نتایج جستجو

16

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

2

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی



متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (مسلسل 18)
  • صفحات: 

    170-180
تعامل: 
  • استنادات: 

    9
  • بازدید: 

    1889
  • دانلود: 

    259
چکیده: 

مقدمه: ناباروری یک بحران پیچیده زندگی است که منجر به فشارهای عمیق عاطفی و روانی بر زوجین می شود. در واقع ناباروری و مراحل درمان آن زمینه های به وجود آمدن استرس است. دوره هایی از امیدواری که به دنبال غلبه برناامیدی در طول درمان پیش می آید، با هزینه های بالا و میزان موفقیت پائین درمان های پزشکی می تواند به افسردگی، اضطراب و ... منجر شود. از آنجائی که قسمتی از موفقیت برنامه های کمک باروری به شیوه های سازگاری با اضطراب و استرس ناشی از درمان بستگی دارد، پژوهشی شبه تجربی به روش کارآزمایی بالینی با هدف تعیین تأثیر یکی از تکنیک های درمان رفتاری- شناختی بر کاهش اضطراب خانم های نابارور اولیه تحت درمان با روش های GIFT و Zift مراجعه کننده به بخش درمان ناباروری بیمارستان شریعتی تهران ازتیرماه تا بهمن ماه سال 1381 انجام گرفت.مواد و روشها: تعداد 60 نفر خانم تحت درمان در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند (30 نفر گروه تجربی و 30 نفر گروه کنترل). دو گروه درابتدای مطالعه (روز 21 سیکل قاعدگی ) توسط آزمون اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس در گروه تجربی مداخله آموزش های رفتاری - شناختی شامل بازسازی شناختی و آرام سازی تنفسی به مدت 15 تا 20 روز انجام شد؛ ولی در مورد گروه کنترل مداخله ای اعمال نشد. سپس میزان اضطراب حالت و صفت دو روز قبل از انجام عمل GIFT و  Zift(روز 10 سیکل قاعدگی ) و همچنین دو روز بعد از انجام عمل GIFT و Zift در هر دو گروه مورد ارزیابی قرارگرفت .نتایج: نتایج پژوهش نشان داد میانگین اضطراب حالت و صفت در بدو مطالعه و در پایان مطالعه در دو گروه اختلاف آماری معنی داری نداشت. اما میانگین اضطراب حالت (P=0.002) و صفت (P=0.028) حین مطالعه در دو گروه اختلاف معنی داری داشت؛ به طوریکه در گروه تجربی کاهش چشمگیری در اضطراب حین مطالعه (قبل از عمل جراحی) مشاهده شد. همچنین اختلاف معنی داری بین میانگین اضطراب حالت و صفت بدو و حین مطالعه در گروه تجربی وجود داشت (P=0.000) ولی در گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود نداشت . به علاوه اختلاف معنی داری بین میانگین تفاوت اضطراب حالت و صفت حین و پایان مطالعه و بدو و پایان مطالعه بین دو گروه وجود داشت .(P<0.05)نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که آموزش های رفتاری- شناختی در کاهش اضطراب خانم های نابارور اولیه تحت درمان با روش های ART موثر است . همچنین یافته های مطالعه نشان داد که خانم های نابارور تحت مداخله آموزش های رفتاری شناختی که در پایان مطالعه از اضطراب کمتری برخوردار بودند، بطور معنی داری درمان موفقیت آمیز بیشتری را در مقایسه با گروه کنترل داشتند. با توجه به نقش آموزش های رفتاری - شناختی و حمایت عاطفی افراد نابارور تحت درمان در کاهش اضطراب و بالا بردن میزان موفقیت روش های درمانی ، پیشنهاد می شود در مراکز درمان ناباروری برنامه های آموزشی و حمایتی توسط تیم درمانی بویژه روانشناسان تدوین و اجرا گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 1889

دانلود 259 استناد 9 مرجع 12
نویسندگان: 

ALE YASIN ASHRAF | AGHA HOSSEINI - | MOHSENI M | MAHDAVI A.

