مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    1-7
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    725
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع بالای زایمان زودرس و عوارض شناخته شده آن و وجود گزارشهایی که تاثیر مثبت نیفیدیپین و سولفات منیزیم را در پیش گیری از زایمان زودرس مطرح نموده اند و با توجه به تفاوتی که در قیمت و نحوه مصرف این دو دارو وجود دارد و به منظور مقایسه اثرات درمانی نیفیدیپین و سولفات منیزیم در پیش گیری از زایمان زودرس این تحقیق بر روی مراجعه کنندگان زایشگاه شبیه خوانی کاشان طی سالهای 79-1377 انجام شد.مواد و روشها: این مطالعه با روش کارآزمایی بالینی (Clinical trial) بر روی بیماران با حاملگی بین 37-20 هفته و مبتلا به انقباضات رحمی بستری در زایشگاه شبیه خوانی کاشان پس از حذف متغیرهای مخدوش کننده صورت پذیرفت. بیماران بطور تصادفی به 2 گروه تقسیم شده، گروه مورد تحت درمان با نیفیدیپین و گروه شاهد تحت درمان با سولفات منیزیم قرار گرفتند. ضربان قلب جنین، فشار خون مادر و عوارض مادری حین درمان ثبت می گردید. در صورت موفقیت درمانی و ترخیص بیماران، پی گیری بیماران هنگام مراجعه جهت زایمان صورت می گرفت که وزن هنگام تولد، آپگار دقیقه پنجم، تعداد زایمان نوزادان بستری شده و مدت بستری آنان ثبت گردیده و مورد قضاوت آماری قرار گرفت.یافته ها: به لحاظ سن مادر، سن حاملگی، پاریتی مشابه بودند. میزان تاخیر زایمانی در گروه نیفیدیپین 31.72±24 روز و در گروه سولفات منیزیم 42±28.9 بود. در گروه نیفیدیپین 7 نوزاد (28 درصد) با میانگین 6.85 روز و در گروه سولفات منیزیم 5 نوزاد (20 درصد) با میانگین 7.6 روز در بخش مراقبت ویژه نوزادان (NIGU) بستری شدند. میانگین وزن اختلافات فوق از نظر آماری معنی دار نبود. در هیچ کدام یک از گروه ها دارو واقع نشد ولی میزان شکایات گروه سولفات منیزیم 100 درصد و گروه نیفیدیپین 40 درصد بود (P<0.0001).نتیجه گیری: با توجه به مشابه بودن تاثیر داروها در تاخیر زایمانی و میانگین وزن هنگام تولد در هر دو گروه و بالاتر بودن عوارض دارو در گروه سولفات منیزیم و هزینه کمتر و نحوه تجویز آسانتر نیفیدیپین، استفاده از این دارو در پیش گیری از زایمان زودرس منطقی به نظر می رسد. در ضمن تحقیقات مشابه توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 725

دانلود 94 استناد 2 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    8-14
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    185
  • دانلود: 

