نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    9
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    879
  • دانلود: 

    274
چکیده: 

جمعیت سالمندان ایران به سرعت در حال افزایش است. در حال حاضر بیش از 5 میلیون نفر از ایرانیان در سنین سالمندی به سر می ‌برند که بالغ بر 7.26 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می ‌دهند. تخمین زده می ‌شود تا 20 سال آینده جمعیت سالمندان ایران به بیش از 10 درصد کل جمعیت کشور خواهد رسید. تغییرات فیزیولوژیک و ساختمانی سیستم قلب و عروق در سالمندی عبارتند از ضخیم ‌تر شدن دیواره رگ ‌ها، کاهش توان استراحت(relaxation)  در زمان دیاستول، عدم توانایی افزایش برون ‌ده قلبی به صورت موثر در زمان انجام فعالیت، پاسخ‌ دهی کمتر عضله قلب به تحریکات سیستم سمپاتیک و آدرنالین، عدم توانایی برقرار نگهداشتن فشارخون در هنگام برخاستن می ‌باشند. با ورود به دوران سالمندی با شیوع بیشتر بیماری‌ های قلبی عروقی به خصوص انفارکتوس قلبی، stroke، افزایش فشارخون مجرد سیستولی (isolated systolic hypertensio)، افت فشارخون ارتوستاتیک، تنگی ناشی از کلسیفیه شدن دریچه آئورت، حملات سنکوپ ناشی از آریتمی ‌های قلبی مانند سندرم سینوس بیمار (Sick Sinus Syndrome)، وقفه کامل قلبی (complete heart block) و فیبریلاسیون دهلیزی مواجه می ‌شویم. تغییرات قلبی عروقی در سالمندان بر کیفیت زندگی و طول عمر آنها تاثیر نامطلوب می ‌گذارد. بیماری عروق کرونر شایع ‌ترین علت مرگ در سالمندان است؛ با این حال آریتمی ‌های قلبی و بیماری ‌های دریچه ‌ای قلب نیز در این سنین اهمیت ویژه ‌ای دارد. تشخیص این اختلالات در سالمندان توجه ویژه ‌ای می ‌طلبد؛ زیرا ممکن است همراه شدن تغییرات ساختمانی فیزیولوژیک ناشی از افزایش سن با بیماری قلبی عروقی، بروز علائم کلاسیک بیماری را با تغییر شکل مواجه کند و منجر به تاخیر در درمان این بیماران گردد. سالمندی زیستی که به وسیله طول تلومرهای کروموزومی ارزیابی می ‌شود؛ در بروز بیماری‌ های مختلف و قلبی عروقی به خصوص بیماری ‌های کرونر قلب و نارسایی مزمن قلبی موثر است. همچنین سالمندی زیستی می ‌تواند اختلاف استعداد بین افراد مختلف را در ابتلا به بیماری‌ های قلب و عروق توجیه نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 879

دانلود 274 استناد 352 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    10
  • صفحه پایان: 

    18
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    158
  • دانلود: 

    78
چکیده: 

زمینه و هدف: استفاده از القاگرهای شیمیایی برای تمایز سلول‌ های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بالغ(bone marrow mesenchymal stem cells: BMSCs)  به سلول ‌های عصبی مورد توجه محققین است و در ابتدا لازم است تا اثر سمیت القاگر شیمیایی بر سلول ‌های تحت القاء بررسی گردد. بدیهی است افزایش درصد سلول ‌های زنده پس از القاء می ‌تواند بهترین معیار برای تعین مناسب ‌ترین القاء کننده باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثرات القایی دپرنیل و دی ‌متیل ‌سولفوکساید (DMSO) بر تکثیر و بقاء سلول ‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انجام شد.روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 20 سر موش صحرایی بالغ نژاد ویستار در دانشکده زیست ‌شناسی دانشگاه دامغان انجام شد. BMSCs از مغز استخوان موش صحرایی بالغ استخراج و در محیط aMEM حاوی FBS ده درصد کشت داده شدند. در پاساژ سوم تعیین هویت سلولی برای آنتی ‌ژن ‌های سطحی CD71 و CD90 به روش ایمونوسیتوشیمی و قابلیت چندتوانی BMSCs با تمایز به سلول‌ های چربی و استخوان انجام شد. سلول ‌ها به مدت 24 ساعت در معرض عوامل القاگر (محیط کشت تکمیل شده با 2 درصد دی ‌متیل سولفوکساید و محیط کشت تکمیل شده با دپرنیل 8-10 مولار) قرار گرفتند و بعد از آن به محیط aMEM حاوی FBS ده درصد منتقل شدند. تکثیر و بقاء سلولی پس از 24، 48، 72 و 96 ساعت با روش آزمون [3-(4-5-Dimethylthiazolyl-2-y1)-2, 5-diphenyltetrazolium bromid] MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-18 و آزمون ‌های One-Way ANOVA و Tukey تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: سلول‌ های چسبنده به فلاسک کشت که از مغز استخوان جدا شدند؛ علاوه بر بیان آنتی ‌ژن ‌های سطحی CD71 و CD90 توانایی تمایز به سلول ‌های چربی و استخوان را داشته و نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که بقاء و تکثیر سلول‌ های القاء شده با دپرنیل و دی ‌متیل‌ سولفوکساید در زمان ‌های 48، 72 و 96 ساعت پس از القاء نسبت به گروه کنترل منفی به طور معنی ‌داری افزایش داشته است (P<0.05).نتیجه‌ گیری: دپرنیل موجب افزایش بقاء و قابلیت تکثیر سلولی در مقایسه با دی متیل سولفوکساید شد و می ‌توان این ترکیب را به عنوان القاگر سلولی مورد استفاده قرار داد.

آمار یکساله:  

بازدید 158

دانلود 78 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    104
  • صفحه پایان: 

    108
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    315
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