نشریه: 

CELL JOURNAL (YAKHTEH)

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2009
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    SUPPL. 1
  • صفحات: 

    65-65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    8442
  • دانلود: 

    9195
چکیده: 

Objective: To determine whether combined pentoxifylline (PTX) and tocopherol (vitamin E) treatment can improve clinical pregnancy and endometrial thickness.Materials and Methods: One hundred twelve infertile women undergoing standardized controlled ovarian hyper stimulation for ICSI- Zift entered this randomized clinical trial. Patients were randomized to two groups of combined drug therapy or none. Pentoxifylline 400 mg/BD plus vitamin E 400 mg/BD were administered to the intervention group for two cycles before starting ICSI/Zift cycle until detecting positive beta-hCG or the cycle was cancelled. The other group did not receive combination drug therapy. Main outcome measures were clinical pregnancy and endometrial thickness.Results: The clinical pregnancy was higher in the intervension group in comparison to the other group (57.14% vs 39.29%, p=0.01). However, there was no difference in the mean endometrial thickness, number of retrieved oocytes, the number of metaphase 2 oocytes and grade of them in both groups.Conclusion: This study showed that Pentoxifylline plus vitamin E could improve the Zift outcome in infertile couples. Local effects and antioxidative characteristics of these drugs may be the cause of better results.

آمار یکساله:  

بازدید 8442

دانلود 9195 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    27
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    336-342
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1303
  • دانلود: 

    411
چکیده: 

زمینه: مطالعات بسیاری اثر ضخامت آندومتر را بر میزان موفقیت بارداری در زنان نابارور تحت درمان با روش های کمک بارداری، مورد بررسی قرار داده اند که نتایج متناقضی به دست آمده است. هدف مطالعه حاضر بررسی این اثر در افراد تحت درمان با روش Zygote Intrafallopian Transfer (Zift) می باشد.روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 90 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری که تحت درمان Zift با پروتکل Long Term قرار گرفته بودند، وارد مطالعه و با توجه به نتیجه درمان، به دو گروه زنان نازا با باروری موفق و باروری ناموفق تقسیم شدند و بطور گذشته نگر از لحاظ افزایش ضخامت اندومتر در پاسخ به درمان مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: افزایش ضخامت آندومتر در پاسخ به درمان از روز هفتم تا روز دوازدهم تحریک گنادوتروپینی در گروه باروری موفق بیشتر از 2 میلی متر و در گروه باروری ناموفق کمتر از 0.3 میلی متر بود. با این وجود مقایسه میانگین این افزایش بین دو گروه، تفاوت آماری معنی داری از خود نشان نداد (P=0.178). ضمنا ضخامت اندومتر در روز هفتم تزریق گنادوتروپین و نیز روز تزریق HCG (Human Chorionic Gonadotropin) در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت. =P0.372) روز هفتم و =P0.096 روز دوازدهم).نتیجه گیری: پاسخ آندومتریال به درمان، ضخامت آندومتر در روز هفتم تزریق گنادوتروپین و نیز نقطه عطف 8 میلی متر برای ضخامت آندومتر در روز تزریق HCG که در برخی منابع ذکر شده است تاثیری در پیش آگهی موفقیت یا عدم موفقیت روش Zift نداشتند.

آمار یکساله:  

بازدید 1303

دانلود 411 استناد 0 مرجع 0
گارگاه ها آموزشی
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    3 (مسلسل 23)
  • صفحات: 

    223-232
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2078
  • دانلود: 

    230
چکیده: 