    23
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع بالای اختلالات گوارشی و نقش عمده هلیکوباکترپیلوری در بروز گاستروآنتریت، زخم اثنی عشر و آدنوکارسینومای معده و عدم وجود یک روش استاندارد طلایی مورد پذیرش عموم و به منظور مقایسه آزمونهای تهاجمی و غیر تهاجمی جهت تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری این تحقیق بر روی مراجعه کنندگان به بیمارستان شهید بهشتی کاشان در سال 1379 انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی از نوع تشخیصی بر روی 127 بیمار که با علایم مختلف بیماری معده مراجعه و دارای اندیکاسون اندوسکوپی بودند، صورت پذیرفت. ضمن انجام گاستروسکوپی نمونه های متعدد از آنتر معده جهت کشت، پاتولوژی و اوره آز سریع و جهت بررسی آنتی بادی IgG علیه باکتری از بیمار 5cc خون گرفته شد. استاندارد طلایی در این مطالعه بر اساس کشت مثبت و همچنین بر اساس هیستولوژی توام با اوره آز سریع بود و میزان حساسیت، ویژگی، PPV و NPV هر یک از شاخصهای کشت، اوره آز سریع، هیستولوژی و الیزا با استاندارد مناسب محاسبه گردید.یافته ها: تحقیق بر روی 127 نفر با سنین 46.3±18 سال، 75.5 درصد مرد و 42.5 درصد زن انجام گرفت. مقایسه هر یک از آ‍زمونهای هیستولوژی، کشت، اوره آز سریع و الیزا با استاندارد طلایی کشت نشان داد که هر یک از آزمونها به تنهایی و یا توام بودن دو آزمون از سه آزمون هیستولوژی، اوره آز سریع و الیزا از ارزش تشخیصی مناسبی برخوردار نیستند و در این مقایسه اوره آز سریع با PPV و NPV به ترتیب 59.3 و 92.3 از بیشترین ارزش برخوردار است. مقایسه هر یک از آزمون ها به تنهایی و یا هیستولوژی توام با الیزا و یا اوره آز استاندارد طلایی هیستولوژی توام با اوره آز سریع نشان داد که کشت از کمترین ارزش تشخیصی با PPV و NPV به ترتیب 56.7 و 50 درصد و هیستولوژی با بالاترین PPV و NPV به ترتیب 90 و 100 درصد برخوردار است. مقایسه آزمون الیزا با استانداردهای طلایی مختلف نشان داد که این آزمون از ویژگی بسیار پایین برخوردار است و حتی همراهی این آ‍زمون با هیستولوژی و یا اوره آز سریع نمی تواند تاثیر چندانی در تشخیص بگذارد.نتیجه گیری: نتیجه این که در ایران از اوره آز سریع و هیستولوژی به صورت توام در تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری می توان استفاده کرد و آزمون سرولوژی الیزا با کیت های تجارتی به دلیل ویژگی بسیار پایین توصیه نمی گردد ولی نتیجه منفی آن ممکن است گاهی کمک کننده باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 185

دانلود 23 استناد 0 مرجع 2
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    15-21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    214
  • دانلود: 

    32
چکیده: 

سابقه و هدف: نظر به شیوع عفونتهای زخم محل انسیزیون و عوارض شناخته شد آن و وجود این عارضه در آپاندیسیت پرفوره گانگرنه و گزارش های موفق در زمینه استفاده از آنتی بیوتیک های موضعی جهت کاهش میزان پیش گیری از عفونت، به منظور تاثیر شستشو بافت زیر جلد محل انسیزیون با محلول آمپی سیلین در پیش گیری از عفونت زخم در آپاندیسیت های پرفوره و یا گانگرنه این تحقیق صورت پذیرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی بر روی دو گروه از بیماران که تحت عمل جراحی با برش مک بورتی قرار گرفته بودند، انجام گرفت. کلیه بیماران قبل از عمل یک دوز کفلین وریدی دریافت کرده و سه روز پس از عمل نیز از آنتی بیوتیک های وریدی مترونیدازول و جنتامایسین و سپس تا روز هفتم به صورت خوراکی سیپروفلوکساسین دریافت نموده و تا 30 روز پس از عمل از نظر بروز علایم موضعی و شواهد بالینی عفونت پی گیری شدند. زیر جلد در هر دو گروه شاهد در زمان ترمیم زخم با نرمال سالین و گروه مورد مطالعه با نرمال سالین و آمپی سیلین شستشو و ترمیم صورت گرفت.یافته ها: 74 نفر در دو گروه 37 نفری که با دو روش A و B ترمیم زخم صورت گرفت، بیماران در دو گروه از نظر سن و جنس مشابه بودند. شیوع عفونت در گروه شاهد، 13.5 درصد و در گروه مورد، 10.8 درصد بود. سن، جنس و نوع عارضه آپاندیس در بروز عفونت نقش نداشته، در حالی که ضخامت زیر جلد بیشتر از 2 سانتی متر عفونت زخم را افزایش می داد (P<0.07).نتیجه گیری: شستشوی زیر جلد با محلول آمپی سیلین در مقایسه با نرمال سالین تنها در پیش گیری عفونت نقش ندارد. تحقیق برای تعیین تاثیر در زخم های با ضخامت زیر جلدی بیش از 2 سانتی متر را توصیه می نماید. و در زخم های با ضخامت کمتر از 2 سانتی متر در افراد جوان پس از شستشوی ساده به طور اولیه می توان ترمیم انجام داد.

