نتایج جستجو

6163

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

617

انتقال به صفحه



فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها



گروه تخصصی











متن کامل


مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    45
  • صفحه پایان: 

    49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    172
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

مقدمه: با وجود اینکه C.T.S (سندرم تونل کارپ) حجم وسیعی از مراجعین به درمانگاه الکترودیاگنوزیس در بخش طب فیزیکی و توانبخشی را تشکیل می دهد ولی تاکنون مطالعه وسیعی در مورد میزان نرمال و تغییرات برحسب سن در پارامترهای تاخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی در مچ دست صورت نپذیرفته است. این تحقیق براساس نتایج حاصل در 5 سال گذشته (83-1379) در بخش الکترودیاگنوزیس بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد می باشد.روش بررسی: در این مطالعه تعداد 1200 نفر از مراجعین به درمانگاه الکترودیاگنوزیس به علل دیگر و نیز افراد سالم جامعه به صورت تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. هر دو گروه فاقد بیماری سیستماتیک و دیابت، رادیکولوپاتی مهره های گردنی و نوروپاتی محیطی بوده و تست های بالینی Phallen, Tinel منفی و از طرفی فاقد آتروفی درناحیه تنار دست بودند و در دامنه سنی 80-10 سالگی قرار داشتند، پارامترهای تاخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی دست درگروه سنی مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج: دراین مطالعه میزان طبیعی تاخیر زمانی شاخه حرکتی عصب میانی دست با احتساب دو انحراف معیار از 2.5 تا 4.5 میلی ثانیه با میانگین 3.3 میلی ثانیه به دست آمد که البته این میزان بر حسب سن افزایش می یابد و از دهه پنجم به بعد افزایش شدیدتر است و به میزان کمی بیش از 0.1 میلی ثانیه در هر دهه افزایش می یابد و از طریق فرمول:Distal Motor Latency: (DML)8cm=3.30+AGE-50/75±0.0025age برای سنین مختلف قابل محاسبه می باشد.از سوی دیگر میزان طبیعی تاخیر زمانی شاخه حسی عصب میانی دست با احتساب دو انحراف معیار از 2.7 تا 3.7 میلی ثانیه با میانگین 3.2 میلی ثانیه به دست آمد که البته این میزان بر حسب سن افزایش می یابد و از دهه پنجم به بعد این افزایش شدیدتر است و به میزان 0.1ms درهر دهه می باشد و از طریق فرمول: Distal Sensory Latency: (DSL)14cm=AGE-50/100±0.0025age برای سنین مختلف قابل محاسبه است.نتیجه گیری: در نظر گرفتن فاکتور سن در گزارشات الکترودیاگنوزیس و مطالعه بیماران مشکوک به وجود CTS (سندرم تونل کارپ) از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از این پس مقایسه تاخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی دست در افراد مراجعه کننده به مراکز الکترودیاگنوزیس براساس سن و در نظر گرفتن افزایش این پارامترها بر حسب سن و فرمول های ارایه شده انجام می گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 172

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (پی در پی 31)
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    24
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    249
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

سابقه و هدف: با وجود اینکه) CTS سندرم تونل کارپ) حجم وسیعی از مراجعین به درمانگاه الکترودیاگنوزیس در بخش طب فیزیکی و توانبخشی را تشکیل می‌دهد، ولی تاکنون مطالعه وسیعی در مورد میزان نرمال و تغییرات بر حسب سن در پارامترهای تاخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی مچ دست صورت نپذیرفته است. لذا این تحقیق بر اساس نتایج حاصل از 6 سال فعالیت بخش الکترودیاگنوزیس بیمارستان نمازی شیراز طی سال‌های 1379-1374 انجام پذیرفت. مواد و روش‌ها:‌ تحقیق با طراحی توصیفی انجام گرفت. تعداد 1200 نفر از مراجعین به بیمارستان و افراد سالم جامعه به صورت اتفاقی انتخاب شدند. افراد فاقد بیماری‌های سیستمیک و دیابت، رادیکولوپاتی مهره‌های گردنی، نوروپاتی مـحیطی، آتروفی در ناحیه تنار دست و تستهای بالینی Tinel و Phallenمـنفی و در سنین 80-10 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. پارامترهای تاخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی دست در 10 گروه سنی مورد مطالعه قرار گرفتند و مقادیر نرمال آن با احتساب دو انحراف معیار و رابطه زمانی شاخه حسی و حرکتی بر حسب گروه‌های سنی تعیین شدند. یافته‌ها:‌ در این مطالعه میزان طبیعی تأخیر زمانی شاخه حرکتی عصب میانی دست از 5/2 تا 2/4 میلی‌ثانیه با میانگین 3/3 میلی‌ثانیه به دست آمد. این میزان بر حسب سن افزایش می‌یافت و از دهه پنجم به بعد این افزایش شدیدتر بود و به میزان کمی بیش از 1/0 میلی‌ثانیه در هر دهه افزایش می‌یافت که از طریق فرمول:DML (8cm)= 3.30+ Age-50/75 ±0.0025 ageبرای سنین مـختلف قابل محاسبه می‌باشد. میزان طبیعی تاخـیر زمانی شاخه حسی عصب میانی دست از 7/2 تا 7/3 میلی‌ثانیه با میانگین 2/3 میلی‌ثانیه به دست آمد. این میزان بر حسب سن افزایش می‌یافت و از دهه پنجم به بعد این افزایش شدیدتر و به میزان ms1/0 در هر دهه بود که از طریق فرمول: DSL (14cm) = 3.20 + Age-50/100 ± 0.0025 ageبرای سنین مختلف قابل محاسبه است. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها:‌ در نظر گرفتن عامل سن در گزارشات الکترودیاگنوزیس و بررسی بیماران مشکوک به وجود) CTS سندرم تونل کارپ) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. توصیه می شود از این پس مقایسه تأخیر زمانی شاخه حسی و حرکتی عصب میانی دست در افراد مراجعه کننده به مراکز الکترودیاگنوزیس در ایران بر اساس سن و در نظر گرفتن افزایش این پارامترها بر حسب سن و فرمولهای ارائه شده باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 249