زمینه و هدف: از حدود نیم قرن پیش گنادوتروپین های اگزوژن با روش های متنوعی، جهت القا  تخمک گذاری در درمان اختلالات تخمک گذاری و انجام روش های فن آوری کمک باروری استفاده می شوند. بدلیل کاربرد وسیع دو روش کاهش مرحله ای و روش با دوز ثابتhMG  در القا تخمک گذاری، هزینه بالا و عوارض زیاد ناشی از درمان و نیز عدم دستیابی به نتایج مشترک در خصوص ارجحیت یکی از این دو روش در مطالعاتی که قبلا انجام شده است این مطالعه با هدف مقایسه دو روش از لحاظ مقدار داروی لازم، نیاز به افزایش دوز دارو در حین درمان، ضخامت و الگوی اندومتر و میزان حاملگی به دنبال درمان، انجام شده است.روش بررسی: در این مطالعه همگروهی تاریخی، تعداد 245 سیکل از هر روش از پرونده بیماران نابارور بیمارستان شریعتی تهران در سال های 83-1382، مورد بررسی قرار گرفتند. تمامی بیماران کمتر از 35 سال سن داشته، کاندیدای اهدا تخمک و مبتلا به PCOS و یا آمنوره هیپوتالامیک نبودند. بعد از سرکوب هیپوفیز با پروتکل طولانی مدت آگونیست GnRH،hMG  در روش کاهش مرحله ای با تجویز 4-2 آمپول 150 واحدی شروع و در چندین مرحله کاهش دوز به میزان نصف آمپول هر 3-2 روز، بر پایه یافته های سونوگرافیک انجام شد. در روش ثابت همان دوز ابتدایی 4-2 آمپول 150 واحدی بدون کاهش در طول سیکل ادامه یافت. بعد از تزریق hCG، اووسیت های حاصل، در روش Zift به کار گرفته شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های t-test، c2 و Fishers exact استفاده شد. 05/0≥p سطح معنی دار آماری در نظر گرفته شد.نتایج: از نظر تعداد اووسیت های حاصل، کیفیت زایگوت، ضخامت اندومتر و میزان حاملگی، دو روش ذکر شده، تفاوت معنی دار آماری نداشتند. روش کاهش مرحله ای به طور معنی داری با الگوی اندومتر سه خطی بیشتر و الگوی اکوژن کمتری همراه بود (P=0.001). روش کاهش مرحله ای نسبت به روش ثابت با متوسط تعداد آمپول مصرف شده کمتر (4/26 عدد در برابر 2/32 عدد آمپول، 000/0=p) و موارد کمتر نیاز به افزایش دوز در حین انجام درمان (به ترتیب 42 سیکل (1/17%) در برابر 99 سیکل (4/40%)، 000/0=p) همراه بود.نتیجه گیری: با توجه به عدم تفاوت معنی دار بین دو روش از نظر میزان حاملگی و نتیجه درمانی، روش کاهش مرحله ای با مصرف تعداد کمتر آمپول hMG، در بیماران بررسی شده، روش مناسبتری به نظر می رسد. بدیهی است برای حصول به یک نتیجه قطعی، نیاز به بررسی های بیشتر با در نظر گرفتن دیگر شرایط از جمله ابتلا به PCOS، آمنوره هیپوتالامیک و ... وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 2078

دانلود 230 استناد 0 مرجع 18
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2009
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4
  • صفحات: 

    175-179
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    47954
  • دانلود: 

    28007
چکیده: 

Background: Reviewing the literature, reveals that pentoxifylline (PTX) plus tocopherol (vitamin E) are used mainly to promote sperm quality. However trials focusing on the effects of these drugs in female partner are limited. Combination of pentoxifylline and vitamin E appeared to improve the pregnancy rate in patients with a thin endometrium by increasing the endometrial thickness and improving ovarian function.Objective: To determine whether combined PTX and tocopherol treatment can improve clinical pregnancy rate.Materials and Methods: One hundred twelve infertile women undergoing standardized controlled ovarian hyperstimulation for ICSI- Zift entered this randomized clinical trial. Patients were randomized to equal groups of combined PTX and tocopherol therapy or none (not receiving PTX and tocopherol).  These drugs were administered to the intervention group for two cycles before starting ICSI-Zift cycle. Main outcome measure was clinical pregnancy rate. SPSS.11 software (SPSS Inc. Chicago IL.) was used for data collection and analysis. Results: The clinical pregnancy was higher in the intervention (combined PTX and tocopherol) group in comparison to the other group (57.14% vs 39.29%, p=0.01). However, there was no difference in the mean endometrial thickness, number of retrieved oocytes, the number of metaphase II oocytes and grade of them in both groups.Conclusion: This study showed that PTX plus tocopherol could improve the Zift outcome in infertile couples. Local effects and anti oxidative characteristics of these drugs may be the cause of better results.

