مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

فلسفه دین | سال:1397 | دوره:15 | شماره:1

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    23
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    479
  • دانلود: 

    155
چکیده: 

اندیشه وران مسلمان، نظریه های مختلفی درباره تبیین ماهیت انسان عرضه کرده اند. این اختلاف نظر آنان، موجب می شود تا برای دریافت تبیین درستی از ماهیت انسان، به معارف وحیانی توجه کنیم. معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه، در تکوین ماهیت انسان، به دو مرحله باور دارند: یکی تکوین جوهره انسان و دیگری تکوین ساحت های ترکیبی او. بر همین اساس، انسان از منظر جوهری، با سایر مخلوقات یکی است و از منظر ترکیب، با آنها تمایز دارد. در مرحله اول جوهره انسان، از نور لایزال الهی نشات می گیرد و در مرحله دوم، از ساحت های گوناگونی برخوردار می شود. ساحت های انسان به طور عمده، دو ساحت جسمانی و روحانی هستند، ولی ساحت روحانی، خود ابعاد مختلفی چون حیات، شهوت، ناطقه و ایمان (عقل) دارد. به این ترتیب، در تعریف انسان از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه چنین می توان گفت: «انسان جوهری نورانی است که مرکب از دو ساحت جسم و روح بوده و دارای ابعاد گوناگون روح مانند حیات، شهوت، ناطقه و ایمان است».

آمار یکساله:  

بازدید 479

دانلود 155 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

منصوری بیژن

نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    123
  • صفحه پایان: 

    149
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    350
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

هدف: فکر و آگاهی برای انسان به عنوان یک موجود آگاه و مختار بسیار مهم است. برای جوامعی که دین الهی را به عنوان عنصر اصلی زندگی خود پذیرفته اند، این مساله که چه فکری، فکر دینی و چه معرفتی، معرفت الهی محسوب می شود، بسیار اساسی است. هدف این نوشتار بررسی چیستی معرفت دینی اسلامی از دیدگاه استاد جوادی آملی خواهد بود. این مقاله مولفه های معرفت دینی و چگونگی حصول آن را از دیدگاه استاد معلوم می کند. روش تحقیق در این نوشتار، توصیفی - تحلیلی است و از دیگر روش های پژوهش استفاده نمی شود. استاد جوادی عقل و نقل را دو وسیله تحصیل معرفت دینی می داند. از دیدگاه ایشان امکان ندارد کسی بتواند بدون پشتوانه های عقلی به متون دینی مراجعه کند و به معرفت دینی نائل شود. فهم متون دینی خالی الذهن برای هیچ کس اتفاق نمی افتد و طرفداران مکتب تفکیک که چنین داعیه ای دارند، خود دچار اختلاف های فراوانی در فهم متون دینی هستند. البته ایشان نظریه تکامل معرفت دینی را (که عقل را معیار درستی و نادرستی فهم متون دینی می داند) نیز نمی پذیرد. از نظر استاد سنجش عقلی و نقلی دو مولفه ای هستند که در تعامل با هم، معرفت دینی را شکل می دهند. سنجش عقلانی در قالب عقل مصباح و عقل منبع نمایان می شود و سنجش نقلی در رجوع به الفاظ قرآن و سنت. این دو مولفه در نمایاندن معرفت دینی با هم تعاضد دارند و اگر بنا بر فرض محال، تعارضی رخ دهد، این تعارض با ترجیح یکی بر دیگری حل می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 350

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    151
  • صفحه پایان: 

    172
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    210
  • دانلود: 

    41
چکیده: 

ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) شرط نجات و رستگاری اخروی مومنان به دین خود را در گرو ایمان می دانند، البته ایمانی که نجات بخش است، نه ایمان غیر نجات بخش. در واقع ایمان نجات بخش ایمانی محسوب می شود که واقعی و حقیقی باشد و از متون مقدس دینی گرفته شده باشد. اما این ایمان نجات بخش چه ایمانی است؟ ملاصدرا ایمان نجات بخش را که عامل رستگاری انسان است، ایمانی می داند که از طریق برهان و کشفی باشد در مقابل ایمان سمعی و عوام الناس. لوتر ایمانی را نجات بخش می داند که فرد مومن اعتقاد قلبی و اعتماد و اطمینان راسخ به ایمان داشته باشد، نه صرف زبانی و بدون اطمینان. کالون نیز ایمانی را نجات بخش می داند که اطمینان و اعتماد قلبی و راسخ باشد تا بتواند بر شک ها و تردیدهایی که این اطمینان قلبی را تضعیف می کند، غلبه کند. این پژوهش برای یافتن پاسخ به سوال فوق به بررسی و بیان آرای ملاصدرا از متالهان مسلمان و لوتر و کالون از متالهان مسیحی می پردازد که به عنوان رهبران نخستین مذهب پروتستان نام برده می شوند.

آمار یکساله:  

بازدید 210

دانلود 41 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    173
  • صفحه پایان: 

    194
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    35
چکیده: 

در جستار پیش رو در صددیم با تبیین استقلال ذاتی اخلاق، رابطه آن را با دین بیان و با بررسی آموزه های اخلاقی کانت و علامه طباطبایی موضع این دو اندیشمند را در ذیل این مساله بیان کنیم. مبحث اخلاق و ارتباط آن با دین ارتباط وثیقی با مبحث ارزش شناسی گزاره های اخلاقی و کارکرد عقل عملی دارد. لذا بحث در باب یکی بدون پرداختن به دیگری عقیم خواهد بود. در این جستار نیز پس از تبیین کوتاهی پیرامون موضع و ساختارهای اساسی معرفت شناسی کانت و علامه طباطبایی درباره احکام اخلاقی، مهم ترین دیدگاه های این دو اندیشمند در بحث استقلال اخلاق از دین بررسی خواهد شد. در ادامه با بیان محورهای اشتراک و افتراق این دو اندیشمند، نشان داده می شود که بسته به معنای ذاتی در احکام اخلاقی، می توان این دو را قائل به استقلال ذاتی اخلاق از دین دانست، زیرا هر دو اندیشمند برآن هستند که عقل عملی با معیارهای عقلانی خود می تواند خوبی و بدی اعمال را تشخیص دهد، در عین حال عقل به منزله منبع اصلی شناخت احکام ارزشی، گاه به نقش تکمیل گر دین نیز محتاج است. در پایان به چند کاستی در دیدگاه کانت اشاره شده که دیدگاه علامه طباطبایی مصون از آنهاست.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 35 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

لاجوردی فاطمه

نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    195
  • صفحه پایان: 

    226
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    144
  • دانلود: 

    33
چکیده: 

طریق مهایانه شاخه بزرگی از دین بودایی است که در کشورهای چین، نپال، تبت، مغولستان، کره، تایوان، ویتنام و ژاپن پیروان بسیار دارد. این آیین که جدیدتر از شاخه خواهر آن، یعنی تهره واده (هینه یانه) به شمار می رود، بر مبادی و اصولی مشابه با آن استوار است، اما بر برخی از آنها تاکید بیشتری دارد و تفسیرهای متفاوتی را از آنها ارائه می دهد. نظریه خلا و آموزه های وابسته به آن، اعتقاد به آرمان بدهیستوه، وجود بدهیستوه های متعدد و تاکید بر یاد کردن سوگند بدهیستوه و بالاخره طریق سرسپردگی یا بهکتی مارگه از برجسته ترین اصول شکل دهنده مهایانه، و وجه تمایز آن با تهره واده شمرده می شوند. افزون بر این، شاخه مهایانه بدون رد کردن متون مقدس هینه یانه، در هر یک از مکاتب متعدد خود دارای متون پذیرفته شده و مرجعی است که بیان کننده دیدگاه های آن مکاتب هستند. یکی از قدیمی ترین جریان های فکری درون مهایانه، مکتب مادهیه میکه (راه میانه) است که نظریه خلا (شونیه یا شونیتا) از جمله اصول بنیادی آن به شمار می رود و از همین رو، شونیه واده یا شونیتاواده نیز نامیده می شود. در این مقاله کوشش بر آن است که ضمن ارائه تاریخچه مختصری از شکل گیری طریق مهایانه و مکتب مادهیه میکه، آموزه خلا از دیدگاه این جریان فکری - فلسفی تعریف و رابطه آن با سایر اصول مهایانه بررسی شود.

