مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

فلسفه | سال:1398 | دوره:47 | شماره:1

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

Afshar Zinolabedin

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2019
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    89
  • صفحه پایان: 

    103
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    7957
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Hegel explains the development of spirit through the evolution of sensational consciousness, self-consciousness, reason, spirit, religion, and absolute wisdom. Consciousness moves dialectically along the context of history. Therefore, knowledge is dynamic and self-discoverable. On the other hand, Mannheim views knowledge in social contexts. To him, consideration of the essence of knowledge prevents it from being pure and stagnant and puts it into social context. Thus, Hegel puts knowledge into historical context and Mannheim puts it into social context. This article studies the influence of Hegel’ s phenomenology on Mannheim to understand the way in his philosophy (Mannheim’ s) knowledge is related to Hegel’ s philosophical cognition. Mannheim, in his introduction of fundamental concepts such as history, ideology, false consciousness, action, totality, knowledge, and truth, which had a crucial role in his development of sociology of knowledge, has been under the influence of The Phenomenology of Spirit. So we can say that Mannheim expands the Hegelian concepts of consciousness and knowledge in his sociology of knowledge.

آمار یکساله:  

بازدید 7957

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    96
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

در توماس زیبایی امری متافیزیکی است و با وجود پیوند دارد، از اینرو می توان وجود را ریشه و اصل زیباییِ اشیاء تلقی کرد. صورت نیز مفهومی کلیدی در زیبایی-شناسیِ تومایی و اساسِ زیباییِ امور است. هر چیزی که وی راجع به زیبایی می گوید، بیانگر ابتنای آن بر صورت است. در نظام تومایی صورت شیء، با فعلیت آن شیء مرتبط است. صورت، معیارِ درونیِ زیبایی شیء است. همچنین سه معیارِ عینیِ زیبایی که توماس ذکر می کند، هر یک، صراحتا یا به طور تلویحی، به مفهوم صورت اشاره می کند. از طرف دیگر، توماس زیبایی را با شناخت مرتبط دانسته و ادراک امر زیبا را ادراکی شناختی قلمداد می کند. فعلِ «دیدن» یا فعل «ادراک کردن» فعلی است که فاعل شناسا در طی آن یک واقعیت صوری را درک می کند. پس از نظر توماس، عمل ذهن شناساننده، شکل-دهنده ی زیبایی است و صورت حلقه ی اتصالِ ذهنِ شناسنده ی زیبایی و شیء زیبا و به عنوان واسطه ای است که ذهن، شیء را از طریق آن می شناسد. پس می توان صورت را واسطه ی عین و ذهن تلقی کرد؛ زیرا صورت، هم جنبه ی معقول شیء زیبا است و هم اصل ساختاری شیء انضمامی است و با مؤلفه های عینی زیبایی در ارتباط است.

آمار یکساله:  

بازدید 96

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    105
  • صفحه پایان: 

    120
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

در میان معاصران، روایت تاریخی مشهوری برای مسئله اصالت وجود مفروض دانسته شده است که طبق آن نقش های اصلی از آنِ ابن سینا، سهروردی و صدرا است و میرداماد نقش مکمل روایت را به عهده دارد: ابن سینا، در تقابل با متکلمان اشعری، قائل به زیادت وجود بر ماهیت در ذهن می شود؛ سهروردی این تمایز را در خارج انکار می کند؛ میرداماد این مسئله را به شکل مسئله دَوَران اصالت میان وجود و ماهیت تنظیم می کند؛ و در نهایت، صدرا نظریه اصالت وجود را پدید می آورد. استدلال خواهد شد که این روایت تاریخی در همه بخش هایش دچار نقص ها و اشتباهات تاریخی است. اولاً به لحاظ تاریخی محل نزاع بوده و هست که آیا ابن سینا مدعی زیادت وجود و ماهیت در ذهن بوده است یا در خارج. ثانیاً، نزاع تاریخی بر سر زیادت خارجی یا ذهنی وجود در میان شارحان و مفسران ابن سینا دامنه وسیعی داشته است. ثالثاً، سهروردی تنها یکی از فیلسوفانی است که در این نزاع وارد شده و علیه تابعان مشائیان استدلال کرده است. رابعاً، تنها متنی که بر اساس آن طرح مسئله اصالت وجود به میرداماد منسوب شده است، منحول است؛ و خامساً، میرداماد و صدرا در همین نزاع کهن وارد شده و بر سر حل آن اختلاف نظر داشته اند.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

زرگر نرگس

نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    121
  • صفحه پایان: 

    140
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    417
  • دانلود: 

    177
چکیده: 