آمار یکساله:  

بازدید 47954

دانلود 28007 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1387
  • دوره: 

    18
  • شماره: 

    1 (پی در پی 51)
  • صفحات: 

    33-37
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    35
چکیده: 

سابقه و هدف: این مطالعه به منظور مقایسه مصرف پروژسترون عضلانی و شیاف های پروژسترون در حمایت فاز لوتئال و بررسی نتایج و سودمندی هر کدام از این روش ها در سیکل های (Invitro Fertilization) IVF انجام شد.روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 162 بیماری که کاندید سیکل های Rapid Zift بودند، انتخاب شده و به 77 نفر سیکلوژست به میزان 400 میلی گرم دو بار در روز و به 85 بیمار پروژسترون به میزان 100 میلی گرم روزانه بطور عضلانی تجویز شد. متغیر های سن، مدت نازایی، تعداد فولیکول های حاصل شده، تعداد امبریو، میزان بارداری و سقط جنین در دو گروه مقایسه شد.یافته ها: b-HCG در 3/27 درصد بیماران گروه سیکلوژست و 6/30 درصد بیماران گروه پروژسترون عضلانی مثبت بود (NS) .موارد حاملگی بالینی (حاملگی های تشخیص داده شده با سونوگرافی هفته 5) در گروه سیکلوژست 1/22 درصد و در گروه پروژسترون عضلانی 1/27 درصد بود و بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت. فراوانی حاملگی ترم در گروه شیاف سیکلوژست 6/15 درصد و در گروه پروژسترون عضلانی 8/18 درصد بود (NS).نتیجه گیری: در این مطالعه، موارد حاملگی در گروه پروژسترون عضلانی بیشتر بود، هر چند از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با گروه سیکلوژست نداشت.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 35 استناد 0 مرجع 0
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2008
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    86-89
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    21992
  • دانلود: 

    35150
چکیده: 

Background: Transfer of micro-Injected oocytes into fallopian tubes is an alternative procedure for IVF-ET with a similar success rate. This could be either done immediately after ovum pick-up microinjected oocytes intrafallopian transfer (MIFT) or after a time interval zygote intrafallopian transfer (Zift). This study was designed to compare the outcomes of the two procedures. Materials and Methods: The study population included 149 infertile patients who needed assisted reproductive technologies (ART) and fulfilled the criteria for transfer of oocytes into tubes. 2-5 injected oocytes were transferred into normal fallopian tube either immediately (Group A) or 24 hours later (Group B). Results: A total of 63 (36.9%) pregnancies were achieved. There were 33 pregnancies in the immediate transfer group and 30 pregnancies in the delayed transfer group. No significant difference was found in the implantation rate and the clinical pregnancy rate.Conclusion: This study demonstrates that no difference could be observed in outcome between immediate and delayed transfer groups. Therefore, immediate transfer of microinjected oocytes into fallopian tubes or MIFT is the preferred method.

آمار یکساله:  

بازدید 21992

دانلود 35150 استناد 0 مرجع 888
نویسندگان: 

SAFDARIAN L. | PEYVANDI S.

نشریه: 

ACTA MEDICA IRANICA

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2005
  • دوره: 

    43
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    123-126
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    17362
  • دانلود: 

    9467
چکیده: 

The success of oocyte donation is influenced by multiple factors. We performed a retrospective analysis to evaluate prognostic factors in oocyte donation cycles. The main outcome measurements including recipient age, donor age, estradiol level in midcycle, the day of transfer and number of transferred embryos were not different in pregnant and non pregnant groups. Endometrial pattern but not endometrial thickness was useful in predicting pregnancy outcome. Clinical pregnancy rates were not different relative to etiology of infertility. Clinical pregnancy rates in poor responders and patients with ovarian failure were 23.8% and 26.7%, respectively. Clinical pregnancy rate for zygote intrafallopian transfer (Zift) and rapid Zift was 31% vs 11.1% for uterine embryo transfer. Predictive factors for pregnancy in oocyte donation cycle were endometrial pattern and route of transfer (Zift and rapid Zift)

آمار یکساله:  

بازدید 17362

دانلود 9467 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    4 (مسلسل 41)
  • صفحات: 

    279-285
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    1546
  • دانلود: 

    366
چکیده: 