آمار یکساله:  

بازدید 144

دانلود 33 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    227
  • صفحه پایان: 

    250
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    140
  • دانلود: 

    47
چکیده: 

رویکرد پوزیتیویستی در علوم طبیعی جدید اعتقاد دارد که روش علوم طبیعی منحصر به تجربه است. این رویکرد در طول سده های اخیر با پذیرش عام مواجه بود، به گونه ای که پیشرفت علوم طبیعی مدیون آن قلمداد شد. به چالش کشیده شدن این نگاه در نیمه دوم سده بیستم، برخی فلاسفه علم و نیز دانشمندان علوم اجتماعی را واداشت با مطرح کردن نقش پیش فرض ها اعم از پیش فرض های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی و نیز برخی عوامل جامعه شناختی و روان شناختی، انحصار روش علوم طبیعی را دستکم در برخی مراحل علم طبیعی بشکنند. در مقاله حاضر تلاش می کنیم ضمن تبیین برخی پیش فرض های معرفت شناختی علوم طبیعی جدید و مقایسه آن با پیش فرض هایی مطرح در علوم طبیعی ماقبل مدرن، نشان دهیم که با وجود برخی مبانی معرفت شناختی مشترک، میان علوم طبیعی جدید و قدیم، تفاوت های مبنایی وجود دارد که بر اساس آن نمی توان علوم جدید را تداوم طبیعیات قدیم دانست و الگوی جدید علوم طبیعی با رویکردی ماده گرایانه و یک بعدی، ضمن محروم کردن خود از دستیابی به برخی حقایق، علوم طبیعی را در جایگاه شایسته خود قرار نداده است.

آمار یکساله:  

بازدید 140

دانلود 47 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    25
  • صفحه پایان: 

    49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1724
  • دانلود: 

    400
چکیده: 

مرگ اندیشی در نگاه هایدگر و تاثیر آن بر معنای زندگی ناشی از رابطه انسان با هستی و هستی معطوف به مرگ اوست. هایدگر مرگ اندیشی را مختص دازاین اصیل دانسته و زندگی اصیل را معنادار می داند. او اندیشه مرگ را نیرویی برای گسست از پوچی روزمرگی و معناداری زندگی به شمار می آورد. در مواجهه با نیستی و تکاپو در میدان مرگ آگاهی دازاین قادر به کسب بصیرت نسبت به واقعیت جهان، آزادی و اصالت بخشیدن به زندگی خود و به تبع معنا وجهت دادن به زندگی است. حفظ هویت فردی، کشف امکانات وجودی دازاین در این دنیا، انتخاب آگاهانه و زندگی متفکرانه و مسوولیت در برابر خود و دیگران از پیامدهای زندگی اصیل و معنادار است. دیدگاه هایدگر در زمینه معنای زندگی دیدگاهی طبیعت باور بود. به نظر هایدگر، معیار بیرونی برای عمل انسانی وجود ندارد و انسان خود آفریننده ارزش هاست. اصالت و ارزشمند بودن در گرو انتخاب و تعیین نشدن توسط معیارهای بیرونی و دیگران است. به نظر وی آنچه مهم است، در راه بودن است، حتی اگر هدفی به عنوان هدف نهایی وجود نداشته باشد. از دیدگاه هایدگر زندگی معنادار لازمه هستی اصیل است که در آن انسان به دلیل ترس از مرگ و برای رهایی از دلهره ناشی از ترس از مرگ، به زندگی معنا می بخشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1724

