگانه تقسیم شد. یکی از این سوسپانسیونها نمونه مدفوعی بدون آلودگی و هر یک از پنج ظرف دیگر به صورت مجزا با تخم و یا کیست یک گونه از انگلهای شایعتر روده انسان آلوده شدند. از سوسپانسیون های با و بدون آلودگی به انگلهای روده ای در مجموع 600 لام با سه روش Wet mount، formalin acetone و formalin ether بررسی شد. این لامها در هر سه روش مذکور، از نظر وجود یا عدم وجود انگلهای روده ای توسط یک نفر از همکاران مورد بررسی قرار گرفت که از ماهیت و روش آزمایش بکار برده شده برای نمونه ها و همچنین آلوده یا غیر آلوده بدون نمونه ها اطلاع نداشت. به منظور ارزیابی حساسیت، اختصاصیت، ارزش اخباری مثبت و یا منفی، میزان خطای مثبت و یا منفی کاذب هر روش، نتایج تعداد لام های با و بدون آلودگی مورد مقایسه قرار گرفته است.یافته ها: شش صد لام نمونه مدفوع شامل 150 لام تهیه شده از نمونه های بدون آلودگی (هر روش 50 لام) و 450 لام تهیه شده از نمونه های با آلودگی به انگلهای روده ای (هر روش 150 لام) با سه روش Wet mount، formalin acetone و formalin ether بررسی شد. حساسیت این سه روش برای تشخیص انگلهای روده ای، در مجموع، به ترتیب 32، 73.3 و 64.7 درصد؛ ارزش اخباری منفی آنها به ترتیب 32.9، 55.6 و 48.5 درصد و میزان خطای منفی کاذب به ترتیب 68، 26.7 و 35.3 درصد محاسبه شد. با توجه به اینکه از لام های غیر آلوده، هیچ موردی با سه روش بالا برای هیچکدام از انگلهای روده ای مورد مطالعه مثبت گزارش نشد بنابراین اخصاصیت و ارزش اخباری مثبت هر سه روش برای تشخیص هر کدام از انگل های روده ای مورد مطالعه %100 محاسبه شد.نتیجه گیری: در حال حاضر فرمالین – اتر روش تغلیظی مناسب و انتخابی جهت تشخیص انگلهای روده ای معرفی شده است. در این مطالعه، توانایی تشخیص نمونه های آلوده به انگلهای روده ای در روشهای فرمالین – استون و فرمالین – اتر به ترتیب 110 و 97 مورد از 150 نمونه بوده است. بنابراین، روش فرمالین – استون از نظر قدرت تغلیظ و تشخیص با روش فرمالین – اتر مشابه و یا یکسان است و همچنین پایداری بیشتر، قابلیت اشتعال کمتر، قیمت ارزانتر و خطر کمتر استون نسبت به اتر سبب می شود که روش فرمالین – استون روش ارجح باشد. ارزیابی میدانی روش فرمالین – استون نسبت به فرمالین – اتر در تشخیص انگلهای روده ای را پیشنهاد می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 487

دانلود 156 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    143-151
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    130
  • دانلود: 

    20
چکیده: 

یکی از مدل های رایج درد نوروپاتیک مدل Chronic constriction injury (CCI) است که توسط Xie و Bennett در سال 1988 ارایه شد. این مدل واجد ویژگی های درد نوروپاتیکی انسانی یعنی افزایش حساسیت مرکزی به صورت هیپر آلژزی و آلودینی می باشد. برای بررسی CCI تاکنون از محرک های درد حاد چون درد حرارتی و مکانیکی استفاده شده است. در این کار تحقیقی برای بررسی CCI از فرمالین به عنوان یک محرک شیمیایی که درد ناشی از تزریق زیر پوستی آن ایجاد یک درد دو مرحله ای حاد و مزمن می کند، استفاده شده است تا امکان مطالعه CCI را نه تنها از طریق مرحله  درد حاد بلکه از طریق مرحله درد مزمن نیز که مکانیسم جداگانه ای دارد، فراهم آورد. هدف دیگر بررسی تأثیر درد فرمالینی قبل از مدل CCI بر درد فرمالینی پس از آن بوده است. علاوه بر آن نقش لیدوکائین وریدی به عنوان یک عامل مهار کننده مرکزی جهت کنترل درد فرمالینی قبل از CCI و تأثیر آن بر درد فرمالینی پس از CCI بررسی شده است. در این بررسی از 4 گروه موش صحرایی استفاده شده است. گروه اول تحت جراحی گره زدن شل عصب سیاتیک مدل ایجاد کننده CCI بر طبق متد Xie و Bennett قرار گرفتند و سپس در روزهای دوم و چهاردهم پس از CCI تست فرمالین شدند. گروه دوم ابتدا تست فرمالین شده و 5 روز بعد تحت جراحی قرار گرفته و مجددا در روزهای دوم و چهاردهم پس از CCI، تست فرمالین انجام شد. گروه سوم پیش از تست فرمالین قبل از CCI (مانند گروه دوم) تحت تزریق وریدی لیدوکائین قرار گرفتند و سپس در روزهای دوم و چهاردهم پس از CCI، تست فرمالین شدند. گروه شم مانند گروه اول بود جز این که به جای جراحی بستن سیاتیک، جراحی شم انجام گردید. نتایج این بررسی از این قرار بود که CCI موجب به وجود آمدن هیپوآلژزی در روز دوم فاز اول در گروه اول در مقایسه با شم گردید. همچنین موجب ایجاد هیپرآلژزی در روز چهاردهم پس از CCI در فاز اول همه گروه ها شد. در فاز دوم، به جز هیپوآلژزی ایجاد شده در روز دوم گروه اول و سوم در مقایسه با گروه دوم، در هیچیک از گروه ها تغییرات خاص و معنی داری ایجاد نگردید.