زمینه و هدف: برنامه کشوری واکسیناسیون علیه ویروس هپاتیت B از سال 1372 برای نوزادان متولد شده اجرا شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر واکسن هپاتیت B چهارده سال پس از تزریق در کودکان انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده‌ نگر تاریخی روی 200 کودک 14 ساله (100 پسر و 100 دختر) شهر کاشان در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کاشان طی سال ‌های 88-1387 انجام شد. افراد به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. از هر کودک 2 سی ‌سی خون اخذ و سرم آن جداسازی شد. سپس آزمایش anti-HBS و anti-HBC به روش الیزا انجام گرفت. نتیجه آزمایش anti-HBS بالاتر از IU/L 10 به عنوان ایمنی تلقی شد. در صورت مثبت بودن anti-HBC کودک به عنوان فرد مبتلا به عفونت هپاتیت B تلقی شد و آزمایش HBS Ag برای رد حالت هپاتیت مزمن فعال انجام شد. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-13، Chi-Square و Fisher’s exat test تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: 92 دختر (92 درصد) و 95 پسر (95 درصد) و در مجموع 187 نفر (93.5 درصد) سطح سرمی anti-HBS مطلوب داشته و ایمن بودند. anti-HBC در 3 دختر (3 درصد) و 5 پسر (5 درصد) و در مجموع در 8 نفر (4 درصد) مثبت بود که در تمامی آنها سطح سرمیanti-HBS  کمتر یا مساوی10 IU/L  بود. در هیچ موردی HBS-Ag مثبت دیده نشد. ایمنی در کودکان با وزن هنگام تولد کمتر از 2.5 کیلوگرم در 11 نفر (61.1 درصد) از 18 کودک و در کودکان با وزن هنگام تولد بیشتر یا مساوی 2.5 کیلوگرم 176 نفر (96.7 درصد) از 182 نفر مشاهده شد (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که ایمنی ایجاد شده در اثر تزریق کامل واکسن هپاتیت B طبق برنامه کشوری (0-2-6 ماهگی) پس از گذشت 14 سال مطلوب می ‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 315

دانلود 73 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    109
  • صفحه پایان: 

    114
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    424
  • دانلود: 

    196
چکیده: 

زمینه و هدف: اختلالات طیف اوتیسم با منشاء ژنتیکی، اختلالاتی شناختی و عصبی - رفتاری بوده و شامل سه ویژگی اصلی اختلال در اجتماعی شدن، اختلال در ارتباطات کلامی و غیرکلامی و الگوهای محدود و تکراری رفتار می ‌باشد. این مطالعه به منظور تعیین اختلال روانی کلامی (آوایی و معنایی) و حافظه کاری بستگان درجه یک کودکان مبتلا به اوتیسم انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 49 فرد از بستگان درجه یک کودکان مبتلا به اوتیسم از 33 خانواده (32 مادر، 10 پدر، 6 خواهر و یک برادر) عضو انجمن حمایت از کودکان مبتلا به اوتیسم اصفهان و 51 فرد از بستگان درجه یک کودکان سالم از 27 خانواده (23 مادر، 16 پدر، 7 خواهر و 5 برادر) در سال 1389 انجام شد. افراد مورد مطالعه به شیوه در دسترس انتخاب شدند. آزمون روانی کلامی معنایی و آوایی و آزمون فراخنای اعداد (با بار کم و زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. داده‌ ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-19، independent t-test و paired t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: بستگان درجه یک کودکان مبتلا به اوتیسم در مقایسه با بستگان درجه یک کودکان سالم عملکرد ضعیف ‌تری در روانی کلامی معنایی (16.83±3.3 در مقابل19.23±3.9 )، روانی کلامی آوایی (11.46±3.3 در مقابل 14.08±3.8)، حافظه کاری با بار کم (5.22±0.6 در مقابل 5.55±0.9) و حافظه کاری با بار زیاد (3.65±0.98 در مقابل 4.14±0.8) داشتند (P<0.05).نتیجه ‌گیری: عملکرد ضعیف ‌تر روانی کلامی معنایی، روانی کلامی آوایی، حافظه کاری با بار کم و حافظه کاری با بار زیاد بستگان درجه یک کودکان مبتلا به اوتیسم می ‌تواند نشان ‌دهنده انتقال ژنتیکی این ویژگی ‌ها در اوتیسم باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 424

دانلود 196 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    115
  • صفحه پایان: 

    120
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    433
  • دانلود: 

    346
چکیده: 

زمینه و هدف: اختلالات رفتاری در کودکان با والدین مبتلا به اختلالات روانپزشکی بسیار شایع ‌تر از کودکانی با والدین غیرمبتلا است. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات رفتاری در کودکان مادران مبتلا به افسردگی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 50 کودک با مادران مبتلا به افسردگی و 50 کودک با مادران سالم در مرکز روانپزشکی بندرعباس در سال 1388 انجام شد. کودکان در محدوده سنی 11-6 سال بودند. با انجام مصاحبه روانپزشکی، ملاک ‌هایDSM-4-R  و آزمون استاندارد Beck اختلال در مادران تایید شد. صحت سلامت روانی مادران گروه شاهد با مصاحبه روانپزشکی و نیز آزمون شخصیت چندوجهی مینه‌ سوتا (Minnesota Multiphasic Personality Inventory: MMPI) و پرسشنامه سلامت عمومی(Questionnaire Health General: QHG)  تایید شد. دو گروه بر اساس آزمون اختلالات رفتاری کودک Achenbach مورد مقایسه قرار گرفتند. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماریSPSS-17 ،Chi-Square  و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: مقیاس ‌های شکایات جسمانی، اضطراب و افسردگی، مشکلات اجتماعی، تفکر و بزهکاری در کودکان با مادران مبتلا به افسردگی اساسی در مقایسه با کودکان با مادران سالم افزایش معنی ‌داری نشان داد (P<0.05). همچنین برون‌ گرایی و درون ‌گرایی در کودکان گروه مورد به طور معنی ‌داری بیشتر از کودکان گروه شاهد بود (P<0.05). انزواطلبی و اختلال توجه در کودکان دو گروه تفاوت آماری معنی ‌داری نشان نداد. نمره کلی اختلالات رفتاری در کودکان با مادران مبتلا به افسردگی در مقایسه با کودکان با مادران سالم به ‌طور معنی ‌داری بیشتر بود (P<0.05).نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان داد که اختلالات رفتاری کودکان مادران مبتلا به افسردگی بیشتر از کودکان مادران سالم است.

آمار یکساله:  

بازدید 433

دانلود 346 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    121
  • صفحه پایان: 

    128
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    276
  • دانلود: 

    133
چکیده: 

زمینه و هدف: مرگ و میر کودکان به عنوان نمادی از توسعه بوده و در تعیین رشد جمعیت نقش مهمی دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیت‌ شناختی بر مرگ و میر کودکان زیر پنج سال شهرستان گتوند در استان خوزستان انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 372 زن در محدوده سنی 48-20 سال دارای حداقل یک کودک زیر 5 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی شهرستان گتوند در استان خوزستان به صورت تصادفی در سال 1389 انجام شد. برای افراد پرسشنامه محقق ‌ساخته شامل متغیرهای مرگ و میر کودکان، جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی تکمیل گردید. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-17، آزمون ‌های ANOVA، Chi-Square و Pearson’s correlation coefficient تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: با افزایش تعداد مراقبت ‌های بهداشتی مادر در دوران بارداری و افزایش مرتبه شغلی پدر و مادر، میزان مرگ و میر کودکان به صورت معنی ‌داری کاهش یافت (P<0.05). سن کمتر از 18 و بیشتر از 35 سال مادر در هنگام بارداری با افزایش مرگ و میر کودکان ارتباط آماری معنی ‌داری داشت (P<0.05). ترجیح جنسی به داشتن فرزند پسر نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر مرگ و میر کودکان زیر پنج سال تعیین شد (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که وضعیت شغلی بهتر والدین و افزایش دفعات دریافت مراقبت‌ های مادر در زمان بارداری سبب کاهش مرگ و میر کودکان زیر پنج سال شده و سن کمتر از 18 سال و بیشتر از 35 سال مادر در هنگام بارداری و ترجیح جنسی فرزند پسر سبب افزایش مرگ و میر کودکان زیر پنج سال می ‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 276