آمار یکساله:  

بازدید 214

دانلود 32 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    22-27
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1725
  • دانلود: 

    168
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه (GBS) B و عوارض شناخته شده آن به عنوان عاملی در ایجاد عفونت زودرس اولیه نوزادان و انتقال باکتری از مادر به نوزاد و عدم اطلاع از میزان آن در منطقه به منظور تعیین شیوع فراوانی GBS در زنان حامله و رابطه آن با عفونت زودرس نوزادی و عفونت دوران نفاس، این تحقیق بر روی افراد حامله مراجعه کننده به درمانگاه زایشگاه شبیه خوانی در سال 1379 در کاشان انجام گرفت.مواد و روشها: تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی بر روی 400 خانم باردار با سن حاملگی 35 هفته و بالاتر صورت پذیرفت. نمونه گیری به روش سرشماری و مبتنی بر هدف بود، پرسش نامه ای حاوی اطلاعات در رابطه با سن، شغل، ملیت، میزان تحصیلات، محل سکونت، تعداد زایمان، تعداد سقط، سابقه زایمان زودرس، سابقه دیابت و بیماری زمینه ای تکمیل گردید. نمونه گیری با سواپ استریل توسط رزیدنت زنان از واژن به عمل آمد و نمونه ها در محیط ترانسپورت قرار گرفته و بلافاصله به آزمایشگاه منتقل گردید و در محیط اختصاصی تادهویت کشت داده شد و باکتری ایزوله شده با آزمون های بیوشیمیایی شناسایی گردید و اطلاعات با آزمون های آماری کای دو و فیشر تحلیل شد. عفونت GBS شناخته گردیده در افراد مبتلا پی گیری شد. عفونت در نوزاد مادران کلونیزه و همچنین مادران، پس از زایمان تعیین شد.یافته ها: از 400 نمونه مورد بررسی، 23 مورد (5.8 درصد) استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه B از واژن ایزوله گشت و از 23 نوزاد متولد شده از مادران با کلونیزاسیون مثبت 2 مورد (8.7 درصد) مبتلا به سپسیس ناشی از استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه B شده و نقش کلونیزاسیون مثبت در واژن در ایجاد عفونت زودرس نوزادان تایید گردید (P<0.003). هیچ یک از خانم های حامله با کلونیزاسیون واژینال مثبت استرپتوکوک به عفونت نفاسی پس از زایمان مبتلا نگشتند. عواملی نظیر بیماری زمینه ای، دیابت، تعداد سقط، نحوه زایمان، ملیت، شغل، پارگی زودرس کیسه آب، تحصیلات و محل سکونت تاثیری بر میزان کلونیزاسیون واژینال با استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه B نداشت.نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به اینکه عفونت GBS در منطقه در حد نازلی بود ولی عفونت در نوزادان آنها بیشتر از حد اعلام شده است، تحقیق برای شناخت علل افزایش عفونت در نوزادان توصیه می گردد و همچنین بررسی اثر آموزش های بهداشتی برای زنان حامله و انجام پروفیلاکسی آنتی بیوتیکی برای مادران با کلونیزاسیون مثبت جهت کاهش عوارض بعدی توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 1725

دانلود 168 استناد 0 مرجع 1
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    28-31
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    161
  • دانلود: 

    18
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع دل درد مزمن و عوارض شناخته شده درمان آن بدون شناخت علت ایجاد کننده و عدم اطلاع از شیوع هیلکوباکترپیلوری و گزارش های متفاوت از قدرت آزمون اوره آز سریع به منظور تعیین شیوع هلیکوباکترپیلوری در کودکان مبتلا به دل درد مزمن، این تحقیق بر روی کودکان مراجعه کننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان شهید بهشتی کاشان به علت دل درد مزمن در سال های 79-1378 انجام گرفت.مواد و روشها: تحقیق به روش توصیفی بر روی 39 کودک در گروه سنی 18-3 سال که با علایم دل درد مزمن مراجعه نموده بودند، صورت پذیرفت. همه بیماران توسط فوق تخصص گوارش کودکان آندوسکوپی و سپس نمونه های بیوپسی با آزمون اوره آز سریع و پاتولوژی از نظر هلیکوباکترپیلوری بررسی شد. خصوصیات سن، جنس و بعد خانوار بررسی شد. یافته های آندوسکوپی (طبیعی، ازوفاژیت، گاستریت، ندولاریتی، اولسر معده، دئونیت و اولسر دئودنوم ثبت گردید. شیوع آلودگی با هلیکوباکترپیلوری در نمونه ها تعیین و فاصله اطمینان آن برآورد و قدرت آزمون اوره آز سریع تعیین گردید.یافته ها: تحقیق در 39 کودک در گروه سنی 9.9±4.1 سال که 17 نفر مذکر (43.6 درصد) و 22 نفر مونث (56.4 درصد) بودند و به مدت حداقل 3 ماه و با میانگین 13 ماه دل درد داشتند، انجام گرفت. شیوع آلودگی 30.8 درصد بود و ارزش پیش بینی آزمون اوره آز 50 درصد و ارزش منفی 77.8 درصد بود.نتیجه گیری و توصیه ها: هلیکوباکترپیلوری در اکثر کودکان مبتلا به دل درد مزمن دیده نمی شود و این سوال مطرح می شود که آیا درمان ضد هلیکوباکترپیلوری در همه این کودکان درست است؟ اگر چه حجم نمونه ها کم بود، اما به نظر می رسد آزمون اوره آز سریع قدرت لازم برای تشخیص هلیکوباکترپیلوری در منطقه ما ندارد و تحقیق بیشتر توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 161