آمار یکساله:  

بازدید 130

دانلود 20 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2011
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    1-2 (12-13)
  • صفحات: 

    468-469
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    16002
  • دانلود: 

    9020
چکیده: 

Background: formalin is an aqueous solution of formaldehyde. It is a protoplasmic poison and causes coagulation necrosis and tissue fixation.Case: A 19-year-old girl was brought for autopsy to the mortuary of JSS Medical College, Mysore.Conclusion: formalin is an unusual poison to be ingested for suicidal purposes due to selective availability and its strong taste and odor.

آمار یکساله:  

بازدید 16002

دانلود 9020 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    4 (پیاپی 48)
  • صفحات: 

    357-368
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    167
  • دانلود: 

    39
چکیده: 

پایدار نمودن بافت یک مرحله بسیار حیاتی در آماده سازی بافت جهت مطالعات بافت شناسی به شمار می رود و هرگونه اشتباه در این مرحله غیرقابل جبران خواهد بود. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر سه روش تهیه مقاطع بافتی کلارک-بسته، فرمالین-باز و فرمالین-بسته بر هیستومورفومتری مخاط روده باریک در جوجه های گوشتی بود. در این بررسی 30 قطعه جوجه گوشتی سویهراس 308 نر در سن 10 روزگی مورد استفاده قرار گرفت. نمونه های روده باریک بعد از شستشو، بلافاصله با محلول سالین-فرمالین 10 درصد به شکل بسته و یا بازشده و محلول کلارک به صورت دو طرف بسته پایدار شدند. پس از پایداری طبق روش استاندارد بافت شناسی، مقاطع میکروسکوپی به ضخامت 5 میکرومتر تهیه و با ائوزین-هماتوکسیلین و آلسین بلو رنگ آمیزی شدند. در هر مقطع ارتفاع پرز، ضخامت پرز، عمق کریپت و تعداد سلول های جامی با خط کش چشمی اندازه گیری و شاخص سطح پرز نیز محاسبه گردید. داده ها در قالب طرح کاملاً تصادفی با آزمون دانکن مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که روش تهیه و پایداری نمونه های روده باریک بر شاخص های کمی بافت شناسی تاثیر معنی داری داشت (01/0>p). روش فرمالین-بسته بلند ترین ارتفاع پرز و بیشترین عمق کریپت و روش کلارک-بسته، کمترین مقادیر را نشان دادند (01/0>p). همچنین روش کلارک-بسته و روش های فرمالین-بسته و باز به ترتیب بیشترین ضخامت پرز را در هر سه قسمت روده کوچک نشان دادند (01/0>p) و بیشترین مقدار برای سطح پرز نیز در روش فرمالین-بسته مشاهده شد (01/0>p). با توجه به سادگی روش کار، قیمت مناسب، حفظ بهتر مخاط روده و عدم ایجاد تغییرات شدید در بافت، روش فرمالین-بسته به عنوان روش برگزیده معرفی می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 167

دانلود 39 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

KELLER J.E.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2008
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    9
  • صفحات: 

    1374-1379
تعامل: 
  • استنادات: 

    315
  • بازدید: 

    8280
  • دانلود: 

    9195
کلیدواژه: 
چکیده: 

آمار یکساله:  