دانلود 133 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    129
  • صفحه پایان: 

    134
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    157
  • دانلود: 

    106
چکیده: 

زمینه و هدف: اطلاع از تشخیص سرطان توسط بیمار یکی از چالش‌ های اصلی در مراقبت از این بیماران است و این نگرانی وجود دارد که آگاهی از تشخیص بیماری سبب کاهش کیفیت زندگی آنان گردد. این مطالعه به منظور تعیین نقش اطلاع بیمار از تشخیص سرطان بر کیفیت زندگی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 300 بیمار با تشخیص قطعی سرطان، در مرکز آموزشی درمانی شهیدقاضی طباطبایی تبریز در سال 1388 انجام شد. بیماران با روش نمونه‌ گیری در دسترس در دو گروه 150 نفری مطلع و غیرمطلع از تشخیص قطعی سرطان قرار گرفتند. کیفیت زندگی بیماران شامل ابعاد جسمی، ایفای نقش، علایم بیماری، عاطفی و اجتماعی با استفاده از پرسشنامهEORTC QLQ-C30  ارزیابی گردید. روایی پرسشنامه به روش صوری و محتوایی و پایایی آن با روش بازآزمایی تعیین گردید. داده‌ ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-17 و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: میانگین نمره کیفیت زندگی بیماران مطلع و غیرمطلع از تشخیص سرطان به ترتیب 64.18±18.85 و 65.16±19.02 تعیین شد و تفاوت آماری معنی ‌داری بین دو گروه یافت نشد. فقط بعد اجتماعی کیفیت زندگی بیماران غیرمطلع از تشخیص سرطان (8.78±2.88) بهتر از کیفیت زندگی بیماران مطلع (7.96±3.01) بود (P<0.05).نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی بیماران مطلع از تشخیص بیماری سرطان تفاوتی در مقایسه با بیماران غیرمطلع ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 157

دانلود 106 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    135
  • صفحه پایان: 

    140
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    363
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

زمینه و هدف: وجود انواع مختلف باکتری ‌ها در زخم بیماران به ‌ویژه زخم‌ های مزمن، روند بهبود و التیام را به تاخیر می ‌اندازد. استافیلوکوکوس اورئوس رایج ‌ترین عامل ایجاد عفونت زخم پوستی است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی سویه ‌های استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از عفونت ‌های منجر به زخم در بیماران بستری و تعیین الگوی حساسیت دارویی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 614 بیمار دارای عفونت منجر به زخم بستری در بیمارستان بقیه ‌اله (عج) تهران طی سال‌ های 86-1385 انجام شد. از زخم هر بیمار یک نمونه گرفته شد و با روش‌ های استاندارد، باکتری استافیلوکوکوس اورئوس جداسازی و تعیین هویت گردید. سپس آنتی ‌بیوگرام به روش انتشار دیسکی در محیط مولر هینتون آگار با آنتی ‌بیوتیک ‌های ونکومایسین، کلیندامایسین، اریترومایسین، داکسی ‌سایکلین، سفالکسین، تتراسیکلین، سیپروفلوکساسین، سفتریاکسون، آموکسی سیلین، پنی سیلین، کوتریموکسازول و اگزاسیلین انجام شد.یافته‌ ها: از 614 بیمار بستری، 100 استافیلوکوکوس اورئوس (16.28 درصد) جداسازی و شناسایی شد. باکتری استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از مردان (65 درصد) بیشتر از زنان بود. بیشترین میزان باکتری (29 درصد) از زخم بیماران 60-41 ساله جدا شد. آلودگی بیشتر در بیماران با بیماری زمینه ‌ای (28 درصد)، عفونت محل عمل جراحی (16 درصد) و زخم‌ های معمولی (13 درصد) دیده شد. بیشترین حساسیت باکتری به ونکومایسین (96 درصد) و بیشترین مقاومت به پنی ‌سیلین (95 درصد) و کوتریموکسازول (92 درصد) مشاهده شد. 43 درصد از باکتری‌ ها به 11 آنتی ‌بیوتیک رایج در درمان باکتری گرم مثبت مقاوم بودند.نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که فراوانی باکتری استافیلوکوکوس اورئوس 16.28 درصد از کل نمونه‌ ها با مقاومت دارویی 43درصدی می ‌باشد. بیشترین حساسیت به ونکومایسین مشاهده شد.

آمار یکساله:  

بازدید 363

دانلود 93 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    141
  • صفحه پایان: 

    145
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    769
  • دانلود: 

    134
چکیده: 

زمینه و هدف: نشانگان داون، ترکیبی از ویژگی‌ ها و نارسایی ‌های خاص جسمانی و عقب‌ ماندگی ذهنی است که به ‌علت اختلال شمارشی در کروموزوم 21 به ‌وجود می ‌آید. این نشانگان از شایع‌ ترین و شناخته ‌ترین اختلال کروموزومی در انسان محسوب می ‌شود که منجر به مشکلات ذهنی متوسط تا شدید، به همراه علائم فیزیکی، حسی و حرکتی می‌ گردد. این مطالعه به منظور تعیین عوامل مرتبط با تولد نوزاد مبتلا به نشانگان داون انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی روی 913 مادر دارای فرزند یا جنین مبتلا به نشانگان داون مراجعه کننده به مرکز مشاوره کلینیک ژنتیک تهران در سال 1389 انجام شد. تشخیص اختلال نشانگان داون در کودکان از طریق انجام کشت کروموزوم در کلینیک انجام شد. اطلاعات مربوط به متغیرهای سن مادر، سن شروع قاعدگی، گروه خونی، تعداد سقط، نسبت فامیلی والدین و تعداد فرزندان از طریق تکمیل پرسشنامه جمع ‌آوری و فراوانی نشانگان داون بر اساس متغیرهای مطالعه توصیف گردید.یافته ‌ها: از مجموع 913 کودک مبتلا به نشانگان داون بررسی شده 493 پسر (54 درصد) و 420 نفر دختر (46 درصد) بودند و نسبت جنسی پسر به دختر 1.17 بود. تولد نوزاد مبتلا به نشانگان داون در 32.4 درصد از مادران در سنین 30-25 سال رخ داده بود. 384 نفر (42 درصد) از والدین کودکان مبتلا به نشانگان داون نسبت فامیلی دور و نزدیک داشتند. تعداد سقط در مادران از عدم سقط (96.7 درصد) تا 5 سقط مکرر (0.1 درصد) متغیر بود. تعداد فرزندان از تک فرزندی (15.1 درصد) تا 13-11 فرزند (1.3 درصد) متغیر بود و بیشترین ابتلا با تعداد 4 فرزند (16.5 درصد) مشاهده گردید.نتیجه ‌گیری: نتایج این مطالعه نشان ‌دهنده فراوانی بیشتر تولد نوزاد مبتلا به نشانگان داون در مادران با سنین 30-25 سال بود.