دانلود 400 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

کریمی مهدی

نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    251
  • صفحه پایان: 

    274
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    43
چکیده: 

آیات و روایات بسیاری بر این مطلب دلالت دارند که هر آنچه در کائنات است، از ذوی العقول و غیر آن، تسبیح گوی خداوند متعال بوده و هستند. این ظهور یا تصریح، در تاریخ اندیشه اسلامی شرح و بسط های مختلفی را موجب شده است. عارفان، فیلسوفان و متکلمان و نیز مفسران و محدثان هر یک بر اساس مبانی و مشارب خاص خود، به تبیین این موضوع پرداخته اند. آنچه در این نوشتار می آید، نخست بیان اقسام مختلف نصوص دینی و سپس دسته بندی و ارائه هشت رویکرد و نظریه در تبیین آنهاست، به گونه ای که تا کنون در آثار موجود یافت نشده است. در پایان، تحلیل و نقد نظریات به همراه بررسی لوازم هر یک ارائه خواهد شد. نتیجه سخن آنکه، از حیث وجودشناختی سریان نوعی شعور و حیات در تمام مراتب هستی از یک سو و از حیث معرفت شناختی دلالت هر موجودی بر وجود و تنزیه خالقش از سوی دیگر، ما را به پذیرش تسبیح حقیقی کائنات -که مفاد قطعی آیات و روایات است- رهنمون می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 43 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

غفاری ابوالحسن

نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    275
  • صفحه پایان: 

    291
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    112
  • دانلود: 

    45
چکیده: 

نظریه مثل در طول تاریخ فلسفه موافقان و مخالفانی دارد. عده ای مانند فارابی، ابن سینا و میرداماد آن را نقد و تاویل کرده اند. دو حکیم مسلمان سید احمد علوی شاگرد میرداماد و ملامحمد بن علیرضا بن آقاجانی شاگرد ملاصدرا از منظر متفاوتی به این نظریه نگریسته و نقدهای ابن سینا و میرداماد را به چالش کشیده اند. در این مقاله ابتدا به طرح مساله و گزارشی از نظریه مثل و پس از آن به بررسی و تحلیل انتقادی این دو حکیم از تفسیر و تاویل های ابن سینا و میرداماد پرداخته ایم. یافته های مقاله نشان می دهد که هم ابن سینا و هم میرداماد در تبیین و نقد نظریه مثل افلاطونی دچار مغالطه و خلط شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 112

دانلود 45 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    51
  • صفحه پایان: 

    72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    77
  • دانلود: 

    45
چکیده: 

از دیرباز چگونگی رابطه «دین و فلسفه» از جمله دغدغه های فکری عالمان دین و فیلسوفان بوده و هست. از میان فیلسوفان مشاء، ابونصر فارابی و ابن سینا تلاش گسترده ای کرده اند تا این دو را با هم همساز و هماهنگ نشان دهند. در این مقاله تلاش می کنیم در دو مساله مهم و به ظاهر مورد اختلاف فلسفه و دین، یعنی «خداوند و خالقیت او» و «دیرینگی عالم»، با استناد به کلمات «حکمای مشاء» همسویی دین و فلسفه را نشان دهیم. اساس تحقیق در این نوشتار، بیشتر کلمات فیلسوفان مشائی به ویژه فارابی، ابن سینا و ارسطو است که با آموزه های دینی مقایسه شده اند. برای تحقق اهداف این نوشتار ابتدا دیدگاه های ارسطو به عنوان موسس فلسفه مشاء در دو موضوع مورد بحث مقاله، ذکر و بررسی شده است. سپس نظریات فارابی و ابن سینا به عنوان شاخص ترین فیلسوفان مسلمان مشائی با آموزه های برخی از آیات قرآن به عنوان متقن ترین منبع اسلام مقایسه شده است. در نهایت و پس از بررسی این دیدگاه ها به این نتیجه خواهیم رسید که در این موضوعات، اختلاف مبنایی بین «آموزه های دین» به ویژه «دین اسلام» با آموزه های فلسفه وجود ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 77