دانلود 73 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    5 (پی در پی 35)
  • صفحه شروع: 

    331
  • صفحه پایان: 

    334
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    294
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

سابقه و هدف: مطالعات هدایت عصبی به طور فزاینده ای بر روی اشخاص انجام می شود ولی با این وجود اطلاعات استاندارد شده ای برای مقادیر طبیعی در جمعیت ما وجود ندارد تا تفسیر صیحیحی از یافته های الکترودیاگنوستیک داشته باشیم. تاخیر حرکتی انتهایی یکی از مطالعات الکترودیاگنوستیک است که به طور شایع انجام می شود لذا وجود یک مرجع برای این آزمون ضروری است. هدف از این انجام مطالعه فراهم نمودن یافته های الکترودیاگنوستیک طبیعی برای مقادیر تاخیر حرکتی انتهایی در زنان سالم 20 تا 30 سال بوده است. مواد و روشها: تاخیر حرکتی انتهایی عصب مدیان به طور آینده نگر در هر دو دست 400 خانم سالم که به دقت غربالگری شده بودند و بین سنین 20 تا 30 سال بودند، اندازه گیری شد. دمای اندام فوقانی در محدوده ای بود که تاثیر دما بر اندکسهای سنجش شده را محدود می کرد. تمام خانم های تحت بررسی راست دست بودند. تکنیک های استاندارد هدایت عصبی با استفاده از فاصله های ثابت اندازه گیری شده جهت بررسی تاخیر حرکتی انتهایی عصب مدیان مورد استفاده قرار گرفت. با روش t-test تاخیر حرکتی انتهایی دست راست و دست چپ مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: این مطالعه نشان داد که میانگین تاخیر حرکتی انتهایی در عصب مدیان راست 23/0±36/3 و در عصب مدیان چپ 3.29±0.24 میلی ثانیه بوده است. اختلاف قابل توجهی از نظر آماری بین تأخیر حرکتی انتهایی راست و چپ وجود نداشت. نتیجه گیری و توصیه ها: برای بعضی از بیماریهای نورولوژیک مانند سندرم کارپال تونل پزشکان نیاز به اطلاعاتی در مورد یافته های الکتروفیزیولوژیک طبیعی در جمعیت طبیعی دارند. بنابراین نتایج این طرح به خوبی نشان داد که وضعیت تاخیر حرکتی انتهایی اعصاب مدیان هر دو دست به خصوص در خانم ها که مستعد ابتلا به سندرم کارپال تونل هستند چگونه بوده است. لذا این نتایج می تواند یک ابزار اطلاعاتی برای کمک به پزشکانی باشد که کمابیش به این گروه از بیماران مواجه هستند.

آمار یکساله:  

بازدید 294

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    28
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    49
  • صفحه پایان: 

    71
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    146
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