آمار یکساله:  

بازدید 769

دانلود 134 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    146
  • صفحه پایان: 

    150
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    137
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

تغییرات فیبروسیستیک پستان و تومور فیلودس هر دو از تومورهای فیبرواپی ‌تلیال پستان بوده که از اجزای اپی ‌تلیال و استرومال تشکیل می ‌شوند. اگر چه تغییرات فیبروسیستیک شایع ‌ترین توده خوش ‌خیم پستان می ‌باشد که با علائم درد، احساس سنگینی و توده و ترشح از سینه با اوج شیوع در دهه سوم زندگی زنان مشخص می ‌شود؛ اما گاهی تظاهرات بالینی، ماموگرافیک و هیستوپاتولوژیک مشابهی با تومور فیلدوس دارد که تشخیص آنها را از یکدیگر بسیار مشکل می ‌نماید. با توجه به ماهیت متفاوت این دو توده تشخیص قطعی این توده ‌ها و درمان مناسب آن از نظر کاهش اضطراب بیمار و اتخاذ تصمیم مناسب درمانی و پرهیز از جراحی ‌های مکرر دارای اهمیت است. در این مقاله یک مورد تغییرات فیبروسیستیک در یک زن 24 ساله که علایم و نشانه‌ های بالینی و ماموگرافیک تومور فیلدوس را نشان می ‌داد؛ معرفی شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 137

دانلود 94 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    131
  • دانلود: 

    113
چکیده: 

زمینه و هدف: اختلال استرس پس از سانحه (post-traumatic stress disorder: PTSD) موجب اختلال در یادگیری و حافظه می ‌گردد. دسموپرسین استات (یکی از مشتقات وازوپرسین) موجب بهبود نقایص شناختی ناشی از شوک الکتریکی می ‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی دسموپرسین استات بر اختلال به خاطرآوری حافظه فضایی ناشی از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در موش ‌های صحرایی انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 21 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 250-220 گرم استفاده شد. تمام حیوانات به مدت 5 روز در ماز آبی موریس تحت آموزش حافظه فضایی قرار گرفتند و 24 ساعت پس از آموزش به طور تصادفی به سه گروه 7 تایی شم + حامل، PTSD به‌ علاوه دسموپرسین استات، PTSD به ‌علاوه نرمال سالین تقسیم شدند و در یک آزمون 60 ثانیه ‌ای مورد ارزیابی قرار گرفتند. استرس در موش ‌ها به ‌وسیله غوطه ‌وری در آب به مدت 40 ثانیه در قفس پلی ‌کربناتی انجام شد. در روز ششم ده دقیقه قبل از PTSD دسموپرسین استات (10 میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و هم حجم آن نرمال سالین به صورت داخل صفاقی تزریق شد و ده دقیقه پس از PTSD تست ارزیابی حافظه فضایی (Probe) انجام شد. در گروه شم + حامل بدون ایجاد PTSD،20  دقیقه قبل از اجرای تست ارزیابی حافظه فضایی، نرمال سالین تزریق شد. داده ‌ها با استفاده از نرم ‌افزار آماریSPSS-16  و آزمون ‌های One-Way ANOVA و Tukey تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: حیوانات گروه PTSD به ‌علاوه دسموپرسین استات در مقایسه با گروه PTSD به ‌علاوه نرمال سالین در زمان کمتری (4.24 ثانیه) به محل سکو رسیدند (P<0.05) و میانگین فاصله شنا از مرکز سکوی ماز (33.87 سانتی ‌متر) نسبت به گروه نرمال سالین PTSD شده کمتر بود (P<0.05) و مدت زمان بیشتری (21.65 درصد) را در ناحیه هدف گذراندند (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که دسموپرسین استات باعث جلوگیری از تخریب حافظه فضایی ناشی از PTSD در موش‌ های صحرایی می‌ گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 131

دانلود 113 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    26
  • صفحه پایان: 

    32
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    200
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

زمینه و هدف: در ایسکمی مغزی، کاهش میزان متابولیت ‌های مغزی در اثر کاهش جریان خون به کاهش ذخیره اکسیژن و در نتیجه مرگ بافت مغزی یا سکته مغزی منجر می ‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر(transforming growth factor alpha) TGF-a  بر سلول ‌های عصبی بنیادی شکنج دندانه ‌ای و سلول ‌های پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ بر اساس مطالعات ایمونوهیستوشیمی و رفتاری در مدل تجربی ایسکمی - ریپرفیوژن مغزی در موش صحرایی نر انجام شد.روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 300-250 گرم در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. موش ‌ها به‌ صورت تصادفی در گروه‌ های کنترل (تعداد: 7)، شم (تعداد: 7)، ایسکمی (تعداد: 14) و درمان (تعداد: 14) قرار گرفتند. برای گروه کنترل مداخله‌ ای صورت نگرفت. گروه شم فقط تحت استرس جراحی قرار گرفت. گروه ایسکمی (n=14) به دو زیرگروه تقسیم شد. 7 سر موش تحت القاء ایسکمی با انسداد شریان‌ های کاروتید مشترک به ‌مدت 30 دقیقه قرار گرفتند و 7 روز بعد به روش استریوتاکسی 5 میکرولیتر PBS (phoshate buffer salin) به داخل بطن راست تزریق شد و در روز 12 از نظر بیانNestin  بررسی شدند. 7 سر موش باقیمانده پس از القاء ایسکمی و دریافت PBS دو ماه بعد از نظر حافظه فضایی بررسی شدند. گروه درمان (n=14) به دو زیرگروه تقسیم شد. 7 سر موش تحت القاء ایسکمی قرار گرفتند و 7 روز بعد 50 نانوگرم TGF-a حل شده در 5 میکروگرم PBS به روش استریوتاکسی به داخل بطن راست تزریق شد. سپس در روز دوازدهم از نظر بیان Nestin بررسی شدند. 7 سر موش باقیمانده پس از القاء ایسکمی و دریافت TGF-a دو ماه بعد از نظر حافظه فضایی بررسی شدند. سپس از هر گروه نیمی از موش ‌ها (5 سر) در روز 12 و نیمی دیگر (5 سر) در روز 72 بعد از فیکساسیون با روش پرفیوژن داخل قلبی از نظر بافتی با روش ایمونوهیستوشیمی و رنگ ‌آمیزی نیسل بررسی شدند. برای بررسی حافظه فضایی از روش morris water maze استفاده شد. داده‌ ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-16 و آزمون ANOVA تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: تجویز TGF-a به ‌دنبال ایسکمی - ریپرفیوژن موجب افزایش بیان سلول‌ های عصبی در شکنج دندانه‌ ای شد و اختلاف معنی ‌داری در تعداد نورون ‌های پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ موش ‌ها در گروه‌ های ایسکمی و درمان مشاهده گردید (P<0.05). همچنین در آزمون ماز آبی اختلاف معنی‌ داری در شاخص حافظه فضایی در دو گروه ایسکمی و درمان مشاهده شد (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که استفاده از TGF-a باعث کاهش آسیب‌ های ناشی از ایسکمی ریپرفیوژن به صورت افزایش تعداد نورون ‌های پیرامیدال، بیان Nestin و بهبود حافظه می ‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 200

دانلود 75 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    39
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    150
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

زمینه و هدف: افزایش استفاده از وسایل الکترونیکی تولید کننده امواج الکترومغناطیسی، سبب قرارگیری انسان در معرض این امواج شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر امواج الکترومغناطیسی بسیار ضعیف در دوران بارداری بر تکامل رویان موش انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه تجربی 80 سر موش ماده از نژاد NMRI 6-8 هفته ‌ای پس از تحریک تخمدان ‌ها برای افزایش فولیکول در کنار موش ‌های نر قرار گرفتند. صبح روز بعد با دیدن پلاک واژینال به طور مساوی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی در مقابل امواج الکترومغناطیسی با قدرت 1.2 میلی ‌تسلا و فرکانس 50 هرتز قرار داده شدند. هر دو گروه موش‌ ها در ساعات 24، 72، 81، 96، 110 و 120 حاملگی نخاعی شدند. سپس لوله ‌های فالوپ و شاخ ‌های رحم فلاشینگ گردید و رویان ‌ها جمع ‌آوری شدند. برای بررسی کیفیت رویان‌ های در مرحله بلاستوسیست، به روش هوخست رنگ ‌آمیزی شدند. داده‌ ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-13.5 و آزمون ‌های ANOVA و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: علی ‌رغم کاهش رویان ‌های 2 سلولی، 4-3 سلولی و 8-5 سلولی و بلاستوسیست در گروه تجربی، اختلاف آماری معنی ‌داری بین گروه‌ های کنترل و تجربی دیده نشد. اما در رویان ‌های مرحله مورولا در مقایسه بین گروه کنترل و تجربی اختلاف آماری معنی ‌داری وجود داشت .(P<0.05) تعداد متوسط بلاستوسیست ‌های فراگمانته شده در گروه تجربی در 120 ساعت اول حاملگی بیشتر از گروه کنترل بود  .(P<0.05)تعداد سلول ‌های توده درونی و تروفواکتودرم در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی ‌داری یافت (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که قرارگیری موش ‌های باردار در مقابل امواج الکترومغناطیسی بسیار ضعیف سبب کاهش تعداد رویان‌ ها در مرحله مورولا، کاهش تعداد سلول ‌های توده درونی رویان و تروفواکتودرم می ‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 150

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

خاکی آرش | بهروز معین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    40
  • صفحه پایان: 

    45
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    162
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

زمینه و هدف: در زندگی مدرن، انسان در معرض میدان‌ های الکترومغناطیس قرار دارد. مطالعات نشان داده ‌اند که میدان ‌های الکترومغناطیس تولید شده قادر به ایجاد اختلالات بیولوژیکی می ‌باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر میدان الکترومغناطیسی بسیار ضعیف بر ساختار بافتی قلب موش صحرایی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 30 سر موش ‌صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 150-100 گرم و سن 5 هفته انجام شد. موش‌ ها به صورت تصادفی در دو گروه 15 تایی کنترل و تجربی قرار گرفتند. موش‌ های گروه کنترل در معرض میدان الکترومغناطیسی قرار نگرفتند. گروه تجربی به مدت 2 ماه، روزانه 8 ساعت در معرض میدان الکترومغناطیس با شدت یک‌ میلی ‌تسلا و فرکانس 50 هرتز قرار گرفتند. در پایان 2 ماه، موش ‌ها با استفاده از کلروفرم بیهوش و از بطن چپ قلب نمونه ‌‌برداری شد. نمونه ‌ها داخل فرمالین بافر 10 درصد قرار گرفتند. پس از آماده ‌سازی بافتی، مقاطع 6 میکرونی با هماتوکسیلین - ائوزین رنگ ‌آمیزی شدند و با استفاده از میکروسکوپ نوری ساختار بافتی مورد بررسی قرار گرفت.یافته ‌ها: در بافت و سلول ‌های عضله قلبی گروه کنترل هیچ گونه تغییرات بافتی مشاهده نشد. در گروه تجربی بهم ‌خوردن شدید نظم بافتی، پلوئومرف شدن هسته سلول‌ های عضلانی، ایجاد فضاهای خالی اطراف هسته، سیتوپلاسم نامشخص و بافت فیبروتیک مشاهده گردید. همچنین تعداد و اندازه سلول ‌ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت و نکروز از نوع انعقادی و واکوئلاسیون سیتوپلاسم در بافت قلبی مشاهده شد.نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که میدان الکترومغناطیسی بسیار ضعیف به مدت دو ماه باعث تغییرات پاتولوژیک سلول ‌ها و بافت قلبی موش صحرایی می ‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 162

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    46
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    230
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

زمینه و هدف: درد از عوارض مهم و شایع بعد از عمل می ‌باشد که می ‌تواند موجب بروز عوارض ناگهانی در سیستم ‌های مختلف بدن گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر متوکاربامول در مقایسه با دارونما بر میزان درد بعد از عمل جراحی کله سیستکتومی انجام شد.روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 60 بیمار (53 زن و 7 مرد) کاندید عمل جراحی کله سیستکتومی به روش لاپاراتومی بستری شده در بیمارستان بعثت سنندج در سال 1387 انجام گردید. بیماران در کلاس ASA I, II انجمن بیهوشی آمریکا قرار داشتند. بیماران در محدوده سنی 60-30 سال با وزن کمتر از 100 کیلوگرم در نظر گرفته شدند. افراد به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری مداخله و پلاسبو قرار گرفتند. هیچیک از گروه ‌ها پره ‌مدیکاسیون دریافت نکردند و تحت شرایط بیهوشی یکسان قرار گرفتند. نیم ‌ساعت قبل از خروج بیمار از بخش ریکاوری، گروه مداخله 500 میلی ‌گرم متوکاربامول (5سی ‌سی دارو رقیق شده با 5 سی ‌سی نرمال ‌سالین) و گروه پلاسبو 10 سی ‌سی نرمال‌ سالین به ‌صورت وریدی دریافت کردند. بیماران از لحاظ میزان درد بر اساس معیار سنجش بصری(VAS)  1، 3، 6، 12 و 24 ساعت بعد از عمل ارزیابی شدند. در صورت نیاز (VAS بیش از 4) مسکن پتیدین به میزان کمتر از 0.5 میلی ‌گرم بر کیلوگرم تجویز شد. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-16 و آزمون ‌های ANOVA، Chi-Square و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: بیماران از لحاظ سنی و جنسی اختلاف آماری معنی ‌داری نداشتند. میانگین شدت درد در ساعات 6 و 24 بعد از عمل در گروه مداخله کمتر بود (P<0.05)؛ ولی در ساعات 1، 3 و 12 تفاوت آماری معنی‌ داری نشان نداد. میزان مسکن دریافتی در گروه مداخله کمتر بود (P<0.05).نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف متوکاربامول بعد از عمل جراحی کله سیستکتومی، باعث کاهش درد و میزان مسکن دریافتی بیماران می ‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 230