دانلود 18 استناد 1 مرجع 1
نویسندگان: 

نوروزی عبدالصاحب

نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    32-38
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    123
  • دانلود: 

    12
چکیده: 

سابقه و هدف: شکل گیری و موفوژنز هرارگان تحت تاثیر میان کنش های متعدد بافتی از قبیل میان کنش های بافتهای اپی تلیال – مزانشیمی صورت می گیرد که اساس شیمیایی موجود در آن، هنوز کاملا شناخته نشده است. یکی از مناسب ترین مدلها دندان پستانداران بویژه پالپ است که پدیده های مهاجرت، تکثیر و تمایز سلولی از جمله فرآیندهایی هستند که در طی مراحل مختلف تکامل پالپ تحت تاثیر ماتریکس خارج سلولی رخ می دهد و در این راستا گلیکوپروتیین تناسین (Tenascin) یکی از اجزای ماتریکس خارج سلولی است که گفته می شود در مراحل اولیه شکل گیری و رشد و تمایز برخی از بافتهای جنینی از جمله دندان و نیز در آسیب شناسی تومورها نقش دارد.مواد و روش ها: پژوهش حاضر بر روی 40 موش از نژاد ball-c انجام شد. با استفاده از روش های ایمونوهیستوشیمیایی و بهره گیری از مونوکلونال آنتی بادی (آنتی تناسین) به حضور تناسین در مراحل مختلف تکامل پالپ دندانی از مرحله نبغه دندان تا مرحله زنگوله ای پیشرفته در روزهای دوازده تا نوزده جنینی (E12-E19) ردیابی شد.یافته ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در مرحله جوانه دندانی (Bud Stage) تناسین در بافت اکتومزانشیم و غشا پایه اندام مینایی به میزان بالایی وجود داشت. اما، بروز آن در مرحله کلاهکی (Cap Stage) در ناحیه پالپ کاهش یافت. با پیشرفت تکامل دندان مجددا در مرحله زنگوله ای شکل اولیه (Early Bell Stage) در مرکز پالپ و در مرحله زنگوله ای شکل پیشرفته (Late Bell Stage) در محیط، میزان تناسین به طور چشمگیری افزایش یافت.نتیجه گیری: اختلاف بروز تناسین در زمانها و مکانهای مختلف در پالپ می تواند بیانگر اهمیت این مولکول در وقایع مورفوژنیک باشد و احتمالا در میان کنشهای اپی تلیالی – مزانشیمی نقش مهمی ایفا می نماید. لذا پیشنهاد می گردد که پس از ضایعات وارده بر دندان، میزان ترشح تناسین و ارتباط آن با نمایر دنتوبلاست ها و ترمیم عاج مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 123