تلاش جستار حاضر آن است که رویکرد فارابی را نسبت به موضوع زبان در حیطه فلسفه زبان دریابد. در این راستا، نخستین چالش پیش رو، پرسش از چیستی ماهیت زبان است. فارابی با طرح سه معنای نطق، در پی بیان سطوح مختلف زبانی است. درجات سه گانه نطق یا زبان، ارتباطِ بیان الفاظ و کلمات را با قوای ادراکی موجود در نفس انسان و نیز قوة تعقل آشکار می نماید. فارابی تعریف معینی از زبان ارائه نمی دهد، بلکه زبان نزد وی تعبیرِ زبان از مافی الضمیر همراه با قصد گوینده است. همچنین، یکی از مراتب زبان، قوة تعقل فطری است. اگرچه رابطه الفاظ و معقولاتِ آن الفاظ، وضعی و قراردادی است، اما رابطه معقولاتِ الفاظ با جهان خارج بر اساس طبیعت انسانی، و مشترک میان انسان ها است. فارابی معتقد است، معقولاتِ موجود در نفس (آثارِ حاصل در نفس، که همان ادراکات خیالی و عقلی هستند) به نوعی جهان خارج را تعریف می کنند؛ و این دیدگاه فارابی را می توان تفسیر او از نظریه مطابقتِ صدق دانست. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که رویکرد فارابی نسبت به زبان، شناخت شناسانه است.

آمار یکساله:  

بازدید 417

دانلود 177 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    40
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    317
  • دانلود: 

    116
چکیده: 

مسأله ی شناخت و میزان معرفت انسان به اشیاء از مسائل مهم تاریخ تفکر و فلسفه است. از جمله فلاسفه ای که به مبحث شناخت و میزان معرفت بشر پرداخته اند، حکیم ملاعبدالرزاق لاهیجی (م 1072 ه. ق) و جان لاک (1704-1632 م) هستند. محقق لاهیجی معتقد به نظریه ای است که در فلسفه ی اسلامی از آن به «شبح محاکی» یاد می کنند. وی در کتاب شوارق الإلهام بیان می کند که ما در هنگام علم به اشیاء به ذات و حقیقت آن ها دست نمی یابیم؛ بلکه به شبحی که از شیء خارجی حکایت می کند، نائل می شویم. جان لاک نیز در اثر ارزشمند خویش، جستار در فهم بشر، دو معنای متفاوت ذات را از هم باز می شناسد و میان ذات واقعی و ذات اسمی اشیاء تمایز قائل شده و علم ما به اشیاء را در حدود ذات اسمی آن ها می داند. شباهت نظر لاهیجی و لاک از این حیث است که هر دو توان بشر را محدودتر از آن می دانند که به حقیقت و ذات اشیاء دست یابد؛ اما در مورد ماهیت علم و ادراک با یکدیگر اختلاف دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 317

دانلود 116 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

آزادانی زکیه

نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    41
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    105
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

اگرچه تغایر ظاهری میان آزادی و سیستم همواره در طول تاریخ اندیشه، زمینه ساز مباحث متعددی بوده است، اما این فیلسوفان ایدئالیست آلمانی بودند که برای نخستین بار، نسبت میان این دو مفهوم را به نحوی صریح صورت بندی کردند. در اینجا سیستم که ضامن انسجام شناخت است، بنیادی سوبژکتیو و عقلانی است؛ اما هایدگر در اندیشه متاخر خود از مفهوم سیستم که ساختار آن براساس نظمی ریاضیاتی تعیین می شود ولذا دلالت های مطلقا سوبژکتیو دارد، عبور می کند و به جای آن مفهوم فوگ را برای اشاره به ساختار باشندگی هستی به کار می گیرد. اگرچه بر فوگ، همان انتظام سیستم حکم فرمایی نمی کند، اما این ساختار هم نظم خاص خودش را دارد. ویژگی ممتاز این نظم، قائم به ذات بودنِ اجزاء فوگ درعین وحدت آنهاست. به عبارت دیگر، این نظمی است که در آن آزادی هر جزء حفظ می شود و حتی این آزادی، وحدت درونی کل فوگ را تقویت می کند. بدین سان، مفهوم فوگ به هایدگر مجال می دهد تا ساختار منظمی را به اندیشه درآورد که نه تنها در برابر آزادی قرار نمی گیرد، بلکه اصلا اساس و بنیان آن آزادی است.

آمار یکساله:  

بازدید 105

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    53
  • صفحه پایان: 

    67
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    84
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

بر اساس تلقی رایج، در نظریه ی اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، دو وصف اصالت و اعتباریت، به ترتیب به صدق بالذات و صدق بالعرض بر واقعیت خارجی تحویل برده می شوند و در نتیجه نه تنها تحقق ماهیت در خارج بلکه واقع نمایی مفاهیم ماهوی نیز انکار می گردد. این تفسیر از اصالت وجود هیچ شاهدی از کلمات صاحب نظریه نداشته بلکه آشکارا با کلمات وی در تعارض بوده و بنابراین قابل استناد به صدرالمألهین نمی باشد. منشاء این برداشت نادرست را می توان در نحوه ی طرح بحث و برخی ادله توسط صدرا و نیز پیشفرض ملازمه میان صدق و تحقق خارجی نزد قائلان به این تفسیر جستجو کرد. این دیدگاه گذشته از تعارض جدی با شهود متعارف و فقدان دلیل کافی، به موجب فقدان انسجام درونی و برخی لوازم غیر قابل قبول، حتی با قطع نظر از حیث تفسیری و به مثابه یک نظریه ی مستقل فلسفی نیز قابل قبول نمی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 84

دانلود 94 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    69
  • صفحه پایان: 

    87
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    141
  • دانلود: 

    118
چکیده: 

در مقام تعریف غالبا صنعت را مجموعه ابزار و وسایلی می دانیم که توسط صنعتگر تولید شده است. همچنین است نگاه مان به هنر؛ مجموعه آثاری همچون نقاشی، شعر و غیره که هنرمند آن ها را به وجود آورده است. در نگرشی موجودشناسانه تعریف های انسان مدار از این قبیل صحیح هستند، اما اگر در پی ذات یا حقیقت چیز ها باشیم و بخواهیم شأن وجودشناسانه آن ها را تعیین کنیم تعریف-های صحیح کافی نیستند؛ چرا که ذات هر چیز عبارت است از آن چه امکان داده تا آن چیز همان که هست باشد. بر این اساس، ذات صنعت و هنر نمی تواند تنها از شخص صنعتگر یا شخص هنرمند و نیز از دست ساخته های آن ها تعین پذیرفته باشد. در این نوشتار تلاش شده تا شأن وجودشناختی هنر و صنعت بر اساس نسبت انسان با وجود از نگاه هیدگر معلوم گردد؛ و با در نظر گرفتن این نکته که وی دوره های گوناگون تاریخ را اعصار وجود می داند و معتقد است وجود در اعصار گوناگون به انحاء متفاوت از جمله پوئسیس و گشتل خود را مکشوف کرده است، به این پرسش پاسخ داده شود که چرا این متفکر دوران یونان باستان را عصر هنر و روزگار کنونی را عصر صنعت نامیده است.

آمار یکساله:  

بازدید 141

دانلود 118 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    47
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    9
  • صفحه پایان: 

    103
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    145
  • دانلود: 

    70
چکیده: 

هگل سیر تحول روح را باتحول در آگاهی حسی، خودآگاهی، عقل، روح، دین وعلم مطلق تشریح می کند. در این مسیر آگاهی به روش دیالکتیکی دربستر تاریخ حرکت می کند. لذا معرفت امری تحولی، خود یابنده و پویا تلقی می گردد. از سوی دیگر مانهایم معرفت را از منظری متفاوت در موقعیت های اجتماعی آن مورد توجه قرارمی دهد. به نظر او توجه به مبنای وجودی معرفت، آن را از ناب و ایستا بودن خارج و در بستر اجتماعی قرار می دهد. براین اساس می توان گفت هگل معرفت را دربستر تاریخی و مانهایم آن را دربستر اجتماعی قرارمی دهند و از معرفت شناسی مرسوم در عصرخود فراترمی روند. این مقاله بانگاهی به رویکرد پدیدار شناسی هگل می کوشد تاثیر پذیری مانهایم از وجه نظرات مزبور را مورد توجه قراردهد. به عبارتی مفهوم معرفت نزد مانهام چه نسبتی با ویژگی های شناخت فلسفی هگل دارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد مانهایم با طرح مفاهیم اساسی هم چون تاریخ، ایدئولوژی، آگاهی کاذب، کنش وکردار، کلیت، معرفت وحقیقت که درسیر تکوین جامعه شناسی او نقش مهم دارند ازپدیدارشناسی روح هگل تاثیر پذیرفته است. بدین ترتیب می توان گفت مانهایم مفاهیم هگلی آگاهی و دانش را درحیطه ی جامعه شناسی معرفت خود بسط وتوسعه داده است.

آمار یکساله:  

بازدید 145

دانلود 70 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID