مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

KHAMENEHEI S.M.

نشریه: 

KHERADNAME-YE SADRA

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2007
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    2
  • صفحه پایان: 

    5
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4869
  • دانلود: 

    912
کلیدواژه: 
چکیده: 

According to another story, mirza Hassan lahiji, Fayyad’s son, took his father’s place in ma sumiyyah school due to his students insistence and continued his lessons. Mirza Hassan died in 1049 AH; therefore, at the time of his father’s death, he must have reached an age at which he was knowledgeable enough to be qualified for teaching and considered superior to his father’s students. If his happened when he was at least 23 years old, we can conclude again that Fayyad died in 1072 AH.

آمار یکساله:  

بازدید 4869

دانلود 912 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

محمدی مقصود

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    22
  • صفحه پایان: 

    29
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    234
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

منطق دانان و دانشمندان اسلامی به پیروی از ارسطو، موضوع علم را یکی از ارکان علم می دانند و معتقدند هر علمی دارای موضوعی است که در آن علم از عوارض ذاتی آن موضوع بحث می شود، اما در تبیین ضرورت وجود موضوع و نیز در تعیین چیستی عوارض ذاتی و رابطه آنها با موضوع با اشکالات عدیده ای مواجه شده اند. این اشکالات که عمدتا ناشی از ابهام و اشتراک اسمی در معنای عوارض ذاتی است موجب گردیده که در تطبیق آنها بر مسایل علم، اختلاف نظر عمیقی بین دانشمندان به وجود آید و مناقشاتی را بر انگیزد. در این مقاله کوشش می شود اصل مساله و نظرات مختلف دانشمندان فن، مورد بررسی و تحلیل انتقادی قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 234

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

اکبریان رضا

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    3
  • صفحه پایان: 

    21
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    394
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

بنظر ملاصدرا اساسا هدف حکمت، استکمال نفس است، البته استکمال هر دو قوه نفس چه قوه عقل نظری و چه قوه عقل عملی و هدف استکمال نفس، رسیدن به سعادت است. چنین سخنی اختصاص به ملاصدرا ندارد. سایر فیلسوفان مسلمان هم به پیروی از فیلسوفان یونان به چنین سخنی قایل بوده اند. مساله مهم که منشا تفاوت میان نظر آنهاست، رابطه میان حکمت نظری و حکمت عملی است که در آن نظر مقدم است یا عمل؛ فکر مقدم است یا اراده؛ و یا اساسا تقدم و تاخری در کار نیست.ارسطو خدا را بعنوان «فکر فکر» معرفی می کند. از فلاسفه اسلامی کسانی که در این چارچوب به تفکر فلسفی پرداخته اند و در نتیجه عمل و اراده را امری ثانوی و تبعی تلقی کرده اند، ابونصر فارابی و پس از او شیخ الرییس ابوعلی سینا است.صدرالمتالهین، که در ابعاد نظری و عملی، نگاهی جامع به هستی و انسان دارد نه مانند فارابی و ابن سینا خدا را فاعل بالعنایه می دانست تا علم خدا به نظام احسن وجود را برای تحقق آن کافی بداند و نه مانند سهروردی بود تا معتقد شود که فاعلیت حق تعالی، فاعلیت بالرضاست و علم فعلیش برای تحقق فعل کافی است. از نظر او نه علم، اولی و ذاتی است و نه اراده و فعل، ثانوی و تبعی است. بر اساس چنین نگرشی است که ملاصدرا به بحث از رابطه میان حکمت نظری و عملی می پردازد و نظریاتی کاملا متفاوت با فیلسوفان قبل از خود در مباحث حکمت عملی و فلسفه سیاسی و همچنین صفات رییس اول مدینه ارایه می دهد.تبیین نظریه ملاصدرا در این باب، یعنی در باب رابطه نظر و عمل و نشان دادن نتایج فلسفی آن در حوزه تفکر سیاسی وی در مقایسه با وضعیت موجود در عصر حاضر هدف این مقاله است.

آمار یکساله:  

بازدید 394

دانلود 79 استناد 1 مرجع 0
نویسنده: 

ایمان پور منصور

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    30
  • صفحه پایان: 

    37
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    187
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

بدون تردید فلسفه اسلامی بر اساس چارچوب تاریخی خویش در باب احوال ذاتی هستی بحث می کند و محمولات مسایل آن نیز عوارض ذاتی وجود محسوب می شوند. لکن یک دسته مباحث در این فلسفه مطرح می شود که برخی از آنها جنبه حاشیه و استطرادی دارند و برخی دیگر بعنوان مباحث مقدماتی و بنیادی مورد بحث قرار می گیرد. یکی از آن مباحث مقدماتی لکن تاثیرگذار همان مبحث اشتراک معنوی یا لفظی وجود است و التزام به هر یک از این دو نظر، لوازم و آثار سازنده یا ویرانگری بدنبال دارد.گر چه لوازم هر دو نظریه کثیر و فراگیر می باشد، لکن این مقاله لوازم نظریه اشتراک معنوی وجود در حوزه الهیات بالمعنی الاخص را مورد بحث قرار داده و بر این نکته تاکید ورزیده است که اشتراک معنوی وجود، باب ورود به حوزه متافیزیک و خداشناسی از حیث تصوری و تصدیقی است و نفی آن، مستلزم تعطیل مطلق عقل از شناخت واجب تعالی و تعطیل عالم از وجود آن علت نخستین است. افزون بر آن اشتراک معنوی وجود با ساماندهی به برخی از براهین توحید واجب تعالی (مثل برهان ترکب) و ایفای نقش برجسته در حل شبهاتی نظیر شبهه منسوب به ابن کمونه، نقش اساسی در توحید واجب الجود بر عهده دارد و در خصوص نحوه اطلاق اوصاف و مفاهیم وجودی منتزع از موجودات ممکن بر وجود واجب تعالی نیز نقش کلیدی ایفا می کند و راه متافیزیک را برای اذهان بشری هموار و میسر می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 187

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

رضایی محمدجواد

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    38
  • صفحه پایان: 

    47
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    593
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

نظریه وحدت شخصی وجود عالی ترین مرتبه شهود و اوج عروج عارفان مسلمان در مساله توحید و دقیق ترین نظریه حکمی در مساله وحدت و کثرت است. این نظریه، گرچه بطور انتظام نیافته سابقه طولانی دارد، صورت نظام مند آن در آثار عارفان بزرگی چون ابن عربی، کاشانی، قیصری، جامی، سید حیدر آملی و ابن ترکه اصفهانی آمده است. ملاصدرا نیز در اسفار این نظریه را تقریر و دو دلیل بر اثبات آن اقامه کرده و آن را برتر از نظریه وحدت تشکیکی وجود دانسته است. پس از ملاصدرا نیز عارفان و حکیمان چون آقا محمدرضا قمشه ای، سید احمد کربلایی، میرزا علی آقا قاضی، امام خمینی و علامه طباطبایی از معتقدان و مدافعان این نظریه بوده اند. بر حسب این نظریه موجود و وجود حقیقی منحصر به ذات اقدس حق تعالی است و ماسوی اله جملگی شئونات و تجلیات و ظهورات آن وجود واحد و «حقیقت فارد»ند و اطلاق وجود بر مظاهر و مجالی کثیر آن بالعرض و المجاز است. بنابرین، اولا، کثرات محسوس و معقول امور پنداری محض نیستند و خارج از ذهن ما تحصل و تحقق دارند، نهایت آنکه حقیقت آنها عین وجود نیست، بلکه مظهر و مجلای وجودند؛ و ثانیا، هیچیک از کثرات حقیقتا وجود ندارد و بنابرین، اسناد همه خدایی و حلول و اتحاد نیز به اصحاب این نظریه کاملا نادرست و باطل است. با اینهمه، گروه های مختلفی به مخالفت با این نظریه پرداخته و آنرا از همین دو جهت مورد نقد و انکار قرار داده اند. عده که از جمله آنها شهید مطهری است، آن نظریه را بدلیل انکار کثرات، مخالف بدیهیات عقلی و حسی دانسته و متهم به سفسطه و پندارگرایی کرده اند، و گروهی دیگر آنرا مستلزم حلول و اتحاد و بتعبیر دیگر همه خدایی پنداشته اند. در این مقاله اظهارات استاد شهید مطهری مورد بررسی و تحلیل و نقد قرار گرفته است.

آمار یکساله:  

بازدید 593

دانلود 79 استناد 2 مرجع 0
نویسنده: 

نیک سیرت عبداله

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    48
  • صفحه پایان: 

    61
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2570
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

بی شک محوری ترین و بنیادی ترین مبنای فلسفی افلاطون، نظریه مثل است. که نه تنها مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی افلاطون که حتی سیاست، اخلاق و سایر بخش های افکار و اندیشه های افلاطون نیز بطور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر نظریه وی در باب مثل است. این دیدگاه و اصل افلاطونی، بخش وسیعی از تاریخ فلسفه را چه در میان موافقان و چه مخالفان به خود اختصاص داده است. در این میان نگارنده بنا به دلایلی چند ارزیابی و نقد و انتقاد ارسطو از نظریه مثل افلاطونی را مهم تلقی کرده و به طرح آن مبادرت کرده است، زیرا اولا، خود ارسطو شاگرد مستقیم و بلافصل افلاطون بوده و سالها در محضر وی تلمذ کرده و از او مستفیض شده است؛ ثانیا، از آنجایی که ارسطو خود نیز بسان افلاطون از فلاسفه بزرگ در همه تاریخ بشری بوده است، نقد وی نیز بعنوان نقد فیلسوف از فیلسوف مطمئنتر و دقیقتر خواهد بود.با همه این اوصاف، متاسفانه هم ارسطو در معرض اتهام سوء فهم و حتی خبث باطن در تبیین و تقریر دیدگاه افلاطون در خصوص مثل قرار گرفته و هم اینکه در پاره یی مواقع نظریه مثل افلاطونی چنان سخیف و کم اهمیت معرفی شده که گویی اصلا این نظریه هیچ محمل و توجیهی ندارد. نگارنده کوشیده است که حد اعتدال میان این افراط و تفریط را طی کند و این فلاسفه را از این اتهامات مبرا و منزه دارد و در حد توان در تقریر و نقد نظریه مثل افلاطونی جانب اعتدال و انصاف را مراعات کند.

آمار یکساله:  

بازدید 2570

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

خادمی عین اله

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    62
  • صفحه پایان: 

    72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    151
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

همانطور که در عالم طبیعت ما شاهد ظهور و افول پدیده ها هستیم، بدینسان در فراخنای علوم مختلف نیز نظاره گر زایش و زوال مسایل و اصطلاحات علمی هستیم و در می یابیم که برخی کوتاه عمر و بعضی متوسط الحیات و گروهی دراز عمر هستند. برخی اصطلاحات فلسفی درباره امکان (ممکن)، از قبیل امکان (ممکن) ماهوی، عام، خاص، اخص، استقبالی، استعدادی، وقوعی، فقری و وجودی، شاهد کاربست مفهومی آنها از زمان زایششان تا به امروز هستیم، اما برخی اصطلاحات دیگر از قبیل امکان طبیعی، تقلبی، نادر (مصطلح ابوالحسن عامری)، امکان (ممکن) منتظم و غیر منتظم (مصطلح ابن باجه) و ممکن علی الاکثر، علی التساوی و علی الاقل (مصطلح ابن رشد) کوتاه عمر بوده اند و ما بعد از رحلت واضعان این واژه ها، دیگر شاهد شیوع کاربست مفهومی آنها در طول تاریخ فلسفه نیستیم. درباره علل کوتاه عمر بودن برخی واژگان می توان به علل ذیل اشاره کرد: موقعیت علمی واضع اصطلاح علمی، ادامه دهندگان سنت فلسفی، ورود اصطلاحات در متون آموزشی، کارآیی و اثربخشی.

آمار یکساله:  

بازدید 151

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

بیدهندی محمد

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    73
  • صفحه پایان: 

    80
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    196
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

در این نوشتار مساله «هرمنوتیک» و «تاویل» از دیدگاه دو فیلسوف معاصر، علامه طباطبایی و مارتین هایدگر، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد هر دو فیلسوف به این مساله کاملا نو و بدیع است. عبور از جنبه شناختشناسی تاویل و تاکید بر بعد وجود شناسی آن وجه مشترک هر دو فیلسوف است.علامه طباطبایی، تاویل را متوجه حقیقت قرآن می داند و معتقد است حقیقت قرآن اساسا از سنخ الفاظ و معانی و مفاهیم نیست، بلکه از سنخ وجود عینی و خارجی است.مارتین هایدگر نیز تفسیر را لزوما، تفسیر متون ندانسته و معانی و مفاهیم ظاهری کتاب مقدس را نادیده انگاشته و راه رسیدن به بطون آن را توجه به حقیقت وجود آدمی می داند.

آمار یکساله:  

بازدید 196

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

شیری سوسن

نشریه: 

خردنامه صدرا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    -
  • شماره: 

    46
  • صفحه شروع: 

    81
  • صفحه پایان: 

    89
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    165
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

یکی از مباحث جنجال برانگیز در فلسفه و کلام اسلامی مساله اراده خداوند است.اراده به چه معناست و در انسان چگونه تحقق می یابد و با چه مقدمات و لوازی همراهی دارد؟ چگونه اراده را به خداوند نسبت دهیم تا با لوازم امکانی همراهی نداشته باشد؟ آیا اراده الهی صفت ذات است یا صفت فعل؟ چگونه به افعال و اعمال انسانی تعلق می گیرد؟ در این خصوص چگونه بیندیشیم که با بینش جبری همراه نباشد؟در این مقاله سعی شده به این مساله و پرسش های جنبی آن پاسخ داده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 165

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0