زمینه و اهداف: سندرم کارپال تانل شایع ترین مونونروپاتی است که در کلینیک ها دیده می شود، مطالعات الکترودیاگنوزیس روتین برای تشخیص این سندروم بکار می رود، TLT) (Terminal Latency Index٫ که تفاوت سرعت هدایت سگمانهای دیستال و پروگزیمال را نشان می دهد یک شاخص با حساسیت بالا گزارش شده است، فلذا هدف از این مطالعه تعیین حساسیت این روش در مقایسه با سایر روشهای الکترودیاگنوزیس می باشد.روش بررسی: در این مطالعه که بصورت موردی – شاهدی انجام گرفت، 111 نفر بیمار CTS) (Carpal Tunel٫ Syndrom با 62 فرد سالم از نظر روشهای مختلف الکترودیاگنوزیس و مقایسه آن با TLI مورد ارزیابی قرار گرفتند و حساسیت هر کدام از تستها جداگانه تعیین و با همدیگر مقایسه گردید و داده ها از نظر آماری آنالیز گردیدند.یافته ها: متوسط TLI برای گروه 0.3±0.05 CTS و برای گروه کنترل 0.03± 0.42 بود. حساسیت TLI 73% تعیین گردید، که حساسیت بالاتری نسبت به سایر تستها نداشت. در 3 بیمار TLI تنها تست مثبت بود. حساسیت تست فواصل 7 و 14 سانتی متری بصورت معنی داری بیشتر از سایر تستها بود.نتیجه گیری: حساسیت تست TLI در مقایسه با سایر تستهای روتین الکترودیاگنوزیس تفاوت معنی داری ندارد در نتیجه اگر چه تست TLI یک تست مفید در تشخیص CTS می باشد ولی حساستر از سایر تستهای نمی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 146

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    8
  • صفحه پایان: 

    13
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    286
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

در طی دهه اخیر کاربرد لیزر در پزشکی به ابزاری موثر در درمان تبدیل شده و از لیزرهای کم توان در درمان آسیب های بافت نرم، درد، آرتریت، ترمیم زخم و غیره بطور گسترده‌ای استفاده می‌شود. تاثیر لیزرهای کم توان در درمان به علت اثر فوتوشیمیایی آن بر مولکول های بیولوژیکی است. از آنجائی که جنبه های غیر گرمایی اثر این پرتوها نیز مطرح می باشد، لذا هدف از این مطالعه بررسی اثر لیزر کم توان بر روی علمکرد عصب می باشد. در این تحقیق، اثر لیزر مادون قرمزز کم توان گالیم ـ آلومینیم ـ آرسناید (Ga-Al-As) با طول موج 830 nm بر روی زمان تاخیر عصب مدیان 42 نفر افراد سالم در گروه سنی بین 30 - 20 سال مورد بررسی قرار گرفت. قبل از تابش لیزر مقدار زمان تاخیر شاخه حرکتی عصب اندازه گیری شد. سپس ناحیه ساعد دست چپ در مسیر عصب تحت تابش لیزر با چگالی انرژی های 6 j/cm2 و 1.5 j/cm2 برای هر نقطه قرار گرفت. نتایج آزمون آماری (Pair t-test) افزایش معنی داری در زمان تاخیر عصب پس از تابش لیزر نشان داد(P<0.001) . این اثر تا مدت کوتاهی پس از قطع تابش مشاهده گردید. این نتایج می‌تواند زمینه مطالعات بعدی در جهت بکارگیری این اثر در درمان برخی از بیماری های نوروفیزیولوژیک باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 286

دانلود 101 استناد 0 مرجع 2
نویسنده: 

COHEN J.I.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2005
  • دوره: 

    115
  • شماره: 

    5
  • صفحه شروع: 

    591
  • صفحه پایان: 

    593
تعامل: 
  • استنادات: 

    157
  • بازدید: 

    2788
  • دانلود: 

    912
کلیدواژه: 
چکیده: 

آمار یکساله:  

بازدید 2788

دانلود 912 استناد 157 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    9
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    24
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    164
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

یکی از راه های افزایش حساسیت در تشخیص نشانگان تونل مچ دستی در الکترودیاگنوزیس تعیین اختلاف بین نهفتگی حرکتی انتهایی (DML) اعصاب اولنار و مدیان می باشد. در مطالعات قبلی DML عصب اولنار از ناحیه هیپوتنار ثبت و با DML عصب مدیان مقایسه می شد. در این مطالعه در نظر است با حفظ حساسیت در مطالعه و برای کاهش زمان عملیات الکترودیاگنوزیس، DML عصب اولنار از ناحیه تنار و با DML عصب مدیان مقایسه شود. این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تشخیصی بوده که در آن 42 نفر آزمودنی طبیعی و 64 بیمار مبتلا به نشانگان تونل مچ دستی (CTS) مراجعه کننده به بخش طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستان شهدا تجریش در پاییز و زمستان سال 1379 شرکت داشتند. نتایج با استفاده از آزمون تی- استودنت تجزیه و تحلیل آماری شدند. داده ها نشان دادند مقدار DML عصب اولنار با ثبت از ناحیه تنار در افراد طبیعی 3.52±0.51 و حداکثر اختلاف بین DML اعصاب اولنار و مدیان با ثبت از ناحیه تنار ms 1.23 بوده که با P<0.0001 قابل توجه است. این یافته، نشانگر این موضوع است که روش مزبور می تواند در تشخیص نشانگان تونل مچ دستی مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 164

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    25
  • صفحه پایان: 

    29
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    174
  • دانلود: 

    103
چکیده: 

سابقه و هدف: محققان نشان داده اند زمان نهفته رفلکس صوتی در برخی ضایعات رتروکوکلئار (Retrocochlear) و به ویژه در ضایعات ساقه مغز، به طور غیرطبیعی افزایش می یابد. با توجه به تاثیر مشخصات محرک و ثابت زمانی دستگاه ایمیتانس بر اندازه رفلکس صوتی، لازم است هر آزمایشگاه مقادیر بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی خود را تعیین کند. این تحقیق، با هدف تعیین مشخصه های بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی و همچنین تاثیر تحریک گوش بر زمان نهفته رفلکس صوتی در آزمایشگاه تحقیقات شنوایی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اجرا شد. مواد و روش ها: این مطالعه بر روی 28 نفر شامل 13 مرد و 15 زن با محدوده سنی 45-18 ساله و میانگین سنی ±) انحراف معیار) 5.9±24.1 سال، که دارای آستانه شنوایی، مشخصات تمپانومتریک و آستانه رفلکس صوتی طبیعی بودند، انجام شد. در این مطالعه زمان رفلکس صوتی به عنوان فاصله زمانی از نقطه آغاز محرک صوتی تا نقطه کمترین کاهش کامپلیانس تعریف گردید و در سطح 10 دسی بل بالاتر از آستانه رفلکس صوتی گوش چپ و راست مقایسه گردید. یافته ها: نتایج نشان می دهد که زمان نهفته رفلکس صوتی با افزایش فرکانس محرک صوتی تونال، افزایش و با افزایش شدت آن کاهش می یابد. مقادیر زمان نهفته رفلکس صوتی برای محرک های تونال با فرکانسهای 500 و 1000 هرتز و محرک (Broad Bond Noise) BBN در مقایسه با فرکانس 2000 هرتز از پراکندگی کمتری برخوردارند. در هر یک از تحریک های ایپسی لترال و کنترالترال، گوش راست با گوش چپ از لحاظ میانگین زمان رفلکس تفاوت معنی داری ندارند. نتیجه گیری و توصیه ها: زمان نهفته رفلکس صوتی، متغیری وابسته به مشخصات محرک برانگیزنده نظیر شدت و فرکانس است و در فرکانسهای پایین تر در مقایسه با فرکانسهای بالاتر پراکندگی کمتری دارد. توصیه می شود مقادیر بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی در کودکان و افراد مسن بررسی گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 174

دانلود 103 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

GOMEZ J.E. | MCKINNEY J.D.

نشریه: 

TUBERCULOSIS

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2004
  • دوره: 

    84
  • شماره: 

    1-2
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    44
تعامل: 
  • استنادات: 

    424
  • بازدید: 

    4566
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

آمار یکساله:  

بازدید 4566

دانلود 3992 استناد 424 مرجع 0
نویسنده: 

یعقوبی حسن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    9
  • صفحه شروع: 

    46
  • صفحه پایان: 

    59
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    237
  • دانلود: 

    102
کلیدواژه: 
چکیده: 

در شعر و ادب پارسی، همواره از پوشیدگی و پاک دامنی، به عنوان مهم ترین و اساسی ترین ویژگی های زن نام برده شده است. علاوه بر این، زندگانی خانوادگی جامعه ایرانی، همیشه بر این اساس استوار بوده که زن ها با مردان بیگانه آمیزش نداشته باشند و شیوه ی زندگی در خانه ها نیز به صورت بیرونی و اندرونی بوده است. باور به پوشیده بودن و مستوری به عنوان صفتی بارز و ارزنده برای زن، موجب شده است که در شعر، مجازاً به جای واژه ی زن و دختر، از صفت مهم او، یعنی پوشیده، پوشیده روی و پوشیده رخ استفاده شود. در دنیاى پاک شعر فردوسى ، زن ایرانی، نژاده، عفیف، خویشتن دار و پوشیده است و دارای صفات والای انسانی. زنان عفیف و باحیاى شاهنامه، زیبا هستند و صاحب جمال و همواره خود را از چشم اغیار مى پوشانند و به این امر مى بالند. این باور و اندیشه، در شعر دیگر شاعران بزرگ ایران به وضوح نمایان است، چه آنجا که آشکارا به این موضوع اشاره دارند و چه آن گاه که در قالب صور خیال و تصویرپردازی های شاعرانه، از مضمون پوشیدگی، پاک دامنی و حیای زن، سخن به میان می آورند. در این مقاله با نگاهی به شاهنامه و آثار شاعرانی دیگر، به بررسی موضوع پوشیده بودن و پاک دامنی زن در این آثار پرداخته شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 237

دانلود 102 استناد 0 مرجع 0
litScript