دانلود 12 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    39-42
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1530
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع لرز در اعمال جراحی بعد از بیهوشی و عوارض شناخته شده، اهمیت اطلاع از علل بوجود آورنده آن و تناقض در مورد نقش درجه حرارت مرکزی بدن با بروز لرز و به منظور رابطه درجه حرارت مرکزی بدن با بروز لرز بعد از عمل، این تحقیق در مراجعه کنندگان به اتاق عمل جراحی بیمارستان سینا تهران در سال 1376 صورت پذیرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش مورد – شاهدی بر روی 60 بیمار در دو گروه با بدون لرز پس از عمل جراحی انجام گرفت. تومورهای بعد از عمل که حالت نونیک داشته و به صورت waxing and waning بوده و 8-4 سیکل در دقیقه داشتند، لرز در نظر گرفته شدند. درجه حرارت مرکزی از طریق نازوفارتکس اندازه گیری گردید و میزان آن در دو گروه با t-Test مورد قضاوت قرار گرفت. میانگین ها به صورت Mean±SD بیان شدند. یافته ها: از 60 فرد مورد بررسی، 30 نفر در گروه مورد (با لرز) و 30 نفر در گروه شاهد (بدون لرز) قرار گرفتند. دو گروه به لحاظ سن، جنس، و درجه حرارت اتاق عمل مشابه بودند درجه حرارت مرکزی بدن در گروه بدون لرز 36.11±0.33 و در گروه با لرز 35.32±61.0 بود (P=0.001). در ضمن فراوانی لرز در نمونه مورد بررسی 36.70 درصد بود.نتیجه گیری: کاهش درجه حرارت مرکزی بدن با بروز لرز بعد از عمل رابطه دارد. با توجه به شیوع لرز و عوارض آن، تحقیقات تجربی جهت افزایش درجه حرارت مرکزی بدن و یا کاهش لرز توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 1530

دانلود 100 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    43-49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    129
  • دانلود: 

    65
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شایع بودن کلامیدیاتراکوماتیس (CT) و عوارض شناخته شده آن و نظر به این که تشخیص بیماری گران و نیازمند امکانات می باشد و شیوع آن در منطقه کاشان نامشخص بود. از این رو، به منظور تعیین شیوع CT در بیماران مبتلا به بیماری التهاب لگن (PID) این تحقیق صورت پذیرفت.مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی در 323 نمونه انجام گرفت. پس از تشخیص PID بر اساس شرح حال و معاینه بالینی نمونه آندوسرویکس با سواپ برداشته شد و نمونه ها به روش Fluorcent Antibody Dir آزمایش شدند.همچنین در مصاحبه با بیمار اطلاعاتی شامل سن، تعداد زایمان، روش جلوگیری از حاملگی و سایر متغیرها ثبت گردیدند و شیوع در نمونه های تعیین شده در جامعه برآورد شد.یافته ها: در این پژوهش در 323 خانم مبتلا به PID، 33 نفر (10.2 درصد) عفونت کلامیدیایی داشتند.این عفونت با افزایش سن شروع فعالیت جنسی، کاهش تعداد مقاربت در هفته، نولی پاریتی و بالا بودن سطح تحصیلات ارتباط معکوس داشت. در رابطه با روش های جلوگیری از بارداری، استفاده از کاندوم و قرص های جلوگیری از بارداری شیوع عفونت را کاهش می داد. افراد مبتلا به PID کلامیدیایی دیسمنوره و دیسپارونی بیشتری داشتند اما رابطه معنی داری بین عفونت کلامیدیایی و اختلالات خون ریزی رحمی و دیزوری دیده نشد. بیماران با هیپربروفی واکتوپی سرویکس بیشتر مبتلا به عفونت کلامیدیایی بودند.نتیجه گیری و توصیه ها: CT در PID منطقه مساله جدی نیست اما با توجه به عوارض آن، انجام تحقیق تحلیلی برای شناخت علل به وجود آورنده و تحقیق تجربی برای کاهش بیماری را توصیه می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 129

دانلود 65 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    50-53
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    94
  • دانلود: 

    18
چکیده: 

با توجه به استفاده گسترده هپارین و تناقض هایی که در مورد شیوع ترومبوسبتوپنی ناشی از هپارین در مطالعات مختلف وجود دارد. این تحقیق به منظور تعیین فراوانی این عارضه هپارین در تعدادی از بیماران بستری شده در بخش قلب بیمارستان شهید بهشتی شهرستان کاشان صورت پذیرفت.مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی بوده بر روی 400 بیمار انجام گرفت. جهت بیمارانی که با تشخیص بیمار قلبی برای مصرف هپارین با دوز درمانی انتخاب شده بودند، شمارش سلولی انجام گرفته ترومبوستوپنی نداشته اند مورد مطالعه قرار گرفتند. بیمارانی که در بدو امر ترومبوسیتوپنی داشتند از مطالعه خارج گردیدند. سپس تا انتهای مدت هپارین درمانی به طور یک روز در میان از بیماران شمارش سلولی اخذ و بروز ترومبوسیتوپنی بررسی گردید.یافته ها: از 400 مورد بررسی، 67 درصد مرد و 33 درصد زن و 65 درصد مبتلا به آنژین صدری و 35 درصد مبتلا به ترومبوسیتوپنی نشد.نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد که برخلاف نتایج بعضی مطالعات قبلی که شیوع ترومبوسیتوپنی ناشی از هپارین را تا 30 درصد ذکر کرده اند. این عارضه، عارضه ای شایع نمی باشد. از این رو ترس از این عارضه و ارزیابی روزانه پلاکت ها برای ردیابی آن که در برخی مطالعات توصیه شده و برای بیمار و کارکنان پرهزینه و پرزحمت می باشد، ضروری نیست.

آمار یکساله:  

بازدید 94

دانلود 18 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    54-58
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    798
  • دانلود: 

    338
چکیده: 

سابقه و هدف: سپسیس یکی از خطرناکترین بیماریهای دوره نوزادی است که در نتیجه عواقب همودینامیک و متابولیک ناشی از عفونت ایجاد می شود. معیار اصلی تشخیص، کشت مایعات استریل بدن شامل خون، مایع مغزی – نخاعی و ادرار است که پاسخ آن پس از چند روز حاضر می شود. بنابراین، جهت تشخیص و درمان زودرس از علایم بالینی استفاده می گردد. تاکنون قدرت علایم بالینی در تشخیص سپسیس در منطقه سنجیده نشده است. این تحقیق بر روی نوزادان رسیده که در سالهای 1378 تا 1379 در بیمارستانهای شهید بهشتی و شبیه خوانی کاشان بشتری شده اند انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر به روش کارآزمایی از نوع تشخیصی بر روی 120 نوزاد صورت پذیرفت. افراد مشکوک به سپسیس بستری شدن و علایم بالینی تشنج، تب، زردی، استفراغ، بی اشتهایی، هیپوترمی، سیانوز، زجر تنفسی، هیپورفلکسی در آنان بررسی گردید. برای هر یک از نوزادان نمونه های خون، مایع مغزی – نخاعی و ادرار جهت کشت ارسال شد. سپس قدرت تشخیصی هر کدام از علایم در مقایسه با کشت هر یک از مایعات استریل بدن سنجیده گردید.یافته ها: از بین علایم بررسی شده هیپورفلکسی و بی اشتهایی شایعترین علایم بودند. در 13 مورد از بیماران (0.8 درصد) کشت حداقل یکی از مایعات استریل بدن مثبت شد. بیشترین ارزش اخباری منفی و مثبت و همچنین بیشترین ویژگی مربوط به تشنج بود. بی اشتهایی، بیشترین حساسیت را داشت. تمامی بیماران کشت مثبت و در کل 111 نفر از بیماران بررسی شده و (92.5 درصد) با درمان حمایتی و آنتی بیوتیکی بهبود یافتند.نتیجه گیری و توصیه ها: این بررسی نشان داد که تشخیص سپسیس نوزادی بر اساس علایم بالینی به تنهایی امکان پذیر نیست. همچنین با توجه به بهبودی 92.5 درصد از بیماران، با درمانی که شامل آنتی بیوتیکی بود می توان گفت که کشت مثبت نیز استاندارد طلایی جهت تشخیص سپسیس نوزادی نمی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 798

دانلود 338 استناد 1 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    59-64
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    773
  • دانلود: 

    108
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع آرتریت و گزارشهای مختلف و متنوعی که از نظر انواع بیماری، مفصل درگیر، سن، جنس ابتلا و یافته های آزمایشگاهی وجود دارد و نیز عدم اطلاع کافی از وضعیت موجود در منطقه، این تحقیق به منظور تعیین اپیدمیولوژی بیماری مذکور در کودکان بستری در کودکان بستری در بیمارستان شهید بهشتی کاشان طی سال های 78-1370 انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش مطالعه داده های موجود بر روی تمامی کودکان بستری شده با تشخیص اولیه آرتریت پذیرفت، پرونده بیماران از بایگانی خارج و بین آنها پرونده های که در نهایت به تشخیص قطعی علت آرتریت رسیده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت. نوع آرتریت، مفصل درگیر، شاخص های ESR، ... و خصوصیات فردی بیماران از پرونده استخراج و به فرم اطلاعاتی منتقل گردید. پرونده های فاقد اطلاعات مذکور به عنوان موارد ناقص از مطالعه حذف شد.یافته ها: طی مدت بررسی از 4960 کودک بستری شده، 248 نفر (5 درصد) مبتلا به آرتریت بودند که 57.3 درصد پسر و 42.7 درصد دختر می باشند. از نظر سن ابتلا، 3.6 درصد کمتر از 1 سال، 42.3 درصد در گروه سنی 5-1 سال و 54.1 درصد بالای 5 سال بودند. شایع ترین نوع آرتریت سپتیک در کودکان زیر 3 سال دیده شد. موارد دیگر علل آرتریت به ترتیب شامل ری اکتیو، تب روماتیسمی، بروسلوزیس، JRA توکسیک گذرا، سرمی و هنوخ بود. از نظر آزمایشگاهی تمام موارد ESR بالاتر از 100 نفر مربوط به آرتریت سپتیک و JRA بود و مواردی از ESR پایین در آرتریت سپتیک نوزادان مشاهده گردید.نتیجه گیری: توصیه می گردد که به آرتریت سپتیک به عنوان مهمترین و شایعترین نوع آرتریت به خصوص در سنین زیر یک سال توجه نمود. در ضمن، با توجه به بررسی اپیدمیولوژیک این بیماری در کاشان توصیه می شود، این تحقیق برای سایر نقاط نیز انجام گیرد تا بتوان یک اطلس کامل بیماری را در سطح کشور تکمیل نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 773

دانلود 108 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

نیازی شهرزاد

نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    65-70
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    216
  • دانلود: 

    36
چکیده: 

سابقه و هدف: آسیت یا جمع شدن مایع در حفره صفاق، یک علامت مهم از بیماری های زمینه ای می باشد. با توجه به علل متفاوت به وجود آورنده بیماری و عدم اطلاع از وضعیت آن، این تحقیق روی بیماران بستری در بیمارستان شهید بهشتی کاشان طی سالهای 79-1372 انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش مطالعه داده های موجود بر روی کلیه بیماران مبتلا به آسیت صورت پذیرفت. بدین ترتیب که پرونده بیمارانی که تشخیص قطعی آسیت داشته اند از بایگانی خارج و مورد مطالعه قرار گرفت. خصوصیات سن، جنس، تشخیص بیماری، میزان گرادیان آلبومین سرم – آسیت و میزان پروتیین مایع آسیت از پرونده استخراج و در یک فرم اطلاعاتی ثبت گردید.یافته ها: طی مدت مورد بررسی، 117 فرد مشکوک به آسیت بررسی شدند که 17 نفر به علل مختلف شامل فوت قبل از تشخیص، ترخیص زودرس و عدم همکاری در پاراسنتز از مطالعه حذف گردیدند. 100 بیمار مورد بررسی سن 55.8±18.4 سال داشتند که در مجموع 44 درصد آنها زن و 56 درصد مرد بودند. بیشترین تعداد بیماران در گروه سنی بیش از 60 سال قرار داشتند. از علل ایجاد کننده آسیت، سیروز (66 درصد)، بدخیمی (20 درصد)، نارسایی قلبی (9 درصد)، سل (1 درصد) و علل مختلط نیز در مجموع 4 درصد را به خود اختصاص داده است که عامل سیروز در مردان با 80.4 درصد و در زنان با 47.7 درصد علت آسیت بوده است. در بیماران آسیت با علت سیروز، 36 نفر (97.2 درصد) گرادیان آلبومین سرم – آسیت بیشتر از 1.1 بوده است. این عدد در بیماران آسیت با علت بیماری های قلبی 100 درصد و به طور کلی دقت تشخیص گرادیان آلبومین سرم – آسیت برابر 92.8 درصد بوده است.نتیجه گیری: شایعترین علت آسیت سیروز کبدی بوده، بررسی سیروز و نیز میزان قدرت گرادیان آلبومن سرم – آسیت در تشخیص آسیت پیشنهاد می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 216

دانلود 36 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    71-75
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    207
  • دانلود: 

    17
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به شیوع ندول های تیروییدی در منطقه کوهستانی – کویری کاشان و اهمیت تشخیص و درمان سریع آن و گزارش های متفاوت از قدرت FNAc و به منظور تعیین قدرت FNAc در تشخیص ندول های تیروییدی، این تحقیق بر روی بیماران مراجعه کننده با ندول های تیروییدی به مراکز درمانی کاشان از خرداد سال 1377 تا خرداد سال 1379 انجام گرفت.مواد و روشها: تحقیق به روش کارآزمایی بالینی توصیفی بر روی 65 نفر صورت پذیرفت. بیماران با ندول تیروییدی، ابتدا FNAc شده و جواب آنها مشخص و سپس همه آنها تحت عمل جراحی با اندیکاسیون های مختلف قرار گرفتند (جراحی شامل تویکتومی، ایسمکتومی، پیرامیدکتومی یا ساب توتال تیروییدکتومی یا تیروییدکتومی تام بود) و جواب پاتولوژی نمونه حاصل از جراحی با یافته های FNAc مقایسه و قدرت شاخص های تشخیصی FNAc نسبت به پاتولوژی تعیین گردید.یافته ها: از 65 نمونه مورد بررسی در گروه سنی مختلف، 55 نفر (84.6 درصد) زن و 10 نفر (15.4 درصد) مرد بودند و 5 مورد (7.7 درصد) از ندول ها هم در FNAc و هم در پاتولوژی جراحی بدخیم بودند و حساسیت و ویژگی، 100 درصد بود و هیچ مورد منفی کاذب یا مثبت کاذب مشاهده نگردید.نتیجه گیری: FNAc قدرت خاصی در تشخیص ندول های تیروییدی دارد و با توجه به شیوع بالای تدول های تیروییدی در منطقه کوهستانی – کویری (به دلیل کمبود ید) و این موارد کمی از این ندولها بدخیم هستند به موقع کاملا درمان پذیر می باشند، انجام FNAc قبل از جراحی برای همه ندول های تیروییدی اجتناب ناپذیر شود.

آمار یکساله:  

بازدید 207

دانلود 17 استناد 0 مرجع 3
نشریه: 

فیض

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1380
  • دوره: 

    5
  • شماره: 

    2 (پی در پی 18)
  • صفحات: 

    76-79
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1918
  • دانلود: 

    275
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به اهمیت بیماریهای مادرزادی قلبی و عدم وجود آمار دقیقی از شیوع آنها در بین نوزادان این منطقه و همچنین به علت نقش عوامل محیطی و ژنتیکی در نوع بیماری به وجود آمده، این تحقیق در منطقه کاشان طی سالهای 1375 تا 1379 انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر با روش مطالعه داده های موجود با استفاده از پرسش نامه های از قبل تهیه شده صورت پذیرفت و تمام نوزادانی که توسط کاردیولوژیست کودکان تشخیص قطعی بیماری مادرزادی قلبی داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مورد نیاز از قبیل جنس، سن هنگام تشخیص، نوع بیماری قلبی، سابقه مثبت در خانواده، نسبت پدر و مادر، سابقه مصرف دارو در حاملگی توسط مادر و آنومالیهای همراه استخراج گردید.یافته ها: از 2840 نوزاد بستری در بخش طی سالهای مذکور، 46 نوزاد (1.6 درصد) مبتلا به بیماری های مادرزادی قلبی بودند در بین این بیماریها، VSD با 22 نفر (47.8 درصد) شایعترین نوع این بیماریها بود و فراوانی دیگر بیماریها به صورت زیر می باشد. ASD (28.2 درصد)، TGA (19.5 درصد)، PDA (10.8 درصد)، TOF (4.3 درصد) و سایر 6 نفر (13 درصد) به سایر بیماریهای مادرزادی قلبی مبتلا بودند. از تعداد 46 نوزاد مبتلا 20 نفر که (43.5 درصد) دختر و 26 نفر (65.5 درصد) پسر بودند. تنها یک کودک سابقه مثبت در خانواده و 41.3 درصد نوزادان مبتلا به CHD، والدین آنها نسبت داشتند.نتیجه گیری و توصیه ها: شیوع CHD از آمارهای اعلام شده بیشتر است و بویژه بعضی بیماریهای مادرزادی مثل TGA در منطقه به مراتب بیشتر از مقادیر گزارش شده در کتاب های مرجع است. ازدواج فامیلی میزان بروز بیماری را افزایش می دهد. انجام این نوع تحقیقات را در سایر مناطق کشور توصیه می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 1918

دانلود 275 استناد 0 مرجع 0