بازدید 8280

دانلود 9195 استناد 315 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    109-114
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    172
  • دانلود: 

    26
چکیده: 

در این پژوهش، اثر استرس شنا بر Tolerance حاصل از تجویز مرفین توسط فرمالین تست مورد بررسی قرار گرفت. تجویز دوزهای مختلف مرفین بصورت زیرجلدی با دوزهای 9 mg/kg و 6، 3 در موشها باعث ایجاد بی دردی وابسته به دوز در هر دو فاز فرمالین تست (حاد و مزمن) میگردد. استرس شنا دو یا سه بار در مدت سه روز متوالی به منظور ایجاد Tolerance ناشی از استرس شنا موجب کاهش اثر ضددردی مرفین گشت. همچنین استفاده از مرفین سولفات با دوز 25 mg/kg بمدت سه روز متوالی در حضور دو یا سه بار استرس شنا باعث تقویت اثر Tolerance نسبت به اثر ضد دردی مرفین در هر دو فاز فرمالین تست گردید. تجویز مرفین با دوز 50 mg/kg در مدت سه روز متوالی و همزمان با استرس شنا تغییری در Tolerance نسبت به مرفین ایجاد ننمود. از سوی دیگر تزریق مرفین 50 mg/kg در طول سه روز و بدون استرس شنا، اثر ضد دردی ناشی از مرفین را در هر دو فاز فرمالین تست کاهش داد.

آمار یکساله:  

بازدید 172

دانلود 26 استناد 1 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    4-3 (مسلسل 24)
  • صفحات: 

    28-36
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    883
  • دانلود: 

    231
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: هدف این تحقیق بررسی تاثیر پرازوسین )آنتاگونیست گیرنده های α1 آدرنرژیک(، یوهمبین )آنتاگونیست گیرنده های α2 آدرنرژیک(، بیکوکولین )آنتاگونیست گیرنده های (GABAA)، CGP35348 )آنتاگونیست گیرنده های (GABAB و لیدوکایین (مسدد کانال سدیم) بر خاصیت ضد درد کابارمازپین در هر دو فاز آزمون فرمالین، در موش کوچک سفید آزمایشگاهی نژاد NMRI بود. روش: در این مطالعه تجربی - مداخله ای اثر ضد درد کاربامازپین، پرازوسین، یوهمبین، بیکوکولین، CGP35348 و لیدوکایین با تزریق داخل صفاقی این داروها در آزمون فرمالین مورد ارزیابی قرار گرفت. به علاوه تاثیر داروهای فوق بر اثر ضد درد کاربامازپین نیز بررسی گردید. از آزمون فرمالین به عنوان یک مدل درد مزمن استفاده شد. در این مدل، فرمالین 0.5 درصد به عنوان یک ماده محرک دردزا به کف پای موش سوری تزریق گردید و به رفتار حیوان در قبال تزریق فرمالین داده شد. داده های مربوط به دقایق صفر تا پنج به عنوان معیارهای اندازه گیری درد حاد و دقایق 15 تا 60 به عنوان معیار اندازه گیری درد مزمن در نظر گرفته شدند. یافته ها: تزریق داخل صفاقی مقادیر متفاوت کاربامازپین 3)، 5، 7، 15 و (mg/kg 30، لیدوکایین 5)، 10 و (mg/kg 20، پرازوسین 0.125) و 0.25، (mg/kg 0.5، یوهمبین 0.25)، 0.5 و (mg/kg 1، بیکوکولین 1)، 3 و (mg/kg 5 و CGP35348 100) و (mg/kg 200 در هر دو فاز آزمون فرمالین اثرات ضد درد داشت. هیچ یک از این داروها به استثنای لیدوکایین، تاثیری بر پاسخ ضد درد کاربامازپین نداشت. تجویز همزمان لیدوکایین اثر ضد درد کاربامازپین در فاز اول آزمون فرمالین را تقویت کرد، اما بر فاز دوم تاثیری نداشت. البته ذکر این نکته لازم است که تجویز بیکوکولین (mg/kg 0.75) به بروز هیپرآلژزیا در فاز دوم آزمون فرمالین منجر گردید، که احتمالا به علت انسداد گروهی از گیرنده های GABAA و در نتیجه القای درد می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اثر لیدوکایین بر کاربامازپین در فاز حاد، می توان نتیجه گرفت که دست کم بخشی از اثرات ضد درد کاربامازپین در فاز اول با ساز و کار کانال های سدیمی مرتبط می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 883

دانلود 231 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

MOSADDEGH M.H.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2004
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    Supplement 2
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    11993
  • دانلود: 

    9450
کلیدواژه: 
چکیده: 

Gossypin is a bioflavonoid isolated from Hibiscus Vitifolus Linn. The antinociception activity of gossypin has been studied in comparison with the standard antinociception agent, morphine, against the experimental model of tonic continuous pain produced by formalin. formalin (0.1ml of 1% solution) was injected under the plantar surface of right hind paw of mice and the time an animal spent in liking the injected paw was measured. Gossypin was administered before the induction of pain by formalin and its effect was measured compare with morphine. The data were analysed. Gossypin has been found to be effective against pain induced by formalin in a dose dependent manner. The antinociception activity of gossypin has been studied in comparison with the standard antinociception agent, morphine, against the experimental model of tonic continuous pain produced by formalin. formalin (0.1 ml of 1% solution) was injected under the plantar surface of right hind paw of mice and the time an animal spent in liking the injected paw was measured. Gossypin was administered before the induction of pain by formalin and its effect was measured compare with morphine. Gossypin exracted from Hibiscus Vitifolus Linn plant has got naalgesic effect compared to morphine. It is recommended to survey the antiinflammatory effects of gossypin and Hibiscus Vitifolus Linn extract to find the relationship between the good analgesic effect and likely antiinflammatory effect.

آمار یکساله:  

بازدید 11993

دانلود 9450 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2013
  • دوره: 

    0
  • شماره: 

    21
تعامل: 
  • بازدید: 

    1575
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

OBJECTIVE: THE AIMS OF THIS STUDY WERE INVESTIGATE THE ANTINOCICEPTIVE EFFECTS OF SPIRONOLACTONE ON ADULT NMRI MALE MICE WITH PRESENCE AND ABSENCE OF MORPHINE.METHODS: IN THIS EXPERIMENT, THE ANTINOCICEPTIVE EFFECTS OF SPIRONOLACTONE WERE EVALUATED, WITH PRESENCE AND ABSENCE OF MORPHINE, USING THE formalinE TEST. ...

آمار یکساله:  

بازدید 1575

دانلود 0
نویسندگان: 

تفویضی فرزانه | عصاره رضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1394
  • دوره: 

    12 (دوره جدید)
  • شماره: 

    3 (پیاپی 50)
  • صفحات: 

    1677-1682
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    3269
  • دانلود: 

    571
چکیده: 

نقطه شروع ‏بسیاری از روش های بیولوژی مولکولی، ‏ضرورت جداسازی DNA‏ با کیفیت عالی است. معمولا کیفیت DNA‏ ‏با ‏عواملی از قبیل عدم آلودگی ناشی ‏ازRNA ‎، پروتئین، لیپید و سایر ساختارهائی که برای آنزیم های برشی و ‏پلی مرازها مزاحمت ایجاد می کنند ‏سنجیده می شود‎‏. معمولا DNA ‏استخراج ‏شده‏ از بلوک های پارافین و بافت های فیکس شده در فرمالین بخاطر اثرات تخریبی وارد شده بر ‏DNA، از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند. هدف از مطالعه، معرفی روش کارآمد در استخراج DNA از بافت های نگهداری شده در فرمالین می باشد. جهت استخراج ‏DNA‏ از بافت های نگهداری شده در فرمالین، دو پروتکل مختلف از کیت Bioneer و کیت طراحی شده General Genomic Extraction ‏توسط نویسندگان مقاله مورد مقایسه قرار گرفتند. ارزیابی کمی و کیفی بر روی ‏DNA‏ های استخراج شده انجام گرفت. جهت تایید و ارزیابی DNA استخراج شده، واکنش ‏PCR‏ با پرایمرهای ژن بتاگلوبین بر روی تمام نمونه ها انجام شد.‏ نتایج آزمایش کیفی و کمی نشان داد که DNA استخراج شده با استفاده از کیت General Genomic Extraction از کمیت و کیفیت مطلوبتری در مقایسه با کیت Bioneer برخوردار بود. میزان تکثیر نمونه ها با پرایمر بتاگلوبین، حاکی از غلظت و خلوص بیشتر DNA استخراج شده با کیت مذکور در مقایسه با کیت Bioneer بود. با توجه به آسیب ناشی از نگهداری بافت در فرمالین، کیت General Genomic Extraction کارایی بیشتری در استخراج DNA داشت. این روش می تواند برای استخراج ‏DNA‏ از بافت های نگهداری شده در فرمالین و بلوک های پارافین به صورت روتین در آزمایشات تحقیقاتی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 3269

دانلود 571 استناد 0 مرجع 0
litScript