زمینه و هدف: شواهدی وجود دارد که اضطراب با افزایش کورتیزول و پرولاکتین به تشدید ناباروری می انجامد و سطح اضطراب پایین تر به باروری طبیعی کمک می کند. با وجود این هنوز شواهد تجربی قاطع وجود ندارد که سطح اضطراب پایین تر موجب پیامد بهتر درمان با فن آوری های کمک باروری می شود. هدف از انجام این پژوهش، تعیین ارتباط بین اضطراب زنان نابارور با موفقیت درمان ART در مراجعین به مراکز درمان ناباروری منتخب شهر تهران در سال1387 بود.روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 180 زن نابارور متقاضی استفاده از روش های کمک باروری مراجعه کننده به دو مرکز درمانی منتخب شهر تهران به روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند و در روز آخرین ویزیت قبل از انجام درمان توسط پرسشنامه اضطراب اسپیل برگر مورد غربالگری اضطراب آشکار و پنهان قرار گرفتند و بر اساس نمره 49-20 و نیز 80-50 به گروه های اضطراب پایین و بالا تقسیم شدند. تست بارداری مثبت به عنوان موفقیت درمان در نظر گرفته شد و در گروه های دارای اضطراب آشکار و پنهان بالا و پایین مورد مقایسه قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار کامپیوتری SPSS 11.5 استفاده شد. مدل رگرسیون لجستیک برای بررسی وجود ارتباط بین نتیجه درمان و سطح اضطراب آشکار و پنهان مورد استفاده قرار گرفت و p<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.نتایج: میانگین سطح اضطراب آشکار و پنهان در زنان نابارور متقاضی انجام ART، به ترتیب 47.33 و 43.89 بود. از مجموع 180 زوج متقاضی درمان، 10.6% (19 زوج) در پی درمان، باردار شدند؛ که این میزان در گروه دارای سطح اضطراب آشکار بالا و پایین به ترتیب 11.1% و 10.1% بود و در گروه دارای سطح اضطراب پنهان بالا و پایین به ترتیب 14.5% و 9% بود. میزان موفقیت بین گروه های دارای سطح اضطراب آشکار بالا و پایین و نیز گروه های دارای سطح اضطراب پنهان بالا و پایین تفاوت آماری معنی داری نداشت.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بین سطح اضطراب آشکار و پنهان زنان نابارور و نتیجه درمان های کمک باروری ارتباطی وجود ندارد. نتایج این مطالعه می تواند برای بیماران مضطرب دلگرم کننده باشد، اگرچه مشاوره و کاهش سطح اضطراب زنان نابارور برای بهبود کیفیت زندگی آنان ضروری به نظر می رسد.

آمار یکساله:  

بازدید 1546

دانلود 366 استناد 1 مرجع 25
اطلاعات : 
  • تاریخ پایان: 

    1374
تعامل: 
  • بازدید: 

    124
کلیدواژه: 
چکیده: 

حداقل یک زوج از هر ده زوج در دوره ای از سنین باروری خود نازایی را تجربه می کند. از این رو بررسی و درمان نازایی بخش مهمی از کار یک پزشک را تشکیل می دهد. «Louise Brown» بعد از تولد اولین نوزاد حاصل از «ET-IVE» در سال 1978 و پیشرفت های کمک باروری در دهه اخیر، سبب توجه و امیدواری بیش تر بیماران به درمان و افزایش تعداد مراجعان به کلینیک های تخصصی - نازایی شده است. عدم امکان درک صحیح مکانیسم مسوول نازایی توسط پزشک سبب محرومیت زوج نازا دریافت کمک های مناسب درمانی می گردد. وجود «آندومتریوز خفیف» با چسبندگی های ظریف لگن در مواردی که اختلال مکانیکی واضح در لگن مشاهده نمی گردد و تخمک گذاری با شواهد بالینی و آزمایشگاهی اثبات می گردد یا وجود اشکالات ظریف در عملکرد اسپرم علی رغم این که آنالیز منی در حد مردان طبیعی بارور است سبب پیدایش گروهی نازا با علت شناخته شده است. در این موارد پزشک و بیمار هر دو به سمت روش های جدید کمک باروری که نوعی درمان غیراختصاصی برای بهبود قابلیت باروری است متمایل می گردند. با بررسی مقالات دهه های 80 و 90 آشکار می شود که روش تجربی تحریک شدید و کنترل شده تخمدان همراه با تلقیح داخل رحمی اسپرم آماده شده (به اختصار COH/IUI) روش آسان تر، ارزان تر و کم خطرتر در مقایسه با سایر روش های کمک باروری است. این روش به طور فزاینده ای در درمان علل مختلف کاهش باروری به کار می رود. اقدام به چند سیکل درمانی با این روش در مواردی از ناباروری که وجود حداقل یک لوله سالم طی بررسی های پاراکلینیکی ثابت شده باشد می تواند درمان موثری قبل از ارجاع بیمار برای «ET-IVF-GIFT یا Zift» باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 124

litScript