دانلود 101 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    52
  • صفحه پایان: 

    59
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    294
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

زمینه و هدف: ادیپونکتین هورمون مترشحه از سلول‌ های ادیپوسیت است که سطح پایین آن نشان ‌دهنده مقاومت انسولینی و گسترش بیماری دیابت می ‌باشد. تمرین درمانی به ‌صورت منظم و در میان مدت، موجب کاهش مقاومت انسولینی، افزایش جذب گلوکز در عضلات، افزایش سطح ادیپونکتین و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در افراد مبتلا به دیابت می ‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر دویدن روی سطوح شیبدار مثبت (تمرینات کانسنتریک) و منفی (تمرینات اکسنتریک) بر میزان ادیپونکتین پلاسما و گلوکز سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 28 بیمار (13 مرد و 15 زن) در محدوده سنی 60-40 سال مبتلا به دیابت نوع 2 ارجاع شده توسط مرکز دیابت سمنان به مرکز تحقیقات توانبخشی عصبی - عضلانی دانشگاه علوم پزشکی سمنان در سال 1389 انجام شد. بیماران به ‌طور تصادفی در دو گروه تمرینات اکسنتریک و کانسنتریک با استفاده از تردمیل قرار گرفتند. قبل و بعد از دوره‌ های کنترل و مداخله گلوکز، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و ادیپونکتین سرم گروه‌ ها اندازه‌ گیری شد. داده ‌ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-18 و آزمون ‌های Kolmogorov-Smirnov، Repeated-Measures ANOVA،Tukey و independent t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: تمرینات اکسنتریک و کانسنتریک سبب کاهش آماری معنی ‌داری در میزان گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیله سرم و نیز افزایش میزان ادیپونکتین سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 گردید (P<0.05). با این وجود تمرینات اکسنتریک نسبت به تمرینات کانسنتریک سبب کاهش بیشتر گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیله سرم و افزایش بیشتر ادیپونکتین سرم بیماران نسبت به گروه تمرینات کانسنتریک گردید (P<0.05).نتیجه ‌گیری: تمرینات اکسنتریک در کاهش و کنترل گلوکز سرم و بهبود ادیپونکتین سرم بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 موثرتر از تمرینات کانسنتریک می ‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 294

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    60
  • صفحه پایان: 

    65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    140
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

زمینه و هدف: استئوآرتریت مفصل تراپزیومتاکارپال سبب کاهش قدرت اندام فوقانی شده و زندگی مستقل افراد مسن را با خطر مواجه می ‌کند. کاهش توانایی در انجام فعالیت ‌های مفرح و شرکت در فعالیت ‌های اجتماعی شروعی برای کاهش کیفیت زندگی در این بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسپلینت ‌های سفارشی و پیش ‌ساخته انگشت شست دست بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتروز مفصل تراپزیومتاکارپال انجام شد.روش بررسی: این مطالعه شبه ‌تجربی روی 24 بیمار بالای 60 سال مبتلا به استئوآرتریت مفصل بازیلار انگشت شست در گروه ارتز و پروتز دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران به ‌صورت موازی با دوره درمان 8 هفته در سال 90-1389 انجام شد. 12 فرد سالم به عنوان گروه کنترل برای مقایسه کیفیت زندگی در نظر گرفته شدند. بیماران به ‌طور تصادفی به دو گروه 12 نفری تقسیم شدند. در گروه اول اسپلینت پیش ‌ساخته و برای گروه دوم اسپلینت سفارشی ‌ساخت، به ‌کار رفت. به منظور اندازه‌ گیری کیفیت زندگی گونه فارسی پرسشنامه SF36 The short form 36 استفاده شد. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-16 و paired t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: در مقایسه کیفیت زندگی بین بیماران مبتلا به استئوآرتریت با گروه کنترل در تمام ابعاد عملکرد جسمی، محدودیت جسمی، درد جسمی، سلامت عمومی، نشاط، عملکرد اجتماعی، مشکلات روحی و سلامت روان اختلاف آماری معنی ‌داری مشاهده گردید (P<0.05). استفاده از اسپلینت باعث بهبود ابعاد موثر بر کیفیت زندگی در بیماران شد؛ ولی اختلاف معنی ‌داری بین دو نوع اسپلینت پیش‌ ساخته و سفارشی‌ ساخت در اثرگذاری بر کیفیت زندگی مشاهده نگردید.نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان ‌دهنده افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به استئوآرتریت مفصل کارپومتاکارپال اول در استفاده از اسپلینت بود و تفاوتی بین اسپلینت ‌های پیش‌ ساخته و سفارشی‌ ساخت وجود نداشت.

آمار یکساله:  

بازدید 140

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    66
  • صفحه پایان: 

    71
تعامل: 
  • استنادات: 

    5
  • بازدید: 

    211
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

زمینه و هدف: هر چند سندرم نقص ایمنی اکتسابی از نظر پزشکی مهم است؛ ولی به عنوان یک رفتار شخصی و یک پدیده اجتماعی و فرهنگی از اهمیت ویژه‌ ای برخوردار بوده و نوجوانان به عنوان جمعیت در معرض خطر شناخته شده‌ اند. تنها راه موثر علیه ایدز آموزش بهداشت است. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش بر آگاهی و سازه‌ های مدل اعتقاد بهداشتی در دانش ‌آموزان دختر دبیرستانی شهر اصفهان در ارتباط با سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) انجام شد.روش بررسی: این مطالعه شبه ‌تجربی روی 72 دختر دبیرستانی شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. دانش ‌آموزان به دو گروه 36 نفری مداخله و شاهد تقسیم شدند. برای گروه مداخله جلسات آموزشی در دو جلسه با استفاده از روش سخنرانی و بحث گروهی انجام گرفت و برای گروه شاهد هیچ آموزشی صورت نگرفت. پرسشنامه 3 قسمتی شامل مشخصات دموگرافیک، آگاهی و سازه‌ های مدل اعتقاد بهداشتی به وسیله خودگزارش‌ دهی تکمیل گردید. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-18،paired t-test  و independent t-test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: در ابتدای مطالعه میانگین آگاهی، شدت درک شده، منافع و موانع درک شده بین دو گروه اختلاف آماری معنی ‌داری نداشت. در انتهای مطالعه میانگین آگاهی، شدت درک شده، منافع و موانع درک شده در گروه مداخله افزایش آماری معنی ‌داری نشان داد (P<0.05)؛ اما میانگین حساسیت درک شده در گروه مداخله اختلاف آماری معنی ‌داری نداشت.نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی سبب بالا رفتن شدت درک و منافع درک شده و نیز کاهش موانع درک شده در دانش ‌آموزان دختر گردید؛ اما اثر آماری معنی ‌داری بر حساسیت درک شده نداشت.

آمار یکساله:  

بازدید 211

دانلود 90 استناد 5 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    72
  • صفحه پایان: 

    81
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    405
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

زمینه و هدف: لیشمانیوز جلدی روستایی یک بیماری انگلی تک ‌یاخته ‌ای مشترک بین انسان و حیوان است که به عنوان یک معضل بهداشتی در بسیاری از کشورها و نیز ایران مطرح است. عامل بیماری لیشمانیا میجر، ناقل اصلی آن فلبوتوموس پاپاتاسی و مهمترین مخزن، رومبومیس اپیموس می ‌باشد. انسان مخزن اتفاقی لیشمانیوز جلدی روستایی است. این مطالعه به منظور تعیین هویت انگل لیشمانیا با تشخیص میکروسکوپی و مولکولی و هدف قرار دادن ژن ITS-rDNA در شرق استان گلستان انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی روی 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی در شهرستان‌ های گنبد و مراوه‌ تپه در شرق استان گلستان در سال‌ های 89-1388 انجام شد. از ضایعات نمونه ‌برداری مستقیم صورت گرفت و پس از رنگ‌ آمیزی با گیمسا مشاهده میکروسکوپی به ‌عمل آمد. از گسترش ‌ها DNA استخراج و ژن ITS-rDNA با استفاده از PCR تکثیر یافت. موارد مثبت لیشمانیا با استفاده از آنزیم BsuRI به روشRFLP  تعیین گونه شد و با تعیین توالی و استفاده از نرم ‌افزارهای مولکولی گونه لیشمانیا تایید شد.یافته ‌ها: از کل 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی، 113 نفر با مشاهدات میکروسکوپی و 92 نفر با روش مولکولی به انگل لیشمانیا آلوده تشخیص داده شدند. موارد مثبت PCR با استفاده از روش RFLP تعیین گونه و 90 مورد لیشمانیا میجر تشخیص داده شد. برای تایید نهایی 8 مورد لیشمانیا میجر تعیین توالی گردید و مجددا مورد تایید قرار گرفت. در 2 مورد از موارد مثبت که توالی نامشخص بود؛ گونه لیشمانیا مشخص نشد.نتیجه ‌گیری: با مقایسه نتایج تعیین توالی انگل لیشمانیا در این مطالعه با موارد ثبت شده در بانک جهانی ژن، لیشمانیا میجر به ‌طور قطع در انسان در منطقه مورد تایید قرار گرفت. با توجه به گزارش ‌های مربوط به دیگر گونه ‌های لیشمانیا در ناقلین و مخازن، این گونه‌ ها در این مطالعه در انسان یافت نگردید. هر چند دو مورد غیر لیشمانیا میجر می ‌تواند نشانی از آلودگی همزمان بیش از یک گونه لیشمانیا در انسان در منطقه باشد؛ اما با روش‌ های به ‌کار رفته در این مطالعه آلودگی همزمان دو لیشمانیا در یک فرد قابل تفکیک نبود.

آمار یکساله:  

بازدید 405

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    82
  • صفحه پایان: 

    86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    274
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

زمینه و هدف: پاندمی آلودگی با ویروس نقص ایمنی (HIV) در حال تداوم است. بیماری سل علت اصلی مرگ و پایین بودن کیفیت زندگی در افراد آلوده به HIV است. شیوع بیماری سل در افراد آلوده به HIV در مناطق با شرایط اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. این مطالعه به منظور بررسی سل ریوی و عوامل خطر آن در بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی بستری در بیمارستان رازی اهواز (88-1380) انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی داده ‌های 123 پرونده بیمار آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV+) بستری شده در بیمارستان رازی اهواز در سال ‌های 88-1380 انجام شد. اطلاعات فردی، عوامل مربوط به ابتلا به بیماری سل ریوی و ویروس HIV با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-16،Fisher's exact test  و نسبت شانس (OR) تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: از 123 پرونده بررسی شده همگی مرد بودند. 99 نفر (80.5 درصد) معتاد تزریقی بودند و 68 نفر (55.3 درصد) سابقه زندانی داشتند. 81 نفر (65.8 درصد) مبتلا به سل ریه بودند که از این میان 46 نفر (56.7 درصد) علاوه بر سل عفونت ‌های همراه از قبیل هپاتیت ویروسی یا اندوکاردیت داشتند؛ 79 نفر (97.5 درصد) اعتیاد تزریقی، 61 نفر (75.3 درصد) سابقه زندانی شدن و 24 نفر (29.6 درصد) CD4 زیر 200 داشتند. بین سل و اعتیاد تزریقی، زندانی شدن و کاهش سلول‌ های CD4 مثبت رابطه آماری معنی ‌داری وجود داشت (P<0.05).نتیجه‌ گیری: این مطالعه نشان داد که میزان ابتلا به سل ریه در بیماران HIV مثبت بستری در بیمارستان رازی اهواز در دوره زمانی 88-1380 از مطالعات قبلی انجام شده در ایران بیشتر است. مواجهه با بیماران مسلول در زندان، اعتیاد تزریقی و کاهش لنفوسیت T با CD4 مثبت از عوامل خطر عمده ابتلا به بیماری سل بودند.

آمار یکساله:  

بازدید 274

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    91
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    431
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

زمینه و هدف: سندرم روده تحریک ‌پذیر یکی از شایع ‌ترین اختلالات عملکردی دستگاه گوارش است که با علایم درد یا احساس ناراحتی در شکم به همراه اختلال در دفع (تواتر دفع یا قوام مدفوع) تظاهر پیدا می ‌کند. اگر چه علت دقیق و اصلی این بیماری هنوز مشخص نشده؛ ولی عواملی از قبیل عوامل روحی - روانی و آلرژی به برخی مواد غذایی مطرح هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر حذف آلرژن غذایی بر علایم بیماری و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 100 بیمار (66 زن و 34 مرد) مبتلا به سندرم روده تحریک ‌پذیر ارجاع شده به کلینیک گوارش مرکز آموزشی درمانی امام رضا (ع) تبریز در سال 1390 انجام شد. آلرژی غذایی و نوع آن بررسی و اثر قطع آلرژن به ‌مدت یک‌ ماه روی کیفیت زندگی بیماران، شدت درد و علایم بیماری بررسی شد. داده‌ ها با استفاده از نرم‌ افزار آماری SPSS-16، student’s t-test،Chi-Square  و Fisher’s exat test تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ ها: بیماران در محدوده سنی 43-15 سالگی قرار داشتند. آنتی ‌بادی اختصاصی علیه ماده غذایی آلرژن در 31 نفر (31 درصد) مثبت بود و بیشترین آلرژی غذایی به بادام زمینی در 5 بیمار (16.1 درصد) مشاهده شد. میانگین طول مدت بیماری در بیماران با آلرژی غذایی 4.5±2.6 سال و در گروه بدون آلرژی 3.5±2.9 سال بود که تفاوت آن از لحاظ آماری معنی ‌دار نبود. تغییرات مربوط به کیفیت زندگی بیماران با آلرژی بعد از یک ‌ماه پرهیز از غذای آلرژن از نظر آماری معنی ‌دار بود (P<0.05)؛ ولی تغییرات مربوط به علایم بیماری از قبیل شدت دفع بلغم و گاز معنی ‌دار نبود.نتیجه‌ گیری: با توجه به فراوانی نسبتا بالای آلرژی غذایی در سندرم روده تحریک ‌پذیر و وجود تفاوت معنی‌ دار از نظر تغییرات کیفیت زندگی و شدت درد شکمی بعد از یک ‌ماه پرهیز از عامل آلرژن به ‌نظر می ‌رسد که انجام تست آلرژی غذایی در همه مبتلایان مفید باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 431

دانلود 84 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    92
  • صفحه پایان: 

    97
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    301
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

زمینه و هدف: صدمات داخلی ناشی از ترومای زانو شیوع نسبتا بالایی دارند و برای بررسی آسیب احتمالی منیسک ‌ها و لیگامان‌ های متقاطع زانو، تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (magnetic resonance imaging: MRI) به‌ طور مکرر انجام می ‌شود. در حالی که استفاده از سونوگرافی برای تشخیص ضایعات داخلی مفصل زانو هنوز مورد اختلاف نظر بوده و مطالعات گذشته نتایج متفاوتی به همراه داشته است. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی سونوگرافی در مقایسه با MRI در صدمات ناشی از ترومای زانو انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 73 بیمار با ترومای زانو مراجعه کننده به مرکز تصویربرداری MRI بیمارستان امام ‌خمینی (ره) ساری از آذر ماه 1388 لغایت اردیبهشت ماه 1389 انجام شد. پس از انجام MRI برای همه بیماران سونوگرافی از زانوی صدمه دیده انجام شد. سونوگرافی و MRI توسط دو رادیولوژیست که از نتایج گزارش یکدیگر ‌اطلاع نداشتند؛ انجام شد. داده‌ ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-16 و رسم جدول توصیف شد. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی سونوگرافی تعیین شد.یافته‌ ها: سن 91.9 درصد بیماران زیر 40 سال بود. 61 نفر (83.6 درصد) از بیماران مرد و 12 نفر (16.4 درصد) زن بودند. شایع‌ ترین شکایت بیماران درد مفصلی (89 درصد) بود. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی سونوگرافی در مقایسه با MRI در تشخیص ضایعات لیگامان کولترال داخلی (MCL) به ترتیب 100 درصد، 94.28 درصد، 42.86 درصد و 100 درصد و در تشخیص ضایعات لیگامان متقاطع قدامی (ACL) به ترتیب 65 درصد، 100 درصد، 100 درصد و 70.21 درصد تعیین شد. همچنین این مقادیر در تشخیص ضایعات منیسک داخلی (MM) به ترتیب 61.90 درصد، 94.23 درصد، 81.25 درصد و 85.96 درصد و در تشخیص ضایعات منیسک خارجی (LM) 100 درصد، 97.14 درصد، 60 درصد و 100 درصد تعیین گردید.نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان داد که استفاده از سونوگرافی در موارد اورژانس بررسی سلامت لیگامان متقاطع قدامی و منیسک داخلی کمک کننده است. چنانچه علایم بالینی به نفع وجود آسیب داخلی زانو است؛ با توجه به حساسیت کمتر سونوگرافی در تشخیص پارگی تروماتیک لیگامان متقاطع قدامی و منیسک داخلی استفاده از MRI توصیه می‌ شود.

آمار یکساله:  

بازدید 301

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    3 (پی در پی 43)
  • صفحه شروع: 

    98
  • صفحه پایان: 

    103
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    1254
  • دانلود: 

    135
چکیده: 

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم اولین تا دومین سرطان شایع دستگاه تناسلی زنان در کشورهای در حال توسعه می ‌باشد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سرطان دهانه رحم با مصرف قرص‌ های پیشگیری از بارداری انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 128 بیمار مبتلا به سرطان دهانه رحم مراجعه کننده به مرکز رادیوتراپی جرجانی و انستیتو کانسر و 128 زن سالم مراجعه کننده به درمانگاه‌ های زنان بیمارستان‌ های امام خمینی (ره) و امام حسین (ع) تهران در سال 1387 انجام شد. اطلاعات به روش مصاحبه و مراجعه به پرونده ‌های پزشکی بیماران تکمیل شد. داده‌ ها با استفاده از نرم ‌افزار آماری SPSS-11، student’s t-test، Chi-Square، Fisher’s exat test و Pearson's correlation تجزیه و تحلیل شدند.یافته ‌ها: 81 نفر (63.3 درصد) از گروه مورد و 46 نفر (35.9 درصد) از گروه شاهد قرص پیشگیری از بارداری مصرف نموده بودند. بین سرطان دهانه رحم و سابقه مصرف قرص ‌های پیشگیری از بارداری و نیز طول مدت مصرف قرص ارتباط آماری معنی ‌داری وجود داشت (P<0.05). نسبت شانس ابتلا به سرطان دهانه رحم با مصرف قرص ‌های پیشگیری از بارداری 3.072 (95%CI: 1.05-2.91) برآورد شد و با افزایش طول مدت به بیش از 8 سال، به 5.2 برابر افزایش یافت. بین سرطان دهانه رحم با سن شروع مصرف،‌ الگوی مصرف و فاصله از آخرین مصرف قرص‌ های پیشگیری از بارداری ارتباط آماری معنی ‌داری یافت نشد.نتیجه ‌گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف قرص‌ های پیشگیری از بارداری باعث افزایش 3 برابری ابتلا به سرطان دهانه رحم می ‌شود.

آمار یکساله:  

بازدید 1254

دانلود 135 استناد 352 مرجع 0