دانلود 45 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    73
  • صفحه پایان: 

    91
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    159
  • دانلود: 

    55
چکیده: 

مقاله پیش رو تحقیق و بررسی روش تفسیر عرفانی ابن عربی یکی از اقطاب عرفان اسلامی است.در این تحقیق پس از بیان کوتاه شخصیت و آثار تفسیری، به روش تفسیری او که بر اساس کشف و شهود عرفانی الهام ربانی است، با امعان نظر در آثار تفسیری وی توجه شده است. ابن عربی اگر چه معتقد است: کشف و شهود می تواند الهامات ربانی باشد و هم القائات شیطانی و تلبیس ابلیس، به ناچار نیازمند به میزان صدق از عقل، کتاب و سنت است، در عین حال در میدان عمل نتوانست، پایبندی عملی به اصول ذکرشده را حفظ کند. سوالات محوری مقاله، عبارتند از : - روش تفسیری عرفانی ابن عربی بر چه اساسی استوار است؟ - آیا کشف و شهود عرفانی به تنهایی روش کاملی برای تفسیر قرآن خواهد بود؟ - آیا کشف و شهود عرفانی نیاز به میزان صدق دارد؟ - راه تشخیص الهامات ربانی، از القائات شیطانی چیست؟ - میزان پایبندی عملی ابن عربی به میزان صدق چه اندازه است؟ آنچه تحقیق و بررسی روش تفسیری او را مشکل می کند، دس و تحریفی است که به نظر اهل فن در آثار او انجام گرفته است. به هر حال آثار موجود، در برخی از نظر عقل، کتاب و سنت دفاع منطقی ندارند، به نحوی که حتی طرفداران او را ناچار می کند که بحث دس و تحریف در آثار وی را پیش بکشند که به نمونه های آنها اشاره شده است. در پایان نتایج بحث خاتمه بخش این تحقیق خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 159

دانلود 55 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

آهی محدثه | گندمی رضا

نشریه: 

فلسفه دین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    93
  • صفحه پایان: 

    122
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    182
  • دانلود: 

    60
چکیده: 

نظر به اینکه نسبی گرایی اخلاقی ریشه در نسبیت معرفت دارد، پرداختن به مبانی معرفتی آن ضرورت دارد. در این نوشتار سه مبنای عقل گرایی، فردگرایی و تقلیل گرایی بررسی خواهد شد. از آنجا که نسبی گرایی شاید در سطح اخلاق دینی نیز مطرح شود، با قید اخلاق سکولار امکان اول از بحث خارج می شود. از میان مبانی نسبی گرایی، عقل گرایی حداقلی بر آن است که محرک اخلاقی انسان عقل نیست، بلکه احساس است. عقل صرفا ابزاری محاسبه گر و در خدمت میل خواهد بود، در این مبنا، با کمرنگ شدن عقلانیت، اعتبار تمامی دیدگاه های اخلاقی از بین می رود. بر اساس فردگرایی همه انسان ها به نحو برابر و آزادانه حق زندگی و تعیین ارزش های اخلاقی خود را دارند. در این مبنا «دیگری» در حاشیه قرار می گیرد. عدم آگاهی از تمامی امیال فردی و نبود راهکار به هنگام بروز تعارض از نقص های این مبناست. تقلیل گرایی به عنوان مبنای دیگر، با نفی خیر اعلی یا حقیقت اخلاقی، نگاه تک بعدی به انسان دارد و اخلاق را به امری ذهنی و در جهت رفع نیازهای زیستی انسان فرومی کاهد. این مبنا، با نادیده گرفتن جنبه روحانی انسان، حقیقت اخلاقی را توهم می داند، در حالی که با تک بعدی نگری هم اصالت تقلیل گرایی را به عنوان یک دیدگاه معتبر زیر سوال می برد و هم با نفی ارزش برتر اخلاقی، ارزش های فرعی و زیستی انسان را نیز از او می گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 182

دانلود 60 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID